برنامه آينده
جلسه امشب مورخ 3 اسفند ماه جهت جلوگیری از آسیب های احتمالی در حوزه سلامت عزیزان برگزار نمی گردد!

رهپويان



سه‌شنبه 24 تیر 1393 نسخه چاپی
متن سخنرانی راجعون - قسمت پنجم
آقای دولابی فرمودند: غم، غبار گناه است. افتخاری نیست که 24 ساعت غم به دلت است. غم غیر خدا و قبر و قیامت خوردن گناه است نه ترک اولی!

یا لطیف
سخنرانی حجت الاسلام سید محمد انجوی نژاد
موضوع: راجعون – قسمت پنجم
رمضان المبارک 1393


در بررسی صفات راجعون بودیم.
»»» راجعون و نگاهشان به شکر:
همه ما از بچگی کلمه الحمدلله را شنیده ایم و یاد گرفته ایم و معمولا جزء ذکرهای متداولی است که استفاده می کنیم.
ذکرهایی مثل ان شاء الله، ماشاء الله، الله اکبر و الحمدلله، زیاد به کار می رود .مثلا مردم چیز عجیبی می بینند می گویند: الله اکبر. یا مثلا: ما شاء الله، عجب بچه ی زیبایی. این 4 ذکر، از اذکار متداول هستند.
تواتر ذکر الحمدلله یک حسن و یک ضرر دارد. ضررش این است که خیلی بی ارزش می شود و در دست و پا می افتد.
ما برای ذکر الحمدلله بحث رجعت دوباره به کلمه ی شکر را داریم. اینکه شکر در حقیقت و در باطن چه حالی را برای ما باید ایجاد کند. قرآن کریم راجع به شاکرین هم، یک ملامت دارد: "و قلیلٌ مِن عِبادیَ الشَکور"، تعداد کمی از بندگان شاکر من جزء شاکرین واقعی هستند. عبادی یعنی بندگان خود من، بندگان خاصِ درجه یکِ خط اولِ حزب خدا، از میان همین ها هم تعداد کمی اهل شکر هستند. پس معلوم می شود که شکر یک معنای باطنی دارد.
معنای حقیقی کلمه شکر عبارت است از اینکه، شُکر منقلب شده ی کلمه کُشْر بوده است و کُشْر اول کَشْر بوده و کُشْر به معنای کشف است که در سیر انقلابی ادبیات عرب، کُشْر به شُکر تبدیل شده است به این معنا که شاکر واقعی کسی است که برای اینکه بخواهد شکر بگوید، می گردد نعمت ها را کشف می کند.

»» به بحث باطنی و عرفانی کلمه ی شکر برمی گردیم:
* عادات ما در خلقیات ما تاثیر می گذارد. یک عده به بد بینی عادت کرده اند. این فرد بد را می بیند، وقتی با او دوست هستی، کنارش  احساس امنیت نمی کنی چون هزار حسن شما را یا نمی بیند یا اگر دید در 2 ثانیه فراموش می کند، اما یک بدی از شما ببیند 15 سال به روی شما می آورد، اصلا کنار این شخص احساس امنیت نمی کنی. این بدبینی اگر در وجود ما باشد که بعضا هم دیده می شود، مخصوصا دوستانی که در راه های انتقاد می افتند. نقد یک کلمه ارزش مند است و انتقاد یکی از صفات خوب است. "احبُّ اخوانی الیّ مَن اهدا الیّ ذُنُوبی"؛ منتقدین، پاک کنندگان جامعه هستند اما اگر این انتقاد جزء ذات شد یعنی نقّادی جزء خلقیات شخص قرار گرفت، این فرد حتی اگر به دریا هم برود می گردد ببیند که کجا یک آشغال افتاده است. یعنی دریای به آن عظمت را نمی بیند اما آشغال را می بیند.
این اخلاق اجتماعی در اخلاق الهی فرد هم دخالت می کند یعنی این فرد به سمتی می رود که دیگر خوبی های خدا را هم نمی بیند!

بنده و شما بهترین منظره، شهر، جا و مکان، پست و هرچیزی که شما فکرش را بکنی، بهترین چیزی که در دنیا وجود دارد را اگر به دید نقد جلو برویم، سیاهی هایش را می توانیم در بیاوریم و بدترین چیز  و بدترین آدم عالم اگر به دید مثبت جلو بروی، حتی می توانی از هیتلر هم چیز هایی در بیاوری که طرفدارش شوی و اگر به دید منفی جلو رفتی می توانی از امیر المومنین(ع) هم چیز هایی در بیاوری که مخالفش بشوی! لذا امیر المومنین(ع) به یارانشان می فرمودند: دشمنانی دارم که اگر من دنیا را به کامشان بریزم، این ها از دشمنی من دست بر نمی دارند چون قسمت منفی را دیده اند و دوستانی دارم که اگر دنیا را از حلقوم آن ها بیرون بکشم، دست و سرشان را قطع کنم، و ... دست از دوستی من برنمی دارند. چه اتفاقی می افتد که در ارتباط با جامعه، من و شما با خدا مشکل پیدا می کنیم؟ برای اینکه ما با جامعه مشکل داریم.

اگر بخواهیم این را باز شناسی کنیم، چه اتفاقی می افتد که انسان به این نقطه می رسد؟ شما می توانید اسمش را خود شیفتگی یا آنارسیست یا هرچیز دیگری بگذارید، بنده اسم جدیدی انتخاب کرده ام که در ذهنتان بماند، "خود فرشته پنداری". انسان هایی که فکر می کنند خودشان فرشتگان معصوم و پاک و صاف و ساده ای هستند که وقتی با آن ها صحبت می کنی می گویند: من هرچه می خورم از صداقتم می خورم! این جمله اگر از ذهنت می گذرد، از جمله آدم های خود فرشته پنداری.
ما آدم های صاف و ساده ای هستیم که هر چه می کشیم از صداقتمان است، هر چه می کشیم از مردانگیمان است. انسان صادق و مرد هر چقدر هم که سختی بکشند برایشان بد نیست که  بخواهند گله کنند.

ما هر چه در زندگیمان چوب خوردیم از صداقت و صاف و سادگی و صفا بوده است، من فرشته معصوم هر چه می کشم از محبت هایم است، این خود فرشته پنداریست و گمان می کنند که همه عالمی که با آن ها مشکل دارند، مشکل از آن هاست .در شهر بازی مشهد، یکی از دوستان ما اطلاعات آنجا بود، می گفت بچه 5ساله آمده و گفته: پدر و مادر و برادر و خواهر و پدر بزرگ و مادربزرگ من را صدا بزنید، چون گم شده اند!  گفتم: عزیزم تو گم شده ای! خود فرشته پنداری این طوریست. یعنی طرف خودش را حق مطلقِ معصومِ فرشته ای می انگارد که همه عالم مشکل دارند فلذا این فرد تنهاست و هیچ کس نمی تواند با این رود سیال و زلال ارتباط برقرار کند. این خود شیفتگی و خود معصوم پنداری آخرش به جایی می رسد که با خدا هم مشکل پیدا می کند، شک نکنید. برای این که این فرد به بد دیدن عادت کرده است و هرچه هم برای این آدم از این صحبت ها بکنی یک سر سوزن برایش سود ندارد، خودش باید جنسش را عوض کند. شکر یعنی همین. رجعت در شکر یعنی ما برگردیم ببینیم ما بد بین هستیم یا خوب بین؟ والسلام. اگر به بد بینی باشد که منشاء اش به این برمی گردد که خودم را کمتر می بینم. فرافکنی های این انسان به سمتی است که تمام بدی ها را از دیگران می بیند.

مثلا چرا از همسرت جدا شدی؟ شروع می کند به اینکه من معصوم و بدبخت و...
چرا از اداره کار اخراجت کردند؟ این ها شعور ندارند، ادب ندارند، فهم ندارند.
شما که پایگاه بسیج رفته بودی، چه شد؟ این فرمانده پایگاه آدم نیست و...
رفتی در هیئت فلان، آنجا چه؟ این ها همه فلان هستند و ...
یعنی همه عالم بد هستند و فقط این آدم خوب است. از نظر اخلاق و دین این آدم نیاز به درمان دارد و درمانگرش فقط خودش است و تا وقتی که نفهمد که مریض است درمان نمی شود.

* منشاء دوم عدم اثر گذاری عبرت ها ست. آه و ناله ی خیلی ها از عبرت ها بلند می شود؛ مثلا جماعت را بیمارستانی می بری، یا سفر منطقه جنوب می بری و جنازه شهدا را برایشان به تصویر می کشی، ماه عسل می بینند، تحریک می شود اما تاثیر نمی گیرد یعنی این آدمی که یک لحظه با خودش گفت: چقدر مردم بدبختند! این ها چطور دارند زندگی می کنند؟! گریه هم می کند، اما در زندگی اش تاثیر نمی گذارد، 5 دقیقه بعد دوباره با یک مشکل خیلی کوچک و مسخره، آه و ناله می کند.

انقدر می نویسند که غصه می خوردم کفش ندارم، کودکی را دیدم که پا نداشت، راحت شد . دروغ نگو !این کودکی که پا نداشت در زندگی شما تاثیری هم گذاشت یا نه؟ شما هنوز با همان حساسیت و وسواس و مسخرگی و بچگی داری زندگی می کنی! چرا شعر می نویسی؟ این آدم یا دلش تنگ است، یا دلش سنگ است، یا دلش سرد است! این دل مسخره را رها کن.
ما هم این دوره ها را گذرانده ایم و صد برابر شما هم از این بدبختی ها سرمان هم آمده است اما نه دلمان تنگ شده، نه نا امید شده ایم و نه وبلاگ زده ایم و نه آه و ناله کرده ایم. کمی چشم هایمان را باز کنیم. حضرت امام(ره) فرمودند: در مسائل دنیایی هیچ راهی نداری غیر از اینکه پایین تر از خودت را نگاه کنی.

توصیه ی همین ماه رمضان مقام معظم رهبری(حفظه الله) که فرمودند: جوان ها شادابی زندگی ماحصل این است که شما به پایین تر از خودت نگاه کنی. والسلام، عبرت!
نمی شود برای شما یک دنیای مجازی درست کنیم، دنیا به این آزمایش ها و امتحانات پیچیده شده است. هیچ راهی غیر از این که شاکر واقعی باشیم، نداریم.

امثال ما صبح تا شب از این همه دلسردی و ناله شنیدن، بریده ایم، بس است دیگر. مخصوصا امثال ما، چون مردم تا زمانی که خوشحالند اسم خدا، پیغمبر و آخوند و انجوی، یادشان نمی آید، به محض این که برایشان ناراحتی پیش می آید، می آیند و می گویند: حاج آقا چه کار کنم؟ به خدا من هم آدم هستم. یک نسلی بار آمده اند که روی اعصاب آدم اند. جو می گیردش، از مدافع حرم و فلسطین و جنگیدن می گوید، تا جو می خوابد، این فرد برای یک"تو" شنیدن دلش می گیرد!
 
آرمان های انقلاب اسلامی و جبهه فرهنگی و مبارزه با فقر و جنگ فقر و غنا و راه امام و شهدا و همه چیز را فرا موش می کند چرا که دلش گرفته است و امام می فرمایند : اسم این دل نیست، این نفس کوچک و سوار بر گرده شماست! بیخود اسمش را دل نگذار! بگو نفسم من را قفل کرده است.
* سومین مبنایی که نمی توانیم شکر واقعی داشته باشیم، دنیا محوری است. همین امشب تلوزیون مثلا داشت کار فرهنگی می کرد، یک تلگری را می خواست داشته باشد. نشان داد که شب جمعه است چند قبر را گذراند و بعد در مرده شور خانه رفت!
از آن طرف با خانمی مصاحبه کرد که چه چیزی می خری؟ گفت: روسری فلان قیمت! بعد رفت در مرده شور خانه، دستی را نشان داد که دارد مرده را می شورد! این مثلا شد کار فرهنگی! الان دیگر همه جماعت فکر مرگ و قبر و قیامت افتاده اند و کلا زندگی هایشان را تغییر داده اند!

دنیا محوری یعنی چه؟ یعنی مردم را قانع کنی که تو بزرگ تر از آن هستی که این مدها و این دنیا بتواند تو را ارضاء کند. هرچه به تو بدهیم حد یقف نخواهی داشت و راضی نمی شوی!
جلوتر از خودت را نگاه کن، آنکه مقامش از تو بالاتر است، راضی نشد! آنکه پولش از تو بیشتر است، راضی نشد! آنکه از تو زیبا تر بود راضی نشد! آنکه ازدواج کرد و 18 بچه هم دارد راضی نشد!
نمی شود، دنیا نمی تواند تو را راضی کند. درصد زیادی از برنامه هایت را اخروی ببند. لازم هم نیست دست مرده شور را نشان بدهی که دارد مرده می شورد، در ماه رمضان در سبک زندگی ات برنامه داشته باش که یک درصدی را برای خدا کار کنی.
برای خدا کار کردن یعنی چه؟ یعنی خدا به من لطف کرده، همین مسیری که من دارم حال و صفا می کنم و برای قبر و قیامتم دارم کار می کنم را به اسم خدا بنویسم! این را بیایید جا بیندازید.

بعضی از حرف ها را اصلا در مجلس های عمومی نمی زنیم، جای این حرف ها در همین زمان های شب جعه و سحری است که ممکن است گفته شود.
مثلا این لوستری که این جا هست، البته این وقف است و همه این ها را مردم می دهند و کسی نمی تواند ان قلت روی وقف بگذارد! حضرت امام(ره) بارها گفته اند که در مورد وقف ها چیزی نگویید. مثلا این لوستر در خانه ماست، این لوستر درد چند نفر را می تواند درمان کند؟ مردم باید کمی ساده تر زندگی کنند! این سنگی که در خانه ات عوض کردی، متری چند تومان شد؟ چقدر لذت بخش است؟ با همین مقدار چقدر می توانستی درد مردم را درمان کنی؟

فقر بچه های زینبیه در سوریه را می دیدیم، بارها می خواستم بروم یک چیز هزار تومانی بگیرم، می گفتم این هزار تومان می شود یک سوم کیلوی نانی که بچه ها دوست دارند، گفتم این هزار تومان را بدهم از این نان  که بخورند !
حتی آخرش گفتم یک چیز کوچک در حد یک نبات 500 تومانی بخرم باز هم دلم نیامد. تا آخرین قِران پول را دادم برای بچه ها که از آن نان ها بخرند.

ببینیم آیا می توانیم به خاطر شکر، یک درصدی از تبرّج و تجمل زندگیمان را کم کنیم؟ می توانیم یا نه؟
همین مومن ها، 30 دست مانتو، 30 تا کفش، 30 تا جوراب، 30 تا چادر و ... تبرّج در بین مومنین و حزب اللهی ها مخصوصا خانم ها کولاک می کند.
همین الان هم در دلش می گوید: حالا بگوید !
کمی با هم زندگی کنید و بهتر زندگی کنید. کمی زندگی هایمان را جمع کنیم، کمی ساده تر زندگی کنیم! بگو بنده درصدی از تبرّج های روزانه ام را، حلال می خورم اما در صدی را هم برای محرومین جامعه کم می کنم!  30% را برای محرومین جامعه می گذارم، برای زندگیمان برنامه داشته باشیم، شکر یعنی این.

در ماه رمضان یک قوطی کنار می گذارد، 30% از خرج هایی که تا الان دارد را کم می کند و برای محرومین می گذارد. آخر برج هم یک نگاهی می کند و لذت می برد و می دهد به چند نفر آدم بدبخت و بیچاره که بخورند و لذت ببرند.
مدام شوهرها، پسرها، دخترها، مادرها، پدرها نامه می دهند و مدام می گویند که به زن ها بگویید رعایت کنند. این تعویض مبلمان و قالی و این همه روسری و کفش و کلاه مگر چقدر لذت دارد؟! و بعضا برادرها هم همین طو!
می گویند این ها را در جلسات عمومی نگویید، مردم فراری می شوند، می گویند: آخوند مرتجع و مسخره که نمی گذارد زندگی مان را بکنیم، چه کسی گفته است که این دین است؟!!
یک عده فقط بلد هستند که بگویند دین این نیست، بعد بپرسی که دین چیست، دیگر صحبتی ندارند! فقط می گویند: دین چیزی نیست که این ها می گویند!

دین انسانیت نیست، دین شرف نیست، دین غیرت نیست، دین با فقرا هم دردی کردن نیست، دین با هم خوردن و با هم خندیدن نیست! دین فقط همین است که شما باید خانه خوب و مرکب خوب و زن خوب و زیبایی داشته باشی.
فقط النظافة من الایمان است؟ الصدقه من الایمان نیست؟ الزکات من الایمان نیست؟ الخمس من الایمان نیست؟ الغیرت من الایمان نیست؟ العفت من الایمان نیست؟ فقط النظافه من الایمان است!
و نظافت هم فقط در این است که هر ماه لباس و دکوراسیون و مبلمان عوض کنی! این ها از نفست است. شاکر واقعی باید زندگی اش ساده باشد، نمی تواند ساده باشد، حداقل باید یک درصدش را کم کند.
بگوید: امسال 20%، خدا توفیق بدهد سال بعد آن را 30% بکنم! شکر باید ازدیاد داشته باشد. همه ما بشر حافی نیستیم که تا امام صادق(ع) با ما صحبت کرد، پا برهنه از مجلس بیرون بزنیم، بیاییم و بگوییم: یابن رسول الله، تمام زندگی ام برای  تو! بعد بیاید در خانه رفیقش و بگوید یک دست لباس به من بده چرا که من همه را به امام صادق(ع) داده ام، هیچ چیز ندارم! ما که بشر حافی نیستیم، در ماه رمضان 10% از تبرّج زندگی ات را کم کن. برنامه بگذار و امسال 30% را کم کن!

در بازار راه نرو، نمی توانی چشمک دنیا را تحمل کنی. مدام می گویند: در خیابان ها راه نروید پر از نامحرم و بد حجابی است، آدم به گناه می افتد! در صورتیکه این مغازه ها بیشتر از بد حجاب ها، انسان ها را به گناه وادار می کنند.
شما داری "حقٌ للسّائل و المَحْروم" را می خوری! این تبرّج ها و تجمل ها حق الناس است.
این جشن های آخر سال کمیته ها دردی را از فقرا درمان نمی کند. باید 60 ملیون  بچه مسلمان ایرانی هر روز پای کار باشند، و 10% از تبرج خود را کم کنند، شکر واقعی این است. زندگی ات مال خودت، خونه ات 800 متر ست؟ نوش جانت، نمی گویم 100 مترش را کم کن! در حقیقت نمی شود بگویم کم کن اما با یک تعویض مبلمان شما یک پسر و دختر می توانند بروند در یک خانه زندگی کنند. روز قیامت چطور جواب امیر المومنین(ع) را می دهید؟ فرمودند در آخرالزمان، 1. امان از تسویف 2. امان از تبرّج.

»» آخرالزمانی ها به دو صورت خدا را می پیچانند:
1. با تسویف که مدام می گویند ان شاء الله از فردا.

2. با تبرج. این ها دیگر خرج ندارند که، بَرج دارند.
این ها مشکلات ماست. مشکل ما بچه حزب اللهی است که می گوید 300 هزار تومان خرج بستنی در برج میلاد کرده ام! یک تکه طلا هم کنارش بود. یک تکه طلا را هم خوردی؟ تو اسم حزب الله را نجس کردی! چه کسی به شما اجازه می دهد پایت را آنجا بگذاری؟ ساده زندگی کنید و با هم بخورید، به این شکر می گویند.
جوجه کبابی که خودت درست می کنی خیلی خوشمزه تر از جوجه کبابی است که پول برج به رستوران ها می دهی. خرج تو زیر 10 تومان می شود چرا 25 تومان خرج کردی؟ 15 تومان داری تبرّج می دهی. باز هم می گویم، این صحبت ها مربوط به مجلس عمومی نیست. مربوط به کسانی هست که سحر شب جمعه، ماه رمضان آمده اند.

* آخرین مبنایی که شکر را خراب می کند، دیگر بینی است. کسی که دائم در حال دیدن دیگران است.
توصیه ی علما و بزرگان است که انقدر باید به خودت و به دنیای خودت و به عاقبت و آخرت خودت مشغول باشی که فرصت نکنی دیگران را ببینی. خود فرشته پندار ها چون هیچگاه خود را در آینه نمی بینند و رفتار خود را هیچ وقت تحلیل نمی کنند و فرشته معصومی می شوند که بین دیو ها و غول ها در این دنیا گیر افتاده اند و آخرش باید به گونه ای از دست گوژپشت نتردام در بروند و به قبر و قیامت برسند، فقط خدا قدر این ها را می داند. اولیای خدا وقتی به خود نگاه می کنند و عظمت خدا را می بینند خیلی احساس پستی می کنند.

امام می فرمایند: ای عزیز انقدر لاف خدا نزن. ای عارف، ای صوفی، ای حکیم، ای مجاهد، ای مرتاض، ای فقیه، ای مومن، ای مقدس، ای بیچاره های گرفتار و ای بد بخت های دچار مکاید نفس و هوای آن، همه بیچاره هستید. همه از خلوص خدا فرسنگ ها فاصله دارید. انقدر به خود حسن ظن نداشته باشید. انقدر عشوه و تدلل نکنید و دلیل نیاورید. خیلی از مومنی های ما به خاطر رسیدن به 4 شهوت جنسی و حورالعین و مسائل قیامت است. انقدر لاف محبت خدا و لاف عاشقی نزنید. خیلی از نمازها ی ما به خاطر دوری از بلاهای دنیایی است. خیلی از اشک های ما و دل گرفتگی های ما راجع به نرسیدن به آرزوهای سخیف دنیاییمان است، به پای دعای کمیل ننویسید!
عجب ها و طلب
کاری های همیشگی، که همیشه از عالم و آدم طلبکارند و هیچ گاه یک سر سوزن، نه احساس بدهکاری می کند و نه احساس عذر!! فلذا هیچ وقت در خانه ی هیچ بشری برای عذر خواهی نمی رود و اگر در خانه ی خدا هم برای عذر خواهی رفته است، دارد دروغ می گوید چون نمی تواند برود.
بعد اشاره می کنند که مومنان واقعی ولو اندک، الگوی خوبی هستند که ما در صدی به واقعیت نزدیک بشویم.
آنان که فانی فی الله شدند، آنان که رفتند و هیچ نخواستند و پشت سرشان را هم، نگاه نکردند حتی فکر این را نکردند که وقتی می گفتیم، عکس بگیر برای حجله که مردم ببینند جوان به این زیبایی رفته و شهید شده است، می گفت: نه من عکس نمی گیرم .
می گفت وصیت نامه نمی نویسم چون می ترسم این وصیت نامه برای من نامی را در جهان دست و پا کند. شفاهی گفت: انقدر را بدهکارم، مادر جان دستت را می بوسم، یا علی!  فانی فی الله.

شهید جواد دور ولی حتی گفت سنگ قبر هم نمی خواهم! سنگ قبر 250 تومان است من می خواهم فانی شوم،250 تومان می خواهید بخرید بگذارید روی سر من؟! این 250 تومان را به دو خانواده بدهید نان بخرند، بخورند. کسی حق ندارد سنگ قبر بخرد. ببینید ما با چه کسانی بودیم! هیچ خرجی نکنید، روی قبر من مثل مادرم فاطمه(س) گِل بکشید و روی آن اگر کسی خواست بفهمد قبر شهید محمد جواد دور ولی در دزفول کجاست، روی گِل اسم ننویسید با انگشت بنویسید: پر کاهی تقدیم به آستان الهی!! والسلام. فانی فی الله. امام فرمود این ها مومن اند. تو عبا و عمامه ات را کنار بگذار، فیلم هم در نیاور! تو به دنبال شهوات هستی در دنیا گیرت نیامده مجبور شده ای به قیامت و آخرت بیاندازی. اگر این ها را به تو داده بودیم الان اینجا نبودی.
ای که از سر بیچارگی سر تعظیم در مقابل خدا فرو آورده ای که اگر چاره ای غیر از خدا داشتی اینجا نبودی، این جمله از خودم بود، از امام نیست بعد نگویید به امام متصل کرد!

همه ی این دادها و صحبت ها برای این نیست که بترسی و بلرزی و فکر قبر و قیامت بیفتی برای این است که تو شاکر باشی و در دنیا بیشتر به تو خوش بگذرد. این تبرّج ها به زندگی نِکبَت می شود، به قلبت عقده می شود و نمی گذارد خوشی را بچشی. با هم بخورید و با هم بخندید تا لذت ببرید. این عقده ها آخر شما را هم از خدا هم جدا می کند.

آقای دولابی فرمودند: غم، غبار گناه است. افتخاری نیست که 24 ساعت غم به دلت است. غم غیر خدا و قبر و قیامت خوردن گناه است نه ترک اولی!
منم که شهره شهرم به عشق ورزیدن، منم که دیده نیالودم به بد دیدن
وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم، که در طریقت ما کافریست رنجیدن


کانال تلگرام رهپویان
 سینا: لطفا متن کل جلسات سخنرانی راجعون را در سایت بگذارید
چهارشنبه 25 تیر 1393

  پاسخ :  چشم حتما. متن سخنرانی به خاطر پیاده و ویرایش شدن، طول می کشه تا روی سایت قرار بگیره.
* نام شما : 
پست الکترونيک : 
وب سايت : 
* نظر شما : 
 
تبليغات