برنامه آينده
مراسم احیاء نیمه شعبان

سخنران :
حجت الاسلام انجوی نژاد

مداحان :
حاج حسن جوکار
کربلایی امیر محمدی

زمان : شنبه 31 فروردین ماه، ساعت 23:30
مکان : زرهی، خیابان شهید آقایی، حسینیه سید الشهداء(ع)

رهپويان




یکشنبه 10 آذر 1392 نسخه چاپی
متن سخنرانی | به مناسبت هفته بسیج مستضعفان - 92/9/9
بسیجی‌ای که فکر کند وظیفه اش فقط جهاد در جنگ است، بسیجی نمی‌ماند. بال ِ جهاد با نفس، باید به اندازه بال جهاد نظامی قوی باشد.

یا لطیف
خلاصه سخنرانی حجةالاسلام سید محمد انجوی‌نژاد
به مناسبت هفته بسیج مستضعفان

1392/9/9

در یک برداشت و نگاه کاملا سلیقه ای به کلمه بسیج، می‌توانیم بسیج را مخفف چند مفهوم بدانیم؛ در حقیقت پایه‌های حرکتی یک بسیجی را می توانیم در این چند حرف خلاصه کنیم:

«ب» بسیج به معنای بیداری است.
انسان در اثر یک سری اطلاعات و آگاهی‌ها به نقطه ای می‌رسد که درک کند هدف اصلی زندگی کردن، رسیدن به گزینه‌های خور و خواب و خشم و شهوت نیست و یکی از قسمت‌های مهم این است که انسان بتواند به همنوع خودش کمک کند و در جهت یاری مظلومان، قیام کند. این قیام ممکن است قیام اقتصادی باشد در مبارزه با فقر، قیام نظامی باشد در مبارزه با استعمار و استثمار، یا قیام فرهنگی [جنگ نرم] باشد. روی هم رفته، یک بسیجی واقعی اول باید در اثر آگاهی، بیدار شود.


«س» بسیج را می‌توانیم بطور خیلی سلیقه ای، سازماندهی اسم بگذاریم.
یعنی هیچ تشکیلات و تشکل و هیچ انگیزه و بیداری در عالم، بدون سازماندهی جواب نمی‌دهد.

سازماندهی یعنی متمرکز کردن نیروها در جهت یک هدف، و نگه داشتن این قوا در کنار هم. این هم آوایی و هم‌نوایی در این قوا باعث می‌شود ضربه‌هایی که زده می‌شود، متمرکز تر و موثرتر باشد. لذا دومین وظیفه بسیجی این است که در سازماندهی قرار بگیرد و در این سازماندهی فقط نقش خودش را بازی کند. یک بازیکن خوب فوتبال که بهترین پستش دفاع است، ممکن است بتواند نقش یک فوروارد را هم بازی کند، اما اگر پست خودش را رها کند و به نقش دیگری بپردازد، سازماندهی این تیم را به هم می‌ریزد.

در بحث بسیج، چه در جنگ نرم و چه در جنگ سخت، سازماندهی دومین مطلب مهم است. چه کسی به درد کجا می‌خورد و در چه زمانی چه کار باید بکند. یک بچه حزب‌اللهی حتی با انگیزه بالا، نمی‌تواند بسیجی خوبی باشد، مگر اینکه در یک سازمان قرار بگیرد.

«ی» بسیج را یاری‌گری نام می‌گذاریم.
یعنی بسیجی خودش فرمانده نیست، بلکه ولایت و خدا را یاری می‌کند. در حقیقت یعنی در پناه یک فرمانده قرار گرفتن. بسیجی یعنی یاری‌گر، نه تصمیم گیرنده و عامل. زمانی که به او بگویند بجنگ، بدون چون و چرا می‌جنگد و وقتی هم بگویند جنگ تمام است، چون و چرا نمی‌کند.


مرحوم شهید کاوه، زمانی در لشگر ویژه شهدا در کردستان فرمانده ما بود. ایشان در بحث سازماندهی و اطاعت آدم بسیار عجیبی بود. یک دفعه شب و نصفه‌شب بالای سر گردان بود. به فرمانده گردان می گفت کنار بایست، می خواهم نیروهایت را چک کنم. وسط ستون‌ها می‌گشت، به یک نفر می‌گفت نفر جلویی‌ات چه کسی است؟ نفر پشت سری‌ات چه کسی است؟ اسم ببر! اگر نمی‌دانست، تنبیه‌اش می‌کرد. می‌گفت چگونه ممکن است در سازمانی قرار بگیری که ندانی عقب و جلویت چه خبر است!

آن زمان در کردستان، زمانی که ستون در کنار کوه حرکت می‌کرد، کومله‌ای در تاریکی شب می آمد و از غفلت یک بسیجی که یک لحظه جلویش را ندیده، استفاده می‌کرد و خیلی آرام وارد صف می‌شد. در آن تاریکی و ظلماتی که ما فقط کوله‌پشتی نفر جلویی را می‌دیدیم، خیلی آرام عقبه‌ گردان را به یک مسیر دیگر می برد؛ جلو به یک مسیر می‌رفت، عقب به یک مسیر دیگر. این گونه کمین می‌زدند.

بسیجی، سازماندهی‌شده‌ء یاری‌گر است، اطاعت محض! زمانی که فرماندهی در بسیج دستور می‌دهد، اعمال سلیقه‌های شخصی، دقیقا آفتی است که بسیج را تبدیل به نهادهایی می‌کند که در طول تاریخ اسلام تشکیل شدند و پوسیدند و از هم پاشیدند.

با این که فرماندهان زمان جنگ، امام نبودند، معصوم هم نبودند، اما هرچه که یک فرمانده‌ دسته می‌گفت، کل دسته رعایت می‌کردند، ولو اشتباه باشد! می‌گفتند فرمانده دسته کسی است که از هر ده صحبتش، هفت تایش حتما درست است. سه تای غلط را هم بایدبخاطر آن هفت تای درست رعایت کنی. یاری‌گری - و نه فرماندهی‌گری - وظیفه‌ سوم یک بسیجی واقعی است.

«ج» بسیج را حمل بر جهاد می‌کنیم.
جهاد دو بُعد دارد. اگر بسیجی فقط به یک بُعد بپردازد، یعنی جهاد نظامی و جنگ نرم و سخت، حرکت با این یک بال به زمینش می‌زند.

+ جهاد در دین مبارک اسلام تعریف شده:
1. جهاد در جنگ سخت و نیمه سخت و نرم.
2. جهاد با نفس.

آیت الله مظاهری(حفظه الله)، چهار جلد جهاد با نفس کار کرده اند که در آن زمان بچه‌های جبهه آن را پاره کرده بودند از بس خوانده بودند! و همین طور کتاب روش‌های کنترل غرایز ایشان.

بسیجی‌ای که فکر کند وظیفه اش فقط جهاد در جنگ است، بسیجی نمی‌ماند. بال ِ جهاد با نفس، باید به اندازه بال جهاد نظامی قوی باشد.

این دو باید با هم حرکت کنند. ما سوپرمن و آرنولد نمی‌خواهیم! نظامی‌گری ما با نظامی‌گری غربی‌ها خیلی فرق دارد. دلیل این که بچه‌های جنگ توانستند بسیجی واقعی باشند، این بود که هم‌پای مباحث نظامی، بطور جدی به مباحث مبارزه با نفس و مباحث اخلاقی پرداختند.


تأکیدی که همیشه داشته ایم این است که در هر جبهه ای می‌خواهید فعالیت کنید، امام حسین ات هم باید به همان اندازه پررنگ باشد. نماز و مبارزه با نفس و هیئت ات، باید به همان اندازه پررنگ باشد.

ان‌شاءالله بسیجی بمانیم و بمیریم، که حضرت امام (ره) فرمود خدایا ما را با بسیجیان محشور کن.




کانال تلگرام رهپویان
 محمودی: با سلام و عرض ادب.
بسیار مفید و خلاصه شده بود.
چهارشنبه 30 آبان 1397
 مجید: عالی بود
پنجشنبه 28 آبان 1394
 میلاد : تکبیر...
الهم عجل لمولانا ولیک الفرج
چهارشنبه 30 اردیبهشت 1394
 منصوره: عالییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییه
چهارشنبه 10 دی 1393
* نام شما : 
پست الکترونيک : 
وب سايت : 
* نظر شما : 
 
تبليغات