برنامه آينده
اطلاعیه

مراسم احیای شب بیست سوم ماه رمضان در باغ جنت برگزاری می گردد.
رهپويان



جمعه 9 آبان 1393 نسخه چاپی
متن سخنرانی پدافند غیر عامل - قسمت اول
تردید در مشروعیت از طرف شیطان وقتی اتفاق می افتد که شیطان یک مطمع دارد و در جهان ما فقط و فقط قدرت و پول است که می تواند برای شیاطین مطمع باشد! شیاطین، شیفته قدرت و پول هستند. برای اعتبار و اقتصاد همه کار می کنند و "اظهر من الشمس" هم کار می کنند!

یالطیف
سخنرانی‌ حجت الاسلام سید محمد انجوی نژاد
موضوع: پدافند غیر عامل - قسمت اول
محرم الحرام 1393

ـ مقدمه اول بحث:
ما در سیستم زندگی خود در ادبیات انقلاب اسلامی و ادبیات دینی قائل به این هستیم که برای رشد ما سه مدل مانع چینی می شود.  رشد یعنی چه؟ یعنی ما بخواهیم از نظر دین، از نظر خدا و از نظر انسانیت بالا برویم که در این بالا رفتن، سه مانع سر راهمان داریم:
» اولین مانع خود شیطان است.
» دومین مانع نفس است
» سومین مانع مردم هستند.

یعنی مردم، نفس و شیطان برای رشد مانع می شوند.

◄ این سه مانع  سه مدل عمل می کنند:

مدل اول؛ جنگ سخت. حمله می کنند برای اینکه ما را بکشند و نابود کنند. شیطان اگر دستش برسد ما را به جان هم می اندازد تا ما را بکشد.

مدل دوم؛ نیمه سخت. یعنی چه؟ یعنی سعی می کنند طوری به ما فشار بیاورند که ما نابود شویم؛ مستقیم نیست با تنبیه، با تحریم، با فشار و با هر چیزی.

مدل سوم؛ نرم. نرم یعنی چه ؟ یعنی ما را نابود نمی کنند ما را در اختیار می گیرند.

ـ مقدمه دوم بحث:

این موضوعات در بحث هایی تحت عنوان جنگ نرم، قدرت نرم، پدافند عامل، پدافند غیر عامل و معمولاً در بحث های غیر منبری مطرح می شود و در دانشگاه ها، در ادارات، در محیط های نظامی اینگونه کار می شود. نگاهی که آن بحث ها دارند یک نگاه اجتماعی، سیاسی است اما نگاه بحثی که ان شاءالله اگر عمر باشد خدمتتان ارائه می دهیم نگاه اجتماعی، اخلاقی است و زیر مجموعه پدافند عامل و غیر عامل.

جلسه اول یک سری معرفی هایی دارد که خودم هم از این مدل صحبت کردن خوشم نمی آید اما مجبوریم واژه ها را باز کنیم. اگر کرسی دانشگاه و غیره باشد، دانشجوها مشتاق هستند واژه ها برایشان باز شود، مثال از اروپای شرقی و غربی اینطرف و آنطرف بیاوری و همه چیز را باز کنی ولی پای منبر محرم که مردم برای واژه شناسی نیامده اند! لذا مجبور هستم سریع رد شوم و مثل بحث پارسال، فیلم هایی که قبل از منبر می گذاریم یک مقداری شرح می دهد و هم دقیقاً مثل بحث پارسال که راجع به فرقه ها صحبت می کردیم در سایت که تشریف می برید، زیر قسمت صوت و متن این بحثی که پیاده می کنند آدرس منابع اصلی را هم آماده کرده ایم، چه پی دی اف باشد، چه ورد باشد و چه فیلم و صوت باشد، این ها را هم آخرش لینک می کنیم. برای کسانی که اگر زمانی خواستند بحث ها را خیلی جدی تر دنبال کنند، همه چیز فراهم باشد.

+ نکته بعدی، افراط و تفریط های موجود در این بحث ها است.
در این مدل بحث ها گاهی اوقات آنقدر در دام تفریط می افتیم که می گوییم توطئه ای وجود ندارد، دشمنی وجود ندارد، داریم زندگیمان را می کنیم. توهم توطئه شما را بر داشته است! گاهی اوقات هم آنقدر در بحث افراط می افتیم که احساس می کنیم سنگفرش های خیابان را هم صهیونیسم برای ما چیده است یعنی نگاه می کنیم همه چیز صهیونستی است، همه چیز از دشمن است، همه دشمن هستند، همه مشکل دارند! و به این موضوع برمی گردد که گاهی اوقات ما به جای اینکه تعادل محور باشیم، یا تهدید محور هستیم یا فرصت محور!

یعنی یک مؤمن باید در زمان هایی که تهدید است تهدید را جدی بگیرد و در زمان هایی که فرصت است فرصت را جدی بگیرد، این را تعادل محور می گویند ولی ما معمولاً در این بحث ها یا آنقدر غرق در دشمن می شویم که همه را دشمن می انگاریم یا آنقدر غرق در دوست می شویم که همه را دوست می پنداریم! هم آن انگاشتن اشتباه است، هم این پنداشتن. ما باید متعادل باشیم، دنیا یک دنیای متعادل است.

+ نکته بعد، ساده انگاری های موجود در مقابل نفس و جن و انس است که برای ما یک مقداری دغدغه ایجاد کرده است.
 مثلاً به پدر و مادری می گویند پسر شما در هیئتی بمب گذاشته و جوان های مردم را کشته است!  می گوید: پسر من؟! اصلاً غیر ممکن است!! یا مثلاً دختر شما را در یک باند فساد و فحشا گرفته اند! به جای اینکه به این فکر کند من چه غفلتی داشتم که فرزندم یک بمب گذار و یک فاسد از آب در آمده است، ورق را برمی گرداند و به کسانی که این حرف ها را می زنند می گوید دارید تهمت می زنید! من بچه ام را می شناسم، من بزرگش کرده ام، پوست و گوشت و استخوانش را من پرورش داده ام.

یک مدل از ساده انگاری ها این است که مردم ما اصلاً متوجه نیستند! مثلا وقتی به بنده خدایی می گویم این ابزار دشمن در خانه شما است، خیلی ساده می انگارد و می گوید بابا دلت خوش است ابزار دشمن دیگر چیست؟! در خانه ما خبری نیست! دو سال بعد وقتی یک اتفاق فجیع برای پسر، زن، شوهر و یا همسرش می افتد، تازه می فهمد چقدر ساده پنداشته بود ابزارهایی را که در نظر نمی گرفت، اینقدر خطرناک باشد!

+ نکته بعد، بین جنگ سخت و نیمه سخت و نرم خلط مبحث می شود!
یعنی عده ای که باید با قدرت نرم برخورد کنند با قدرت سخت برخورد می کنند! عده ای که باید با جنگ سخت سخت برخورد کنند نرم برخورد می کنند! خلط مبحث شده است! فرض می کنیم شخصی در جایی از جنگ نرم آسیب دیده، ما به جای اینکه از قدرت نرم برای این آسیب استفاده کنیم از تشر استفاده کنیم! مثلا در سوریه گروهی سی، چهل نفری که بیشتر آن ها اهل سنت بودند راه افتاد و قاعده و منششان این بود که با داعش و تکفیریون و جبهة النُّصرة (این سه گروه مثل هم هستند) صحبت کنند این چه مدل مسلمانی است که شما ترویج می کنید؟ اسلام این را نمی گوید، چه کسی خون این ها را مباح کرده؟! اتفاقی که افتاد این بود؛ سی نفر را گرفتند با کتاب های خودشان زنده زنده آتش زدند!! از این سی نفر دو نفرشان فرار کردند و گروهی به نام گروه "کفن سفید" تشکیل دادند که در کوچه پس کوچه ها، داعشی ها را گیر می آورند و سرشان را می برند! الان آمارشان بالا است، در دیر الزور، اینطرف و آنطرف دارند کار می کنند.

این یعنی چه؟ یعنی داعش دارد جنگ سخت می کند، شما داری با قدرت نرم مقابلش می روی! شمشیر کشیده باید شمشیر بکشی! می گویند دنیا دنیای منطق است، چه کسی می گوید دنیا دنیای منطق است؟! اتفاقاً دنیا دنیای بی منطقی است! در جایی که ما باید شمشیر بکشیم که نمی شود موعظه کرد و در جایی که باید موعظه کنیم که نمی شود شمشیر کشید! این مثال را زیاد تکرار کرده ام دوباره می گویم، شب اول است اشکال ندارد؛ یک دوستی از چریک های درجه یک زمان جنگ داشتیم. این آدم وقتی به خط عراق می زد بعثی ها فرار می کردند! بعد از جنگ هم ریش های بلند گذاشته بود، گفتم چرا اینقدر ریش؟! گفت می خواهم نه کسی من را نگاه کند، نه من کسی را نگاه کنم! یک روز گفتند شما که اینقدر پای انقلاب و نظام هستی در خیابان ها به بدحجاب ها تذکر لسانی بده. گفت: چشم. رفت و بعد از مدتی از کلانتری زنگ زدند گفتند بیایید. رفتیم گفتیم چه شده؟ گفتند به بد حجاب تذکر داده، گفته خانم حجابت را رعایت کن، گفته به تو چه! گفته به من چه؟! کلت کشیده! گفته می گویم درست کن! در جنگ نرم با ابزار جنگ سخت چه می شود؟ کلانتری می شود، آخرش این می شود! یعنی ما به جایی می رسیم که یک مقداری موارد را با هم قاطی می کنیم.

یا مثلا شخصی مدرس حوزه، متخصص فرق و ادیان، متخصص دفاع از تشیع است، آیا باید این شخص را لباس رزم بپوشانیم با شصت، هفتاد سال سن، خط مقدم بفرستیم تا با گروه تکفیریون بجنگد؟! ابزار جنگ نرم را در جنگ سخت نمی توانیم استفاده کنیم.
نمونه دیگر: به شخصی که دو متر و بیست سانت قد دارد و بیست نوع آموزش چریکی دیده بگوییم شما در بحث ادیان و فرق مناظره کن؟! مناظره ابزار جنگ نرم است، آموزش چریکی ابزار جنگ سخت است.


ما بعد از انقلاب ابزارها را خیلی قاطی کرده ایم یعنی هر کس درد و دغدغه ای داشت، یک سنگر دادیم  و به او گفتیم این سنگر را نگهدار اما نگفتیم این سنگر متعلق به جنگ نرم است یا جنگ سخت یا جنگ نیمه سخت و این آدم کدام ابزار را دارد و برای کدام آفریده شده است؟ این هم یکی از دلایلی است که ما به این بحث ورود پیدا کردیم که چه خصوصیاتی دارد و باید چه کار کنیم.

◄ما باید از سه منظر بررسی کنیم:

اگر اینجا کلاس آموزش نظامی بود اینگونه به شما می گفتند: دشمنت این است، تعداد، قدرت، ابزار و نقشه حمله اش هم این است.
» وقتی می خواهید در تمام مباحث ورود پیدا کنید باید این سه فصل بررسی شود:
1- هدفش چیست؟
2- ابزارش چیست؟
3- روشش چیست؟

هدفمندی، ابزارمندی و روشمندی این سه مورد را بررسی می کنند که بتوانند مقابله کنند!

وقتی در جنگ نرم به ما آسیب می رسد هدف چیست؟ هدف این است که ما را بکشند؟ نه. کشتن ویژگی جنگ سخت است. در جنگ نرم، هدف تسخیر تو است. با چه ابزاری می خواهد تسخیر کند؟ با اسلحه، توپ و تانک؟ نه. این هم متعلق به جنگ سخت است. ابزار جنگ نرم، رسانه است. رسانه ی مکتوب، تصویری، کتاب، فیلم، موسیقی، هنر، منبر، مداحی.
ابزار چیست؟ تلویزیون، دستگاه چاپ، تبلت، لب تاب، نرم افزار مثل اندروید که با این ها کار می کنند. اصلا مشکل ما در ابزار نیست! در جنگ نرم ما اول ابزارها را می کوبیم. به کوبیدن ابزار پدافند عامل می گویند یعنی چه؟ یعنی تلویزیون را بشکن که چیز بدی نشان ندهد! در جنگ نرم قدم اول پدافند غیر عامل است و قدم دوم فرهنگ سازیست.

در پدافند عامل ابزارها مهم است مثل جنگ سخت، مثلا برای اینکه نتوانند حمله کنند توپخانه دشمن بزن، تانک ها را تار و مار کن. خیلی از اوقات در جنگ نرم از ابزار شکنی شروع می کنیم مثلا آنتن های ماهواره را جمع کن، ویدئوها را بشکن، فلان مطلب را فیلتر کن، موبایل ها را بشکن، سیستم اندروید را از کار بینداز، این یکی از قسمت های پدافند عامل است.

قسمت دوم که به روش می پردازد، بحث پدافند غیر عامل است. یعنی چه؟ یعنی روش های مقابله با دشمن!

اگر ما این سه را کنار یکدیگر نیاوریم یعنی چه؟
1- هدف دشمن را نشناسیم و ساده انگارانه برخورد کنیم، مثلا شخصی در کشور خودش برای تصویر و فیلمش از مردم پول می گیرد، به خاطر شدت علاقه ای که به ما ایرانی ها دارد رایگان پخش می کند! ایشان در کشور خودش برای سی دی ها، حق کپی رایت به هزینه دو دولار زده، مثلا شش هزار و خرده ای می شود بعد در مرز بازرگان یا بلوچستان یک گونی سی دی را به ما یک دلار می فروشد!! این به خاطر دوست داشتن و علاقه به ماست!! این یعنی نشناختن هدف!
ایشان کتاب هایش را برای دانشگاه و دانشجوهای خودش با قیمت بالا می دهد و بین حجاج ما رایگان توضیع می کند! چون هدف شناخته نمی شود این اتفاق می افتد.

2- سراغ پدافند عامل می رویم. یک جاهایی باید ابزارها را بزنیم؛ مثلا نمی شود فرهنگ سازی کنیم که کسی مواد مخدر نکشد ولی کسی هم سراغ قاچاقچی ها نرود و مواد مخدر را از بین نبرد! باید یک فرهنگی برای مردم ایجاد کنیم که اگر صد هزار کیلو هروئین رایگان جلوی آن ها گذاشتند، نکشند. یا الکل را آزاد کن اما برای مردم فرهنگ ایجاد کن که سراغ مشروبات نروند! این چه حرفیست؟! یعنی ما یک جاهایی از سیستم جنگ نرم هر گونه برخورد را حذف می کنیم! که چه بشود؟ که باید برای مردم فرهنگ سازی کرد! هیچ جای جهان اینگونه برخورد نمی کند.

چه کار می کنند:
1- هدف را می شناسند.
2- با پدافند عامل، با ابزارها برخورد می کنند. باید تانک های دشمن را بزنی، اینکه ما به رزمنده هایمان آموزش دهیم که از زیر گلوله ی تانک خود را نجات دهند یک بحث است، اینکه رزمنده آموزش ببیند همیشه کلاه آهنی سرش باشد که ترکش سرگردان خمپاره به سرش نخورد یک بحث است و اینکه توپخانه ما باید توپخانه آن ها را بزند، بحثی دیگریست.
»»» یک فرایند سه قسمتی است:
1- شناخت هدف . 2- از بین بردن ابزار دشمن. 3- برخورد و فرهنگ سازی.
از اینطرف یک عده روی منبر نشسته و داد می زنند که برخورد فیزیکی نکنید، باید فرهنگ سازی کرد. عده ای هم از آنطرف روی منبر نشسته و داد می زنند برخورد فیزیکی کنید فرهنگ به درد نمی خورد! هر دو کنار یکدیگر قرار بگیرید، اگر هدف را شناختید این دو مکمل همدیگر هستند. در هیچ جزوه ی هیچ متفکر جامعه شناسی در جهان نیامده است که پدافند غیر عامل بدون پدافند عامل جواب می دهد!

پدر باید یک قسمت فرزندان را تحریم کند، یک قسمت هم باید روی فرهنگ آن ها کار کند. یک قسمت از تربیت، تحریم است. یک قسمت از تربیت، کنترل است. من به بچه ام اطمینان دارم، روی فرهنگش کار کرده ام، به این بچه با زیارت عاشورا شیر داده ام بنابراین غصه نمی خورم، هر کاری دوست دارد انجام دهد! بدون کنترل!!

شما با زیارت عاشورا شیر داده ای، بچه پیغمبرش هم پریده است! بچه امام هم پریده است! تو با زیارت عاشورا شیر داده ای؟! بعضی از مادرها خیلی روی شیرشان حساب می کنید! بعضی از پدرها خیلی زیادی روی نان حلالشان حساب می کنند! من به این حلال داده ام، حلال خور بار می آید! چه کسی گفته؟ چه کسی این قاعده اخلاقی را آورده؟ کدام روایت این را گفته است؟ بعضی وقت ها خیلی روی حسینی بودن خودمان حساب می کنیم! امام حسین(علیه‌السّلام ) همیشه مراقب من است، همیشه لب پرتگاه هم که شده امام حسین(علیه‌السّلام ) جلوی من را می گیرد!

ما وقتی ابزارها را آزاد می گذاریم، نمی توانیم با قدرت نرم برخورد کنیم، ابزار ها یک قسمتی از داستان ما است. از اخلاقیات خودمان تا مسائل اجتماعی، مسائل اقتصادی، مسائل سیاسی شروع می کنیم. چقدر آدم نماز شب خوان درجه یک که در سن بالا، نه در سن جوانی، از همه چیز گذشته، از آب گذشته به پنچ سال آخر رسیده، ایشان مرغ درجه یک بهشت است، حتما در بهشت در سیستم امام حسین(علیه‌السّلام) است، یک دفعه کلاً خراب می کند!! برای چه؟؟ برای اینکه حواسش به اطراف و ابزارها نیست!! تا اینجا بحث را به مقدمه رسانده ایم.

حلقه اتصال ما با این بحث این است که هدف دین و مبلغین دینی امثال بنده و کسانی که در جاهای مختلف هستند و در مورد این مسائل صحبت می کنند، الزاماً این نیست که مثلاً شما شب اول قبر یا قیامت به بهشت بروید، اصلاً هدف دین این نیست! اصلاً نهی و منکر برای این آفریده نشده است که من و شما به بهشت برویم. نهی و منکر آفریده برای چه شده؟ برای اینکه منکر است! برای اینکه برای دنیای ما هم، ضرر دارد! اتفاقاً جنگ نرم و تهدید نرم به قسمت هایی برمیگردد که به دنیای ما ضرر می زند! بنابراین جملاتی مثل "سخت نگیرید، خدا ارحم الراحمین است" و مانند این ها یک عمر است ما به امید این جملات پر رو شده ایم و هنوز در خانه امام حسین(علیه‌السّلام ) مانده ایم، کسی نمی تواند این ها را به رخ ما بکشد. اصلاً این ها را ما به ملت یاد داده ایم، سخت نگیرید خدا ارحم الراحمین است حساب و کتاب نکنید، راجع به دین مردم قضاوت نکنید، من کل این بحث ها را که کرده ام اگر ذهن و عمرم یاری دهد، شب عاشورا هم زنده باشیم، در ذهنم این است که شب عاشورا ورقی هم برگردانم به این طرف که اینگونه نیست، این دینداری نیست، بی دینی به این نیست، خودم به همه این ها اعتقاد دارم اما بنیان خانواده ها دارد از هم پاشیده می شود. فرزندان دارند با پدر و مادرها مشکل پیدا می کنند. علم دارد بی ارزش می شود. سطح مدارس دارد مبتذل می شود. ورزش دارد افت می کند. هنر دارد افت می کند. بزرگان و ریش سفیدهای تمام هنرها، تمام ورزش ها، تمام علوم و فنون، تمام متخصصین دارند داد می زنند که دارد نسلی بار می آید که این نسل فاسد است!

در این نسل نه هنرمند خوب پیدا می شود، نه ورزشکار خوب، نه عالم خوب، نه آخوند خوب و نه رزمنده خوب، هیچی در این نسل پیدا نمی شود! چرا؟ همه دارند داد می زنند من نمیگویم، بزرگترها و پیرمردهای تمام رشته ها می گویند، در هر رشته ای بروی همه می نالند! مثلاً استاد حوزه از نسل جدید طلبه به شدت می نالد. سراغ پیرغلام های اباعبدالله می روی به شدت از مداح های فعلی می نالند! سراغ پیر هنرمندها و هنرپیشه ها بروی به شدت از هنرپیشه های فعلی می نالند! سراغ بزرگ ترها، سر طلایی ها و پا طلایی های فوتبال بروی به شدت از فوتبالیست های امروز می نالند! چرا؟ برای اینکه دارد یک اتفاقی می افتد که مقام معظم رهبری(حفظه الله تعالی) سال شصت و نه فرمودند: دارند یک شیمیایی در مملکت ما می زنند که صدای این شیمیایی در نمی آید ولی آرام آرام نفس های این آدم در پانزده، بیست، بیست و پنج سال دیگر به شدت مشکل پیدا می کند. کسانی که شیمیایی شده اند می فهمند من چه می گویم. این شیمیایی بیست، سی سال دیگر سینه و نفس های مردم مملکت ما را خسته می کند. آن زمان هیچ نفهمیدیم، یک چیزی آمد یک مقداری سینه را سوزاند، چند سرفه کرد بعد هم تمام شد. بعد از مدتی دید سال به سال خس خس این سینه دارد بالاتر می رود، سال به سال نفس کشیدن مشکل دارتر می شود، یک دفعه کار به جایی رسید که بزرگان مملکت آمدند گفتند چرا در مورد قبر و قیامت صحبت می کنید؟!! ما داریم می گوییم دانشجوی خوب، استاد خوب، هنرمند خوب، والیبالیست خوب، آخوند خوب، نسل خوبی دارد در مملکت برداشته می شود! هر چیزی به نسبت خودش دارد مبتذل می شود ما این را می گوییم! اتفاقی که جنگ نرم در مملکت رخ می دهد این نیست که شما بهشت نمی روید، که هر زمان حرف می زنند می گویند خدا به ا ین چیزها سخت نمی گیرد ما را بهشت می برد، نه! یک اتفاقاتی دارد می افتد!

ژاپنی که زمانی مثال بود! ادب ژاپنی ها، سخت کوشی و تواضع ژاپنی ها و موارد دیگر حال کار به جایی می رسد که نمی توانند جوان هایشان را جمع کنند! این ها هم دغدغه بهشت و جهنم دارند؟!

کاری که جنگ نرم می کند این است که دنیای ما را هدف قرار می دهد! چرا دنیای ما هدف قرار می گیرد؟ برای اینکه کسانی که دشمن ما هستند و دنیای ما را هدف قرار داده اند، اگر دنیای ما آباد باشد جیب های آن ها آباد نخواهد بود. تمام حرف اقتصاد و پول است! اگر امروز جوان ما را پای تلویزیون و 3500 شبکه ماهواره ای می نشانند که فرض کنیم همه حلال است، همه فیلم سینمایی نشان می دهد و همه هم آموزنده است یعنی چه؟ یعنی نمی رود کار کند. نمی رود کار کند یعنی چه؟ یعنی عقب می ماند. عقب میماند یعنی چه؟ یعنی مجبور است از ما بخرد! جنگ، جنگِ اقتصاد!

ماهواره را برای ما رایگان آزاد نمی کنند، دارند روی ذهن ما کار می کنند! من در خوش بینانه ترین  حالت مفروض گفتم که فقط ما بیکار شویم فقط بنشینیم این کانال و آن کانل بزنیم، علاف شویم! فقط فرد را با گوشی موبایل سرگرم کند، اجازه ندهد فکر کند، خلوت داشته باشد، اگر شب محرم منبر هم می خواهد بیاید اجازه ندهد کامل گوش کند، همین کافیست! فرض کنیم اصلاً صهیونیسم هیچ تأثیری ندارد یا وایبر متعلق به جمهوری اسلامی، خوب است؟! اصلاً وایبر را کانون اختراع کرده از این بالاتر که نداریم؛ وایبر نمی گذارد زندگی کند! نمی گذارد زندگی کند یعنی چه؟ یعنی تلاشش را کم می کند، میزان کارش را کم می کند، میزان اهمیتش را پایین می آورد، میزان علمش را کم می کند همین برای ما کافی است این یعنی در دهه آینده جنس ما فروش خواهد رفت، اجازه دهید همه رایگان وایبر را در بر روی موبایل هایشان نصب کنند!

 مردم یک جاهایی نسبت به کلام دین بدبین هستند، فکر می کنند ما خدا را  بد معرفی می کنیم. یعنی خدا ما را به جهنم می برد؟! چه کسی گفته خدا شما را جهنم می برد؟ اصلاً چه کسی گفته جهنم وجود دارد؟ فرض می کنیم جهنمی وجود ندارد و همه به بهشت می رویم، در دنیا چگونه زندگی کنیم؟! بنیان خانواده از بین رفته را چه کار کنیم؟! درصد بالای طلاق را چه کار کنیم؟! بچه های محروم از محبت پدر و مادر را چه کار کنیم؟! پدر و مادر دور از اندیشه فرزندان را چه کار کنیم؟! وقت نداشته را چه کار کنیم؟! خلوت نداشته را چه کار کنیم؟! اوقات فراغت به بطلان رفته را چه کار کنیم؟! این همه اعصاب خردی را چه کار کنیم؟! فشار تکنولوژی بر اذهان را چه کار کنیم؟! بد غذایی را چه کار کنیم؟! ناراحتی های گوارشی را چه کار کنیم؟! بیماری های قلبی را چه کار کنیم؟! مریضی های روحی و روانی را چه کار کنیم؟! هفت هزار تن قرص ضد افسردگی توزیع شده در جهان، در سال نود و سه را چه کار کنیم؟‍! هفت هزار تن می شود هفت میلیون کیلو! صد سال پیش کره زمین با هفت میلیون قرص آرام بخش زندگی می کرد؟! چه کسی ما را به این روز رساند؟؟ کسانی که می خواستند قرص هایشان فروش برود.

خیلی زود من و شما می فهمیم دعوای سخت و جنگ سخت بین داعش، عربستان، کویت، عراق، سوریه و ترکیه برای این است که اسلحه های آمریکا فروش برود، این ها راخیلی زود می فهمیم اما خیلی دیر می فهمیم که آمریکا و استعمار در چه بُعدهای دیگری سود می برد، این را خیلی دیر می فهمیم!


تمام بحث های ما در این دهه این است که دنیای ما را دارند خراب می کنند. از بنده هم که گذشته، دنیای مردم را دارند خراب می کنند! بحث سر نسلی است که این نسل نمی فهمد چه بر سرش دارد می آید! بحث من دو مخاطب دارد یکی جوانان، یکی بزرگسالانی که متولی جوانان هستند. این ها باید این بحث را گوش بدهند.

بحث به اینجا رسید که هدف، وسیله و روش سه نقطه مرکزی و قابل تحمل هستند که باید بررسی شود.

◄ چارت عملکرد شیطان که از کجا شروع خواهد شد را بررسی می کنیم:

1- در تمام مباحث اولین قدمی که در جنگ نرم اتفاق می افتد و ما اسمش را شناخت تهدید نرم می گذاریم؛ ایجاد تردید در حقانیت است.

»» اولین قدم چیست؟ اولین قدم این جمله است: "از کجا معلوم"؟

چه کسی گفته است؟ مثلا به شما بگویند خدا وجود ندارد اولین قدم که نمی گویند خدا وجود ندارد می گویند چه کسی گفته خدا وجود دارد؟ از کجا معلوم؟ اولین قدم این است یعنی تردید در حقانیت! هدف ذهن ما است، ارزش های ذهن ما را می شناسند و شروع می کنند در حقانیت تردید ایجاد کردن.

مثلا خواهری حجاب را رعایت می کند اصلاً بحث عقیدتی روی حجاب نداریم ولی یک کسی برای اینکه حجاب این را بگیرد می گوید چه کسی گفته است هر کس حجاب دارد آدم خوبیست؟ اولش این است، اینجا یک مغلطه هم اتفاق می افتد چون بحث حجاب آمد روی همین مثال می زنم، چه کسی گفته است هر کس حجاب دارد، محجبه است آدم خوبی است؟ مثل اینکه بگویند چه کسی گفته است هر کس دهانش تکان می خورد دارد عدس پلو می خورد؟ مغلطه را نگاه کنید!

ما می گوییم حجاب یکی از قسمت های خوبی است لذا هر کس این قسمت را ندارد آن قسمت از خوبی را ندارد کل حرف ما این است! اصلاً ما گفتیم هر کس حجاب دارد آدم خوبی است و هر کس هم حجاب ندارد آدم بدی است؟؟ تردید با مغلطه ایجاد می شود.

+ تردید با دو جمله:
1- چه کسی گفته است هر کس حجاب دارد آدم خوبی است؟ تعداد زیادی آدم محجبه داریم که کارهای بدی انجام می دهند!
2- چه کسی گفته است هر کس حجاب ندارد آدم بدی است؟ اینقدر آدم بد حجاب و بی حجاب هستند اما به شدت آدم های خوبی هستند!

تردید در حقانیت چگونه ایجاد می شود؟ با یک متن اولیه که وجود دارد، این متن را حذفش می کنند. فرض را بر این می گذارند که بنده انجوی وقتی می خواستم از حجاب دفاع کنم گفتم حجاب دارها آدمهای خوبی هستند، بی حجاب ها آدم های بدی هستند! من چه زمانی این حرف را زده ام؟! من گفتم حجاب یک قسمت از خوبی است و بی حجابی یک قسمت از بدی است، ممکن است یک انسان با حجاب انسان خوبی باشد، ممکن است انسان خوبی نباشد.

مثلاً در مباحث انقلاب، در مباحث سیاسی، در مباحث اعتقادی هر جا می خواهند یک ضربه به ذهن شما بزنند اول یک تردید ایجاد می کنند! "چه کسی گفته است؟"، "از کجا معلوم"؟ تردید چگونه اتفاق می افتد؟ یقیناً با یک مغلطه؛ یعنی یک خلط مبحث می کند و تمام!

چه کسی گفته است هر کس سینه می زند امام حسین(علیه‌السّلام) دوستش دارد؟ مگر ما همچین حرفی زدیم؟ چه کسی گفته است هر کس رای امام حسین(علیه‌السّلام) گریه کند خدا گناهانش را می بخشد؟ ما همچین حرفی نزده ایم که شما آن را زیر سؤال می برید. چه کسی گفته است هر کس هیئت نیاید آدم نیست؟ اول یک حرف دروغ به من نسبت می دهند ظاهراً انگار من یک روزی گفته ام هر کس هیئت نیاید آدم نیست، بعد در ذهن این نوجوان و جوان کلاً من را زیر سؤال می برد.

من گفته ام دینداری یعنی داشتن یک سری خوبی ها و نداشتن یک سری بدی ها مثل خود بنده، دینداری بنده داشتن یک سری خوبی هاست و بی دینی بنده هم نداشتن یک سری خوبی هاست. بنده هم آمیخته از یک سری خوبی ها و بدی ها هستم، خداوند تبارک و تعالی در ترازو می گذارد، خوبی و بدی را وزن می کند اگر وزن خوبی شما از وزن بدی شما بیشتر بود، شما دیندار هستید. نبود، شما دیندار نیستی باید بروی خودت را اصلاح کنی، والسلام. اصلاً دعوایی نداریم! وقتی تردید ایجاد می کنند، مغلطه ها هم شروع می شود.

 2- تردید در مقاومت. تردید در مقاومت یعنی چه؟ یعنی از این سو ارزش های شما را می لرزانند، از سمت دیگر بدی ها را آنقدر بزرگ جلوه می دهند که شما اصلاً احتمال اینکه بتوانی در مقابل این بدی مقاومت کنی در خودت نمی بینی! در روایات داریم شیاطین، شیاطین دیگر را بزرگ جلوه می دهند که مؤمن از مقاومت بترسد.

بنده یک استاد دانشگاهی داشتم که فوت کردند، خدا رحمتش کند. ایشان به ما که سه، چهار بچه بودیم می گفتند من آنجا بوده ام مگر ما حریف آمریکا می شویم؟! استاد دانشگاه حرفش هم درست است؛ یک تردیدی در این شخص ایجاد و روی ذهنش کار شده، آن هم تردید در مقاومت است! یعنی ما در مقابل زشتی نمی توانیم مقاومت کنیم تا به گناهان برسیم. مثلا در گناهان؛ بعضی از دوستان می خواهند گناه ترک کنند وقتی اسم فلان گناه را می آوری می گوید مگر من می توانم ترک کنم؟! اینقدر شیطان این گناه را بزرگ جلوه می دهد که می گوید مگر من می توانم ترک کنم؟ دیوانه می شوم، روانی می شوم! هر چه بگوییم چیزی نیست خودت بزرگش کرده ای، قبول نمی کند.

در بقیه قسمت ها هم اینگونه است، تردید در مقاومت در برابر شهوات، شکم، مثلا اگر به شخص چاقی بگویی یک مقداری کمتر بخور، اندامت متناسب شود، این چه شکمی است؟ می گوید شما درست می گویی اما سفره را که می بینم دست و پایم می لرزد! اینقدر شهوت شکم در ذهن این شخص نخوردن را تابو کرده است که جرأت نمی کند به این بپردازد! جنگ نرم است، چرا فکر می کنی شیطان در جنگ نرم فقط شما را پای ماهواره می نشاند؟! شیطان پای سفره هم می نشاند! مثلاً همان شخص چاق می رود روی خودش کار می کند و می بیند، شد! یا مثلا "مگر من می توانم نخوابم؟" یا "من اگر این اعتبار را نداشته باشم مگر می توانم زندگی کنم؟"، این دعواها و جنایت هایی که برای محکم چسبیدن به کرسی ها و صندلی ها وجود دارد به خاطر چیست؟ برای اینکه ما در خودمان احساس نمی کنیم می توانیم در نداشتن این کرسی و صندلی مقاومت کنیم!

3- تردید در مشروعیت.
"چه کسی می گوید این حرف های خدا است؟". خدا را زیر سؤال نمی برد اما مشروعیت حرف را زیر سؤال می برد! چه کسی می گوید حرف های خدا است؟ چه کسی می گوید هر چه ولی فقیه می گوید درست است؟ چه کسی می گوید هر چه امام می گوید درست است؟ چه کسی می گوید هر چه آخوندها می گویند درست است؟ چه کسی می گوید هر چه امام حسین(علیه‌السّلام ) می گوید درست است؟ چه کسی می گوید هر چه قرآن می گوید درست است؟ یک عده این سیر را در ذهنشان دارند، یعنی از کف امام جماعت مسجد شروع کرده اند تا به خدا رسیده اند.

چه کسی می گوید اصلاً خدا این را گفته است؟ اصلاً خدا اینی که شما  می گویی هست؟! اصلاً خدا این را نمی گوید و این را نمی خواهد. اصلاً چه کسی گفته خداوند تبارک و تعالی اینقدر به بنده ها سخت می گیرد؟ برای چه اینقدر سخت می گیرد؟ برای اینکه شما بچه ها را اذیت می کنی می گویی پای فلان مطلب نشین، نمی گذاری بنشیند. شما که می گذاری بنشیند، حضرت عباسی فکر جیبت هستی یا فکر این بچه؟ شما فکر فروشت هستی یا فکر این بچه؟! چرا اینقدر برخورد می کنید و نمی گذارید جوان ها از رنگ های شاداب استفاده کنند؟ فکر شادی جوان ها هستی یا فکر فروش لباس ها و مدها و محصولاتت هستی؟؟!

تردید در مشروعیت از طرف شیطان وقتی اتفاق می افتد که شیطان یک مطمع دارد و در جهان ما فقط و فقط قدرت و پول است که می تواند برای شیاطین مطمع باشد! شیاطین، شیفته قدرت و پول هستند. برای اعتبار و اقتصاد همه کار می کنند و "اظهر من الشمس" هم کار می کنند و چقدر متعجبیم ما نمی فهمیم که این مشکلش، مشکل پول است.

مثلاً شما که امشب اینجا آمده اید و  ما داریم داد می زنیم مگر به من پول می دهید؟؟ شما مگر به دین پول می دهید؟؟ مگر مساجد ما مثل کلیساها پول می گیرند؟؟ کسانی که دارند بابت مباحث قدرت نرم و جنگ نرم و پدافند عامل و غیر عامل و بحث های این مدلی داد می زنند، مگر از جایی حقوق می گیرند؟!

واقعاً دل چه کسی به حال مردم، به حال من به عنوان یکی از مردم می سوزد؟! کسی که من مطمئن هستم اصلاً اهدافش اهداف استعمارگرانه برای تسخیر من و برای رساندن دستش به جیب من است یا کسی که هیچ مطمعی نمی بیند؟!


اگر بنده امشب حرفی بزنم که هیچکس ناراحت نشود برای من اعتبار بیشتری دارد یا ندارد؟! حرف هایی بزنیم که هیچکس ناراحت نشود، چند نمونه داستان هم بگوییم بعد به روضه وصلش کنیم، همه هم با اشک ریختن برای امام حسین(علیه‌السّلام ) آرام می شوید بعد می روید و می گویید الحمدالله رفتیم چقدر آرام شدیم، خدا هم ما را بخشید، خدا پدر انجوی را بیامرزد. بنده اگر حرف تنش زای چالش برانگیز نزنم که برای اعتبارم خیلی بهتر است، مخالفی هم ندارم.  این گونه بحث های چالش برانگیز از امثال ما اگر از منشاء دلسوزی نباشد از چه منشائی است؟؟

آدم خیلی راحت می تواند محبوب باشد محبوبیت کاری ندارد؛ دلسوزی است که انسان ها را زجر می دهد و چون زجر می دهد جبهه می گیرد و شیطان هم می آید!


سفیر انگلیس در پاکستان صدای الله اکبر شنیده بود گفته بود:
- چه خبر است همه الله اکبر می گویند؟
+ اذان می گویند.
- اذان که می گویند چه کار می کنند؟
+ می روند در مسجد نماز می خوانند.
- در مسجد نماز می خوانند چه می گویند؟
- مثلا سوره حمد"بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین..." و تعدادی ذکرهای دیگر می گویند.
- راجع به ما انگلیس، استعمار، دفاع، قیام، نظام، جهاد و این چیزها صحبت نمی کنند؟
+ نه صحبت نمی کنند.
- خوب اینقدر بخوانند تا بمیرند! تا صبح اینقدر سینه بزنند تا بمیرند!
شیطان وقتی می بیند پا روی دم او نمی گذاری کاری ندارد! تازه شما را سبک هم می کنند گریه می کنی، فکر می کنی انسان خوبی هستی، بیرون می روی و می گویی آدم خوبی هستیم، راحتیم، هر چه هم گناه می کنیم بعد می رویم گریه می کنیم سبک می شویم!

ولی وقتی می گوییم مراقب باشیم، وقتی می گوییم جنگ نرم است، غیرت، همیّت، علم، جهاد، ایمان، ایثار، تقوا سطحش در جامعه دارد پایین می آید، آرام آرام دیگر نمی توان روی هیچکس حساب باز کرد، دیگر نمی شود کاری کرد، وقتی این را می گوییم یک عده دردشان می گیرد. وقتی انتقادی و چالشی صحبت میکنیم یک عده دردشان می گیرد از همه بیشتر شیطان دردش می گیرد! و این یعنی افت اعتبار، افت محبوبیت، افت هر چیزی که شما فکر کنی!

4- تردید در عقلانیت. تردید در عقلانیت فقط وقتی اتفاق می افتد که عقل شما را بزرگ تر از آنچه است در چشم شما بنمایانند!
زمانی یک آقایی با شانزده سال سن اولین بار بود کانون آمده بود بعد از جلسه آمد گفت: "من اولین بار است که اینجا می آیم، دوازده اشکال از برنامه شما یادداشت کردم"! من اصلاً به این کار ندارم اشکال درست است یا نیست، یک انسان می تواند با یک بار آمدن دوازده اشکال بگیرد؟ و به سن، شرایط و این چیزها اصلاً کار ندارم؛ اما این جرأتی که یک انسان شانزده ساله به خودش می دهد حاکی از این توهم است که عقلش را بزرگ تر از آنچه که هست، می پندارد!

فرض می کنیم من می روم جلوی یک عالم بزرگ می نشینم، آن عالم بزرگ بنشیند جلوی یک امام، آن امام می نشیند جلوی خدا. امام وقتی جلوی خدا می نشیند عقلش را اندازه امامتش می داند! توهم عقلانیت آنجایی ایجاد می شود که اول برای من و شما جا می اندازند که عقل و شعور شما بزرگ تر از سن و سال، علم و شرایط شماست! مثلاً دانشجوی سال اول است می گوید من چیزی را که عقلم نپذیرد قبول نمی کنم. می گویم ببخشید آیا عقل شما می تواند یک پروژه دانشجو ی دوره دکتری را تجزیه تحلیل کند و بفهمد؟!

یکی از دوستان در ماشین نشسته بود و صحبت هایی در مورد حوزه و مباحث آن داشت. من اتفاقا سی دی درس خارج حضرت آیت الله مکارم را داشتم و گذاشتم. گفتم دو دقیقه گوش کن، فقط دو کلمه اش را بگو! چون آیت الله مکارم در تلویزیون که احکام می گوید برخی فکر می کنند علم آخوندی همین است! گفتم 45 دقیقه درس خارج اصول می گذارم، یک جمله اش را نمی خواهد بفهمی، فقط تکرار کن! به آیت الله مکارم ان قلت می گیری، عقلت اندازه ایشان است؟!

شما که کتاب دکتر پرفسور فلانی را نمی توانی از رو بخوانی به دین ایراد می گیری! بگذار عقلت اندازه ایرادت باشد! برخی از دوستان یک دکترا گرفته اند کلاً متوقف شده اند! مثلا سال شصت و دو دکترا گرفته، الان نود و سه است هنوز فکر می کند عالم اول مملکت است! شما سی سال است مغزت را متوقف کرده ای! علم به روز دارد تغییر می کند. از دانشجوهای خودت خیلی بالاتر هستی اما قرار نیست در همه علوم مسلط باشی!

برخی اوقات یک دکترایی، حرف هایی می زند بنده تعجب می کنم این حرف نه با منطق، نه با عقل اصلاً با بدیهیات جور در نمی آید، این شخص چگونه با دکترا این حرف را می زند اصلاً چگونه دکترا گرفته است؟! تردید در عقلانیت فقط وقتی اتفاق می افتد که عقل من از آنچه می دانم بیشتر، بزرگ تر و بالاتر را قضاوت کند! حق نداری قضاوت کنی اندازه ای که می دانی قضاوت کن! 

امام صادق(علیه‌السّلام ) می فرمایند: عاقل کسی است که به اندازه معلوماتش، تدبیر می کند.


من حاضر هستم یک دانش آموز در جلسه بلند کنم هر سؤالی از او بپرسی جواب می دهد! نظر شما راجع به اقتصاد دولت آقای فلان؟ جواب می دهد! نظر شما راجع به مذاکره ژنو؟ جواب می دهد! نظر شما راجع به دل درد؟ جواب می دهد! نظر شما راجع به چرخاندن هیئت و مجلس چیست؟ نظر دارد! میانداری مجلس؟ نظر دارد! آخوند؟ نظر دارد! درباره آسفالت، کوهستان، منابع طبیعی نظر می دهد!  آقا نظر نده، شما چقدر معلومات داری که اینقدر نظر می دهی؟! این آدم ها واقعاً دیوانه اند! اندازه معلوماتت نظر بده. توطئه دشمن می گوید عقل در دین رو به رشد است و این آرام آرام برای مسائل دینی جواب پیدا می کند اما به کمال رسیدن عقل در دین به این زودی نیست. خیلی از مباحث را نمی توانی عقلانی درک کنی توضیح هم نمی شود بدهیم مگر اینکه مثل همه علوم دیگر در مسیرش قرار بگیری.

5- روحیه زدایی. ایجاد ناامیدی و ایجاد مسائل فرعی و حاشیه ای برای اینکه شما را نسبت به اصل مباحث معرفتی ناامید کنند.
فرض کنیم کنکور امتحان داده ای اتفاقاً همان روز سرما خورده ای، حالت بد شده و نتوانستی خوب تست بزنی، رتبه ات هم اندازه شماره موبایلت شده است. درضمن پسر خوبی هم هستی، دختر خوبی هم هستی، در خانه امام حسین(علیه‌السّلام ) هم بوده ای، توسل هم کرده ای. دین شصت هزار گزینه دارد، سیصد و شصت هزار گزینه دارد، سه میلیون و ششصد هزار گزینه دارد. می توانی بگویی بنده در شب جمعه که به اهل بیت(ع) توسل کرده ام، نباید صبح جمعه سرما می خوردم!  می توانستی این قسمت توسل شب جمعه ات را زیر سؤال ببری، چرا توسل شب جمعه من اثر نکرد؟! صبح جمعه سرماخوردگی ام گُل کرد و در تست زدن خراب کردم! چه کار می کند؟ می گوید این چه خدایی است؟!!  درست است که توسل شب جمعه شما برای کنکور صبح جمعه ات به طور کامل اثر نکرد و امتحانت خراب شد اما "چه خدایی است؟" این چه حرفی است که شما زدی؟! درد باید با ناامیدی مطابقت داشته باشد! درد باید با داد مطابقت داشته باشد! مثلا برای درد یک سوزن باید فقط بگویی آخ نه اینکه نعره بزنی! و اگر یک میخ طویله می زنند نباید بگویی آخ باید داد بزنی! درد باید با داد تطابق داشته باشد! این حاشیه ها یک دفعه باعث می شود شخص کُلیَّت را زیر سؤال  ببرد!

مثالی دیگر؛ شما در خیابان معلمت را می بینی، اعصابش خورد است، الان تصادف کرده، زنش هم فحشش داده، بچه اش هم در مدرسه جا مانده، ناظم هم به او زنگ زده است. سلام می کنی بد جواب می دهد آیا می توانی بگویی علم غرور می آورد؟؟! اگر موضوعی را دیدیم اندازه خودش برایش داد بزنیم. نمی دانم چرا یکی از معلم های من امروز بد اخلاق بود! تمام. اندازه اش همین است، اندازه اش متناسب است، درد با داد شما تطبیق دارد.

در اداره آب و فاضلاب شعبه سه دهستان، شماره پنج بخشداری، شماره شش فلان جا، رفته ای که این اداره یک معاون ششم داشته که این معاون ششم با یک سوپور رفیق بوده که این سوپور به آبدارچی آن اداره گفته کار می خواهم. آبدارچی گفته ده هزار تومان بده! کل سیستم اداری مملکت فاسد است رشوه می گیرند؟ یا این شخص بد بود؟!

جنگ نرم چه کار می کند؟ تردید ها را گسترش تعمیمی می دهد! مثلا می گوید شیراز ده آخوند دارد، همه هم موفق هستند از همه ضعیف النفس تر و بیچاره تر و بدبخت تر و روسیاه تر انجوی است. می رویم انجوی را زمین می زنیم، خرابش می کنیم، مردم هم که تحت تأثیر جنگ نرم هستند یک دفعه می پیچانیم آخوند ها فاسدند، تمام! چرا؟ چون یاد نگرفته که روش تردید و تعمیم غیر منطقی جزء روش های جنگ نرم است! اگر اینجا انجوی را می کوبند دلیلش این نیست که انجوی خیلی آدم بزرگ و مهمی است، می گویند اگر این آخوند ضعیف النفس زمین خورد ما می توانیم با غیر عقلانی بودن سیستم این مردم، کلاً اسلام را بکوبیم، آخوندها هدف نیستند، هدف اسلام است!

اگر بتوانیم روی معاون فلان اداره کار کنیم که رشوه بگیرد این آدمی که رشوه داده خودش نیروی ما است، می رود جار می زند و می گوید کل اداره ای ها رشوه می گیرند! اگر بتوانیم پای یک نیروی انتظامی را وسط جاده بلغزانیم، سیصد هزار نیروی انتظامی که در جاده ها دارند از همه چیز می زنند و در برف و سرما و گرما سخت ترین شغل را دارند، می توانیم با این آدمی که تحت تأثیر جنگ نرم ما است کلاً بی حیثیتشان کنیم. می توانیم زیر آب علم و اخلاق را بزنیم، می توانیم فلسفه و منطق را بکوبیم، می توانیم کل کتاب های یک آدم را از بورس بیندازیم! این به خاطر چیست؟ برای اینکه مردم ما یاد نگرفته اند یکی از روش های جنگ نرم ایجاد تردید در عقلانیت و تعمیم های غلط است.




کانال تلگرام رهپویان
 يكي ديگه: خيلي خوب بود
ايشالا هميشه سايه شما و امثال شما رو سرمون باشه
اينا رو بدونم اول احتمال بازي خوردن خودم كمتر ميشه، دوم اگه كسي بازي خورد ميتونم روشنش كنم كه گير كار كجاست
اگه نپذيرفت و روشن نشد هم لااقل وظيفه ام انجام شده و حجت بر اون تمام
واقعا ممنون بخاطر زحمت هاي دقيق و موشكافانتون
دوشنبه 20 مهر 1394
 محمد: خیلی خوب بود.
ممنون.
دوشنبه 12 آبان 1393
 علیرضا: خدارو شکر ک پای منبر بودم. وگرنه کی میره این همه راه رو (این همه متن)

فک کنم چن سال پیش این نظر رو هم دادم.
فرمایشات شما به قول خودتون روشنگریست کوچیکتر از اونم ک ایراد بگیرم (اگه مث اون 16 ساله ک اومد و صادقانه ایراد ها رو گرفت ضایع نشم)
خب ما روشن شدیم ک جنگ نرم است و همه تحت تاثیر اون هستیم اما باید چکار کنیم؟؟
دیشب (زمانی ک دارم کامنت میزارم) گفتید با دوستامون صحبت کنیم با آشنامون. روشنگری کنیم اما گوش دوستای امثال ما از این حرف ها پره کافیه حدس بزنن چی میخایم بگیم میگن بابا بیخیال گیر نده اگه بیشتر اصرار کنیم اعتبارمون کمتر میشه. با اعتبار کمتر هم .....
بهتر نیست راهی پیش پای امثال من بذارید ک موثر باشه؟؟ ن یک راهی ک ما رو پیش بقیه منفورتر کنه؟؟ چون بالاخره برنامه های جنگ نرم خیلی جذابتره ماست :) و هرکس باهاش مخالفت کنه ضایس ک منفور میشه

دانشجو کارشناسی 20-21 ساله پسر
یکشنبه 11 آبان 1393
* نام شما : 
پست الکترونيک : 
وب سايت : 
* نظر شما : 
 
تبليغات