برنامه آينده
اطلاعیه

مراسم احیای شب بیست سوم ماه رمضان در باغ جنت برگزاری می گردد.
رهپويان



جمعه 23 آبان 1393 نسخه چاپی
متن سخنرانی پدافند غیر عامل - قسمت چهارم
میخواهند ماشین به دست افراد بدهند، گواهی نامه می خواهد. میخواهند دختر بدهند نباید گواهی نامه داشته باشی؟! گواهی نامه ماشین لازم دارید، گواهی نامه چرخانندگی خانواده را نباید داشته باشید؟! شما چقدر آموزش دیده ای؟! یک مادر نباید گواهی نامه بزرگ کردن و تربیت یک انسان را داشته باشد؟!

یالطیف
سخنرانی‌ حجت الاسلام سید محمد انجوی نژاد
موضوع: پدافند غیر عامل - قسمت چهارم
محرم الحرام 1393

اولین قدم قدرت نرم و مبارزه با جنگ نرم، پدافند عامل است. باید محدودیتهایی را ایجاد کنیم که انسانها برای خطا، برای اشتباه و برای گناه امکانات لازم را نداشته باشند؛ امکانات در اختیار مردم قرار دهیم و بگوییم مردم قدرت انتخاب دارند، این حرف کاملاً غیر عقلانی است، در هیچ کدام از کارهای دنیا این قضیه رعایت نمی‌شود؛ مثلاً، راهنمایی و رانندگی پلیس در جاده ها نگذارد و بگوید: تابلو گذاشته ایم مردم خودشان قدرت انتخاب دارند! هیچ پلیسی در هیچ جای جهان چنین کاری نمی‌کند! یا مثلا بیماریها را برای مردم توضیح دهیم بگوییم بیماری ها چیست بعد اجازه دهیم ویروسها پخش شوند! یک انسان مریض اگر ‌خواست در مترو اینطرف و آنطرف بچرخد، جلویش را نگیریم و بگوییم مردم قدرت انتخاب دارند باید با او دست ندهند!

احتمال خطر را کم کردن و قاعده دفع خطر محتمل یک قاعده عقلانی است، در بحث پدافند عامل وظیفه نهادهای اجرایی انتظامی و نظامی این است که مسائلی که باعث فساد مملکت میشود را کنترل کنند. مرزها را ببندند، راجع به مواد مخدر راجع به ابزار آلات فساد و غیره کنترل کنند.

 تنها توقعی که ما به عنوان مردم داریم این است که مردم به قانون احترام بگذارند. اگر قانون می گوید فلان مطلب باید جمع شود باید جمع شود، قانون است! قانون و لایحه‌ای که دولت به مجلس برده و تائید شده است، باید قانون در بقیه منکرات هم بر همین منوال اجرا شود!

اگر قانون اجرا نشود بی قانونیها اجرا خواهد شد و وقتی بی قانونی اجرا می‌شود قانون را هم خراب می‌کند! یعنی اینگونه نیست که اگر اجرا نشود هیچ اتفاقی نمی‌افتد، نه، بالاخره یک جایی اگر جلوی دزدهای محله گرفته نشود مردم محله خودشان جلو دزدها را می‌گیرند و وقتی کار دست مردم افتاد یک آنارشیسم اتفاق می‌افتد و آن هم این است که همه پیش خودشان احساس میکنند پلیس هستند و وقتی همه احساس کردند پلیس هستند یعنی هرج و مرج و بی نظمی! راجع به عوامل بازدارنده ی از گناه، باید قانون رعایت شود.


یک سری قوانین وجود دارند که رعایت نمیشوند. مثلا قانون‌هایی برای حجاب داریم که کارمندها موظف اند یک لباس خاص بپوشند اما این قانون رعایت نمی‌شود، در معلم‌ها رعایت نمی‌شود، در استادها رعایت نمی‌شود، در آموزش و پرورش و دانشگاه و غیره هم رعایت نمی‌شود! یک قانونی برای ماهواره داریم که آن هم رعایت نمی‌شود! بعد مجبوریم بنشینیم چندین ساعت راجع به چیزی که می‌توانستیم دست افراد ندهیم و راحت در اختیارشان قرار دادیم، بحث کنیم! باید چندین ساعت بحث کنیم که افراد داوطلبانه کنار بگذارند! مثل این می‌ماند که به کسی شیشه مشروب الکلی داده اید و تا حالا هم چند شب مست کرده است، حالا شما بنشینید کار فرهنگی کنید شیشه را از او بگیرید، نباید شیشه را به او می دادید!

اگر علم اجسام، علم پزشکی قائل به این است که بهترین درمان پیشگیری است علم ارواح یعنی علم روح هم دقیقاً همین را می‌گوید. آقا امیرالمؤمنین(علیه‌السّلام) می‌فرمایند: گناه نکردن از توبه کردن آسان‌تر است. یعنی پیشگیری کردن راحت‌تر از توبه کردن است؛ توبه به این سادگی نیست! گناه می‌کند بعد توبه میکند فکر می‌کند به این سادگی است! فکر می‌کند اگر یک گناه کرد برای توبه کردنش مشقتی ندارد. توبه بابت یک گناه، ده برابر لذت آن گناه، درد و مشقت و بدبختی می‌آورد!

در پدافند عامل، باید عوامل بازدارنده پای کار باشند یعنی یک نفر باید چهارچوبی مشخص کند و بگوید خارج از چهارچوب خلاف است، ما  مراقبت میکنیم که این خلافها اتفاق نیفتد. عوامل پدافند غیر عامل هم پای کار بیایند یعنی توضیح دهند آسیب دیده ها را درمان کنند. عوامل فرهنگ ساز هم پای کار بیایند بقیه مردم را آگاه و توجیح کنند، این سه ضلع یعنی ضلع پدافند عامل، باز دارنده؛ پدافند غیر عامل، درمان کننده؛ و پدافند فرهنگ ساز یعنی ایجاد فرهنگ بیمه، بیمه کننده، واکسینه کننده؛ تا زمانی که این سه ضلع کنار یکدیگر قرار بگیرند ما میتوانیم جامعه را در یک خط و یک حدی از صلاح نگه داریم. اگر یکی از اینها کار نکند آن دو ضلع دیگر هرچه کار کنند به هدر میرود.

در مباحث پزشکی، در مباحث ترک اعتیاد، در مباحث علمی همه قبول داریم این سه ضلع لازم است؛ برای پزشکی پیش گیری، درمان، فرهنگ سازی لازم است. همه قبول داریم ولی وقتی به حد و مرز اخلاق میرسد برای اینکه یک لذت زود گذر و فریبنده گوی بی اخلاقی نصب شده، عقل ما قبول دارد نفس ما قبول ندارد، مقابله میکند! یعنی اگر ده شب راجع به عوامل بازدارنده برای جسم، در زمینه پزشکی صحبت کنم همه تائید میکنند، عمل هم میکنند! اما وقتی راجع به اخلاق صحبت میکنم نفس درون ما که گاهی اوقات فراموشش میکنیم و شیطان همانطور که من صحبت میکنم دائم در حال جبهه گرفتن است که باز به ماهواره گیر داد، باز به حجاب گیر داد! چرا؟ زیرا همین ماهواره اگر در پزشکی بود سریع  قبول می‌کرد، اگر در مادیات برای یک فنی مثلاً در بحث ساختمان معماری بود همه قبول میکردند! اما زمانی که به دایره اخلاق میرسد، با دو سه مانع مواجهه هستیم؛ یعنی دو یاری گر مهم جنگ نرم از طرف شیطان: یکی نفس، یکی هم خود وسوسه شیطان، این دو کاملاً یاری گر هستند.

در دامنه اخلاق اساتید اخلاق میفرمایند: شرط اول اصلاح این است که انسان بخواهد، چه چیز را بخواهد؟ بخواهد که اصلاح شود.

چشم بسته در مطب پزشک میروید و میگویید هر چه شما بگویید، من میخواهم اصلاح شوم، برای چه سریع قبول میکنی؟ زیرا آن چه پزشک میگوید درد شما را کم میکند، اما وقتی من صحبت میکنم یک درصدی درد شما را اضافه میکنم! یعنی به شما میگویم این لذتها را کنار بگذار یعنی درد دلت اضافه میشود تا به صلاح برسید، به رستگاری برسید. اگر قرار بود علم دین، علم اخلاق مثل پزشکی باشد ما اصلاً هنری نمیکردیم، هنرمندی یک متدین این است: چیزی را که فکر میکند برایش لذت بخش است، ترک میکند!

در پزشکی چیزی که درد دارد را ترک میکنید؛ هنر علم اخلاق این است که نسیه است! یعنی یک درصدی مال آخرت است!

پزشکی کلا نقد است، وقتی به شما میگوید این شربت گوارا را نخور، برای اینکه یک روز دیگر خوب میشوی، نقد به شما میدهد. شما حاضری این لذت را فراموش کنی برای اینکه خوب شوی ولی ما چه میگوییم؟ میگوییم بعد که مردی! وظیفه یک قسمت از دین این است که به بعد از مرگ شما فکر کند یک قسمت به خاطر این است. بنابراین مقاومتهای نفسانی، شیطانی و انسانی که در مقابل عوامل بازدارنده ایجاد میشود را، داریم.

مثلا در بین جوانان برخی از کشورها غربی اسم نمیاورم چون اگر اسم بیاورم شاید صحبتم کارشناسی نباشد تهمت عام میشود؛ در سطح دبستان و راهنمایی و دبیرستان و دانشگاه، بین ده، دوازده سالگی تا بیست سالگی، به شدت از پلیس متنفر هستند یعنی اگر شخصی پدرش پلیس باشد در کلاس تحویلش نمیگیرند. میخواهید فحش بدهید بگویید پلیس؛ چرا؟ برای اینکه از نظر اینها پلیس یک عامل بازدارنده است در مقابل لذتهایی که در جامعه باید ببرند! عوامل بازدارنده از لذت، اگر به نفع شما باشد یا به ضرر شما در هر دو صورت شما از اینها خوشت نمی‌آید! بنابراین قسمت منفور جنگ نرم، پدافند عامل است. یعنی کسانی که سعی میکنند با قدرت برای گناه و منکرات بازدارندگی ایجاد کنند.

فرض می‌کنیم بنده می‌خواهم راجع به حجاب صحبت کنم اول آنها را می‌کوبم بعد کار فرهنگی می‌کنم! شما اصلاً چهارچوب جنگ نرم را متوجه نشده ای، شما یک ضلع مثلث را تقویت می‌کنی ضلع دیگر را نابود می‌کنی! چهارچوب این است: یک ضلع باز دارنده، یک ضلع درمان کننده، یک ضلع بیمه کننده؛ عامل، غیر عامل، فرهنگ ساز.

در سیستم تربیتی خانواده نیز همینگونه است؛ پدر نقش بازدارنده، مادر نقش درمان کننده، خانواده و اخلاقیات نقش فرهنگ سازی را دارند یعنی ارتباطات پدر و مادر با یکدیگر فرهنگ ساز است؛ نقش ارتباطی با مادر نقش پدافند غیر عامل، نقش ارتباطی با پدر پدافند عامل است. البته در همه خانه ها این اصول  رعایت نمیشود، کلیات این است.

بنابراین اگر زمانی خواستم راجع به منکری صحبت کنم، مثلاً در مورد ماهواره یا حجاب صحبت کنم ابتدا در مقدمه بگویم: با زور نمیشود! شما داری یک ضلع مثلث را خراب میکنی! شما کار خودت را بکن به قسمت زور چه کار داری؟! یا مثلا اگر بخواهم راجع به مواد مخدر صحبت کنم، مواد مخدر چون پزشکی و جسمی است همه زود قبول میکنیم! اگر به شما بگویم میخواهم بروم در پارک برای معتادها صحبت کنم همه به من می خندید، چرا؟ به من می گویید شما باید در زندان برای معتادها صحبت کنی یعنی اول باید یک قدرت بازدارنده این افراد را بازداشته باشد، بازداشت یعنی بازداشتن از یک کاری؛ تا کار شما راجع به درمان جواب دهد! بعد هم که دوره بازداشت تمام شد خواستند بیایند بیرون میگویند برگردد در همان محله، خانه، و با همان دوستان  فایده ندارد، یعنی فرهنگی سازی هم باید انجام شود!

اشکال ما این است که پازل ما برای برخورد با جنگ نرم و استفاده از قدرت نرم معمولاً یا تک ضلعی است یا دو ضلعی است، سه ضلعی نیست! یعنی یا ما و بازدارنده ها با هم کار می کنیم، فرهنگ سازی نمیکنیم یا فرهنگ سازها کار می کنند این دو کار نمی کنند یا آن کار میکند این دو کار نمی کنند، بلاخره یکی کار نمی کند!

این مشکل، مشکل کلی ایران است، برای اینکه ما ملت خیلی فکوری هستیم عادت کردیم تنهایی فکر کنیم یعنی پازل تکمیل در داستان ما کار جمعی و مشورتی نیست! این سه ضلع باید تکمیل شود؛ یک ضلع بازدارندگی، یک ضلع فرهنگ سازی، یک ضلع هم درمان آسیب.

در استفاده از قدرت نرم، اولین قدم اعتماد سازی است.
اعتماد سازی به چه معنا است؟ علی رغم صحبت هایی که داشتم در برخی از مباحث دینی، ملت هنوز به درجه اقناع عقلی برای رسیدن به نقطه اعتماد نرسیده اند. برخی اوقات مطالبی بیان می کنیم که برای خودمان بدیهی است بعد فرض می کنیم که برای مردم هم بدیهی است.

مثلا بنده در شروع صحبت هایم نمی گویم: "همینطور که میدانید ماهواره گناه دارد و ضرر است و قطعی است"، بنابراین هنوز در این درجه کار داریم.

اعتماد ماحصل یک پروژه است که در این پروژه شما چند فرایند را باید بگذرانید:
- باید عقل شخص قانع شود. خیلی جاها بدون اینکه شخص نسبت به اصل حکم به درجه قناعت رسیده باشد، فرض میکنیم که قطعاً این درست است، باید "این که درست است" را بررسی کنیم. آن ادبیات از بالایی که بعضی از ماها داریم و بعضی از غربی ها نسبت به ما دارند، برخی از غربی ها فکر می کنند نسبت به آن چیزهایی که میگویند بدیهی است، باید از نظر ما هم بدیهی باشد.

 یکی از اساتید میفرمود: سیمیناری در غرب که راجع به مباحث سیاسی بود شرکت کردم، سخنران شروع کرد، گفت: "همان طور که میدانیم قدرت فساد می آورد"، خواست ادامه دهد من دستم را بالا کردم، گفت: اجازه بده من شروع کنم! گفتم نه، شروع نکن! ما نمیدانیم قدرت فساد می آورد! چرا چیزی که برای خودت بدیهی است، فکر میکنی باید برای ما هم بدیهی باشد؟!

همان طوری که میدانیم مثلاً محیط مجازی فساد می آورد، اول ثابت کن تا قانع شوند. چند کتاب، چند برنامه راجع به جنگ نرم، حاشیه های جنگ نرم، قدرت نرم و این چیزها در مدارسمان، دبیرستانمان، دانشگاهمان تدریس شده است. من میتوانم بگویم بسم الله الرحمن الرحیم همین طور که میدانیم علم خوب است، اغلب مردم قبول دارند تازه همین هم خیلی ها میگویند نه ما هنوز نمیدانیم، بحث علم بهتر است یا ثروت؟! همانطور که میدانیم صبح ها با طلوع آفتاب خورشید در می آید این را دیگر میشود گفت، پس میتوانید توضیح دهید خورشید که بیرون آمد چه نقشی در طبیعت دارد در مورد زمین چه نقشی دارد، میتوانید توضیح دهید چون همه میدانیم صبح با طلوع، خورشید در می آید ولی همه نمیدانیم که فلان چیز حتماً بد یا خوب است.

 زمانیکه میگوییم کار فرهنگی بعضی جاها ابتر است، بعضی جاها اولش کم است، بعضی جاها آخرش کم است، یک مورد آن همین است: همانطور که میدانیم، چه؟ سیمینار مبارزه با فلان، صبر کن "مبارزه با فلان" اول شما ببین این فلان مبارزه لازم دارد یا نه؟! خیلی زود آن را بدیهی نکن.

مناظره ای در رادیو پخش شد که خیلی جالب بود اسم مناظره خیانت روشنفکران به انقلاب اسلامی بود. یک روشنفکر و یک حزب اللهی دعوت کرده بودند که قرار بود با هم مناظره کنند ما هم داشتیم گوش میدادیم، این روشنفکر گفت: بسم الله الرحمن الرحیم تیتر برنامه اشتباه است! قرار است مناظره کنیم به این نکته برسیم که روشنفکرها خیانت کردند یا خدمت کردند، شما میگویید راجع به خیانت روشنفکران به انقلاب اسلامی مناظره کنید؟! واقعاً حرف درستی بود طرف مقابل هم قبول کرد این چه تیتری است که شما زده اید.

همانطوری که میدانیم شما بدی! بیا صحبت کن که چرا بد هستی؟ شاید من خوب باشم. وقتی که میگوید: "همانطور که میدانیم" ماهواره فساد می آورد، مردم قانع نمیشوند. دویست روایت دیگر هم شنیده اند، فکر نکن شب محرم جمعیت پایین منبر نشسته، هر چه بنده بگویم تائید میکنند، تشکیک ایجاد میکنیم! میگوییم راجع به مباحثی که ما استفاده میکنیم باید تحقیق کنیم!

شخصی میگفت پدرم از کربلا پانزده ماهواره سوغاتی آورده است!! چقدر تحقیق کرده ای که ماهواره یعنی چه؟ شما که برای بچه دوازده ساله خودت تبلت خریه ای چقدر تحقیق کرده ای تبلت یعنی چه؟ شما که دختر و پسرت هر اندرویدی میخواهد روی موبایلش نصب میکنید، همانطور که میدانید اندروید فساد می آورد چه کسی میگوید فساد می آورد؟ تحقیق کن! عذر خواهی میکنم از جوانترها، ببخشید برای پدر و مادرهایتان میگویم: پدر و مادر؛ اگر چیزی دست فرزندت است که شما نمیشناسی، نمیفهمی، آن ها شما را میپیچانند!! اول خودت باید بشناسی! شخصی میگفت: من هر وقت به اتاق بچه ام رفته ام پای کامپیوتر در حال درس خواندن بوده است، تعجب میکنم چرا نمره هایش خراب است! بیست و چهار ساعت در حال درس خواندن است، چشمهایش پای کامپیوتر از بس درس خوانده، ضعیف شده است! میپرسم واقعا درس میخوانده؟! جواب میدهد یک صفحه هست فرمول ریاضی نوشته. پدر عزیز پایین صفحه، پنجره هایی که باز است را هم نگاه کن!

»» اشکال ما در بحث جنگ نرم و پدافند غیر عامل چیست؟
اشکال این است که امثال بنده منصفانه وارد قضیه نمیشویم. چه کسی میگوید اینترنت بد است؟ چه کسی میگوید ماهواره بد است؟ چه کسی میگوید موبایل بد است؟ چه کسی میگوید تبلت بد است؟ نمیدانیم! هم میتواند بد باشد هم میتواند بد نباشد! رفیق هم میتواد بد باشد هم میتواند نباشد. مدرسه میتواند بد باشد یا بد نباشد. تمام مباحث جهان تیغ دو لب است! ازدواج میتواند بد باشد میتواند بد نباشد. ازدواج میتواند دین را کامل کند. عده ی زیادی داریم که ازدواج کرده اند همان نصف دین قبلی را هم از دست داده اند، هر دو جنبه است!

انسانها کیس های کاملاً متفاوت هستند، کما اینکه اثر انگشت شما هیچ وقت با هم یکسان نیست این نشان دهنده این است که روح شما با هم هیچگاه یکسان نیست، همانطور که جسم شما هم یکسان نیست! همانطوریکه یک غذا میتواند کسی را تقویت کند و کس دیگر را به نقطه سکته برساند. یک غذا میتواند یک نفر را ضعیف کند و یک نفر دیگر را قوی کند. انسانها مثل گوسفندها نیستند که بگوییم همانطوری که میدانیم گوسفندان جو دوست دارند، بریز تا بخورند!

در دهه محرم به ملت بگویید راجع به مباحثی که در اختیار شما و فرزندانتان است، مطالعه کنید. کتاب بخرید، سمینار شرکت کنید، جنگ نرم ششصد هزار مطلب در فصلهای مختلف دارد آنهایی که مبتلا به شما است را، بررسی کنید. شاید اینترنت را از یک انسانی بگیرید کلاً از کار و زندگی بیفتد؛ مثلا شخصی میگفت: من خرگوش صادر میکنم هر چه در اینترنت راجع به زاد و ولد خرگوش میگردم مقاله پیدا کنم همه فیلتر شده است! کلمه سکس فیلتر است، اینها را هم فیلتر کرده اند! تمام مقالات علمی فیلتر است.

این یعنی چه؟ یعنی ما همانطور که می دانیم از یک کنار ببندیم، همانطور که میدانیم از یک کنار باز کنیم. گوشی های همه اندروید دارد، همه تبلت دارند من هم باید داشته باشم، این هم باید داشته باشد، افراد خیلی با هم فرق دارند.

پدر و مادر اگر چیزی را در اختیار فرزندت قرار میدهی و از فرزندت بر آن وسیله مسلط تر نبودی شک نکن فرزندت تو را می‌پیچاند! شما باید مسلط تر باشی، اصلاً شما غذایی که به آن تسلط نداری به فرزندت می دهی بخورد؟! بر هر فناوری که در اختیار فرزندت است باید کامل مسلط تر باشید؛ مطالعه کنید بعد در اختیارش بگذارید وگرنه باید احتیاط کنید. در پدافند غیر عامل دفع خطر محتمل واجب عقلی است. اگر گفتند این دیوار یک درصد احتمال دارد بریزد هیچکس زیر این دیوار نمی‌نشیند. ابزارهای تکنولوژی پنجاه پنجاه است یعنی پنجاه درصد احتمال دارد مشکل ایجاد کند! پنجاه در صد هم خیر، ما با چه عقلی زیر این دیوار تکنولوژی می‌نشینیم؟!

اعتماد سازی یعنی رساندن خلق راجع به بدی یک چیز یا خوبی یک چیز دیگر، به نقطه اقناع عقلی.

دشمن چه کار می‌کند؟ دشمن هم اعتماد سازی می‌کند، اعتماد سازی دشمن دو مدل است:
یک مدل تبلیغات روی کالاهای خود، یک مدل هم کوبیدن مخالفین کالا.
مثلا بعضی از دانش آموزهای محترمی که دستشان هم ما می‌بوسیم بعضی وقتها جای من که می آیند فکر می‌کنند من دیپلم هم ندارم! وقتی به آنها می‌گویم من دو فوق لیسانس با دو دکترا دارم اصلاً تعجب میکند برای چه برای اینکه دشمن می‌گوید اینکه دارد با ما مخالفت می‌کند، این آدم را باید بکوبید! با خودشان می‌گویند این اصلاً نمیداند چیست؟ اُمّلها چه دارند می‌گویند! من نوعی را می‌گویم. خیلی از کارشناس‌ها اندازه سن شماها فقط درس این مورد را خوانده اند! بعضی از این کارشناسان جنگ نرم اندازه سن بیست چهار، پنج ساله شما بیست و پنج سال فقط راجع به جنگ نرم درس خوانده اند! این نمی‌فهمد؟!

»» دشمن چه کار می‌کند؟ از یک کنار می‌آیند این را می‌گویند:
1- تبلیغ کالا.
2- افرادی که مخالفت می‌کنند اُمّل هستند، مُرتَجع هستند، نمی‌فهمند، سواد ندارند.

دشمن ارکان علمی مقابله با خودش را سعی می‌کند با تهمت بی سواد، بی اطلاع، دور و عقب افتاده و جهان سومی معرفی کند که کالای خود را به فروش برساند، او کار به بهشت و جهنم شما هم ندارد، او پول میخواهد!

مثلا چین برای ما چادر مشکی میبافد، رکعت شمار، ذکر شمار و مهر از چین است! در قم یک دستگاه آمده که عمامه میپیچد! چینی! پولش را میخواهد. مسجد حاضر است بسازد، کلیسا حاضر است بسازد، در صحن امام حسین(علیه‌السّلام) جدا سازهای طلایی گذاشته اند، خیلی وسیله شیکی و پرکاربردی است، جان میدهد برای هیئت، این هم چینی است!

اقتصاد پول را میشناسد، اگر ببیند به اینترنت و سایتهای غیر مجاز و سیستمهای اندروید اختلاطی رغبت نشان نمی دهی و اهل نماز جماعتی، نماز جماعت میفروشد! پولش را میشناسد!

فعلاً پول در این چیزهایی است که ما در آن تحریم هستیم، چه کسی تحریم مان کرده است؟ اخلاق تحریم مان کرده است، دین تحریم مان کرده است، پول در چیزهایی است که اعتیاد می آورد اگر اعتیاد نباشد پول نمی آید.

چهار بازار از بزرگترین بازارهای اقتصادی جهان عبارتند از:
1- پورنو
2- الکل
3- مواد مخدر
4 - اینترنت

چهار بازار که اعتیاد می آورد، بازار میلیارد دولاری! واقعاً هم دل میخواهد، جگر میخواهد، از این پولها کنار بکشند بگویند: نه، به خاطر خدا و پیغمبر ما این پول را نمیخواهیم!

شخصی زمان جنگ با ما رفیق بود. از او مواد مخدر گرفتند، چند سال زندان افتاد. خدا خیلی به او لطف کرد که به خاطر سوابقش اعدام نشد! به او میگفتم این چه کاری است گفت: مرز اینطرف کیلویی هزار تومان میدهد، مرز آنطرف کیلویی یک میلیون تومان میخرد، به ریسکش می ارزد! شیطان فشار می آورد! گفتم: این حرام است، گفت: بعد یک هیئتی میزنیم خمسش را میدهیم درست میشود!!

دعوای آن ها دعوای پول است، دعوای ما چیست؟ دعوای بدبختی فرزندانمان است، دعوای ما از هم پاشیده شدن بنیان خانواده است! دعوای ما دعوای نکبت فرا گرفته در جامعه است، دعوای ما دعوای عاقبت است، دعوای ما دعوای قبر است، دعوای ما دعوای تعویق افتادن ظهور است! دعوای ما دعوای حضرت زهرا(س) است. اینها را اصلاً در غرب نمی شناسد، ناراحتی چه کسی؟!

شخصی می گفت: در سوئیس دیگ گذاشته بودیم برای امام حسین(علیه‌السّلام) غذا درست کنیم. دود بلند شد، سنتی کار کردیم چون گاز نداشتیم. آتش نشانی آمد، پلیس آمد فکر کردند آتش سوزی شده است!
- گفتند: چه کار میکنید؟
- داریم غذا درست میکنیم.
- گاز که هست، غذا روی گاز درست کن.
- اینجوری سنتی است.
- برای چه کسی غذا درست می کنید؟
- امام حسین(علیه‌السّلام).
 - چه اتفاقی افتاده است؟
 - کشته شده است.
- چه زمانی؟
- هزار و چهارصد سال پیش.
- حالا فهمیده اید؟؟!!

این ها اصلاً نمیشناسند، نمی فهمند این یعنی چه؟ دعوای ما این دعوا است.
1- اعتماد سازی 2- اطلاع رسانی و آگاه سازی و پوشش مناسب.
چند نفر در این حسینیه می آیند؟ چند نفر در کل هیئت ها میروند؟ چند نفر در این حسینیه که می آیند در این یک ساعت یا چهل و پنج دقیقه سخنرانی می آیند؟ چند نفر در این چهل و پنج دقیقه حواسشان است؟ چند نفر از این افرادی که حواسشان بود بعد یادشان نمی رود؟

مراکز اطلاع رسانی در جنگ نرم باید با پوشش مناسب باشد، باید پخش شود! یک درصد را باید رسانه ها به عهده بگیرند، رسانه های صوتی تصویری مکتوب. یک درصدی را باید هنر به عهده بگیرد. یک درصدی را باید مدارس به عهده بگیرند. یک درصدی را باید آموزش و پرورش به عهده بگیرد. یک درصدی را باید آموزش خانواده به عهده بگیرند. قبل از اینکه هر عقدی بخواهد صورت بگیرد آموزش ازدواج باید اجباری شود، قبل از اینکه هر کودکی بخواهد متولد بشود آموزش کودک یاری باید اجباری شود،  آموزش تربیت باید اجباری باشد. در جامعه ما این ها جزء پدافند عامل است.

میخواهند ماشین به دست افراد بدهند، گواهی نامه می خواهد. میخواهند دختر بدهند نباید گواهی نامه داشته باشی؟! گواهی نامه ماشین لازم دارید، گواهی نامه چرخانندگی خانواده را نباید داشته باشید؟! شما چقدر آموزش دیده ای؟! یک مادر نباید گواهی نامه بزرگ کردن و تربیت یک انسان را داشته باشد؟! چقدر از مشکلات اخلاقی، تربیتی، جسمی که برای فرزندانمان پیش می آید به خاطر این است که مادرهای ما همینجوری بچه دار شده اند!! سطح پوشش باید بالا برود، مراکز فرهنگی باید بسیار متعدد باشد. برای اینکه شخصی بخواهد سخنرانی راجع به جنگ نرم گوش بدهد نباید از پشت فلکه گل سرخ به خیابان شهید آقایی بیاید، باید همان جا یک مرکز باشد بنشیند گوش بدهد. باید یک کانال تلویزیونی مخصوص همین موضوع باشد که از صبح تاشب تیتر بدهند و در شبکه های دیگر تبلیغات کنند. به جای این همه دعواهای کاملاً بی فایده سر هیچ که معلوم نیست بالاخره آخرش چه می شود آیا این توپ دوسانت از خط گذشت یا نگذشت؟ چهل و پنج دقیقه بنشینید صحبت کنید لذت ببرید، به جای این یاد میگرفتید زندگی یعنی چه؟ باید یک کانال تلویزیونی مختص همین موضوع باشد.

هزینه های بسیار زیاد بیمارستانی، درمانی، روحی و روانی، هفتاد تُن قرص ضد افسردگی و هزینه های قضایی و انتظامی و اجتماعی و بسیاری از هزینه های کاری، اینها با آموزش به شدت پایین می آید، پول آموزش کجاست؟! برای آموزش پول خرج کنید، برای این امر هزینه بگذارید، چه تاثیراتی دارد! از مسیرهای مختلف، مسیر هنر، مسیر رسانه های مختلف، از پایگاه های مختلف جاهای مختلف.

مثلاً زمان جنگ آن هایی که در اعزام نیرو کار میکردند کلی نیرو جمع میکردند، با یک تویوتا در محله ها میگشتند نوار میگذاشتند، سرود میگذاشتند با مردم صحبت میکردند و کار میکردند. آدمهایی را پیدا میکردند که حاضر بودند بروند جان بدهند! امروز ما نمیتوانیم آدمهایی را پیدا کنیم که حاضر باشند برای خودشان و ارتقاء خودشان یک کم وقت بگذارند!! این ضعف تبلیغات ما نیست؟!

این بزرگ کردن غیر ارزشها و چیزهای مُهْمَل و بی فایده ضعف ما نیست؟! هیئت دولت را هم پای یک مسئله فوتبالی می کشانند!! ما می خواستیم بازی تماشا کنیم تا سرگرم کننده باشد، چند دقیقه ای تفریح کنیم! اصلاً هیچ ربطی به من ندارد که این چه کاره است یا چه کاره نیست. مشکل اخلاقی دارد یا ندارد، انگار جدیدا وارد فرهنگ ما شده است!

من خیلی وقت دارم، باید برای زندگی خودم وقت بگذارم! اینقدر بدبختی در زندگی ام دارم بعد بنشینم صبح تا شب برنامه بیست و چهار ساعته نگاه کنم، مشکلات تیم دسته دو راگلی استان فلان به ما چه؟!

به جای این کارها هزینه بگذارید ورزش را گسترده کنید، ورزش همگانی را باز کنید. هزینه بگذارید، ملت ما هم باید یک کم تکان بخورند یک کم بجنبند و مطالبه کنند، هزینه مربوط به ورزش را برای سلامت مردم خرج کنید نه برای ارتقاء سطح زندگی بازیکنان!!

ما حرف بدی میزنیم؟! ورزش بر مردم واجب است، برای تفریح مردم خرج کنید، مردم تفریح کنند بنشینند فوتبال نگاه کنند و لذت ببرند. ما پول نمیدهیم که مالیات ما را به این ها بدهید تا ماشینشان را از سیصد میلیون به هشتصد میلیون یا یک میلیارد تغییر دهند! آپارتمان چهار میلیاردی بخرد! چه کسی به شما اجازه داده است این پول را به بازیکنان بدهید؟! چرا مردم ما یک اعتصابی نمیکنند، یک طوماری نمیزنند راجع به این هزینه هایی که در جاهای مختلف بی حساب دارد خرج میشود و خرج سلامت و صحت و عافیت و رفاه مردم نمیشود؟! چرا نمی گویند؟ چرا تحصن نمیکنند؟ چرا بایکوت نمیکنند؟ یک برنامه ای که اس ام اس میگیرد را بایکوت کنند، ندهند، مخالفت کنند و بگویند نمیخواهیم. پول می‌دهیم روی روانمان هم دارند بازی میکنند!! روی اعصابمان هم دارند بازی میکنند!! میخواستیم آرامش داشته باشیم!

این بساط هنرمان، این بساط ورزشمان، این بساط هیئتمان، این بساط دینمان، همه جا دعوا!! این دعواها به ما چه؟ دعواها را چرا اینقدر بزرگ میکنید؟ به ما چه دعوا دارند بروند با هم دعوا کنند. این نشریات زرد را نخرید اگر پول در آن نباشد چاپ نمی کنند، این ها دنبال پول هستند. فقط پول را می شناسند اگر ببینند تفسیر حمد و توحید را می خوانید و می خرید همین را چاپ می کنند. شما بخرید آن ها هم چاپ میکنند! نشریات زرد را نخرید، رسانه های زرد را تحریم کنید، بگذارید پولها از فضای زرد به فضای اصالت بیاید!

برای جامعه خرج جدی شود. خیلی مملکت ثروتمندی هستیم ثروتها دارد کاملاً در بیراهه خرج میشود! اینقدر که ما پول داریم هیچ کس پول ندارد، اینقدر که ما زمین داریم آدم وحشت میکند! در بعضی از کشورها برای یک متر، دو متر زمین میدوند پیدا نمیکنند! از تهران تا شیراز زمین های بی استفاده رها شده است! اگر یک لیگ را تعطیل کنند بگویند امسال نمیخواهد فوتبال بازی کنید حالا فوتبال مثال میزنیم چون مخالفت با فوتبال مد است، کلاً میگوییم، نمیخواهد فلان کار را بکنید با این بیست، سی میلیارد یک شهر میتوانیم بسازیم! ملت بروند آنجا زندگی کنند. در شصت کیلومتری سعادت شهر میتوانیم بین آباده تا شهرضا یک شهر بسازیم.

این مسائل برای ما چه دارد؟ دائم روی اعصاب ما هستند، مرتب باید دعوا گوش کنیم! چرا دعوا میکنند؟ برای اینکه نشریه زرد بخرید پول در بیاورند، تحریم کنید، بایکوت کنید. "الناس علی دین ملوکهم و الملوک علی دین الناس" پادشاهان زر و زور برطبق سلیقه شما حرکت میکنند. اشکال ندارد این مثال را اینجا بگویم هیچ کس ناراحت نمیشود؛ دوره ریاست جمهوری قبلی بوشهر برنامه داشتیم، هفته قبل از من رئیس جمهور آنجا رفته بود، من از تلویزیون دیدم مراسم بزرگ در مصلا و ملت بوشهر هم بودند. گفتم بسم الله الرحمن الرحیم جاده های شهرتان خراب، مشکلاتتان زیاد، روی طلا خوابیده اید، به خودتان نمیرسند، پانصد کیلومتر ساحل در اختیار شما است همه بدون استفاده و رها! اگر صد مترش در اختیار کشور غربی بود تا به حال چندین پاساژ زده بود! رئیس جمهور مملکت آمده یعنی چه تجمع میکنید جلوی او فریاد می زنید شاهین بوشهر، شاهین بوشهر؟!! گفت این ها با این پتانسیل من آنجا بروم کم کم دو سه هزار میلیارد باید هزینه کنم. مردم با یک میلیارد هزینه شاهین بوشهر راضی می شوند داد و رفت همه هم خوشحال شدند!!

گفتم شما چرا این کارها را میکنید؟ چرا فکر خودتان نیستید؟ چرا ما اینقدر مطالبات زرد داریم؟ به دلیل مطالبات زرد ما این اتفاقات می افتد! مطالبات جدی داشته باشید؛ چرا سطح علم شهر ما پایین است؟ چرا این همه امکانات در شهر ما دارد به بطالت میرود؟ چرا این همه پروژه در شهر ما هیچ سودی ندارد و چرا پروژه در شهر ما ساخته میشود و بعد خرابش میکنند؟! شما نمیدانستید این میدان را نباید با این وسعت بسازی که ترافیک راه بیاندازد و دوباره کوچکش کنی؟! چند میلیارد خرج شد؟ با این چند میلیارد ها چند مدرسه میتوانستیم بزنیم؟! چرا کسی نظارت نمیکند که پولهای عمرانی کجا خرج میشود؟! مثال کلی دارم میزنم؛ نه یک کوچه صاف، نه یک شهر صاف، نان ندارند بخورند میگوید چرا شهر ما مترو ندارد؟!

در مدرسه راهنمایی خودمان یک بنده خدایی برای شورای مدارس در تبلیغاتش زده بود در مدرسه مترو میزنم که اگر خواستید از کلاس بیرون بروید در ترافیک بچه ها گیر نکنید، از مترو بروید! به او گفتم آخر تو میتوانی در مدرسه مترو بزنی؟ گفت: نه! گفتم پس برای چه میگویی؟ گفت: خیلی ها از این حرفها میزنند، رأی می آورند ولی کارها را هم نمی کنند، ما هم انجام نمی دهیم!

مردم میفهمند هزینه ها دارد صرف مسائل زرد میشود. برادران و خواهران، این جمعیتی که امشب اینجاست، چشم شما را نگیرد! هیچ تأثیری در شهر و کشور ندارند، خیلی کم هستید! این حرفها باید گسترش پیدا کند، باید یک موج ملی ایجاد شود. بنده چند نفر اطرافم باشند شلوغ باشد میفهمم چقدر قدرت تأثیرم پایین است، خبری نیست! باید موج ملی علیه کارهای زرد، رسانه های زرد ایجاد شود. کارهای جدی، کارهای به درد بخور باید تبلیغ و توزیع گردد.


کانال تلگرام رهپویان
 من: مباحث پدافند غیرعامل بسیار بسیار عالی بودخداوند خیر دنیا و اخرت را به استادمان عطا بفرماید و همچنین تمامی نیروهای زحمت کش
التماس دعا
دوشنبه 1 تیر 1394
 کوچک ترین بنده خدا: سلام
اگر لطف بفرمایید لینک قسمت های دیگر سخنرانی را در انتهای هر قسمت قرار دهید مفید خواهد بود.
چهارشنبه 28 آبان 1393

  پاسخ :  سلام. قرار داده شد.
 چفیه سبز، زهرایی: آقا سید خدا خیرتون بده عالی ...ایشالا اربعین کربلا
یکشنبه 25 آبان 1393
* نام شما : 
پست الکترونيک : 
وب سايت : 
* نظر شما : 
 
تبليغات