برنامه آينده
اطلاعیه

مراسم احیای شب بیست سوم ماه رمضان در باغ جنت برگزاری می گردد.
رهپويان



جمعه 16 آبان 1393 نسخه چاپی
متن سخنرانی پدافند غیر عامل - قسمت دوم
اگر مردم ما مسلمانانه فکر نکنند نوشتن اسم جمهوری اسلامی ایران بر روی پرچم دردی را از مملکت ما درمان نمی کند! هدف از جنگ نرم غیر از فروش جنس هایشان این است که شما را به نقطه ای برسانند تا تکلیف حکومت اسلامی یک سره شود. در جنگ نرم می گوید جامعه را به نقطه ای برسان که بین مردم و اسم اسلام یک تناقض و پارادوکسی ایجاد بشود که این ها بالاخره همدیگر را بشکنند.

یالطیف
سخنرانی‌ حجت الاسلام سید محمد انجوی نژاد
موضوع: پدافند غیر عامل - قسمت دوم
محرم الحرام 1393


بحثمان در پدافند غیر عامل بود مختصری از بحث دیشب خدمتتان عرض می‌کنم. عرض کردیم که یک جنگ سخت داریم با سه دشمن:
دشمن اول؛ دشمن نفس.
دشمن دوم؛ دشمن شیطان.
دشمن سوم: دشمن انسان.


یک جنگ سخت، یک جنگ نیمه سخت و یک جنگ نرم با این ها داریم. در جنگ سخت هدف حذف فیزکی طرف است یعنی کشت و کشتار. در جنگ نیمه سخت هدف حذف انگیزه های طرف است یعنی انگیزه شخص اش نابود می‌کنید و در جنگ نرم هدف تسخیر ذهن طرف مقابل است در تسخیر ذهن طرف مقابل نفس ما، شیطان و انس یعنی دشمن رسمی انسانی ما روش‌هایی دارند که این روش‌ها در حقیقت با روش‌های متقابلی جواب داده می شود. روش مقابله با جنگ نرم دشمن اسمش قدرت نرم است و عرض کردیم قدرت نرم دو قسمت است: یکی پدافند عامل، یکی پدافند غیر عامل. پدافند عامل به علاوه پدافند غیر عامل روش مبارزه با قدرت نرم در برابر تهدید نرم می‌شود.

»» روش‌هایی که دیشب عنوان کردیم:

- تردید در حقانیت.
- تردید در مقاومت.
- تردید در مشروعیت.
- تردید در عقلانیت.
- روحیه زدایی با مسائل حاشیه‌ای.


اما مواردی که امشب می‌خواهیم عرض کنیم، فرایند عمل کردن این تردید است. یک سری اعتقادات داریم که برخی از آن ها ملی و بومی و سنتی است، برخی از آن ها دینی و برخی هم فرهنگی است. فرق بین بومی و دینی و فرهنگی این است: بومی یعنی اعتقاداتی که در این منطقه‌ی ما این اعتقادات ارزش دارد یا زشت است یا خوب است یا بار ارزشی مثبت یا منفی دارد. وقتی می‌گوییم دینی یعنی آن چیزهایی که دین ما می‌گوید این زشت است یا زیباست اما وقتی می‌گوییم فرهنگی یعنی فرمود مرد زمانه ی خود باشید، زمان ما می‌گوید زشت است یا زیباست. فرق بین فرهنگ و سنت اینجا است؛ در سنت آن چیزی که زمانه می‌گوید زشت یا زیباست، سنت می‌شود و آن چیزی که زمان می‌گوید، فرهنگ می‌شود. این سه در این سه بُعد چه کار می‌کنند؟

ما یک سری خوبی ها و زشی ها داریم و یک سری زیبایی ها داریم که مقابل این ها است. انسان بدون هنجار و ناهنجار یعنی بدون زشتی و زیبایی اصلاً زندگی برایش جذابیت ندارد یعنی اگر بگوییم یک مملکتی است که در آن همه چیز زیبا است، زشتی وجود ندارد، جذابیت اجتماعی آن اجتماع از بین می‌رود، اصطلاحاً در جامعه شناسی به این مملکت جامعه گوسفندی می‌گویند. در جامعه گوسفندی برتری وجود ندارد، راه یک صراط مستقیم است، به سمت علوفه و بازگشت به سمت طویله، فربه و قربانی شدن. این مسیر جامعه گوسفندی است، اعتراض، تنوع و تکثر نداریم. در جامعه‌ای که در آن هنجار و ناهنجار نباشد، این جامعه زیبایی اش را از دست می‌دهد بنابراین اگر یک روزی قبیله‌ای آزاد خواستند برای خودشان قانون بنویسند، در قانونشان یک درصد از قانونشان پرداختن به خوبی‌ها است، یک درصد هم پرداختن به زشتی‌ها است. مثلا فلان قبیله در دینش هیچ زشتی وجود ندارد یعنی نهی ندارد، نگاه می‌کند در عرفش هم ندارد، می‌آید در فرهنگش وارد می‌کند. می گوید اگر خواستی چایی بخوری استکان را در نعلبکی چپه گذاشتی این یعنی فحش! می‌گوییم چه فرقی دارد؟! می‌گوید ما این را در فرهنگمان وارد کرده ایم. چرا؟ برای اینکه بلاخره یک فحشی باید باشد تا یک خوبی خودش را نشان بدهد لذا وقتی که دشمن برای جنگ نرم سراغ ما می‌آید سعی نمی‌کند بدی‌ها را در چشم ما حذف کند، می‌گوید هیچ چیزی بد نیست شما آزادِ آزادی، هرکاری دوست داری انجام بده، همه هم تعریفت می‌کنند، این سعی را نمی‌کند چون این سعی، سعی بر باطل است.

چه کار می‌کند؟ سعی می‌کند ارزش‌ها را در جامعه ما عوض و بدل کند یعنی یک بدل هایی جایگزین خوبی ها و جایگزین بدی ها قرار بگیرد. مثلا طرف افتخار می‌کند، من جوری مثال می‌زنم که زیاد مبتلا به نباشد، افتخار می‌کند و می‌گوید بنده هر غلطی بکنم موتور که سوار می‌شوم کلاه کاسکتم را می‌گذارم با همین کلاه کاسکت گذاشتن خودش را دارد قانع می‌کند که آخرِ خوبی‌ها است! مثال هایش را در بین اطرافیانمان یا در بین خودمان دیده اید؛ می گوید من هر غلطی بکنم دهه محرم در خانه امام حسین(علیه‌السّلام) سینه می زنم این یعنی جنگ نرم یعنی حسینی که تأثیرش در شما و در زندگی شما صفر است الا ده شب عزاداری! آخر این چه حسینی است که شما را به این نتیجه رسانده هر غلطی بکنم، دهه محرم مشکی می پوشم و برای امام حسین(علیه‌السّلام) سینه می زنم؟! در احادیث چهارده معصوم یک فرمایش نزدیک به این را بیاور که یک انسان در زندگی اش می تواند به اینکه هر غلطی بکند، افتخار کند، دهه محرم مشکی بپوشد و برای امام حسین(علیه‌السّلام) سینه بزند؟!

زمانی یکی از اهالی مشهد مشهدی جلوی یکی از اساتید بزرگ در مشهد می گفت: من هر غلطی بکنم، هر کثافتی باشم، هر آشغالی باشم، عین جملات ایشان است، از در خانه که بیرون می آیم رو به حرم امام رضا(علیه‌السّلام) یک سلام می دهم، می خواهم برگردم هم، باز سلام می دهم. استادمان خیلی قشنگ گفت: دیوانه بیخود می کنی، یعنی چه؟! گفت: امام رضا(علیه‌السّلام) یک همچنین آدمی می‌خواهد چه کار کند؟! آدمی که مجوز هر غلطی کردن را به خودش بدهد به خاطر اینکه دو سلام به امام رضا(علیه‌السّلام) یکی صبح یکی، شب می دهد!! یا نه از هر خیابانی رد می شود یک سلامی بدهد. از این مدل دینداری ها چرا اتفاق می افتد؟ این ماحصل وسوسه جنگ نرم در تقبیح شکنی های آخرالزمان است یعنی آرام آرام امام صادق(علیه‌السّلام) می فرمایند که از وساوس شیطان این است زیبایی های وجودت را در چشمت که در خطبه آقا امیرالمؤمنین(علیه‌السّلام) هم داریم، خیلی بزرگ و زشتی های وجودت را خیلی کوچک جلوه می دهد.

آقا ما حداقلش اینقدر انسان هستیم که اگر یک گربه را در خیابان گرسنه دیدیم، از کنارش نگذریم! می گوییم شما خلق شده ای برای اینکه بعد از سی، چهل، پنجاه سال به این نقطه برسی که بگویی حداقلش من انقدر انسان هستم؟! اگر در یک جامعه توقعات انسانی و دینی مردم را پایین بیاوری، حالا این پایین آوردن چگونه است؟ یک قسمتش یک سریال درست میکنی، یک قسمتش یک فیلم سینمایی درست می کنی، یک قسمتش یک مستند پخش می کنی، یک قسمتش یک مصاحبه می کنی، این پازل را تکمیل می کنی، این آدم، این جامعه در پازلی که تلویزیون و ماهواره و سینما و هنر و ورزش و مسجد و جامعه و خطیب و روانشناس و معلم و استاد دانشگاه برایش تکمیل کرده اند، محاصره می شود تا در این پازل به این نتیجه برسد که برای خوب بودن باید به حداقل‌ها اکتفا کرد! یعنی چه؟ یعنی لب مرز راه رفتن. تا شما قانع شدی لب مرز راه بروی آماده و مستعد هستی که یک هُلت بدهند. جامعه ای که خودش را مستعد آدم های مرض دار می کند می کند، شیطانی که دائم دارد لبه آب و لبه پرتگاه حرکت می کند، یک هُل می خواهد برای شیطان هزینه کم است. در این سیستم شما قانع نمی شوی که گناه کنی برای اینکه نمی تواند شما را قانع کند که گناه را انجام بدهی، در این سیستم پدر و مادر را راضی نمی کنند به اینکه بچه شان را سراغ مفاسد بفرستند، در این سیستم پدر و مادر را راضی می کنند با حداقل های دینی، حداقل های اخلاقی و حداقل های انسانی فرزندانشان کنار بیایند.

می گوید درست است که بچه ام خیلی بد است، صبح ها سلام نمی کند، ظهرها هم در مدرسه دعوا می کند، در دانشگاه هم استادش را زده، ماشین معلمش هم پنچر کرده، با ترازو به بینی بقال محله کوبیده اما هر وقت می گویم آب، می دود آب دست پدرش می دهد، پس بچه ی خوبی است؟! یک عده هستند با بهانه خیلی درست که باید زیبایی های افراد را در چشمشان بزرگ و پر رنگ کرد تا زشتی هایشان را پوشش بدهد، این دستور دین است، از یک قانون خیلی درست استفاده خیلی غلط می کنند تحت عنوان اینکه افراد را راضی کنند که شما با دین حداقلی خیلی آدم مفیدی در جامعه باشی همین کافی است!

قسمت دیگرش خیلی بزرگ و بد نشان دادن زشتی هاست.
شخصی می گفت از وقتی که جنایات داعش را در سایت ها و اخبار می بینم احساس می کنم خیلی انسان خوبی هستم! دین اصلا این دستور را به ما نمی دهد که برو جنایات داعش را ببین تا احساس کنی خیلی انسان خوبی هستی. به خدا ایراد می گرفتم که چرا جهنم را خلق کرد ه ای؟! منِ انسان، منِ آدم با این درجه رحمتم دلم نمی آید کسی را در آتش بیندازم! آن وقت توی ارحم الراحمین  چگونه جهنم را خلق کرده ای؟! می گوید از وقتی داعشی را دیده ام فهمیده ام چرا خدا خلق کرده است و فهمیدم که قرار نیست من جهنم بروم یعنی به نقطه ای که از بد بودن احساس ایمنی می کنم، رسیده ام!

درست است چشم و قلب ناپاکی دارم، اهل خیانت هستم اما آدم که نمی کشم! نه، بفرمایید آدم بکشید! مسیری که جامعه دینی باید به آن بپردازد، متولیان دینی ما از کف تولیت یعنی پدر و مادر تا بالای آن یعنی رهبران بالای جامعه دینی مراجع، بزرگان، رهبری تا سراغ مقامات اجرایی قوه مقننه، مجریه و قضایی می آید، این ها کسانی هستند که باید سال به سال جامعه را به سمت اینکه نسبت به زشتی حساس تر و نسبت به خوبی راغب تر بشود، ببرند. سیستم دینی این را می گوید.

اما در جنگی که دشمن از نفس و شیطان و انس راه می اندازد، ما را به حداقل خوبی قانع می کند. این قضیه دلیلش چیست؟ دلیلش این است: به جای اینکه ما در نقطه تعادل حرکت کنیم، یک قسمت جامعه، دارند همه را به جهنم می فرستند یعنی یک نوع نگاه تیره ای در جامعه وجود دارد که با این نگاه تیره و با این خط کشی که دستشان است همه باید به جهنم بروند!! نقطه مقابل این افراط حتماً همان تفریطی خواهد بود که همه  را به بهشت می فرستد!!

وسط حرکت کن، مؤمن شرقی و غربی نمی شود. نه از جهنم ایمن هستیم، نه قرار است همه با هم به بهشت برویم! بعد چه اتفاقی می افتد؟ کار به جایی می رسد، جملاتی گفته می شود که این جملات در شأن تولیت تربیتی مملکتی نیست! بس که این افراط و سیاه کاری اتفاق افتاده که همه را به زور هُل می دهند، مثلا بنده می توانم از این جمله یک کم استقبال هم کنم که نمی شود همه را بهشت برد! این جمله مربوط به افراط است وگرنه متعادلش این است که همه را باید سمت بهشت هُل بدهیم. چه کسی می گوید نمی شود بالاجبار برد؟! ولی نمی شود بگویی نباید هُل داد باید هل بدهی، اگر نمی شود شما و بنده برای چه امشب آمده ایم؟؟ من که دارم برای شما حدیث نفس می کنم، اگر دنبال ثواب بودیم و می خواستیم گریه کنیم تا گناهانمان را ببخشند که نیازی به صحبت و روایت و حدیث واصلا نیازی به سیره اهل بیت(ع) نیست! بنده بالاجبار نمی توانم کسی را بهشت ببرم، در طول زندگی ام به عنوان یک متولی دینی، متولی دینی در خانه پدر و مادرش است، در مدرسه معلمش است، استاد، منبری، تا فلان مقام بزرگ مملکتی که بالاجبار نمی‌توانیم کسی را بهشت ببریم اما در پرونده تولیت دینی و تربیتی من توصیه به خوب بودن و هل دادن به سمت بهشت چقدر رنگ دارد؟؟ من مؤظف هستم این کار را بکنم، واجب است. جزء وظایف پیغمبران است، پیغمبری که می‌فرمود: "لا اکراه فی الدین" صبح تا شب می‌دوید تا مردم را بهشت ببرد، که اگر پیغمبر هم بخواهد بالاجبار ببرد خدا اجازه نمی‌دهد.
پس باید سیستم طوری باشد که به جای اینکه همیشه به مردم بگوییم خوب هستید، بعضی ها سخت می گیرند، جای بهشت زیاد است، جهنم جا ندارد، راهش این است که مردم را به این سمت ببریم که خوبی هایشان را بیشتر کنند و بدی هایشان را کم کنند. وظیفه ما ارتقاء و رشد است نه اینکه وظیفه ما راضی کردن و قانع کردن مردم است! وظیفه من نسبت به خودم، حج رفته و برگشته ام، دیگر خیلی خوب هستم؟ الان فکر نکنی خوب شده ای، فکر نکنی تمام شد، فکر نکنی کار تمام است، باید حواست به خودت باشد باید رشد کنی.

دین برای رشد دادن شما آمده. در پرونده ما باید مشخص شود؛ معلم، آموزش و پرورش، آموزش عالی، دانشگاه، رئیس جمهور، رئیس مجلس، نماینده مجلس، بنده ی آخوند، مسئول پایگاه، مسئول کانون فرهنگی، مسئول هیئت تا پدر و مادر، برادر و خواهر بزرگتر ما، در پرونده مان هل دادن مردم به سمت بهشت و خوبی ها چقدر موجود است؟؟

کسی نمی خواهد مگر شما فضول هستی؟ می خواهد جهنم برود دستور دین است نمی خواهد دیگر چیست؟ باید او را هل بدهی. به زور نمی توانی بهشت ببری ولی باید به زور هلش بدهی، امر به معروف و نهی از منکر دستور دین است. طرف می گوید نمی خوام خوب باشم، من وظیفه‌ام را انجام می دهم می خواهی خوب باش، می خواهی خوب نباش. خوب باشی بهشت می روی، نباشی جهنم می روی به زور نمی توانم تو را بهشت ببرم ولی من وظیفه ام را انجام می دهم، حالا شما می خواهی مقاومت کن.

اصلاً من متخصص هل دادن کسانی هستم که دارند مقاومت می کنند، مثل خودم. نفس من بیست و چهار ساعت دارد در مقابل خوب بودن مقاومت می کند! ما صبح تا شب داریم نفسمان را هُل می دهیم، گوشش را می گیریم، با زبان خوش، با فحش، باید جلو برود. از جمله ی درستِ به زور نمی شود مردم را به بهشت برد، به جمله غلط به زور نباید مردم را به بهشت برد، نرسیم! نمی شود درست است اما ما وظیفه داریم، باید این کار را بکنیم. چشمام هایمان را ببندیم و نسبت به این کلاس یا تشکیلاتی که تحت پوشش من است، بگویم به من چه هر کاری می خواهند بکنند!! این یعنی چه؟ یعنی دینداری؟ اصلاً یعنی انسانیت؟ دینداری من زیر سؤال نمی رود، انسانیت من زیر سؤال می رود. وظیفه داریم بگوییم، بارها دیده اید اتفاقاً در جلساتی که خیلی شلوغ است، من حرفم را زده ام، همانجا هم عذر خواهی کرده ام، گفته ام ببخشید چون به یک عده بر می خورد من واقعاً عذر می خواهم اما روز قیامت به خداوند قسم گوش من را می گیرند و می گویند به شما تریبون دادیم آن شب این آدم و امثال این آدم آمده بودند، اگر حرفت را می زدی ممکن است نه نفرشان ناراحت بشوند از تو ببُرند ولی بالاخره یکی از آن ها ممکن بود هدایت بشود و به خدا برسد.

تو فکر این بودی که از من نبُرند و خوششان بیاید به همین خاطر نگفتی؟! به یک استاد عرفان با یک واسطه عرض کردم، شما که از عرفان می گفتی خانم بدون حجاب رو به روی شما نشسته بود! عرفان برای این می گویی؟! چرا نگفتی چیزی بپوشد؟ حداقل دلمان خوش باشد. نشستی پا روی پا انداخته ای و می گویی مولانا فرمود: "بمیرید بمیرید در این عشق بمیرید، در این عشق چو مردید همه روح پذیرید"، اشک هم در چشمانش جمع می شود، این مسخره بازی ها چیست؟! این ها دکان است! واجب دینی یعنی امر به معروف و نهی از منکر را داری ترک می کنی؟!

یک وقت کسی عرضه ندارد، شرایطش را ندارد، امر به معروف و نهی از منکر را یاد نگرفته است، بنده که استادم می دانم چه زمانی وقتش است، چه زمانی وقتش نیست. من که می فهمم وقت امر به معروف در شب قدر، شب عاشورا و دهه محرم چه زمانی هست، چه زمانی نیست. چشم هایم را نمی بندم و بگویم هر چه وظیفه ام است را می گویم، می خواهد ناراحت بشود، می خواهد نشود! می گویم احتمال تأثیر می بینم، این شخص آمده. احتمال تأثیر یک طرف است، احتمال این که از من هم ببُرد یک طرف دیگر است. بنده بین احتمال تأثیر و احتمال از من بُریدن، اولی را ترجیح می دهم. چقدر دیگر عمر بکنیم نمی دانم؟! مگر چندبار دیگر قرار است رأی بیاوریم نمی دانم؟! به رأی گیری بعدی می رسیم؟! نمی دانم آن روز می رسد یا نمی رسد! فقط یک چیز را می دانم هر میکروفونی، تریبونی که به ما می دهند برای ما یک فرصت است. این فرصت را زود از ما می گیرند. ده بار به مسئولین فرهنگی و متولیان اجرایی این استان عرض کرده ام از صبح تا شب سمینار می روید این یک فرصت اخلاقی، دینی برای شما است، یک چیزی در شیراز بنیان بگذارید، وقتی می روید جهت مباحث دینی بانی خیری شده باشید. همه عوض شدند و رفتند، آخر هم نمی شود!

بدبختی این است من وقتی بالا می نشینم مست می شوم، قدرت مستی می آورد!
خیلی از شما شش رئیس جمهور دیده اید! من برای ارتقاء سطح دینی مردم چه کار کرده ام؟؟ یک رنسانس، یک تغییر اساسی لازم داریم. یک تکان از پایین تا بالا نیاز است. یک قانون درست و درمان برای آموزش و پرورش لازم داریم. یک تغییرات جهادیِ فرهنگیِ انقلابی در دانشگاه لازم داریم. همه مدل آدم آمد و گفتیم این موقعیت شما یک فرصت است، به دین و فرهنگ مملکت یک تکان بدهید، نشده است! از آن طرف میلیاردی دارد خرج می شود. نشسته اند و فکر می کنند، دشمنان برای تکان دادن فرهنگ مملکت تمام توانشان را گذاشته اند، از این طرف هم، الحمدلله رب العالمین ما برای تکان دادن مردم به سمت رشد و ارتقاء، تعطیل هستیم!

»» در این نقطه ما به این نتیجه می رسیم:
1- این بدی هایی که این ها می گویند خیلی هم بد نیست.
2- این بدهایی که این ها می گویند هم بد نیست. اینجا الگو معرفی می کند. آن آدمی که می گفتند، از تو مسلمان انسان تر است.


می دانی چه کار کرده است؟ می دانی فلان جا چه کاری انجام داده است؟ روایت آخرالزمانی می گوید: اتفاقاً در آخرالزمان، خوب ها و خوبی های واقعی در انزوا می پوسند و بی ارزش ها بلند می شوند، معلوم می شوند، دیده می شوند! یک کسی می خواهد جامعه روحانیت را بسنجد، من را می بیند. نمی داند در حوزه چه آدم هایی، چه کارهایی دارند می کنند. دقیقاً کسانی را برای تو بزرگ می کند که این ها اصلاً ارزشی ندارند! از نظر فرهنگی، از نظر اعتقادی و از نظر انسانی هم ارزش ندارند. می گوید فلانی یک پرورشگاه زده، این شخص شصت میلیارد خورده، حالا با نیم میلیارد پرورشگاه زده!

طلبکاری به شدت زیاد آدم هایی که در بالا قرار دارند از مردم؛ همین ماهایی که روی شانه هایمان سوار شدند و بالا رفتند! دقیقاً ما اگر نبودیم این ها به هیچ جا نمی رسیدند! این نقطه اصلی است؛ چه کار می کند؟ یک سری آدم ها را معرفی می کند، این آدم خیلی خوبی است. بعد به این آدم که نگاه می کنی می بینی فلان کار بد وجود دارد اما به شما می گویند اگر این کار خیلی بد بود انجام نمی داد، فقط کار بدی است. قبح شکنی فردی آرام آرام ایجاد می شود؛ خیلی هم بد نیست، خیلی هم خوب نیست، مثلا دهه محرم که می شود یک دفعه در تمام شبکه های اجتماعی پیامک می شود که برویم به فقرا برسیم به خدا امام حسین(علیه‌السّلام) راضی تر است، این خرج ها را نکن، به جای شور یک کم شعور داشته باش، به جای گریه به حال خودت گریه کن، امام حسین(علیه‌السّلام) شهید نشده که مدام بر سر خودت بزنی. از این ابهام های این مدلی شروع می شود، یکی در بیاورد کسانی که الان شعور دارند و شور ندارند کسانی که الان گریه نمی کنند و بر سر خود نمی زنند، کسانی که الان برای امام حسین(علیه‌السّلام) خرج نمی کنند، برای فقرا خرج می کنند یا نه؟! شعور دارند یا نه؟! انسانیت دارند یا نه ؟! کسی این را در بیاورد و بگوید این هایی که الان در جلسه امام حسین(علیه‌السّلام) نمی آیند، در طول سال به فقرا بیشتر کمک می کنند یا این هایی که می آیند؟؟ این هایی که برای جلسه امام حسین(علیه‌السّلام) خرج می کنند بیشتر برای انسانیت هم خرج می کنند یا آن هایی که فقط می گویند برای حسین(علیه‌السّلام) خرج نکنید؟؟ ولی از میزامپیلی و اسم های این مدلی که بلد نیستم، از اروپای آخر هفته، از دو بار پیتزا خوردن و برجی چهار صد، پانصد هزار تومان لوازم آرایشی و چندین بار تغییر مبلمان و دکوراسیون و خرج های کلاس رقص و پیانو و گیتار بچه اش و کلاس زبان آلمانی و زبان برکینافاسویی و لهجه چکسلواکی سابق، خرج می کنند این ها به جای خرج کردن بروند به فقرا کمک کنند.

همین الان در مجلس پایین شهری ها دست بالا بیاورند، اینجا الان بالا شهر است. پولدارها کجا هستند؟! حتماً در کمیته امداد دارند به فقرا کمک می کنند یا دارند در شبکه های اجتماعی پیامک رد و بدل می کنند که خرج امام حسین(علیه‌السّلام) نکنید؟! آن هایی که نمی دانند، بدانند جلسه ما در بالا شهر تشکیل می شود نود درصد حسینیه را پایین شهر دارد پر می کند!! این ها بروند به فقرا کمک کنند؟؟ شما برو از خرج آرایشت کم کن، کلاس رقص دخترت را کنسل کن و به فقرا کمک کن. اگر حسین(علیه‌السّلام) نبود این ها به فقرا کمک نمی کردند، این ها در حسینیه ها یاد گرفتند به فقرا کمک کنند این یعنی جنگ نرم، ذهن شما دارد خراب می کند!

برو خرج های اضافی ات را کم کن و به فقرا کمک کن. گیر شما فقرا نیستند گیر شما حسین(علیه‌السّلام) است. این حسینیه ها بدجوری شما را سوزانده است! چک کنید در این دهه محرم ببینید چند درصد از این حسینی ها بلیط هواپیمای اروپا و ترکیه گرفته اند و دارند می روند؟! سواحل جنوب و شمال ایران را نگاه کنید ببینید چه کسانی دارند به فقرا کمک می کنند؟؟ به آن هایی که در دهه محرم دارند به شمال می روند بگو نروند!

ممکن است این شعارها یک دانش آموز مقطع راهنمایی را مقداری قلقلک کند، یک کم عقل رشد کرده باشد متوجه می شود این ها مسخره بازی است. از شور حسینیتان بکاهید، بر شعورتان بیفزایید! آن هشت سال دفاع مقدس که شما داشتی در دانشگاه اروپا شعور پیدا می کردی همین شور حسینی ها داشتند از ناموس تو دفاع می کردند. ما شعور را در بستر شور پیدا می کنیم. الان وقت بالیستن است نه وقت گریستن؟ شما الان داری به چه می بالی؟! ما داریم بر کسی می گرییم که بر او می بالیم، ما داریم بر کسی می گرییم که جهان باید بر او ببالد و نمی بالد! ما داریم بر کسانی می گرییم که بر حسین(علیه‌السّلام) نمی بالند! این یعنی جنگ نرم، چه کار می کند؟ ذهن شما را آشوب می دهد.

گفتیم قبح ها را می شکند و حسن ها را هم خراب می کند، آرام آرام محاسن را خراب می کند. حسینیه ها را خراب کن، یک فکری بکن، یک بساطی ایجاد کن، شبهات را بفرست، به هنرمند پول بده بگو بر علیه ارزش ها شعر بگوید، به هنرمند دیگر پول بده بگو فیلم بسازد. بعد نگاه می کنیم در سیستمی که داریم مالیات می دهیم، برای نهادهای فرهنگی و رسانه ها ما داریم پول می دهیم، ما داریم پفک می خریم که تبلیغات پفک دقیقه ای شصت هزار تومان پول می گیرد! اگر پفک نخریم که نمی گیرد. تمام اقتصاد مملکت را مردم دارند می چرخانند، با پول ما در سی سال بعد از انقلاب نمی توانیم ده تا سریال، فیلم، فیلم سینمایی، نمایشنامه در بیاوریم که این ها عمیق، فکرش شده با یک اتاق فکر عقیدتی، اسلامی، انسانی، جامعه شناسانه و روانشناسانه کار شده باشد که این ده تا باعث ارتقاء سطح فرهنگی مملکت بشود!!

صبح تا شب؛ نان، موتور و عشق! نان روی موتور با عشق! بیست و چهار ساعت از فیلم های چرت و پرت! که چه بشود؟! که اباحه گری را ترویج بدهد. با پول بیت المال، با پول جمهوری اسلامی، با مالیات ما اباحه گری را ترویج بدهد! برای چه ترویج پیدا کند؟ به بهانه آزادی. برای چه؟ دیشب هم عرض کردم، یعنی آن ها به فکر این هستند که چرا جوانان ما افسرده می شوند وقتی اباحه ندارند، چرا آزادی ندارند؟! نه برای اینکه اباحه باعث می شود که سطح ارزش ها پایین بیاید، سطح بدی ها بالا برود و آن ها سوار شوند و بتوانند جنسشان را به فروش برسانند! دعوا دعوای بازار و مغازه است.

جامعه به این سطح می رسد یعنی جامعه به سطحی می رسد که من یک ساعت صحبت می کنم و شما را به این نتیجه می رسانم که این مغازه بیرون از کانون ماستش می فروشد، خوب نیست. این یک ساعتی که بنده صحبت می کنم را جنگ نرم می گوییم هدف از این جنگ نرم چیست:
1- اینکه ماست مغازه آن طرفی که مال من است و اتفاقا هم خوب نیست را، بخری.
2- من الان می توانم شما را به نقطه تهییج برسانم، پرچم بلند کنید با شعار مرگ بر مرگ بر ماست بد، حرکت کنید و بروید مغازه و صاحب مغازه را آتش بزنید این یعنی انقلاب.

اگر مردم ما مسلمانانه فکر نکنند نوشتن اسم جمهوری اسلامی ایران بر روی پرچم دردی را از مملکت ما درمان نمی کند این یعنی اگر چشم هایمان را ببندیم و مملکت ده سال دیگر اینگونه جلو برود، مردم ما مسلمانانه فکر نکنند، این ها دیگر جمهوری اسلامی را بر نمی تابند! هدف از جنگ نرم غیر از فروش جنس هایشان این است که شما را به نقطه ای برسانند تا تکلیف حکومت اسلامی یک سره شود، اصلاً مقصد اصلی حکومت اسلامی است. با اسم حکومت دموکراتیک، کاتولیک که نمی شود جامعه یهودی را کنترل کرد! اسمش هر چه می خواهد باشد.

یک وقت هست از آن بالا می توانند کارهایی بکنند، تغییراتی ایجاد کنند این سرجای خودش. یک وقت هست نمی توانند، جنگ نرم این را یاد می دهد و می گوید از اخلاق و قبح شکنی و مسائل کوچک، چهار شبکه ماهواره و فیلم و سریال و پیامک و شبکه های اجتماعی زیر آبی، موسیقی و هنر استفاده کن، جامعه را به نقطه ای برسان که بین مردم و اسم اسلام یک تناقض و پارادوکسی ایجاد بشود که این ها بالاخره همدیگر را بشکنند. هدف اصلی برچیده شدن نظام اسلام است.

تمام تلاشی که ما داریم می کنیم این است که مردم ما احساس کنند مسلمان بودن خوب است اگر مردم ما احساس کنند مسیحی بودن خوب است یقیناً این مردم جمهوری اسلامی ایران را به جمهوری مسیحی ایران تبدیل می کنند، تمام شد. اصلاً نمی شود جلوی آن را گرفت. جنگ نرم یک پروژه است که مملکت را در یک پروسه قرار می دهد. پروژه آن چیزی است که ما آن را می چینیم و برنامه ریزی می کنیم، پروسه آن چیزی است که خود به خود، مکانیکی اتفاق می افتد. پروژه این است که شما بالای کوه سنگ را از جلوی چشمه برداری، پروسه چیست؟ آب جاری می شود. پروسه بعدی چیست؟ آبی که جاری شد در کوه رد می اندازد. پروسه ی بعدی سنگ ها را پایین می برد و کوه را فرسایش می دهد. پروسه بعدی چیست؟ این کوه جنبه و استقامت خودش را از دست می دهد، فرو می ریزد. این ها پروسه است، جلوی پروژه را می شود گرفت اما جلوی پروسه را نمی شود گرفت!

جریانات ضد فرهنگی در مملکت ما تا زمانی که پروژه است می توانیم جلو آن را را بگیریم، اگر به پروسه تبدیل شد، دیگر نمی شود جلوی آن را گرفت، اتفاق می افتد.

◄ آخرین نکته: و تغییر حکومت بعد از اسلام، به مسیحیت؟ نه. به یهودیت؟ نه. به داعش؟ نه. تبدیل حکومت از اسلام به حکومت شیطان. آخر هدف جنگ نرم رساندن حکومت خدا بر انسان، حکومت خدا بر جامعه، حکومت خدا بر جهان به نقطه حکومت شیطان بر انسان و بعد حکومت شیطان بر جامعه و بعد حکومت شیطان بر جهان است.

»» از سه منطقه حمله می‌کنند:
من، جامعه‌ی من و حکومت من. به این سه منطقه می‌زنند که به چه برسند؟؟ به مرضی شیطان برسند، به آن چیزی که شیطان راضی است و آخر جنگ نرم اتفاق خواهد افتاد.




کانال تلگرام رهپویان
 يكي ديگه: تشكر ميكنم از اينكه قسمت هاي مهم رو رنگي كرديد
سه‌شنبه 21 مهر 1394
 بنده 1: عالی بود
سه‌شنبه 20 آبان 1393
 کنعان: بسیار عــــــــــــــالی
جمعه 16 آبان 1393
 آرين: عمو خدا عمرتون بده حوصله ميكنين اينا رو ميشينين ب صورت دقيق مينويسين دستتون درد نكنه هميشه لذت بخشه خوندن و شنيدن حرفاي سيد انجوي
جمعه 16 آبان 1393
* نام شما : 
پست الکترونيک : 
وب سايت : 
* نظر شما : 
 
تبليغات