برنامه آينده
اطلاعیه

مراسم احیای شب بیست سوم ماه رمضان در باغ جنت برگزاری می گردد.
رهپويان



یکشنبه 2 آذر 1393 نسخه چاپی
متن سخنرانی پدافند غیر عامل - قسمت هفتم
وقتی تقدسات شکسته بشود، آسیب پذیری انسانی که تقدسی بالای سرش نیست، بالا می‌رود.

یالطیف
سخنرانی حجت الاسلام سید محمد انجوی نژاد
موضوع: پدافند غیر عامل - قسمت هفتم
محرم الحرام 1393

آخرین جملات بحث دیشب در پدافند غیر عامل یا قدرت نرم این بود که با توجه به این قدرت رسانه‌ای دشمن، شامل قدرت صوتی، تصویری، مکتوبی و همچنین با این همه وسوسه‌های شیطان جن و انس و غیره و همین شعر "شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین حائل"، واقعاً ما همین الان جنگ نرم را باخته ایم. اما به نظرم رسید که در ادامه بحث خدمتتان عرض کنم که به فضل خدا می‌شود ورق را برگرداند! این ورق برگرداندن یک وقتی در سطح ملی اتفاق می‌افتد که اراده دولتی و اراده ملی می‌خواهد، یک وقت هم در سطح خانوادگی اتفاق می افتد. من و شما می‌توانیم حداقل برای خانواده خودمان، برای فامیل خودمان، محله و مجموعه خودمان ورق را برگردانیم. از امشب با بررسی ترفندهای جنگ نرم، می‌توانیم به نقطه قدرت نرم برسیم که حداقل ببینیم راه‌های مقابله با آن در سطح خانواده خودمان، در سطح‌های کوچک، چگونه می‌شود اتفاق بیافتد!

با این سیستمی که دیشب عرض شد، قرآن مجید هدف این ابزارها را طبق این آیات که خدمتتان می‌گویم، چهار هدف می‌شمارد. یعنی قرآن در بحث هدف‌های جنگ نرم دشمن انس و جن با این آیاتی که الان خدمتتان می‌گویم، چهار هدف بر می‌شمارد:
»» سوره مؤمن - آیه 26:  شکستن قداست‌ها!
دو مدل قداست داریم: یک مدل قداست که میل به خرافه پیدا می‌کند، غیر عقلانی است و دست و پای انسان را هم می‌بندد! قداست‌هایی که اصلاً لزومی ندارد ما در زندگیمان داشته باشیم. به عنوان مثال عرض می‌کنم، اگر در یک طایفه‌ای یا یک مکتبی، گاو یک موجود مقدسی است، این باید عقلانی ثابت بشود این گاوی که در هندوستان، وسط بلوار خوابیده و همه در ترافیک نشسته اند که ایشان خودشان یک وقتی میل بفرمایند، بلند شوند تشریف ببرند و کسی اجازه این که خدایی نکرده به این گاو بگوید بالای چشمت ابرو است را ندارد، این کار و قداست این گاو عقلانی است یا عقلانی نیست؟! هر چیز مقدسی در صورتی تقدس دارد که عقلانی باشد! این از کجا آمده؟

یک وقت ما یک چیز مقدسی داریم و آن را به خدایی منسوب می‌کنیم که این خدا به شدت با عقل قابل دفاع است. در اصول دینمان، سه اصل توحید و نبوت و معاد را اثبات عقلی می‌کنیم، بعد این سه اصل، مقدس می شوند. بعد که مقدس شد، امامانِ ذیلِ اصول دینِ امامت هم، مقدس می‌شوند. ذیلِ توحید هر چیزی منتسب به خداوند است، مقدس می‌شود. برای این که ما در توحید اثبات کردیم که خدا مقدس است.

قبل از این که نوع دوم تقدس را بگویم، کمی روی کلمه مقدس دقت کنیم که دقیقاً ببینیم معنای دقیق مقدس چیست؟ مقدس یعنی چیزی که از ناحیه بالاتر بر ما ولایت دارد، این معنای مقدس می شود یعنی در همه مکتب‌ها، پدر به خاطر پدر بودنش مقدس است. ممکن است پدر یک حرفی بزند که این حرف مقدس نباشد ولی وجود پدر، چون بر ما ولایت دارد، در هر مرامی پدر مقدس است. مادر مقدس است. بچه پدر و مادر مقدس است. چرا؟ برای این که بچه یک ولایتی بر پدر و مادر دارد، آن هم این است که اگر بچه نباشد، پدر و مادر خیلی اذیت می‌شوند، در ادامه مسیر و ادامه نسلشان مشکل پیدا می‌کنند. اغلب محبت‌ها تقدس می‌آورد. تقدس یعنی اینکه ما به خاطر تقدسِ این محبت، کوتاه می‌آییم.

اما بعضی از قداست‌ها در حقیقت مقدس نیستند، بلکه تابو اند. تابو یعنی چیزی که ما بیهوده آن را مقدس پنداشته‌ایم و نسبت به آن تقدس می‌ورزیم و اطاعت می‌کنیم. این را باید بشکنیم! در دین اسلام ما برای تابو شکنی، دستور داریم. می‌گوید مقدساتی که بیهوده خود را در جایگاه تقدس قرار داده اند را بشکنید. ما فقط ده آیه داریم، عدد ده را که می‌گویم دلالت بر کثرت است نه این که شمرده باشم، ده آیه داریم که در آن ها می‌گوید، مقدسات پدران شما، مقدسات قبیله شما، مقدسات طایفه شما، مقدسات سنت شما، مقدسات عرف شما، مقدسات خیالی شما، این ها مقدس نیستند، بلکه این ها تابو هستند. این ها را بشکنید.

در جامعه اسلامی هر تابویی که به فریب، لباس تقدس را پوشیده باشد وظیفه شرعی ماست که این تابو را بشکنیم. اما در معنای تقدس می‌گوییم این، شایستگی و لیاقت مقدس بودن را دارد.

بیاییم سراغ مباحثی که دشمن روی آن کار می‌کند، شیطان جن، شیطان انس و نفسمان، اولین وظیفه جنگ نرم این است؛
»» آیه 26 سوره مؤمن می‌گوید: وقتی تقدسات شکسته بشود، آسیب پذیری انسانی که تقدسی بالای سرش نیست، بالا می‌رود. حالا در جامعه ما کمی بهم ریخته شده است. یک سری تابوها لباس مقدس پوشیده اند و اجازه نمی‌دهند که ما بتوانیم از بقیه مقدسات دفاع کنیم و هم بتوانیم به پای بقیه مقدسات بایستیم چون این ها قابلیت دفاع عقلانی ندارند. یعنی اگر به من بگویند، اثبات کن که تربت سیدالشهداء(علیه السلام) مقدس است، در همین سلسه مراتبی که من خدمتتان گفتم، با آیه شریفه قرآن، اتصال دادن تربت به امام و اتصال دادن امام به خدا، می‌توانم ثابت کنم که مقدس است چون قبلاً عقلانی ثابت کرده ام که خدا مقدس است.

اگر بگویند یک پارچه شفا می‌دهد، این پارچه مقدس است، من با قرآن می‌توانم جلو بروم. می‌گویم کما این که پیراهن یوسف چشم یعقوب را شفا داد، چون منتسب به یوسف بود و یوسف منتسب به خداست یعنی در حقیقت خدا فعلا قدرت شفا دهی به چشمان یعقوب را به این پیراهن داده است. شاید یک روزی هم بگیرد، فعلاً مقدس است. ولی وقتی در کنارش ده مطلب دیگر هم تحت عنوان تقدس شکل پوشید، از جمله فرض می‌کنیم مقدس بودن یک لباس. لباس روحانیت مقدس است؟ می گوید بله مقدس است. چرا مقدس است؟ لباس روحانیت نه به پیغمبر وصل است نه به امام وصل است به هیچ چیز وصل نیست! لباس روحانیت بر تن یک آدم مقدس، مقدس است.

خدمت حضرت آیت الله العظمی بروجردی آمدند و گفتند: فلان آخوند دزد است. گفت چرا می‌گویید فلان آخوند دزدی کرده؟ بگو فلان دزد، لباس آخوندی پوشیده است. وقتی می‌گویید آخوند یک کلمه مقدس است، خیلی‌ها معمم هستند اما آخوند نیستند. آیا منی که خودم تقدس ندارم و این لباس را پوشیده ام، این لباس مقدس است؟ این تابو است. می گویند به فلانی چون لباس تنش است، توهین نکنید. چرا توهین نکنیم؟ این که می گویید لباس تنش است پس توهین نکنید، مثل این است که قرآن بر سر نیزه بوده و در دستان لشکر معاویه! چون قرآن دست یک نفر است، آیا این کاغذ مقدس است؟ نه. بستگی دارد چه استفاده‌ای از این کاغذ بشود. مثلاً یک کسی با یک قرآنی که جعبه آهنی دارد، جلد آهنی دارد، می‌خواهد به سر شما بزند، می گویی این مقدس است، آقا جان بزن، من نمی‌توانم مقابله کنم؟! نه این مقدس بودنش را از دست می‌دهد.

تقدس برخی از چیزها در جامعه ما تابو است! خیلی از چیزهایی که در اطرافمان داریم تابوست، مثلا آیا مسجد مقدس است؟ بستگی دارد! قرآن کریم می‌گوید بعضی از مسجدها مقدس که نیستند هیچ، ضرارند و حتماً هم باید خراب بشوند. دستور داریم واجب است، یک دقیقه هم این دستور را عقب بیندازید، دستورش واجب فوری است، نه یک واجبی که مثلا می‌شود بگذاریم بعدازظهر انجام بدهیم! نه، قضا می‌شود! از اینجا به بعدش باید توبه کنیم. یک مسجدی ضرار باشد و به اسلام ضرر برساند، نه تنها  مقدس نیست، بلکه در تخریبش شما ده دقیقه تأخیر کردی، طبق آیه شریفه قرآن می‌گوید برای این ده دقیقه تأخیر باید توبه کنی.

به بقیه ادیان کار نداریم، یکی از اشکالاتی که در اسلام خودمان وجود دارد این است که بعضی از تقدس‌ها، تقدس نیستند. دست دشمن بهانه می‌دهند، بعد چه می‌شود؟ می‌گویند این تقدس ندارد، پس مقدسات شما الکی است. یعنی در حقیقت قانونی که در جریان جنگ نرم استفاده می شود، تعمیم است. چادر بر سر خواهران ما به عنوان حجاب برتر مقدس است، به چه شرط؟ به شرطی که شخص زیر چادر هم، مقدس باشد. دشمن می‌آید یک آدم زیر چادر که مقدس نیست را بزرگ می‌کند، می‌گوید این هم چادر! در حالی که این ها ربطی به هم ندارند. دشمن برای این که قداست‌ها شکسته بشود دنبال الگوهایی می‌گردد که لباس تقدس را پوشیده اند اما مقدس نیستند وگرنه نمی‌شود خود قداست را شکست. خود قداست را در هیچ مرامی نمی‌شود شکست یعنی حتی شما در بودایی ها نمی‌توانید قداست‌هایشان را بشکنید! ولی بعضی چیزها غیر عقلانی است، اصلاً هیچ عقلی آن را قبول نمی‌کند پس ما از بالا دفاع می‌کنیم.

البته من در پرانتز عرض بکنم که خود بودا و گاو پرست و آن احترامی که به گاو هم می‌گذارند، برایش دلیل عقلی دارند. نه این که دلیل عقلی نداشته باشند، آن ها هم گاو را مقدس می‌دانند و به کتاب مقدسشان منتسب می‌کنند! می‌گویند چون این کتاب مقدس است و در این کتاب گفته گاو مقدس است پس گاو مقدس است! از این چیزها ما هم داریم که عقلمان نمی‌کشد. بعد ما به بالاتر برمی‌گردیم و راجع به مقدس بودن کتابشان با آن ها بحث می‌کنیم، این اصل است. یعنی می‌گوییم این کتاب شما مقدس است؟ پس بیایید راجع به این بحث کنیم.

بعد ممکن است بگویند این کتاب مقدس است برای این که منتسب به حضرت بودا است. بعد راجع به مقدس بودن بودا صحبت می‌کنیم. یعنی همانطور که خودمان حاضریم از حسینیه‌ای که مقدس می‌پنداریم دفاع بکنیم، از طریق سلسه مراتب وصل حسینیه به امام حسین(علیه السلام) و امام حسین به پیغمبر(صلی الله علیه و آله) و پیغمبر به خدا، به همین صورتی که ما دفاع می‌کنیم، آن ها هم همینطوری باید بتوانند دفاع کنند! و بقیه تقدسات! حالا این مثال را راجع به بودا زدم که بی انصافی نشده باشد.

»» یک روش دیگر شکستن مقدس‌ها، معرفی کردن قداست‌های دیگر در کنار این قداست است. مثلاٌ جزء وظایفی که شبکه‌های ماهواره‌ای، شبکه‌های اجتماعی بر عهده شان است، همین است! به عنوان مثال در شبکه‌های فارسی زبان یک سری شبکه‌ها معاندند، بازدید کننده هم ندارند مثل شبکه منافقین و ... که تابلو هم هستند. یک سری شبکه‌های فارسی زبان هستند که عناد خودشان را نشان نمی‌دهند. از روش جنگ نرم می‌آیند(شبکه ی منافقین، از روش جنگ نیمه سخت جلو می‌آیند) یعنی حتی ممکن است در دهه محرم نوحه هم پخش کنند! بعضی‌ از آن ها نه، پخش نمی‌کنند. یعنی وارد نیستند، حرفه‌ای نیستند، در دهه محرم روی مقدساتی که ما می‌توانیم از آن ها دفاع کنیم پا می‌گذارند، بعد ملت برنمی‌تابند.

یکی از این مجریان صدا و سیما که این جا مجری خوبی هم بود، فرار کرد و آن طرف رفت، شب شهادت امام صادق(علیه‌السّلام) داشت صحبت می‌کرد. اگر یادتان باشد آن زمان گفتم اگر به شما بگویند، از "الف" کوتاه بیا، مجبور می شوی تا "یاء" کوتاه بیایی، شیطان ول کن این معامله نیست. در قسمت اول بحث جنگ نرم گفتم شیطان مُرید خودش را در ابهام و وحشت تا مرز انکار خدا پیش می‌برد! نه این که دو پیشنهاد اول را بدهد، قبول کنی، شما را رها کند، بگوید از این قسمت مقدساتت کوتاه بیا رهایت می‌کنم! اگر شیطان از پوشش ظاهری شما شروع کند، پیشنهاد بدهد و قبول کنی، فکر نکن همین جا تمام می‌شود، نقطه آخر نقطه انکار خداوند است! شب شهادت امام صادق(علیه‌السّلام) بود، داشتم گوش می دادم، گفت فردا هم که تعطیل است و شهادت امام صادق(علیه‌السّلام ) است و باید در مجالس بروید و بعد کمی مکث کرد،(کسی که مذهبی بود، قرآن می‌خواند، نماز می‌خواند، در ایران بود، اما دو پیشنهاد از شیطان را قبول کرده بود) گفت: مدام اس ام اس و پیامک می‌آید، چه؟ امام چه؟ بعد گفت: آهان تعطیل است می‌خواهیم پارتی برویم؟! به هر حال التماس دعا! این فقط کسی بود که پیشنهاد شیطان را راجع به خروج از مرز اسلام قبول کرد، تا تمسخر امام صادق (علیه‌السّلام)رسید! شیطان که ول کن نیست!

در این شبکه‌هایی که خدمتتان عرض می‌کردم، قریب به هفتاد درصد آن ها به برخی از مقدسات ما احترام می‌گذارند و از قداست‌های ریز و جزئی شروع می‌کنند، با نشان دادن الگوهای مقدس دیگری که ما هم به آن ها احترام می‌گذاریم. بنده به پسر و دختر و جوان و میان سالِ پزشکِ مسیحی و یهودی و بودائی و ... احترام می‌گذارم، دین ما دستور داده که احترام بگذارید! ولی او را برتر از پزشک هم رده خودش که مسلمان است، نمی‌دانم! این را دقت کنید. مثلاً  فرض می‌کنیم بنده بخواهم برای اینکه جامعه پزشکی اسلامی را زیر سؤال ببرم، ده پزشک پولکی مسلمان را مثال بزنم، در مقابل یک پزشک یهودی، بودائی، گبر، بت پرست بدون مرز را هم مثال بزنم که در فلان بیمارستان آفریقا برای انسانیت جان می دهد.

ما می‌گوییم اگر یک روزی دو پزشک مثل هم بودند، یکی از آن ها مسلمان و دیگری گبر که هر دو در آفریقا دارند به سختی کار می کنند، من آن مسلمان را ترجیح می‌دهم! تو نمی‌توانی با این داستان قداست را بزنی! پیغمبر(صلی الله علیه و آله) ما راجع به خیلی از این مباحث، من جمله راجع به آدم‌های اهل خیرات در هر دینی که بودند، احترام می‌کرد و جلو پایشان بلند می‌شد! پیغمبر خدا، اگر آدم اهل خیری می‌آمد، می‌گفتند: این آدم صدقه زیاد می‌دهد، این آدم به اعوان و انصارش زیاد می‌رسد، این آدم به کنیزها و غلام هایش احترام می‌گذارد، این آدم با سیستم عدالت با مردم برخورد می‌کند. پیغمبر(صلی الله علیه و آله) در حیطه کلماتی مثل عدالت، ایثار، مقاومت و این مدل کلمات، در مقابل آن شخص بلند می‌شدند ولو غیر مسلم باشد! ما هم احترام می‌گذاریم، دستورمان است. اما شما می‌توانی یک پزشک مسلمان درجه یک را با یک پزشک غیر مسلمان درجه یک مقایسه کنی؟! به خاطر مسلمان بودنش، این مقدس‌تر است.

کار به جملاتی می رسد که به امثال ما انتساب می‌دهند درحالیکه ما نگفته ایم؛ مثلا یک سریال برای شما پخش می‌کنند که بگویی این ها خوبی هم می‌کنند، خیلی هم بد نیستند که این آخوندها می‌گفتند همه غیر از ما جهنم می‌روند!! یعنی یک جمله مفروضی که قرار است ما قبلاً گفته باشیم!! ما چه زمانی گفته ایم؟ نه ما گفته ایم، نه دین ما گفته، نه پیغمبر ما گفته! اصلاً جور در می‌آید هفت میلیارد جمعیت در کره زمین همه غیر از ما جهنم بروند؟! با عقل جور در می‌آید؟! چه زمانی ما چنین حرفی زده ایم؟؟ نه دینی است، نه شرعی و نه عقلی! آن ها به جمله‌ای که ما نگفته ایم، استناد می‌کنند برای این که یک مقدسی را در چشم شما خوار کنند!! صبح تا شب در دهن امثال ما می‌گذارند که، در غرب رفتم، مسلمانی دیدم اما اسلام ندیدم. در ایران آمدم، اسلام دیدم اما مسلمانی ندیدم!

این حرف ها باید کارشناسی بشود، اینطوری نیست! چرا ما زود یک حرف زیبا را باور می‌کنیم؟! واقعاً اگر در ایران میزان مسلمانی ایرانی‌ها از مسلمانی کشورهایی که با ما رقیب هستند کمتر است، باید کلاهمان را پس معرکه بگذاریم! چه کسی می‌گوید؟ کدام کارشناسی پشت این حرف است؟ میزان انسانیت ما کمتر است؟! میزان صدقات ما کمتر است؟! میزان دزدی ما بیشتر است؟! میزان فحشاء ما بیشتر است؟! کارشناسی کنید، آمار بیاورند که یک آدم بی طرفی کارشناسی کرده باشد، آمار گرفته باشد. این چه حرفی است که ما داریم می‌زنیم؟ توقع ما از جامعه اسلامی بیشتر است. ما می‌گوییم جامعه‌ای که جامعه اسلامی است، نباید اینطور باشد! وگرنه در نسبیت اگر بخواهیم به تناسب بگیریم که اینطوری نیست، کفه سنگین‌تر است.

»» آیات بعدی سوره اعراف آیه 75، رعد 43، فرقان 7 و 8، می‌گوید: ایجاد تردید در حقانیت‌ها. واقعیت‌ها را طوری جلوه می‌دهند که شما دچار تردید می‌شوی. در جلسه قبل هم گفتم، در بین سی حرف حقِ پیش پا افتاده، سه حرف ناحق خیلی مهم هم، به شما غالب می‌کنند! سی حرفِ حقِ پیش پا افتاده‌ای که اگر او هم نمی‌گفت ما می‌دانستیم. این ها را گفت که ما فکر کنیم منصف است! میان سی عملِ حقِ پیش پا افتاده ساده که تأثیر شگرفی در ذهن ما ندارد، دو حرف غلط که تأثیر شگرفی در ذهن ما دارد را غالب می‌کنند، من هم نمی‌فهمم که چه شده است!

برای این که راحت از حلقوم من پایین برود، دو نخود را در یک لیوان آب می‌اندازد، من می‌خورم اصلاً احساس نمی‌کنم نخود پایین رفته در حالی که این نخود را اگر تنهایی به من می دادند، اولاً نمی‌خوردم، ثانیاً می‌دیدم که خورده ام، می‌فهمیدم. با یک لیوان آب! الان در همین لیوان، هرچه که هست، من نمی‌فهمم. چرا؟ برای این که مخلوطش می‌کند! تردید اینگونه ایجاد می‌شود. تردید نسبت به خیلی چیزهایی که الان وجود دارد و برایشان جواب هست!

آقا امیرالمؤمنین(علیه‌السّلام) می‌فرمایند: شبهه کوتاه است. اگر گوش به شبهات می‌دهید، باید وقت برای رد شبهات بگذارید! اگر نمی‌خواهید وقت برای رد شبهات بگذارید، حق ندارید به شبهات گوش بدهید! شبهه کوتاه است اما جواب شبهه طولانیست. در نهج البلاغه می‌گوید وقتی در ذهن شما یک شبهه ایجاد می‌کنند، یا گوشت را بگیر و گوش نده یا بعد از آن برو وقت بگذار! وقت بگذار ببین این درست است یا درست نیست. همه ملت ما که علامه نیستند، وقتی یک شبهه جامعه شناسی، شبهه روانشناسی، شبهه پزشکی که در تخصص من نیست، در گوش من گفته می‌شود، باید تحقیق کنم!  مثلا استامینوفن سر درد تو را خوب می‌کند اما بیست و هفت بلا برای تو نازل می‌شود، شبهه است دیگر، حالا بخورم یا نخورم؟ باید بروم از اهل فن تحقیقات کنم. آقای دکتر این راست می‌گوید؟ بعد او چقدر باید توضیح بدهد؟ این شبهه یک جمله بود اما او حداقل باید سی جمله توضیح بدهد. کاری که رسانه‌‌ها می‌کنند همین است، شبهه را ایجاد می‌کنند، حالا برو جمعش کن، حالا برو توضیح بده!

این مثال‌ را تا به حال روی منبر نزده ام، اینجا می‌گویم اشکال ندارد، چیز مهمی هم نیست. چند سال قبل برادر خود من سوار تاکسی می‌شود که از دانشگاه به جلسه بیاید. می‌گوید فلان جا.
- راننده تاکسی می‌گوید منبر انجوی می‌روید؟
- بله.
 - این ها دلشان خوش است، جای خودشان گرم است، روی منبر برای شما بدبخت‌ها می‌روند!
- چطور؟ 
- این آدم خانه و تشکیلات وسیع دارد، غرق در ثروت و تمول است، معلوم است که حرف از زهد می‌زند.
- واقعا؟
-  بله.
-  خانه اش کجاست؟
 - قصرالدشت خیابان 27!
- برو در خانه اش.
می‌گفت تاکسی من را تا در خانه ات برد! بعد نگه داشت گفت می‌خواهی زنگ بزنم؟
- زنگ بزن!
- الان بعد از ظهر است، ممکن است خواب باشند!
 - نه بگذار خودم می روم زنگ می زنم.
می‌گفت رفتم زنگ زدم، طرف آمد گفتم منزل آقای انجوی؟ گفت نه! گفتم همسایه یتان هم نیستند؟ گفت نه! به تاکسی گفتم، می‌گوید نه! گفت همین اطراف بود! گفتم این کارت شناسایی من، بنده برادرش هستم، چرا دروغ می‌گویی برادر؟
ببینید تردید چه موقع ایجاد می‌شود؟ بعضی وقت‌ها برای این که یک جمله تحقیق بشود باید دور شهر را بچرخید!

برای خود من هم بار پیش آمده. نوجوان بودم، به خود من گفتند این آقایی که مشهد پای منبرش می‌روی، یکی از  پسرهایش قاچاقچی است و دیگری هم الان دنبال زن‌های مردم است. من آن شب کاملاً از دین بُریدم! خدا درجات همه شهدا را متعالی کند، به شهید سید سیروس یگانگی گفتم این چه می‌گوید؟ گفت بیا برویم. پشت موتور هوندا نشستیم و به خانه اش رفتیم. در زد گفت حاج آقا می‌شود داخل بیاییم؟ چه خبر؟ احوال شما؟ سلامت باشین. حاج آقا پسرها چطورند؟
- گفت: من پسر ندارم! چهار دختر دارم.
- دخترها کجا هستند؟
- یکی از دخترها الان راهنمایی است، یکی دبیرستان، یکی هم ازدواج کرده طبقه بالاست، یکی هم معلول است! بنده خدا معلول ذهنی بود.
ببینید تردید چه موقع ایجاد می‌شود؟ وقتی که بداند من فرصتی برای تحقیق ندارم. تردید برای کسانی ایجاد می‌شود که این کاره نیستند و فرصتی برای تحقیق ندارند.

پنج، شش سال پیش چهار، پنج شبهه قرآنی را در همین جلسه باز کردم، گفتم صد و بیست و خرده‌ای شبهه‌ قرآنی راجع به تردید در قرآن کار کرده ایم، گذاشته ایم روی سایت، بروید مطالعه کنید. چند هزار نفر جمعیت فقط همان جا بودند، بعد کسی سی دی اش را گوش داده، ما کار نداریم!  کلاً سی نفر جزوه را دانلود کرده بودند! مردم اهل تحقیق نیستند!  چند هزار نفر آن جا شنیدند، بعداً هم که جاهای مختلف شنیده اند! سی نفر فقط دانلود کرده بودند. از آن سی نفری که دانلود کرده بودند چند نفر مطالب را خوانده اند هم، کار نداریم! فرض را بر این می‌گذاریم که هر سی نفر آن ها خوانده اند. تردید در جامعه‌ای ایجاد می‌شود که ما این جامعه را اهل تحقیق بار نمی‌آوریم!
این چیزهایی که گفتم، آیات قرآن هستند! اعراف 75، رعد 43، فرقان 7 و 8.

»» آیات 38 سوره هود، 36 سوره انبیاء، 11 سوره حجر، 52 زخرف: تحقیر و استهزا!
ببینید این که چهار، پنج دانش آموز در مدرسه به دختر شما اُمُّل می‌گویند برای این است که حجاب دارد. این که به پسر شما به خاطر این که یک کم محاسن دارد، می‌گویند حاج آقا استخاره کنید. این که بابت آمدنت به جلسه امام حسین(علیه السلام ) یک عده تو را تحقیر می‌کنند، آن آدم ها نه خباثت دارند و نه مشکل!  این آدم ها چون عقلانیت و تحقیق برایشان جزء اصول نیست، خیلی سریع در پروژه جنگ نرم ابزار شده اند. یک دختر دبیرستانی می تواند خبیث باشد؟ یک پسر دبیرستانی، یک دختر و پسر دانشجو که خبیث نیستند، ابزار هستند، فقط برای این که اهل تحقیق نیستند!

چرا اُمُّل شده؟ چون طبق دستور عقل، یک دینی را انتخاب کرده و طبق دستور عقل، واجبات آن دین را برای خودش واجب دانسته است. تو اُمُّل نیستی، چرا؟ به دستور چه کسی؟ کدام عقل؟ یک کرسی بگذار، بیا مناظره کن! اصلا مناظره اش موجود است، برو گوش بده، ببین کسی که طرفدار عقل است اُمُّل است یا کسی که طرفدار هیچ چیز نیست و خودش هم نمی‌داند که طرفدار چیست و از چه کسی دستور می‌گیرد؟ اُمُّل یعنی کسی که عقلش نمی‌کشد! فناتیک یعنی کسی که عقب مانده است. این فناتیک است یا او؟ این ها یعنی چه؟ یعنی ما اهل تحقیق نیستیم، دشمن دنبال این آدم‌ها می‌گردد. این آدم‌ها معمولاً چه آدم‌هایی هستند؟ معمولاً آدم‌هایی هستند که وقت زیادی دارند و می‌توانند پای کانال‌های ماهواره ای بنشینند! وقتشان زیاد است، می‌توانند با موبایلشان در شبکه‌های اجتماعی بچرخند. وقت دارند! دلیلش این است که جدی زندگی نمی‌کنند و چون جدی زندگی نمی‌کنند، نسبت به اطلاعاتی که به آن ها می‌رسد جدی نیستند و نسبت به نشرش هم جدی فکر نمی‌کنند! بهترین ابزار برای دشمن این ها هستند.

جلسه اول خدمتتان عرض کردم، پیاده نظام و خط شکنان جنگ سخت در دشمن، تانک و واحدهای زرهی و مکانیزه اش هستند، در جنگ نرم خود ما هستیم! پیاده نظام از بین خودمان انتخاب می‌شوند. چه کسی؟ کسی که اهل تحقیق و عقلانیت نیست، والسلام! چند جلسه قبل خیلی‌ از شما نبودید، عرض کردم؛ یک برادری بعد از چهار، پنج سال رفته یک فوق لیسانس از جایی گرفته بود و آمده بود! بعد چند سؤال از من کرد، گفتم من هم یک سؤال از شما دارم! گفت بفرما. گفتم در این پنج سالی که ما خدمتتان نبودیم و الحمدالله از لیسانس به فوق لیسانس رسیدی، درس خواندی دیگر؟ گفت بله . گفتم شما  فکر  می کنی در این پنج سال من بیکار نشسته ام؟ شما درس خوانده ای اما من درس نخوانده ام؟! من که شغلم دین است، مطالعه ندارم؟! در این پنج سال، شش کتاب راجع به معرفت خوانده ای، واقعاً فکر می‌کنی ما که شغلمان دین است، مطالعات نداریم؟! فکر می‌کنی این شبهاتی که برای خودت کشف کرده ای را من ندیده ام؟! جواب‌های این شبهاتی که می‌گویی را نمی دانم؟!

فکر می‌کنی چون پنج سال است که من را ندیده ای، من همان پنج سال قبلی هستم و فرقی نکرده ام؟ فقط شما فرق کرده ای؟! گفت نه! درست می‌گویید. گفتم این شبهاتت که خیلی ساده است، چرا پنج سال طول دادی و حالا پیش من آمدی؟ باور کن اگر در همان سه ماه اول پرسیده بودی من بلد بودم، برای این که من همیشه از شما جلوتر هستم، برای این که من شغلم دین است. همه اش را می‌بینم، همه اش را می شنوم، مجبورم.

منِ نوعی به عنوان کرسی دین دارم می‌گویم، در این مسیر روی این آدم‌ها حساب می‌کنند. یعنی این آدم می‌شنود، تحقیق نمی‌کند، نمی‌رود از منبعش بپرسد! در محیط اینترنت سه، چهار نفر پاسخگوی آنلاینِ مُلّا داریم! مُلّا یعنی با تخصص نشسته، آنلاین پاسخ می‌دهد! مثل سایت پرسمان، سایت نهاد نمایندگی ولی فقیه در دانشگاه‌ها، سایت خود حوزه و... برای کسانی که دیگر آخر تنبلی هستند! وگرنه نهاد پاسخگو که بخواهی بروی و وقت بگیری، وجود دارد. تردید ایجاد می‌شود، اینجا راحت است، در خانه نشسته، در جلسه نشسته، شبکه اجتماعی و ماهواره هم هست، تردید ایجاد می‌کند. ولی این که بخواهید پاسخ بگیرید کمی وقت می‌برد.

بعدا به نقطه‌ای می‌رسیم که در مبارزه، اولین قدم‌ها برای همه افراد چیست. ایجاد تردید و بعد تحقیر و استهزا! اسلام اینطوری است، اگر اسلام اینطوری نبود ملت به این شکل نبودند، اسلام دلیل عقب ماندگی ایران است. اگر اسلام دلیل عقب ماندگی ایران است، یک سمینار بگذارید، استاد و عالم درجه یک که برای عقب ماندگی ایرانیان به وسیله اسلام، کتاب نوشته بیاید، یک عالم هم از این طرف می‌آید بحث کنید، ملت آشنا بشوند.

این بحث‌ها که اس ام اسی و بلوتوثی نیست! این بحث‌ها که یک مستند بسازی و در یک شبکه پخش کنی نیست! در بحث باید جوابش را بگیری! اسلام باعث عقب ماندگی ایرانیان شده؟ اسلام باعث سقوط تمدن شده؟ بی مسلمانی غربی ها باعث پیشرفتشان شده؟ این ها هر کدام یک موضوع جداگانه است که صد سال است در مورد همه آن ها بحث شده. بسیاری از شبهات امروز را شهید مطهری(ره) در سال چهل و پنج جواب داده است! اغلب ما سال چهل و پنج نبوده ایم. آن زمان جواب داده و گذاشته بعد طرف امروز آورده، می‌گویم شهید مطهری(ره) در کتاب فلانِ سال هزار و سیصد و چهل و هفتش جواب این را داده است! می‌گوید مگر آن زمان هم این حرف‌ها بوده؟! بله. عقل آدم‌ها همیشه کار می‌کرده! عقل که مربوط به  قرن بیستم نیست!

تحقیر و استهزا وقتی اثر می‌کند که عقلانی نباشد. لذا مثلا در کلاس، بچه‌های درس خوان را تحقیر می‌کنند. چه کسانی تحقیر می‌کنند؟ کسانی که نمی‌توانند مثل او باشند. چرا شخص درس خوان خودش را نمی‌بازد؟ برای اینکه عقلانی می‌تواند از درس خواندنش دفاع کند و می‌داند که این ها از روی بی‌عقلی‌ دارند این کلمه را می گویند. درس یک چیز مقدس است. پس چرا دین داری مقدس نیست؟ برای این که عقلانی نمی‌توانیم از آن دفاع کنیم و قابلیت تحقر پیدا می‌کند! بعد چه می‌شود؟ برادر من رفته دخترش را در یک مدرسه‌ای که هفتصد آدم هم سن خودش دارند او را تحقیر می‌کنند، گذاشته بعد می‌گوید دخترم پایش لغزیده! قربانت بروم، من را هم  در آن مدرسه بگذاری، عبا و عمامه‌ام را بر می‌دارم! این حرف ها چیست که دارید می‌زنید؟ فشار تحقیر بر نسل جوان، فشار خرد کننده‌ای است. ما هستیم که در اتاق فکر جنگ نرم که دیشب عرض  کردم، باید این بساط تحقیر را از بالا عوض کنیم!

در خصوصیات آخرالزمان می‌گوید آنان که به منکرات عمل می‌کنند، به منکرا تشان مفتخر می‌شوند، و آنان که به واجبات عمل می‌کنند به خاطر واجباتشان تحقیر می‌شوند. پس در این سیستم باید این کار را بکنیم. یا باید در خانواده‌هایمان آنقدر درجه عقلانیت را بالا ببریم، یا باید محدودیت هایی را ایجاد کنیم که جوانان ما تحقیر نشوند. قرآن کریم می‌فرماید از مسیر تحقیر و استهزا جلو می‌آیند برای این که شما را بی‌اراده کنند.

»» روش بعدی، سوره آل عمران آیه 21، سوره انفال آیه 30، سوره اعراف آیه 88:

من آیه‌ها را نمی‌گویم چون بحث خیلی زیاد است.
»»» تهدید. تهدید یعنی چه؟
یعنی یک جایی این ها دیگر جواب نمی‌دهد، این ملت استقامتشان را از دست نمی‌دهند. اگر دیدم جواب نداد تهدید می‌کنم! تهدید بیشتر یا اقتصادی است یا نظامی! یعنی یا ما را به رفاه تهدید می‌کنند که رفاهمان را کم کنند، یا به جان و مال و نفس تهدید می‌کنند که تهدید نظامی است. امروز ظهر دیدید وزیر خارجه آمریکا در اخبار چه گفت؟ بعد یک سال مذاکره  دوباره همان حرف‌های اول را زد!
حرف‌ها را با هم بررسی کنیم:
گفت ما ایران را بررسی کرده ایم، از چهار مسیر به سمت بمب اتم می‌رود. چهار مسیر را عنوان کرد و گفت ما مذاکره‌ای که جواب ندهد را بر مذاکره‌ای که جواب بد بدهد، ترجیح می‌دهیم! این دو قدم. بعد گفت داریم تلاش می کنیم که بتوانیم ایران را از رسیدن به بمب اتم از طریق این چهار مسیر، باز داریم و ایرانیان برای قبول این قضیه باید یک استقامت خیلی قوی و یک خویشتن داری خیلی بزرگ به خرج بدهند، یعنی باید کوتاه بیایند، که جهان امن‌تری را برای کره زمین رقم بزنیم!!!

آمریکایی که دویست سال است باعث‌ و بانی تمام خونریزی‌ها و کثافت کاری‌های عالم است، تمام جنبش‌های مردمی را دارد خُرد می‌کند، تمام ساواک‌ها و مراکز شکنجه را دارد آموزش می‌دهد، تمام تروریست ها را دارد پرورش می‌دهد، خودشان می‌گویند، همین داعش هم مال خودشان است، دویست سال است که مسلمان دارد کشته می‌شود و فقط هم مسلمان کشته می‌شود، آخر کدام چهارپایی قبول می‌کند که بگوید ما جلوی ایران را بگیریم جهان امن‌تر بشود، کدام چهارپایی؟!


چهارپایی که تحت تأثیر جنگ نرم، اهل عقلانیت، تحقیق، واقع نگری و انصاف نیست. چهارپایی که سیصد کانال دشمن در خانه‌اش دارد حرافی می‌کند و روی مغز خودش و زن و بچه‌اش تأثیر می‌گذارد و "کَلانعام بَل هُم اَضل"، حالا برو نگاه کن. تأثیر می‌گذارد! یک استاد دانشگاه در کل عالم نمی‌توانید بیاورید، از آخر آفریقا تا آخر آمریکا که بتواند از این جمله جان کری دفاع کند! یک استاد دانشگاه یا یک دکتر، یک فوق لیسانس، یک عالم، یک نفر هم نمی‌توانید بیاورید که تحت تأثیرش سخنرانی کند! نمی‌توانید، دارم می‌بینم! این حرف‌هایی که تو می‌زنی را فقط چهارپایان می‌توانند قبول کنند!

"اولئک کَلانعام بَل هُم اَضل" یعنی چه؟ تأثیری است که این رسانه‌ها در خانه‌های ما دارد می گذارد. بعد از این طرف تحت تأثیر این تهدید، منفعل هم می‌شود! حمله نکند!! تو را به خدا قسم بگذارید حمله بکند ببینیم چه می‌گوید! داستان اینطوری نیست، اصلاً جرأت این کارها را ندارد.

بگذارید ما یک آمار بگیریم، می‌خواهیم آمار جامعه شناسی بگیریم! در حسینیه ما همه جور آدم می‌آید، همه‌جور آدم یعنی الحمدالله و به فضل خدا، از همه سطحی می آیند؛ گرایش سیاسی، غیر سیاسی، سکولار، نیمه سکولار، بالا سکولار، پایین سکولار. البته این هایی که می‌آیند حسینیه، حسینی هستند! این ها می خواهند چه کسی را بترسانند؟ پای این ها لب مرز برسد، ما همه زندگیمان را می‌گذاریم که این ها را زیر گل دفن کنیم. این حرف ها چییست که می‌زنید، مگر شما ایرانی‌ها را نشناخته اید؟! فقط همان چهارپایانی که مرید و مراد شما شده اند، می‌ترسند! در کوبانی فقط صد و پنجاه نفر بودند، غیرت باشد جواب می‌دهد! ما غیرت به علاوه همیّت، به علاوه پشتکار، به علاوه استقامت، به علاوه دیانت، به علاوه شیعه گری، به علاوه حسین(علیه السلام) داریم، مردید جلو بیایید! در فاکس نیوز و سی ان ان، بی بی سی نشسته، حرافی می‌کند و دهان کثیفش را باز می‌کند! تهدید روی ما جواب نمی‌دهد. اصلاً ما سیستم بچه‌هایمان اینطوری است، هر کاری بگویی نکن، می‌گوید می‌کنم! ما اینطوری بزرگ شده ایم. در مدارس و در خانه‌هایتان بروید کارشناسی کنید، به بچه ها هر کاری بگویی نکن، می کند. سینه را سپر می کند و می گوید می کنم!

لینک صوتی


کانال تلگرام رهپویان
* نام شما : 
پست الکترونيک : 
وب سايت : 
* نظر شما : 
 
تبليغات