برنامه آينده
شنبه های پاک
سالگرد شهادت شهید چمران

سخنران :
حجت الاسلام انجوی نژاد
موضوع سخنرانی :
عقل و نور - قسمت دوم
مداح :
کربلایی حبیب عبدالهی
شنبه 1 تیرماه، همراه با نماز مغرب و عشاء
بلوار پاسداران، خیابان شهید آقایی، حسینیه سیدالشهداء(ع)
رهپويان




جمعه 17 آبان 1392 نسخه چاپی
خلاصه سخنرانی | راه و بیراه «قسمت چهارم»
کسانی که توبه محبتی می کنند، توبه‌های بسیار گیراتر و پایدارتری دارند.

یا لطیف
سخنرانی حجةالاسلام سید محمد انجوی‌نژاد
16 / 08 / 92 - شب چهارم محرم
موضوع : راه و بیراه «قسمت چهارم»

 
یکی از موضوعاتی که بشریت همیشه با آن درگیر است، ارتباط با خداوند تبارک و تعالی است.  
در عرفان های کاذب و دروغین، این مبحث را اینگونه مطرح می کنند که خداوند نقش ربوبیت دارد، اما بنده نقش عبودیت ندارد؛ یعنی خداوند وظیفه خدایی خودش را به خوبی انجام می دهد و از بنده، توقع انجام وظیفه ی بندگی ندارد! در حقیقت هیچ تکلیفی بر دوش بنده نیست. [عرفان کاملا بی خاصیت و سیب زمینی!]
بیشتر به این موضوع توجه دارند که بنده از خدا چه می خواهد.

در ارتباط با خدا، دو نوع ارتباط متصور است :
1. ارتباط با خدا بر مبنای رضایت خداوند تبارک و تعالی. یعنی باید طوری زندگی کرد که خدا راضی باشد.
2. ارتباط با خدا بر مبنای نارضایتی خداوند. یعنی اگر نارضایتی پیش آمد، راه حل بنده در جبران این نارضایتی چیست؟
در قسمت دوم، قدم اول توبه است و قدم دوم را اِنابه می گویند. انابه یعنی برگشت روحی، قلبی و جسمی همراه با جبران.
در قدم سوم، اوّاب کسانی هستند که برگشت وجودی به سمت خدا دارند؛ یعنی تمام وجودشان را صرف می کنند.

حضرت حرّ جزء اوّابین بود؛ که خداوند در قرآن از اوّابین یاد می کند. یعنی توبه ی خودش را اینگونه متصور شد که من باید شهید بشوم و جانم را در مسیر اباعبدالله (ع) و خدا، به مقام فنا برسانم تا توبه ام، توبه ی واقعی باشد.
این سه مرحله را برای توبه قائل اند.

نگاه عرفان کاذب به توبه این است که وقتی اسمی از توبه و بازگشت به خدا می آورد، چون تکلیفی برای بنده متصور نیست، یک بازگشت صد در صد احساساتی و بدون هیچ گونه جبران و بدهکاری دارند. گمانش این است که به خدا لطف کرده که برگشته!
در اسلام این روایت مشهور را داریم که «لو علم المدبرون کیف اشتیاقی بهم لماتوا شوقا». اگر آن هایی که به من پشت کرده اند، بدانند که چقدر به آن ها مشتاقم، از خوشحالی می میرند.

اما این از صفات لطف و فضل خداست، نه از عدل خدا.
اگر بخواهیم عادلانه نگاه کنیم، در پشت کردن ما به خداوند تبارک و تعالی ضرر زیادی متوجه ماست، فقط از این باب که بی احترامی کردیم.
لذا امام باقر (ع) می فرمایند : اگر بنده فقط به خاطر یک گناهش، تا آخر عمر سجده برود، آنقدر که پیشانی و زانوانش پینه ببندد و آنقدر اشک بریزد که خونابه از چشمانش جاری شود، باز هم تقاص بی معرفتی یک گناهش را پس نداده است.
یعنی از سمت خدا که نگاه می کنیم «لو علم المدبرون» است، از پایین که نگاه می کنیم، بی معرفتی ماست.

در عرفان های کاذب، معمولا افراد به بی قیدی تشویق می شوند. یعنی کار به جایی می رسد که انسان نسبت به اینکه بنده است و قیدی دارد، هیچ احساسی ندارد.
لذا در کتاب های بازگشت و مراقبه در عرفان های کاذب، اغلب چنین مضمونی که بنده بدهکار است یا باید درصدد جبران برآید، وجود ندارد. آموزه های این نوع عرفان ها، از آموزه های مسیحیت کاتولیک که می گوید اقرار کنید و بروید هم، شل تر و بی مزه تراست!
در کلیسا بابت اعتراف به گناه، پولی می پردازی که احتمالا در مسیر خدا صرف می شود و اقراری می کنی که مزه ی شرمندگی را می چشی.
اما در عرفان های نوظهور همین را هم ندارند. اسم توبه را احساس آرامش می گذارند که معنای این احساس آرامش، سبکی وجدان است.
حالا ببینید امامان و معصومین ما راجع به این آرامش کاذب، چقدر ما را تحذیر می دهند و تنبیه ایجاد می کنند. دستور العمل امامان ما برای ما بندگان این است که باید اغلب اوقات عمرتان را در پیشگاه خدا باشید.
باید چک کنیم که از 365 روز سال، چند روزش گناهکاریم و چند روزش را با خدائیم ؟!

در دین اسلام مراقبه بدون موازنه نداریم. اسلام می گوید وقتی از خودت مراقبه می کنی و به سمت خدا برمی گردی، باید وزن هم بکنی که خوبی ها و بدی هایت چقدر است. هر گاه کفه بدی ها سنگین تر از خوبی ها بود، یقین بدانید در مسیر جهنم قرار دارید و باید در صدد جبران برآیید.

توجیهات غیرالهی جزء چیزهایی است که در عرفان های کاذب وجود دارد.
استدراج کلمه ای است که یقیناً برای این نوع عرفان ها نازل شده است. گمان می کنند ارتباطشان با خدا خوب است، چون خودشان را فریب داده اند. و خداوند در این فریبکاری، آن ها را تنها می گذارد تا برسند به نقطه ای که قرآن کریم فرمود «هذه جهنم التی کنتم توعدون». اینجا، آن جهنمی است که به شما وعده داده ایم.
تازه خیلی از مشرکان آنجا چشمشان باز می شود و می فهمند که در دنیا خودشان را فریب می داده اند.

در عرفان های کاذب، معنای مراقبه، بسیار مبهم است.
مدیتیشن یعنی کنترل ذهنی برای تمرکز در یک مقصود؛ این همان مراقبه است. دین اسلام و مذهب تشیع، اولین مکتبی است که مراقبه را مطرح می کند و این ها این کلمه را از اسلام گرفته اند.
مراقبه + خلوت + محاسبه + موازنه [جایگاه خودت را پیدا کنی] + انابه [تصمیم برای ایجاد تغییر]. ما اسم این پروژه را می گذاریم مدیتیشن شیعی.
با این مراحل به یک نقطه ی مثبت می رسیم. سبکی وجدان و خاموش کردن نفس لوامه، به معنای توبه ی واقعی نیست. توبه واقعی یعنی حرکت از یک جایگاه دور از خدا، به سمت جایگاه نزدیکتر به خدا.

امام صادق (ع) می فرمایند توبه باید در چهار وجه اتفاق بیفتد :
در اخلاق و رفتار / در پوشاک و ظاهر / در عبادات / در میل به گناه
در حاشیه، درمورد دوستان و حتی خواب هم می فرمایند.

بعد از مدیتیشن شیعی، باید یک تحول ـ ولو کوچک ـ در زندگی و رفتار شخص اتفاق بیفتد.
اما پایان مراقبه های عرفان های نوظهور، به بی قیدی می انجامد. بی قیدی به یأس می انجامد. یأس به ناامیدی از خدا می انجامد. ناامیدی از خدا، به توسل به سایر موجودات غیرالهی می انجامد. توسل به موجودات غیرالهی، به حبّ دنیا می انجامد. حب دنیا به توسل به شیطان می انجامد. توسل به شیطان، به خودکشی، پوچ گرایی، نیهیلیسم، شیطان پرستی، فرار از همه ارزش های مادی و معنوی می انجامد.

در معرفت حقیقی شیعی، به قدم اول توبه، یقظه می گویند. یقظه یعنی بیداری و در بیداری، انسان به این نقطه می رسد که وضعیت موجودش مطلوب نیست و باید برای زندگی اش تحول عقیدتی و رفتاری ایجاد کند. و برای حرکت از وضعیت موجود به وضعیت مطلوب، بیدار می شود.
در روایت داریم که اگر بیداری در سنین پایین شکل بگیرد، اثربخش تر، مثمرثمرتر، روحیه بخش تر و مفیدتر است. در سنین میانه و بالا، هم سخت تر است و هم اثرش در زندگی مشکل تر است.

+ قدم بعد از یقظه، پشیمانی است. پشیمانی بر سه قسم است :
1. پشیمانی عقلی. یعنی انسان از نظر عقلی به این نتیجه برسد که دور بدون از خدا، چه مشکلاتی را برای دنیا و آخرتش فراهم کرده است.
بنشیند فکر کند، معصیت هایی که کرده ولو اینکه لذتی هم برایش داشته، چقدر پشیمانی و دردهای طولانی برایش داشته.

2. پشیمانی تجربی. یعنی اگر مؤمن با عقلش نتواند به این نتیجه برسد که گناه، لباس مذلت را بر بدنش پوشانده، خداوند به دلیل محبتی که نسبت به مؤمن دارد، برای او یک تجربه تلخ و ناگوار را فراهم می کند تا در اثر این تجربه، به نقطه ی پشیمانی برسد.

3. پشیمانی محبتی. [بالاتر و برتر از دو مورد قبل] وقتی است که بنده احساس کند خداوند محبوب و معشوقی بوده که رفتار او، حقِ خداوند تبارک و تعالی نبوده است.
آقا امیرالمؤمنین (ع) خداوند رو اینگونه توصیف می کند : خدایی که حقش این است که من این‌گونه برای اون بندگی کنم. امیرالمؤمنین (ع) از مسیر محبت به این نتیجه رسیده که خدا وجودی است که حق این است که در مقابل او معصیت نکنم و بهترین نوع بندگی را انجام دهم.

در عرفان شیعی و اهل سنت خیلی روی پشیمانی محبتی کار می شود؛ کسانی که توبه محبتی می کنند، توبه های بسیار گیراتر و پایدارتری دارند.

+ قدم سوم، ترک توجیه گری و فرافکنی است. دقیقاً همان مطلبی که در عرفان نوظهور، بصورت برعکس عمل می شود!
سعی کند اگر عقل شیطانی و نفس اماره اش، برای گناهانش توجیه می آورد، این توجیه را ترک کند و بگوید فقط و فقط خودم بودم؛ خودم کردم که لعنت بر خودم باد! اگر اطرافیانش هم در آلوده شدنش به معصیت مقصر باشند، آن ها را هم حذف می کند.

در مقام طرد توجیه گری و فرافکنی، علمای ما توصیه می کنند به خوب دیدن کسانی که در زندگی به رضایت الهی رسیده اند.
خیلی از کسانی که به رضای الهی رسیده اند، از نظر جسمی معلول بوده اند، بسیاری از آن ها هیچوقت ازدواج نکرده اند، بسیاری از آن ها تا آخر عمر در فقر دست و پا زده اند، بسیاری از آن ها شکست های بسیار سخت عاطفی داشته اند و ...
خداوند تبارک و تعالی برای جوانان گنهکار، یوسف پیامبر و بسیاری از جوانان پاک‌دامن را ردیف کرده که اصلاً اجازه فرافکنی و توجیه پیدا نکنند.

+ قدم چهارم، بازکردن گره امتناع قلبی است.
قلب هایی که به گناه خو گرفته است، در مقابل پاک شدن و بی گناهی ما، مانع ایجاد می کند.
بسیاری از گناهانی که امروزه دامن ما را گرفته است، گناهانی هستند که گمان می کنیم ترک آن ها برای ما مشکلات و مصائبی را ایجاد می کند. این فکر حتماً و حتماً وسوسه شیطان است. چون خداوند تبارک و تعالی فرموده اگر ترک کنید شما را یاری خواهم کرد.

+ قدم پنجم، عزم بر فراموش نکردن گناه است. دو نظریه وجود دارد :
عده ای می گویند اگر گناهی را ترک کردید، نباید فراموش کنید. همیشه باید به یاد خودتان بیاورید تا بتوانید در مقام ذلت و مذلت و بندگی در مقابل خداوند همیشه خاکسار باشید.
اما عده ای که در درجه بالاتر قرار دارند و توبه هایشان از سر پشیمانی قلبی و محبتی است، نظر دیگری دارند و می گویند یادآوری جفا در حال صفا، خود جفایی است به معشوقی که منتظر صفا از جانب ماست.
معتقدند اگر خطاکار، خطا را یادآوری کند، عیش را نقض کرده است.
برخی از عرفا اعتقاد دارند فراموش کردن گناه برای کسانی که از مسیر محبت توبه کرده اند، اتفاقا عین وفاداری است.

+ قدم ششم، حذف زمینه های خطاست.
ورع یعنی فاصله گرفتن از مسائلی که ممکن است شخص را دچار وسوسه کند که به سمت گناهان گذشته بازگردد.
اگر در مقابل مقام یک بار پایت لغزیده است، و هنوز به آن ثبات نرسیده ای که مقام پایت را نلرزاند، حق نداری به مقام نزدیک شوی. همین‌گونه است شهوت، شهرت، و ... . اگر احتمال لغزش دیدی، اصلا نباید به آن نزدیک شوی.
پیامبراکرم (ص) در روایتی می فرمایند : تعجب می کنم از مؤمنی که دام بر لب آب و در میان آب حرکت می کند و می گوید ان‌شاءالله پایم خیس نمی شود!
حرکت در آب یعنی خیس شدن پا، در کناره آب حرکت کردن یعنی احتمال خیس شدن. ورع می گوید از چیزی که زمینه ی گناه است، فاصله بگیرید.

+ هفتم : ایجاد محبت عبادی 
داستان : عبدالله ابن مبارک مروزی بر معشوقه ای فتنه شده بود. شبی بر بام با او به سر برد و تا بامداد هر دو به تماشای یکدیگر مشغول بودند. چون روز روشن شد و نمازشان قضا گردید، تنبیه حاصل شد. با خود گفت شرمت باد ای پسر مبارک، که شبی همه ی شب بر هوای خود بایستی و ملالت نگیرد؛ اما اگر امامی در نمازی سوره ای درازتر خواند دیوانه گردی! کو معنی ایمان در مقابل ادعای مؤمنی و عاشقی ؟!

در مقام توبه محبتی می فرماید اشکال اصلی خلایق و مؤمنان این است که در ارتباط با خداوند تبارک و تعالی احساس کسالت می کنند.
امام سجاد (ع) در دعای ابوحمزه می فرماید عذر می خواهم و توبه می کنم از نمازهایی که در مقابل تو خواندم و کسل شدم و آنجا فهمیدم کسلم که در ارتباط با خلایق هیچوقت کسل نمی شدم!
هنگام تماشای دو ساعت فوتبال یک لحظه احساس کسالت نمی کنیم، ولی برای یک نماز، یک زیارت، یک ساعت مجلس، برای چند دقیقه بیشترش به اعصابمان فشار می آید!!

ارکان توبه :
1. جبران کاستی های قبلی
2. طلب حلال. بهترین دعا این است : «اللهم أغننا بحلالک عن حرامک». خدا می تواند از حلال طوری ما را راضی کند که محتاج به حرام نباشیم.
3. رد مظالم
4. مجاهدت. بعد از توبه، شما تازه مجاهد هستی. فضّل الله المجاهدین علی القاعدین اجراً عظیما. مجاهدین کسانی هستند که بعد از توبه، تازه شروع می کنند به مراقبت؛ اینکه در مسیر توبه چه کارهایی انجام دهند.
وقتی این کارها انجام شد، تازه توبه صورت گرفته است.

توبه بر 2 نوع است :
1. توبه خواص
2. توبه عوام
توبه عوام، توبه از گناه است. توبه خواص، توبه از غفلت است.

یک چشم زدن غافل از آن ماه نباشیم / شاید که نگاهی کند، آگاه نباشیم..

در دین اسلام اولین کسانی که مدیتیشن شیعی را مطرح کردند، اهل بیت (س) بودند. یک پروژه بسته بندی شده [خلوت + تمرکز + محاسبه + مراقبه + تصمیم]  را جمع کردند و فرمودند بر شما واجب است روزانه مراقبه داشته باشید. روزتان را نباید بدون مراقبه به شب برسانید.


دانلود صوت سخنرانی


کانال تلگرام رهپویان
* نام شما : 
پست الکترونيک : 
وب سايت : 
* نظر شما : 
 
تبليغات