برنامه آينده
جلسه امشب مورخ 3 اسفند ماه جهت جلوگیری از آسیب های احتمالی در حوزه سلامت عزیزان برگزار نمی گردد!

رهپويان



جمعه 27 تیر 1393 نسخه چاپی
متن سخنرانی راجعون - قسمت ششم
آقا امیرالمومنین(علیه‌السّلام) می‌فرمایند: اگر ذات خودت را، یعنی شاکله ی آموزش دیده ی خودت را، از خصائل زشت پاک نکنی باعث فضیحت و بی‌آبرویی تو می‌شود.

یا لطیف
سخنرانی حجت الاسلام سید محمد انجوی نژاد
موضوع: راجعون – قسمت ششم
رمضان المبارک 1393
  
در ادامه بحث راجعون امشب راجع به شاکله صحبت می‌کنیم. "قُلْ کُلّ یَعْمَلُ عَلی شاکلتِه"، در قرآن کریم می‌فرماید: که ای پیغمبر به مردم بگو که هر کسی بر مبنای شاکله خودش صحبت می‌کند. شاکله در ادبیات عرب به معنای ریسمان است. ریسمانی که در حقیقت دست و پای انسان را برای مقصد خودش می‌بندد و در اصطلاح اخلاقی یعنی ذات، ذاتی که انسان‌ها دارند. انسان‌ها بر مبنای ذاتشان یک خلقتی دارند که به هر حال درصدی از این خلقت ژنتیک است یعنی خیلی از اخلاق‌های ما ژنتیکی است. مثلا بُخل یا سخاوت یک درصدی از آن ژنتیک است با اینکه بُخل و سخاوت اخلاقی است اما قرآن کریم اعتقاد ندارد انسان‌ها قادر به تغییر نیستند، می‌گوید می‌توانند در شاکله‌شان تغییر بدهند اما بگویید هر کسی بر مبنای شاکله خودش عمل می‌کند.

بحث رجوع به شاکله این است که در شاکله ی انسان‌ها صفات نورانی قرار داده شده است یعنی به عنوان مثال انسان‌ها همه به یک میزان خیلی خوبی رئوفند، انسان‌ها همه به یک میزان خیلی خوبی اهل ایثارند، این ها جزء شاکله ی ما است. وقتی در خلقت نگاه می‌کنیم یعنی بچه کوچک را که نگاه می‌کنی در شاکله‌اش رأفت را می‌توانی ببینی، در شاکله‌اش رحمت و مهربانی را می‌توانی ببینی. یعنی همان روزهای اولی که وجود بچه دارد شکل می‌گیرد، اگر دستش را به محبت بگیری درک می‌کند و متقابلاً دست شما را هم می‌گیرد. اگر بغلش کنی در فطرت بچه این است که برای محبت دستش را دور گردن شما می‌اندازد، این رأفت و محبت جزء شاکله‌اش است.

صفات انسانی جزء شاکله ی ما است یعنی خیلی از صفات انسانی جزء شاکله ی ما قرار داده شده است اما در طول زندگی برخی از ما به دلیل اینکه توجه نداریم که این صفات باید تقویت بشود، آرام آرام دچار یک سری تغییرات رو به بدی می‌شود یعنی ممکن است رحمت شخص آرام آرام به غضب و بیرحمی تبدیل بشود، یعنی اگر ما بتوانیم آن اصلی که در کودکی برایش خلق شده ایم که پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) خیلی تأکید داشتند به اینکه انسان‌ها بتوانند رفتارهای کودکان را در بزرگی هم اجرا کنند، اگر بتوانیم به آن اصل برگردیم خیلی خوب است. من‌ جمله اینکه پیغمبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) مثال زدند که کودکان را دوست دارم برای اینکه از ساختن لذت می‌برند، از خراب کردن هم لذت می‌برند. اگر یک ماشینی را بسازند لذت می‌برند خرابش هم بکنند لذت می‌برند، جزء خصوصیات فطری اش این است.

در حالات جبرائیل(علیه‌السّلام) داریم که هر روز سه مرتبه به بزرگترها می‌گوید: "وَابْنوا للخَراب". بسازید خراب می‌شود از جفتش هم باید لذت ببرید چون هر دو قوانین دنیا است. یک بزرگواری در یکی از شهرها مدتی مریضی و بیماری پیدا کرده بود، هنوز هم کاملا خوب نشده و در خانه است. یعنی همین که در خانه است و بیمارستان نرفته و کار نمی‌تواند بکند، خیلی خوب است. برای التیام و احوال پرسی و در حقیقت عیادت، خدمتشان رسیدیم، ایشان خیلی عادی بسم الله الرحمن الرحیم گفتند و صحبت کردند. وقتی که خانه بزرگان می‌روی یک صحبتی برایت می‌کنند چون اعتقاد اولیاء خدا این است که هیچ دور هم نشستنی نباید خالی از موعظه باشد. شما بگویی موعظه کن موعظه می‌کنند، نگویی هم موعظه می‌کنند. برخی اوقات که به یک ولی خدا می‌گوییم حاج آقا یک نصیحتی بفرمایید، کار را خراب می‌کنیم یعنی دقیقاً اولیاء خدا آن وقتی که لازم است نصیحت لازم را می‌کنند، حاج آقا یک نصیحت بفرمایید اینجا کار خراب می‌شود.

بعضی وقت‌ها به ما هم می‌گویند حاج آقا [یک نصیحتی بفرمائید]. روی منبر یک ساعت صحبت می‌کنیم می‌آییم پایین می‌گویند حاج آقا یک نصیحت بفرمایید، می‌گویم پس یک ساعت اون بالا من چیکار می‌کردم؟ گفتم دیگه، چه نصیحتی بفرمائیم؟ ما خدمت ایشان رسیدیم بدون اینکه بگوییم، گفت: بسم الله الرحمن الرحیم همه ی ما یک اوج داریم یک فرود، همه ی ما یک روزی باید از یک اوج بیاییم پایین برای اینکه وقت داشته باشیم بار و بندیلمان را جمع کنیم برای رفتنِ درست به سمت بالا. یعنی کل صحبتی که ما می‌خواستیم بکنیم که حاج آقا کاش خدا شفا بده و شما برگردید و ملت استفاده کنند از شما، همه ی اینها را همان اول بسم الله الرحمن الرحیم، حالا شروع کردیم حال شما خوب است الحمدالله سلامت باشین نشستیم چایی بیارند، انقدر طبیعی با این فرودش و انزوایش در خانه برخورد می‌کرد که انگار یک اتفاق خیلی طبیعی[افتاده است] انگار یک کسی غذا خورده حالا می‌خواهد آب بخورد که غذا پایین برود، به همین سادگی، یعنی به همین سادگی که شما بعد که غذا خوردید یک لیوان آب برمی‌دارید یک قُلُب می‌خورید ایشان راجع به در خانه افتادن و مریضیش [حرف می زد]،به همین سادگی؛ همه ی ما یک اوجی داریم یک فرود، اوجمان گذشته الان فرود هستیم، باید جمع و جور کنیم برویم. از آن فرود الان بیشتر از پنج سال می‌گذرد و هنوز ایشان اعتقاد ندارد که بنده الان ضرری دارم می‌کنم. این چیست؟ این جزء فطرت‌های اولیه است. برای کودکان می‌گوید اینطوری بودند. در کودکی، شما از ساختن لذت می‌بُردید از خراب شدن لذت می‌بُردید چون جفتش قواعد خلقت است. در کودکی یکی از بازی‌های شما مُردن بود، می‌گفت تیر می‌زنم بمیر، تیری بزن بمیرم، تیر می‌زد تق خودش را می‌انداخت، خیلی ساده، یعنی چی؟ یعنی من فطرتاً نسبت به مرگ و مُوت خیلی طبیعی نگاه می‌کنم.

اینها جزء چیزهایی است که میگوییم در فطرت ما است. بعد یک سری رفتارهایی می‌آید و این رفتارها یواش یواش به زشتی تبدیل می‌شوند یعنی رفتارهای زشت می‌آید ـ که در شاکله ی ما نبوده ـ این خودش را جزء شاکله ی ما قرار می‌دهد. ما به این رفتارها  رفتارهای اکتسابی می‌گوییم، یعنی اینها در شاکله ی ما نسب نشده انتسابی نیست بلکه اکتسابی است. میل به ظلم اکتسابی است، در شاکله ی ما که میل به ظلم وجود ندارد. این‌ها بیشتر آموزشی است یعنی می‌بینید شخص از محیط خودش، از اطراف خودش آموزش می‌گیرد و این میل‌ها در او ایجاد می‌شود و و و بقیه، هر چی که شما فکر کنید، صداقت در شاکله ی ما است، حالا دروغ چیست؟ دروغ یک آموزش غلط است که به ما گفته النجاة فی الکذب، در شاکله ی ما النجاة فی الصدق است. در اثر آموزش اطرافیان به ما اینجور القاء شده که نجات در این است که الان دروغ بگویم وگرنه انسان مرض ندارد که دروغ بگوید، فکر می‌کند النجاة فی الکذب. اینها جزء مباحث این مدلی در شاکله است.

 بعد اینها یواش یواش در شاکله ی ماشکل می‌گیرد، شاکله یعنی شکل گرفتن، یواش یواش این آموزه‌های غلط برای ما یک وجدان، یک فطرت و یک ذاتی را آماده می‌کند که شخص وقتی بهش می‌رسد می‌گوید این ذاتش خراب است، این ذاتش خراب است می‌رود تا سه، چهارسالگی، از سه به پایین که نمی‌رود.این از سه، چهار سالگی دارد آموزش می‌بیند، از دوسالگی دارد آموزش می‌بیند. از تولد تا دو سالگی فطرت کاملاً پاک بوده است. پس آموزه‌های غلط باعث می‌شود شکل‌های غلط در ما ایجاد بشود که بعد می‌شود شاکله. قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلَى شَاكِلَتِهِ؛ بگویید به مردم شما بر مبنای شاکله‌ای که شما را آفریده‌ایم، عمل می‌کنید نه بر این شاکله‌ای که الان خودت شکل دادی. شما کافی است برگردید به اون زمان.
 
باز پیامبر(ص) فرمودند: دوست دارم کودکان را، باز دوباره شاکله، چرا یا رسول الله؟ - زود دعوا می‌کنند زود هم فراموش می‌کنند، زود گریه می‌کنند زود هم فراموش می‌کنند، می‌خندند به همان راحتی که می‌خندند به همان راحتی هم گریه می‌کنند، با همان راحتی که غضبناک می‌شوند دندانها را به هم می‌فشارند دستش را می‌برد عقب بچه یکی، دوساله می‌خواهد به شما حمله کند، به همان راحتی هم یک دفعه با محبت می‌شود دستش را باز می‌کند و تو را در آغوش می‌کشد.[قرآن] می‌گوید شما را اینگونه خلق کردیم،اگر می‌بینید میزان عصبیت، حُبت، بغضت طولانی مدت شده اینها آموزه‌های غیر الهی است، باید برگردید به همان زمان [کودکی].[کودکان] به همان راحتی که ناراضی می‌شوند این چه غذایی است؟ می‌زند زیر گریه اشکاش هم جاری می‌شود، به همان راحتی وقتی شما غذا را عوض می‌کنید یک دفعه وسط اشک می‌خندد، غذا را هم می‌گیرد، راضی هم می‌شود، از شما تشکر هم می‌کند. این خصوصیات در کودکان شاکله است.

وقتی که انسان به بلوغ می‌رسد این شاکله‌ای که یک سری آموزه‌های غلط گرفته اگر اصلاح نشود، اینجا یک سری خطرات ناگواری برای ما پیش می‌آید من جمله روایتی که الان می‌خواهم خدمتتان بگویم، آقا امیرالمومنین(علیه‌السّلام) می‌فرمایند: اگر ذات خودت را، یعنی شاکله ی آموزش دیده ی خودت را، از خصائل زشت پاک نکنی باعث فضیحت و بی‌آبرویی تو می‌شود ـ گفتگو مؤمنانه است؛ بین مؤمنان داریم می‌گوییم ـ باعث آبرو‌ ریزی و فضیحت تو می‌شود. دقیقاً برادری چند وقت قبل خاطره‌ای تعریف می‌کرد می‌گفت بنده اینجوری بودم اونجوری بودم، در رفتارها و خصائل زشتم بد دهنی هم بود یعنی بعضی وقت‌ها حرف‌های خیلی زشت می‌زدم، می‌گفت دقیقاً یک جایی که به شدت بنده رو دروایستی داشتم یک دفعه این حرف زشته از دهنم بیرون پرید، می‌گفت کلی از توفیقات من  سلب شد، ارتباطم را با این آدم‌های مهمِ خوب قطع کردم چون دیگه خجالت می‌کشیدم، اصلاً کلّ فضایلم عوض شد. حالا چیکار کرده؟ یک حرف زشت زده، کراهت دارد توبه هم دارد ولی این افتضاح را نمی‌تواند جمع کند.

حتی بُخل و سخاوت و حتی ترس و شجاعت هم در شاکله ی ما یکسان آفریده شده است، آموزه‌ها خرابش می‌کند یعنی یک انسان ترسو انسانی است که آموزش بدی دیده است. انسان‌ها ذاتاً به یک میزان شجاع هستند. برای چی می‌گویند فلان قوم، قوم با تهوری هستن؛ خیلی شجاع هستند. چرا؟ چون این قوم به اینها آموزش داده یعنی تو هم اگر از هر پدر و مادری در آن روستا و آن قوم متولد شده بودی شجاع می‌شدی. می‌گویند فلان شهر ترسو هستند، این ترس در ذاتشان نیست این ترس آموزش غلط شاکله ای است که ما اکتسابی داریم بهش نگاه می‌کنیم. آن انتسابی است هیچ مشکلی ندارد. امیرالمومنین(علیه‌السّلام) می‌فرمایند اگر خصلت‌های زشت را از خودتان دور نکنید اینها روزی باعث افتضاح و آبروریزی شما خواهند شد.

خیلی از مباحثی که ما الان داریم و مشکل برایمان ایجاد می‌کند این مباحث، مباحث غیر خدایی است یعنی ما چون بی خدا زندگی می کنیم این اتفاقات می افتد. بی خدا زندگی کردن یعنی چه؟ یعنی اینکه بین خدا و شیطان دو گزینه داریم حد وسط نداریم؛ یا باید خدا را انتخاب کنی یا شیطان را، اگر خدا را انتخاب نکنی شیطان را انتخاب کردی، گزینه ی دیگری نداریم.

[قرآن] چه گفته؟ اِنّا هدیناه السَّبیل؛ ما دو تا راه توی عالم بیشتر خلق نکردیم اِمّا شاکراً؛ یک گروه اهل خدا، و اِمّا کفوراً؛ یک گروه اهل شیطان، ما گروه وسط نداریم. چون گروه وسط نداریم لذا می‌گوید خیلی دقت کنید. ایامی مثل رمضان ببینید چقدر می‌توانید خدایی زندگی کنید. امشب که خدمت بعضی از عزیزان افطار در حسینیه بودیم، آدم سفره ی افطار را نگاه می‌کند یک چیز مقدس می‌بیند، غذا خوردنِ مقدس، در ماه رمضان، چرا ؟ چون شما داری افطار می‌کنی یعنی غذا را به خاطر خدا داری می‌خوری در حالی که همه ی غذاها به خاطر خدا است، اصلاً ما راجع به تقدّس سفره کلی روایت داریم؛ سفره مقدس است، سر سفره نشستن؛ [روایت می گوید] وقتی انسانی سر سفره نشسته جزء ساعات عمرش محسوب نمی‌شود. البته فقط نشستن، بیست و چهار ساعت خوردن که دو روزه منفجر می‌شوید. چرا؟ برای اینکه می‌گوید این سفره، سفره خدایی است، خانواده دور هم نشسته اند، دوستان دور هم نشسته اند، می‌گویند و می‌خندند و صحبت می‌کنند، محبت‌ها زیاد می‌شود. من جمع‌های این مدلی را دوست دارم. یک کسی خوابیده بچه دارد سرو صدا می‌کند [مادرش]می‌گوید سر و صدا نکن، بابات روزه‌دار است خوابیده یعنی این خواب عبادت است، نفس کشیدن عبادت است. هر چیزی که شما فکر می‌کنید عبادت است. چرا اینجوری است؟ برای اینکه ما روزه هستیم و روزه یعنی چون گرسنه و تشنه هستی به یاد خدائی در حالی که چون نفس می‌کشی باید به یاد خدا باشی، مگر نفس از نعمت‌های خدا نیست؟ سفره‌های ما مقدس نیست ولی سفره ی افطار، هر سفره افطاری، مقدس است.

یک وقت ما افطار یک جایی دعوت بودیم هات داگ می‌دادند با پپسی ولی مقدس است گرچه سگ داغ بدهند به آدم با پپسی ولی مقدس است. البته دو تا روایت است بعضی از علما می‌فرمایند هات داگ یعنی سگ داغ شده، بعضی از علما می‌فرمایند هات داگ یعنی غذایی که اگر سگ هم بخورد داغ می‌کند، این هم مقدس می‌شود، چرا؟ چون اسمش افطار است. ما سفره‌های خیلی رنگینی داریم که مقدس است. غذای حضرت، غذای حضرت چه فرقی با غذاهای دیگر دارد؟ می‌گویند این غذای امام رضاست، مگر بقیه ی غذاها مال امام رضا(ع) نیست؟ مگر امام زمان(عج) نفرمودند که هر نعمتی در دنیا به شما می‌رسد به خاطر واسطه ما است، شما مهمان ما هستید؟ مگر عین روایت ما نداریم می‌گوید حتی مشرکین و کفار وقتی که طعام می‌خورند و مایعات می‌نوشند میهمان امام زمانشان هستند؟ اصلاً مگر توی عالم سفره‌ای غیر از سفره ی خدا داریم؟ سفره هر جای عالم پهن بشود مال خدا است، نعمت‌ها مال خدا است، ما کلاً مهمان هستیم. خوب چرا این اتفاق بعد از ماه رمضان نمی‌افتد؟ چرا سفره‌های ما مقدس نیست؟ چرا دور سفره نمی‌نشینیم؟ دقت کردید که چقدر در خانواده‌ها مردم دارند تک تک غذا می‌خورند الّا ماه رمضان؟ [در ماه رمضان] همه دور یک سفره می‌نشینند، برای تقّدسش است. این تقدّس باید در کلّ زندگی ما جاری بشود، رنگ و بوی خدایی که در اینجا است جزء خصائل خوب است که سراغش برویم.
 
در بقیه ی مباحث؛
بقیه ی شهوات و دنیا پرستی‌ها هم همین است یعنی وقتی نگاه می‌کنیم می‌بینیم در سایر شهوات و دنیا پرستی‌ها دلیل اصلی ای که ما خصائل زشت را انتخاب می‌کنیم این است که اینها را مقدس نشمردیم. یکی از اساتید بزرگوار حالا اگر دیدید گوش بدهید یا بحثش را سرچ کنید شاید پیدا کنید، قبلا گفتم من به این مباحث زیاد علاقه ندارم ولی این بحث خیلی جالب است حضرت آشیخ حسین انصاریان سه جلسه صحبت کردند تحت عنوان شهوت جنسی مایه ی تقرب به خدا، ببینید از کجا دارد به کجا می‌رساند، بروید ببینید، روایت آورده ، روایت و آیه و این چیزها، قدیمی است، یعنی چه؟ یعنی واقعا  همه چیز عالم می‌تواند مقدس باشد.

برایتان مثالش را قبلاً گفتم که در یک دانشگاه بودیم یکی از استادهای آن طرف با خودش یک دانه کتاب آورده بود، کتاب حلیة المتقین آورده بود آداب تخلی، باز کرد به من نشان داد گفت هشت تا مستحب در مستراح! می خواهیم برویم تو بیاییم بیرون راحت شویم، این دیگر چه دینی است که شما دارید؟؟ شما نمی‌خواهید به این علما بگویید امثال حلیة المتقین را یک ویرایش بکنند، یک اصلاحی بکنند؟با این دینمان به ما می‌خندند. دستشویی هشت مستحب دارد! گفتم اتفاقاً جزء افتخارات دین ما است می‌خواهد بگوید در کثیف‌ترین نقطه ی کره زمین و در کثیف‌ترین حالتی که داری، این می‌تواند مقدس باشد چه برسد به جانماز و حرم و غیره، می‌گوید مستحب است، یعنی چه؟ یعنی نه اینکه شما در دستشویی می‌توانی ذکر بگویی بلکه دستور است ذکر بگویی، مستحب یعنی دستور، دستورِ غیرِ واجب می‌شود مستحب. ذکر بگو اینجا هشت تا ذکر بگو، نه تا، ده تا ، یک زمانی هم در دستشویی حرم امام رضا یک برگه فلزی زده بودند هشت مستحب را نوشته بودند، انقدر ملت زیر این تیکه نوشتند که جمعش کردند، یکی زیرش نوشته بود: 9- میرویم یک جای دیگر، اینجا دو ساعت طول میکشد، نمی‌فهمند! انقدر تأکید خدا دارد، دستشویی و تقرب به خدا، تخلی و تقرب به خدا. امروز به لحاظ اینکه ذکر خدا در یاد ما جدی نیست نمازهایمان را هم نمی‌توانیم مقدس بشماریم در حالی که وقتی می‌آیی تو ماه رمضان می‌بینی همه چیز رنگ و بوی تقدس می‌گیرد. یک زمانی زنگ خانه را بزنند[می گوییم] وااای مهمان داریم چه بدبختی گیر افتادیم چه بساطی هست حالا چی بدیم بخورند؟ یا مثلا شوهر می‌خواهد به زنش بگوید امشب مهمان داریم باید زنگ بزند اول کلی مقدمه چینی کند؛چیزی لازم دارید و چیزی لازم ندارید و قربانت بروم و فلان، راستی امشب اگه خسته نیستی دوتا، سه تا مهمان داریم، می‌رسد به ماه رمضان نمی‌گذارد مهمانش موقع افطار بیرون برود،میگه این محاله باید بنشینی افطار کنی، چرا؟ چون اطعام دادن در ماه رمضان اسمش افطار است،مقدس است. در غیر ماه رمضان هم اطعام دادن مقدس است، اسم مهمان حبیب الله را گذاشتند. نمی‌فهمیم، یعنی ما نمی‌توانیم، قابلیت نداریم خصائل نیکو را توی زندگیمان تسری بدهیم،یعنی بیاید تو زندگی من، من همیشه اینجوری باشم. در احوالات ابراهیم(علیه‌السّلام) این است که هیچ غذایی را بدون مهمان نمی‌خورد، هیچ غذایی صبحانه، ناهار، شام بدون مهمان نمی خورد. البته انبیاء صبحانه و شام می‌خوردند ناهار نمی‌خوردند، دو وعده بدون مهمان؟ نمی خورد، یک وعده هم نمی‌خورد. خصائل نیکو این است یعنی بازگشت به این خصائل و تسری دادنش در بقیه.
 
یکی دیگر از بحث‌های شاکله، بحث اعصاب است. اعصاب یکی از سیستم‌های بدن هست که در عبادات و زندگی ما خیلی تأثیر دارد و توصیه خیلی جدی ای که دین دارد به اینکه خیلی ممنون که ازدواج فرمودید اما لطف بفرمایید برای تربیت فرزند، برای کودک یاری روی تجربه‌تان، روی این چیزهایی که از ننه و باباتون آموختید حساب نکنید،بروید متون دینی را راجع به فرزند بخوانید. اعصابِ آرام خیلی از کودکان ما چرا در دو سه سالگی، چهارسالگی، پنج سالگی انقدر خرد است؟ چرا یک بچه پنج ساله انقدر اعصابش خرد است؟ آیا غیر از این است که سبک زندگی امروز ما توجه به فرزندان را رها کرده و پدر و مادرهای امروزی ما چیزی که برایشان مهم است جایگاه اجتماعی فرزند است نه روح و روان و سعادتش. روح و روان و سعادتش برای پدر و مادر ارزش ندارد، جایگاه اجتماعی اش ارزش دارد، بیشترین هزینه‌ای که والدین می‌کنند برای جایگاه اجتماعی است که توی اجتماع لباسِ خوب بپوشد مردم ببینند. اصلاً بچه دارد آموزش می‌بیند که لباس بپوشد برای مردم، خودش لذت بُرد بُرد، نبُرد نبُرد. وارد بحث سبک زندگی و کودکان نمی‌شویم فقط بدانید اعصابی که امروز از بچه‌ها خُرد است یک درصدیش مال این است که پدر و مادرها برای بچه وقت نمی‌گذارند و دستورات امام صادق، دستورات دین برای کودکان اجرا نمی‌شود لذا اعصاب‌ها خرد شده است.

در این جامعه با این فضا مخصوصاً در کلان شهرها با این کمبود اکسیژن در فضا و آلودگی و غذاهای محرک عصبی و به هم ریزاننده ی  سسیتم‌های سمپاتیک‌ و پاراسمپاتیک و فشارها و صداهای گوش خراش و ناراحتی‌های شنوایی و غیره، مُخ برای این بچه با این کلّه ی کوچکش نمی‌ماند، بچه خیلی حساس هست.

»» مراقبت کردن:
مراقبت کردن از کودکان یکیش است. در بحث شاکله می‌گوید کودکان با اعصاب پولادین آفریده شده‌اند، یواش یواش از شش ماهگی، یک سالگی، دو سالگی شروع می‌شود فشار روی مغز بچه، فشار روی مغز بچه، سه سال، چهار سالش می‌شود پدر و مادر حال ندارد، حوصله ندارد، کار دارد، کار می‌کند پول در بیاورد بریزد توی شکم بچه، بعد می‌خواهد بچه را مشغول کند یک موبایلی، یک یک لب تابی، یک کامپیوتری می‌دهد دستش می‌نشاندش پای یک بازی، روی روح و روان بچه دارد تأثیر می‌گذارد، بچه ی خمود، بچه ی افسرده، بچه ی دیجیتالی دارد بار می‌آورد بعد فکر می‌کند این بچه می‌تواند در آینده ی جامعه ی خودش مؤثر باشد. اعصاب به شرح صدر [وصل است]؛ رَب‌ِّ اشْرَح‌ْ لِی صَدْرِی و یَسِّرْ لِی أَمْرِی وَاحْلُل‌ْ عُقْدَة‌ً مِن لِسَانِی سه تا دعایی که در قرآن می‌گوید، هر سه تایش به اعصاب وصل می‌شود رَب‌ِّ اشْرَح‌ْ لِی صَدْرِی ،شرح صدر کی می‌تواند داشته باشد؟ یک کسی که اعصاب آرام داشته باشد.  وَ یَسِّرْ لِی أَمْرِی، کی می‌تواند خیلی راحت مسائل را پشت سر بگذارد و بگذرد؟ کسی که اعصاب آرامی دارد. وَاحْلُل‌ْ عُقْدَة‌ً مِن لِسَانِی، کی می‌تواند خوب بفهمد و خوب بگوید؟ کسی که اعصاب آرامی دارد. سه تا دعای اصلی ما راجع به اعصاب است و این یکی از چیزهایی است که در شاکله ی ما پولادین آفریده شده اما متأسفانه این شاکله ی اکتسابی از محیط آموزه‌های بد می‌گیرد.

»» جایگاه عبادت در اعصاب و روان:
وَاسْتَعِينُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَةِ، می‌گوید اگر یک وقتی اذیت شدی باید از صبر و نماز ـ صلاة به معنای نماز می‌توانیم بگوییم به معنای عام‌ترش هم می‌توانیم بگوییم یعنی صدا زدن، دعا کردن - خوب این دعا و صبر برای کسی که اعصاب مرتبی ندارد جواب نمی‌دهد. ما با یک جامعه ی عصبی طرف هستیم. هر چه شهر بزرگتر، هر چه صنعت بالاتر و هر چه هوا آلوده‌تر، اعصاب خیلی داغون است.یک تیزری هست تلویزیون نشان می‌دهد قشنگ است؛ یک موتوری با یک ماشین تصادف می‌کنند، باباها به جان هم دیگه می‌افتند، دعوا، مگه کوری؟ اون میگه گاری چی، دو تا بچه‌هاشان پیاده می‌شوند به همدیگه می‌گویند چیزیت نشد اون می‌گوید نه چیزیم نشد، اون می‌گوید خوب خدا بخیر گذراند، باباها هم دارند با هم دعوا می‌کنند، بعد برمی‌گردند به بچه‌ها نگاه می‌کنند خجالت می‌کشند، واقعیتش همین است یعنی واقعیت این است که بچه‌ها اعصاباشان خوب است، آموزه‌های غلط و فشارهای عصبی دارد کار را خراب می‌کند. حالا جلوتر می‌رویم سیستم آموزش و پرورش مان مشکل دارد اینها همه را قبول داریم، ما توی اون بحث نمی‌خواهیم ورود پیدا کنیم. فعلاً می‌خواهیم به این برسیم که چه عصبی در شاکله ی ما قرار داده شده و چرا خراب می‌شود و اگر خراب شد الان باید چکار کنیم،می گوید وَاسْتَعِينُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَةِ؛ اعصاب به هم ریخته خودتان را:
1- با تمرین صبر 2- با دعا،با ذکر،با نماز دوباره سرجایش برگردانید. الان ماه رمضان است، واقعاً اعصاب‌ها در ماه رمضان خیلی آرامش دارد، تصادف‌ها کمتر است، دعواها کمتر است. این را برنامه‌ریزی کنیم تا آخر ماه، برسیم به جایی که ما دارای یک اعصاب قوی باشیم، کسی نتواند اعصاب ما را تحریک کند.

این روایت هم بگویم بحث تمام شود.استقامت در مسیر رجعت یعنی ما روی صبر و صلاة بایستیم و مباحث عبادی که در ماه رمضان داریم. یک مشکل خیلی بزرگ این است که مؤمنان در ماه رمضان از یک جایی شروع می‌کنند، خوب هم جلو می‌روند، سی شب می‌آید احیاء ،قرآنش ردیفش ده،ذکرش خوب شده،نمازهاش به وقت شده، صبرش زیاد شده، چشمش پاک شده، زبانش پاک شده، حواسش هست، خودِ روزه بر این شخص تأثیر دارد، پرکوب می‌رود جلو، می‌رسد تا نقطه ی اوج، توی نقطه ی اوج یک دفعه رهاش می‌کند و این وقتی یک دفعه رها می‌کند یک بازگشت بد دارد به جایی که بود نه، به بدتر از جایی که بود. روایتش را دقت کنید، به قول حاج آقا انجوی امیری که می گوید حدیث خطرناک،این حدیث خیلی خطرناک است قال رسول الله صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم أقبح الفقر بعد الغني، و أقبح من ذلك العابد لهش ثمّ يدع عبادته. می‌گوید اگر یک کسی را ببینید که یک عمری در یک غنایی زندگی می‌کرده است، یکی هست از اول فقیر است این با همین فقیریش خو می‌گیرد، انس می‌گیرد، تا آخر زندگیش بهر حال می‌گذراند. یک کسی از بالا، از ثروت با سر بخورد زمین فقیر بشود. دیدیم.

آدمی هست مرفه، خیلی عالی، ورشکست می‌شود، یک دفعه می‌شود فقیر، بعد پیامبر(ص) می‌فرمایند: چقدر زشت است فقر بعد از غنا و چقدر اذیت کننده و عذاب دهنده است و میگوید از آن زشت‌تر عابدی است که یک مسیر عبادی را شروع می‌کند و بعد ترک می‌کند. می‌گوید این به شدت زمین می‌خورد و می‌فرمایند ناگواری و بلای بدی بعد از این داستان سرش می‌آید، یکی هست عادت کرده می‌گوید ماه رمضان است برنامه دارم برای خودم می‌روم، یک دهه محرم می‌روم، ماه رمضان می‌روم ،یک مکه می‌روم یک برنامه خیلی عادی، بخواهید حساب کنید از سیصد و شصت و پنج روزِ سال، ایشان بیست روزش را پای کار خدا وایساده، سی سال است، توی عبادت فقیر است اما یکی مثل تو هست سی شب ماه رمضان، مشهد، کربلا، دهه ی محرم، هفته ای دو شب، سه شب هیئت، روزی حداقل یک ساعت معارف، تو اگر جنبه نداری تا بیست سال، سی سال دیگه این را ادامه بدهی همین الان آرام آرام کمش کن، چون اگر انسان نتواند بر این عبادتی که دارد استمرار داشته باشد پیامبر(ص) می‌فرمایند به شدت زمین می‌خورد، مثل یک انسانی که ورزش می‌کند حرفه‌ای؛ ورزشکار حرفه‌ای، این آدم اگر تو طول زندگیش ورزش نمی‌کرد که الان توی چهل سالگی یک دفعه رها کرده، اگر توی طول زندگیش ورزش نمی‌کرد، راه می‌رفت الان یک اندام خیلی متعادلی داشت، کمی چاق بود. این تا چهل سالگی ورزش حرفه‌ای کرده است سه ماه رهاش می‌کند اصلاً دیگه نمی‌شود نگاهش کنی. همان تأثیری که عبادت بر روح دارد ورزش بر جسم دارد. می‌گوید لذا اگر به عبادت پرداختید یک برنامه منظم، خوب، مستمر، استقامت هم داشته باشید لذا خیلی از برادرا و خواهرهایی که یک دفعه می‌بینید هیئتی را ترک می‌کند، جلسه را ترک می کند، مباحثی را ترک می‌کند، با امام حسین(علیه‌السّلام) قهر می‌کند بعد دوسال شما اصلاً نمی‌توانید بشناسیدش، قیافش هم معلوم است، خیلی به هم می‌ریزد یعنی یک جوری به هم می‌ریزد که ای کاش هیچوقت نیامده بود. ان شاءالله خداوند به همه ما توفیق استمرار عنایت بفرماید.            


کانال تلگرام رهپویان
* نام شما : 
پست الکترونيک : 
وب سايت : 
* نظر شما : 
 
تبليغات