برنامه آينده
به دلیل رعایت اصول بهداشتی و پیشگیری از آسیب های احتمالی
جلسات هفتگی تا اطلاع ثانوی
برگزار نمی گردد!
رهپويان



پنجشنبه 12 تیر 1393 نسخه چاپی
متن سخنرانی راجعون - قسمت اول
اصل دین، آدم شدن است. "کانَ عَمیَ العَبّاس نافذُ البَصیرة". از امام صادق(ع) سؤال کردند نافذُ البَصیرة یعنی چه؟ فرمودند یعنی اگر عباس(س) یک نگاه بکند می‌تواند کل کره زمین را استحاله کند، پاک کند. سؤال کردند برای چه به این مقام رسیده؟ فرمود: تمام مقام عباس(س)، لِاَدَبِه و تَواضُعِه. بخاطر دو خصوصیت ادب و تواضعش بود.

یالطیف
سخنرانی‌ حجت الاسلام سید محمد انجوی نژاد
موضوع: راجعون
رمضان المبارک 1393

   
فلسفه انتخاب این بحث این است که نسبت به خیلی از مباحثی که یاد می‌گیریم و آگاهی داریم مشکل رفتاری داریم و مشکل رفتاریمان برای این است که مرور نمی‌کنیم یعنی یک دانش آموز خوب، یک دانشجو و یک طلبه خوب و یک متعلّم خوب کسی نیست که خیلی خوب یاد بگیرد بلکه کسی است که آنچه را که یاد گرفته در ذهنش داشته باشد. مانند خیلی از برادرها و خواهرها که الان کنکور داده اند، سال اول دبیرستان و دوم از یک درسی نمره بیست گرفته اما در کنکور تستی که مربوط به آن درس بوده را، درست نزده است.

دلیلش چیست؟ دلیلش این است که یاد گرفتن قسمت ساده قصه آموزش است قسمت مهم آن در خاطر نگاه داشتن است لذا خداوند تبارک و تعالی وقتی که به اخلاق و تربیت نگاه می‌کند کلمه "رجعت" را به کار می‌برد کما اینکه معنای توبه یعنی بازگشت یعنی رجعت. در باب وظیفه بندگان خدا در طول خلقت هم خداوند تبارک و تعالی یک آیه خیلی مهم دارد که امیرالمومنین(علیه‌السّلام) می‌فرمایند: خداوند تبارک و تعالی رحمت می‌کند بنده‌ای را که بداند از کجا آمده؟ در کجا است و به کجا می‌رود؟ این به همان آیه شریفه قرآن که همه می دانید اشاره دارد؛ "انّا لله و انّا الیه راجعون". یعنی اگر من و شما بدانیم از کجا آمده‌ایم، همین برای اینکه خوب زندگی کنیم و برای اینکه به همان جا برگردیم نه به جهنم، کفایت می‌کند.

آیه دیگری در قرآن می فرماید: "یا ایّتُها النّفسُ المُطْمَئنّة"، بنده‌ای که به آن درجه‌ای می‌رسد، که به نفس این آدم اطمینان داریم، "ارجعی"، برگرد؛ "الی ربّک"، به سوی مربی خودت نه به سوی "الی خالقک" و "الی الله" یعنی مقام تربیت را یک مقام رجوعی می‌دانند. در بحث تربیت اینگونه می‌گویند، متربی خوب، تربیت شونده خوب کسی است که اهل ارجاع باشد. پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) دو ذکر را خیلی به کار می‌بردند و خیلی هم در به کار بردن آن ها توصیه می‌کردند، یکی ذکر استهلال "لا اله الا الله" و یکی ذکر استرجاع "انّا لله". یعنی پیغمبر(ص) دو ذکر اولشان استهلال و استرجاع بود خیلی"لا اله الا الله" می‌گفتند که به توحید اشاره دارد و خیلی "انّا لله و انّا الیه راجعون" می‌گفتند که به نبوت اشاره دارد یعنی هدایت مردم بر این مبنا و معاد. توحید و نبوت و معاد در این دو ذکر پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) خیلی مشخص بود.

بنابراین وقتی ما می‌گوییم راجعون، یعنی یک بحث کامل تربیتی با نگاه انتقادی. یک وقت است که نگاه تربیت، توصیه‌ای است، یک وقت است نگاهش، نگاه انتقادی است یعنی وقتی می‌خواهی تربیت کنی می‌گوید شما این کار را نمی‌کنی این نقدها به آن وارد است، کسی که این مطلب را رعایت نکند این اتفاق می افتد. این قسمت اول مقدمه که معرفی بود.

+ دوم اینکه در روایات ما در شرح و فضایل خیلی از زمان‌ها و مکان‌ها مانند ماه رمضان، دهه محرم، اعیاد توصیه اول اهل بیت(ع) و سیره علما بحث توبه بوده است یعنی رجوع. جزء اولین توصیه‌هایشان این است که این ماه، ماه بازگشت است. چون تا از توبه می‌گوییم انسان بیشتر به صعود فکر می‌کند و می‌گوید توبه یعنی گذشتن از یک گناه برای رسیدن به یک نقطه بالاتر. در حالی که معنای حقیقی توبه برگشتن به آن چیزی است که به آن پاکی و فطرتی که آفریده شده است یعنی اصل توبه می‌گوید تو این نیستی، خدمت امام صادق(علیه‌السّلام) آمد، روایت تکراری است همه شنیده اید، عرض کرد یابن رسول الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) فلانی، فلان کار زشت برایش پیش آمد، ترک کرد. این شخص را دعوت کنید، یک لوحی بدهید، از او تقدیر کنید، در مسجد دستش را بالا ببرید، به مردم معرفی کنید و بگویید این شخص فلان گناه را نکرد. امام فرمودند: آن قدر مخالفت و گناه کردن با فطرت انسان‌ها و فطرت پاک انسان، نامأنوس است که حقیقت عالم این است اگر کسی گناه کرد باید به او لوح بدهند، خیلی زحمت کشیده گناه کرده، خیلی  بر روی نفسش کار کرده تا توانسته آن پاکی را از بین ببرد و بتواند گناه کند، این شخص آدم اعجوبه‌ای است بعد امام اینگونه فرمودند: در آخرالزمان آن هایی که گناه می‌کنند استثناء هستند نه آن هایی که گناه نمی‌کنند!

از خصوصیات قبل از ظهور امام عصر(عج) این است که می‌گویند در قبل از ظهور معروفات،
منکر و منکرات معروف است. یعنی چه؟ یعنی کارهای زشت بین جامعه معروف است و کارهای خوب، بین جامعه استثناء است. می‌گویند فلانی دزدی نکرد یا می پرسند فلانی چگونه آدمی است؟ می‌گوید هرچه هست دزد نیست! یعنی اینکه این شخص دزد نیست حسن شده  است، در صورتی که بعد از ظهور بر عکس می‌شود اگر کسی دزدی کند مردم تعجب می‌کنند که چرا دزدی کرد؟! امام فرمودند: اتفاقاً این آدم کار خیلی عادی را انجام داده  است و تعجب می‌کنم شما اینگونه هستید! این هم یکی دیگر از معانی استرجاع.

»» معنای اصطلاحی کلمه رجعت؛
در بحث ظهور امام زمان(عج) این را داریم که خوبان رجعت می‌کنند. رجعت خوبان دو معنا دارد:
- یک معنا، معنای اصطلاحی شیعی است که می‌گوید کسانی که در طول تاریخ لیاقت بودن در کنار امام زمان(عج) و لیاقت دیدن حکومت معنوی را دارند ولو اینکه پانصد سال قبلش مرده باشند، دوباره سر از خاک برمی‌دارند و رجوع می‌کنند.

- یک معنای دیگرش این است وقتی که نوای حکومت مهدوی بلند می‌شود مردم به خویشتن خویش رجعت می‌کنند. یک معنای رجعت، رجعت دست جمعی تربیتی - اخلاقی مردم است یعنی مردم یک دفعه برمی‌گردند کما اینکه خیلی از ما اینگونه هستیم. خیلی از کسانی که اصلاً با خدا و امام و غیره بیگانه هستند وقتی که اعجاز الهی را می‌بینند یک دفعه بازگشت می‌کنند و پنجاه، شصد، چهل، سی سال عمرشان را در یکی دو ثانیه جبران می‌کنند.

بحث دیگر این است که خیلی از ما گمان می‌کنیم موجودی صفر آفریده شده‌ایم که باید سمت بالا حرکت کنیم، حالا این صفر برخی اوقات در نوجوانی ده نمره بالا می‌رود بعد به میانسالی می‌رسد پانزده نمره عقب می‌آید و منفی پنج می شود و آدم نمی‌شود، جلوتر می‌رود منفی سی یا منفی چهل می‌شود، در حالی که ما صفر آفریده نشده ایم ما صد یعنی ماکسیموم نمره آفریده شده ایم. وقتی شما به یک کودک نگاه می‌کنی نهایت لطافت، صفت الهی. نهایت رقت، صفت الهی. نهایت تواضع، صفت الهی، مدام می‌گوید من کوچک هستم، من نمی‌توانم. نهایت توکل، صفت الهی. نهایت رضا، تمام صفات عالیه را شما در نهایت، در یک کودک می‌بینی.
این کودک به تدریج یاد می‌گیرد خوبی‌های خودش را به صفر و بدی تبدیل کند لذا وقتی که مولوی آن داستان رنج و گنج را بیان می‌کند و می‌گوید وقتی شخصی به پدر عارف، سالک همه چیز فهم  و دنیا دیده‌اش لحظه مرگ رسید، از پدرش خواست که شصت، هفتاد سال از من بزرگ تری و اینقدر تجربه از دنیا اندوخته ای و می‌خواهی از دنیا بروی، من چه کنم؟ برای من چه کرده ای؟ برای من که پسرت هستم چه گذاشته ای که داری می‌روی؟ گفت: اتفاقاً من بهترین کار را برای تو کرده ام.  گفت: چه کرده ای؟ گفت: من برایت یک گنج مخفی کرده ام.  شصت سال عمرم را گذاشته ام  و یک گنج برای تو مخفی کرده ام و وقتی سؤال کرد چگونه؟ پدر جواب داد: در خانه می‌ایستی کمان را می‌گیری و به سمت فلان قسمت تیر را رها می‌کنی. آنجایی که تیر افتاد، همان جا را می‌کَنی گنج آنجاست. پسر هم همین‌کار را کرد، دفعه اول انداخت کَند نرسید، دفعه دوم انداخت نرسید، متوسط کشید نرسید. یک هفته می‌ایستاد تیر و کمان را می‌کشید یک بار صد متر، یک بار دویست متر، چهل متر، سی متر، پنجاه متر نرسید. تمام این مسیر یعنی از آن لحظه‌ای که کمان پرتاب می شود، از مینیموم مثلاً سه متر تا ماکسیموم را کَند.

سه ماه کَند نرسید، پدرش را در خواب دید گفت: من را بد سر کار گذاشتی! پدرش گفت: من به تو گفتم تیر را در کمان بگذار رها کن، نگفتم کمان را بکش. گفتم تیر را بگذار و رها کن، تیر کجا می‌افتد؟ زیر پای خودت. می‌خواستم بگویم گنج نزد خود توست، تو برای اینکه در دنیا به گنج برسی باید خودت را بکاوی نه اینکه منتظر بشوی پدرت برایت کاری بکند، میراثی برایت باقی بگذارد. کَندن و کاویدن خودت که ما به این رجعت می‌گوییم. این را بارها خدمتتان عرض کرده ام اگر من و شما فرض کنیم هیچ تشریعی در کار نباشد یعنی در جهانی قرار بگیریم که پیغمبر نداریم، خداوند تبارک و تعالی تکویناً برای سعادت ما ابزار داده، تشریع لطف خدا است نه وظیفه خدا. تکلیف بر ما در تکوین قرار داده شده یعنی خلقتمان فطرتاً مایه صعود را دارد، خدا یک لطفی کرده تشریع یعنی پیغمبران و اهل بیت(ع) را آورده و گفته است کمکشان کنید و گرنه خود خلقت ما، فطرتاً کافی است. این هم یک دلیل دیگر برای اینکه بحث راجعون را بتوانیم ان شاءالله جا بیاندازیم.

+ بحث بعدی که باید به آن اشاره کنیم بحث اطلاعات دینی است که ما در طول زمان کسب می‌کنیم بدون رجعت بر خودمان، بدون اینکه که به فطرت و به پاکی خودمان برگردیم و این باعث شده یک پریشانی مذهبی در جمع‌های مذهبی ما اتفاق بیفتد. مذهبیان ما و حتی خیلی از مبلغین مذهبی امثال بنده کسانی هستند که یک دریا یا برکه بسیار مسطح، باز اما کم عمقند یعنی وقتی به آن ها مراجعه می‌کنی یا می‌خواهی از افکارشان مطلع بشوی اطلاعات بسیار بسیار زیاد اما پریشان و نامنظم، بدون هماهنگی، مهندسی و بدون وصل به همدیگر می‌بینیم لذا می‌بینی که در بالاترین مراتب سلوک هم صاحب نظر است و هم صاحب عمل!  یعنی مثلاً شخص در قنوت نماز شبش دعای ابوحمزه می‌خواند که یکی از بالاترین مراتب سلوک است، بعد می‌بینی همین آدم در ارتباط با برادرش، خواهرش، همسرش، پدر و مادرش، دوست و رفیقش مبانی اولیه دینداری را رعایت نمی‌کند!

بارها این نکته را از قول حاج مولا احمد نراقی(رحمه الله علیه) شنیده اید و این دو بیت بسیار بسیار زیبایی که خود من معمولاً از وقتی شنیده ام هر یک ماه یک بار به خاطر می آورم:
گر نه موش دزد در انبان توست
گندم انبار چهل ساله کجاست
می‌گوید اگر موش دزد در انبارت نیست، پس این چهل سالی که داری معنویت جمع می‌کنی کجاست؟
اول ای جان رفع و دفع موش کن
وانگهی در جمع گندم کوش کن
می‌گوید اول به بساطت یک نظمی بده. بعضی از ما در ماه رمضان عبادت سنگین داریم، چهار پنج ساعت در روز غیر از مباحث دیگر، غیر از اینکه خود روزه عبادت است، از این طرف هم مرحوم آقای بهاءالدینی می‌فرمایند: یک بار یک ذکر می‌تواند کارسازی کند، در حدی که یک انسان صد ساله غرق گناه را به نقطه صفر نورانیت برساند، از این طرف من و شما خروارها عبادت در رمضان‌ها و محرم‌ها و کربلا و نجف‌ها، عبادت‌های خیریه و عبادت‌های جهادی، هشت سال جنگ، اندوخته داریم اما وقتی به انبار نگاه می‌کنیم می بینیم خالی است! این مربوط به پریشانی معنوی شما است، برای اینکه معنویت شما قسمت قسمت است، به همدیگر کانال کشی نیست یعنی نماز شما در گفتار شما تأثیر ندارد، گفتار شما در شهوات شما تأثیر ندارد، کنترل شهوات شما در رفتار شما تأثیر ندارد، هر کدام برای خودش یک فایل جداگانه است، هیچ شبکه‌ای بین این ها نیست و چون شبکه‌ای بین این ها نیست، جزیره‌هایی کاملاً بی مصرف در میان دریای شهواتت داری اما یک متر هم زمین مناسب برای کاشتن نداری! همه زمین ها مردابی است.

ماه رمضان ماه کاشتن است، الان می‌خواهیم بکاریم، در کجا؟ قرآن کریم می‌فرماید: زمین باید آماده باشد، نَکِد باشد جواب نمی‌دهد. چرا نداریم؟ برای اینکه تمام زمین‌های ما مرداب است، یک متر زمین درست و حسابی که به خداوند تبارک و تعالی بگویی خدایا من یک چیزی دارم روی این یک چیز حساب کن. هیچ کس از ما نخواسته آیت الله قاضی و آیت الله بهجت و امام خمینی(ره) و غیره باشیم، از ما خواسته اند در آخرالزمان یک آدم معمولی باشیم. آدم معمولی باید یک متر زمین برای خودش، برای کاشت داشته باشد لذا ماه رمضان سیل عبادت می‌آید اما هیچ جایی وجود ندارد که این عبادت کاشته بشود تا بعدش بگوید من از این زمین کاشته در ماه شوال یک گندمی می‌توانم درو کنم.

روز اول شوال چه اتفاقی می‌افتد میل به گناه و میل به ثواب برخی یک اپسیلون کم و زیاد نشده، بعد از اینکه یک ماه پرکوب عبادت کرده اند؟! یک شب فرض کنید برای خدا از خانه خارج شوی و حرکت کنی که عبادت محسوب می شود، برای خدا برسی، برای خدا زیارت کنی، برای خدا قرآن بخوانی، برای خدا نماز بخوانی، برای خدا وعظ گوش بدهی، برای خدا مداحی و روضه و توسل داشته باشی، برای خدا آمین بگویی که فرمود وقتی مؤمن در دعا آمین می‌گوید جبرئیل(سلام الله علیه) به بنده‌ای که روی زمین آمین می‌گوید حسد می برد، می‌گوید این شخص چقدر در دعا شریک می‌شود! کسی می‌گوید: "الّلهم اغْفر للمُومنینَ و المُومنات"، این الهی آمین می گوید صدها، هزار میلیارد حسنه برای دعا کردن به این می‌دهند! چرا تأثیر نمی‌گذارد؟ برای اینکه یک متر زمین نداریم این بذر را در آن بکاریم و سالم در بیاید.

از هر جای دین یک چیزی می داند، زمانی برایتان یک خاطره عرض کردم که سال شصت و شش خدمت یکی از اساتیدمان رسیدم، شروع به صحبت و به دور افشانی و گِله کردم، راهکارهای فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی، سیاسی دادم. مثلاً پنجاه یا صد کتاب خوانده بودم! بعد از صحبت های بنده گفت خوب حرف می‌زنی چقدر مطالعه داری؟ دوره های مطالعاتی که دیده بودم را گفتم. گفت: اول از هر کاری همه را فراموش کن، اول روی خودت کار کن آدم شوی. گفتم آدم یعنی چه؟ گفت: یکی از خصوصیات آدم این است که وقتی مقابل یک شخصی مثل من با بیست سال تفاوت سن، مؤدب صحبت کنی، این اولین قدم آدم شدن است. آدم یعنی حداقل احترام ما را داشته باشی، این چه ادبیاتی است که داری حاج آقا فلان کار کن، مگر من نوکر شما هستم؟! اولین قدمش این است.

یعنی اصل دین، آدم شدن است. "کانَ عَمیَ العَبّاس نافذُ البَصیرة". از امام صادق(ع) سؤال کردند نافذُ البَصیرة یعنی چه؟ فرمودند یعنی اگر عباس(س) یک نگاه بکند می‌تواند کل کره زمین را استحاله کند، پاک کند. سؤال کردند برای چه به این مقام رسیده؟ فرمود: تمام مقام عباس(س)، لِاَدَبِه و تَواضُعِه. بخاطر دو خصوصیت ادب و تواضعش بود.

اطلاعات متفرقه دینی خیلی از ما را فریب می‌دهد از هر جا یک چیزی می داند، در سیاست، اجتماع، اقتصاد، روانشناسی، در همه چیز استاد است، مخصوصاً امثال بنده چون مطالعات متفرقه زیاد داریم شغل ما مطالعه است، صبح تا شب مطالعات متفرقه داریم. یک زمانی این نظم نداشتن اطلاعات در مباحث دیگر ضرر ندارد اما در دین، مطالعه باید نظم داشته باشد یعنی باید از فنداسیون و پایه شروع شود تا به بالا برسد.

در بحث راجعون می‌خواهیم به این بپردازیم که یک دیندار واقعی باید از کجا شروع می‌کرده؟ ممکن است شخص شصت سالش باشد، می‌گوید شصت سال اشکال ندارد همین امشب برگرد، یک سری نواقص داری. چرا شما در کنکور رتبه نمی‌آوری؟ برای اینکه درصد ده درست را بالا زده ای، سه درس را خیلی پایین زده ای، معدلت را پایین می‌آورد، دوباره سال دیگر هم شرکت کن، سال بعدش هم شرکت کن! نمی‌خواهد ده سال در کنکور رمضان شرکت کنی، یکسال روی آن سه درسی که نمره نداری کار کن، نمی‌خواهد آن درس هایی که نمره‌هایت خوب است را بالاتر ببری.

»» در بحث راجعون اولین قدم چه می‌گوید؟ برگردید ببینید کجا نمره ندارید؟ من چه مشکلاتی دارم؟ در حال حاضر چه مشکلاتی در انسانیت و دیانت من است؟ ممکن است کسی از نظر انسانی، انسان والا مقامی باشد ولی از نظر دینی مشکل داشته باشد، نمازش مشکل دارد، رفتار دینی اش مشکل دارد. بسیاری از آدم ها، آدم‌های خوبی هستند اما مباحث دینیشان مشکل دارد، ایشان نمازش مشکل دارد هنوز نتوانسته نماز درستی داشته باشد. گفتیم نگاه ما در بحث سی شب امسال نگاه تربیتی، اخلاقی، انتقادی است. نماز این مشکلات را دارد، ارتباطات این مشکلات دارد.

»» قدم آخر را با توجه به توسل امشب می گویم: بحث توبه و جایگاه استرجاعی توبه است و اینکه در توبه چه کار باید می‌کردیم که نکردیم.
چه اتفاقی می‌افتد که توبه‌های ما مانا نیست؟ دو نوع توبه داریم: توبه زحمت و توبه رحمت.

- یک نمونه توبه ی هزینه بر سخت است، که من اسمش را توبه زحمت می‌گذارم. توبه زحمت چه توبه‌ای است؟ توبه‌ای است که شما در اثر گناه به یک مشکلاتی می‌رسی و این زحمت‌ها که از منشاء لطف خداوند تبارک و تعالی برای شما ایجاد شده است، شما را وادار می‌کند که برگردی. یعنی یک زحمتی برای انسان ایجاد می‌شود که انسان را وادار می‌کند به خداوند تبارک و تعالی ایمان پیدا بکند.
- اما یک توبه هم داریم که توبه رحمتی است یعنی انسان به خاطر اینکه به خدا محبت دارد، از شرم و حیا در مقابل خداوند تبارک و تعالی، توبه می‌کند. توبه اولیاء، ائمه(علیهم‌السّلام)، انبیاء و معصومین رحمتی است یعنی این ها اینقدر به خداوند تبارک و تعالی محبت دارند، احساس قصور می‌کنند توبه می‌کنند اما بیشتر توبه‌های ما، زحمتی است. یعنی الان بیشترین توصیه‌ای که برای توبه می‌شود آیه قرآن می‌گوید: ای مردم اگر می‌خواهید از دست غم‌ها و ناراحتی‌ها نجات پیدا کنید، "أنیبوا الی الله"  به سمت خدا برگردید و اتفاقاً توبه رحمتی یک مقداری برای جنبه ما زیادی است. خیلی از کسانی که در نوجوانی توبه‌های رحمتی می‌کنند بعداً می‌شکنند، برای اینکه خیلی بزرگ است، این حرف برای دهن ما خیلی بزرگ است و در قالب دهن معنوی ما نیست.

اتفاقاً توبه زحمتی اصلاً چیز بدی نیست یعنی انسان به نقطه‌ای برسد که احساس کند گناه و نافرمانی خداوند تبارک و تعالی دارد اذیتش می‌کند، حالا این اذیت برخی اوقات چیست؟ بعضی وقت‌ها مریضی، بیماری و سن و سال است، به یک جایی می‌رسد که می گوید دیگر بس است، این جمله یعنی الان به یک جایی رسیده ام که زحمتم!

این شعر را خیلی شنیده اید:
در جوانی پاک بودن شیوه پیغمبری است
ورنه هر گبری به پیری می‏شود پرهیزکار
اصلاً اینگونه نیست که بگوییم در پیری هر گبری مسلمان می‌شود. هیچ روایتی نداریم که این را بگوید، اتفاقاً هر کسی در پیری می‌تواند با خداوند بهتر صحبت بکند معلوم است در جوانی اشتیاق داشته، وقت و حالش را نداشته یا نتوانسته بر نفسش غلبه کند ولی دوست داشته. این هایی که بهشان فرصت می‌دهند در سنین بالا می‌شینند و با خدا حرف می‌زنند، بعضی‌هایشان مقیم نجف و کربلا می‌شوند یا ساکن مشهد و قم می‌شوند، به عبادت می‌پردازند، خیلی آدم های خوبی هستند، خدا به هر کسی توفیق نمی‌دهد آخر پیاله اش را با هم میل کنند.

قسمت اول شعر که در جوانی پاک بودن شیوه پیغمبری است، درست است، واقعاً پیغمبری ست یعنی به این سادگی نیست لذا وقتی ما در بحث راجعون برای توبه رجوع می‌کنیم یکی از بحث‌ها این است؛ بازگشت بعد از زخم، بعد از زحمت، بعد از اینکه به این نقطه رسیدی که شما باید با خداوند تبارک و تعالی آشتی کنی مثل اول ماه مبارک ماه رمضان.

»» بازگشت با چند شرط:
- شرط اول اینکه مطمئن باش
ی هر وقت به دلت افتاد توبه کنی باید توبه کنی و گرنه فرصت توبه دادن به هر کسی به این سادگی پیش نمی‌آید. "انّ ربّکَ لَبالمِرصاد"؛ برادرها و خواهرها در خصوصیات آخر الزمان داریم که می‌فرمایند: مرگ‌ها در آخرالزمان بسیار غیر مترقبه است، سن مرگ در آخرالزمان به شدت متغیر است یعنی ممکن است یک نفر در آخرالزمان صد و ده پانزده سال عمر می‌کند، یک کسی در بیست و پنج، شش سالگی سکته می کند! سکته مربوط به این سن نیست!

کانال تلگرام رهپویان
* نام شما : 
پست الکترونيک : 
وب سايت : 
* نظر شما : 
 
تبليغات