برنامه آينده
اطلاعیه

مراسم احیای شب بیست سوم ماه رمضان در باغ جنت برگزاری می گردد.
رهپويان



سه‌شنبه 4 آذر 1393 نسخه چاپی
متن سخنرانی پدافند غیر عامل - قسمت هشتم
آقا امیرالمؤمنین(علیه‌السّلام) می‌فرمایند: رفاه، لذت، غنا، در قناعت است. قناعت یک حالت ذهنی است که آدم یاد بگیرد از داشته‌هایش لذت ببرد. مدیریت ذهنیِ لذت بردن از داشته‌ها را قناعت می گویند.

یالطیف
سخنرانی حجت الاسلام سید محمد انجوی نژاد
موضوع: پدافند غیر عامل - قسمت هشتم
محرم الحرام 1393

دیشب در آخرین بند از عرایضم عرض کردم که طبق آیات قرآنی، دشمن چهار رویکرد در جنگ نرم دارد:
1- شکستن قداست‌ها.
2- ایجاد تردید.
3- تحقیر و استحضاء.
4- تهدید.

این ها چیزهایی بود که دیشب خدمتتان عرض کردیم.

»» ادامه بحث؛ برای جنگیدن با اینچنین دشمنی قبلاً هم خدمتتان عرض کرده ام که ما اسم مقابله با تهدید و جنگ نرم را قدرت نرم می‌گذاریم یعنی از امشب و این دو، سه شبی که باقی مانده بیشتر راجع به قدرت نرم صحبت می‌کنیم که آیا یک ملت، یک امت یا در واحد خیلی کوچک‌تر خانواده، یک خانواده‌ای است دوست دارد که بر اصول خودش پایدار و استوار بماند ولو اینکه خانواده در شهری قرار گرفته باشد که کلاً متعلق به مشرکین باشد، می‌تواند استوار بماند؟ بله. روش استوار ماندن بر ارزش‌های انسانی و دینی در مقابله با تهدید و جنگ نرم را قدرت نرم می‌گوییم یعنی کما اینکه خداوند در وجود ما شیطانی را برای وسوسه کردن اجازه رسوخ داده است، از این طرف هم قدرت نرم وجود ماست یعنی:
1- نفس لوامه یا وجدان.
2- به جای هر یک شیطان، دو ملک در ما رغبت ایجاد می‌کند.


در روز قیامت یکی از سؤال‌هایی که از شما می‌پرسند این است که چطور اسیر وسوسه یک جن شدی اما به ترغیب این دو ملک نشدی؟! اگر بگویی نفس اماره من را فریب داد، می‌گوید یقیناً قدرت نفس لوامه بالاتر از نفس اماره است. وجدانی که قاتل را به نقطه‌ای می‌رساند که خودش را معرفی می‌کند و می‌گوید من را  بکشید! هیچ وقت نفس اماره نمی‌تواند این قدرت را داشته باشد. در درون ما جنگ نرم از طرف شیطان و نفس، مقابله با این یعنی قدرت نرم از طرف خدا و ملائکه و نفس لوامه وجود دارد. در بستر اجتماع هم همین است، همان گونه که خداوند تبارک و تعالی اعتقاد دارد یک انسان می‌تواند در هر فضا، هر زمان و هر مکانی بر اصول اساسی دینی و انسانی خودش استوار بماند، همان گونه هم اعتقاد دارد که یک خانواده می‌تواند در یک شهر، یک شهر می‌تواند در یک کشور و یک کشور می‌تواند در کل دنیا با قدرتی که خدا در اختیارش قرار داده است بر اصول خود بماند یعنی همان صحبت چند جلسه قبل که عرض کردم:
شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین حائل، همه اطراف را گرفته اند، بعد گفتم با قدرت نرم به این نقطه می‌رسیم که اگر همه اطراف را بگیرند، من به شخصه حریف نمی‌شوم اما من به وسیله خدا می‌توانیم یک قدرت نرمی را ایجاد کنیم که حریف بشویم.

تقویت قدرت نرم به این ارکان و اعضاء بستگی دارد:

◄ بصیرت.
بصیرت در امور شخصی یعنی حتی الامکان دلیل‌های باید و نبایدهای دینم را در آورده باشم. من برای اینکه مطمئن بشوم صد در صد عقائدم درست است، کافی است اعتقاد پیدا کنم که شصت، هفتاد در صد عقائدم درست است. برای اینکه وقتی هفتاد درصد چیزی که از یک جایی می‌گیری درست باشد، در آن سی درصد دیگر تحقیق هم نمی‌کنی و می‌گویی درست است، قاعده ما این است. در اصل قاعده عقل این است.
بصیرت راجع به شخص خودم یعنی قبل از همه و بیشتر از همه، به فکر خودم هستم. اگر زمانی هم در دنیا به نقطه‌ای از ایثار برسم که حاضر بشوم برای مردم یا برای یک مادیاتی فدا بشوم، یقیناً در قیامت اینطوری نیستم یعنی هر انسانی ولو اینکه در دنیا ذهنش را یک جوری راضی کند که فدای دیگران بشود، در قیامت طبق آیات شریفه قرآن خودخواه‌ترین انسان‌ها خود آن آدم است!
"یَوْمَ یَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِیهِ وَ أُمِّهِ وَ أَبِیهِ وَ صَاحِبَتِهِ وَ بَنِیهِ‏، وَ فَصيلَتِهِ الَّتى تُؤْويهِ وَ مَنْ فِى الاْرضِ جَميعاً ثُمَّ يُنْجيهِ"؛ از هر چیزی که در زمین وجود دارد حاضر است همه را کنار بگذارد و خودش را نجات پیدا کند. هر چه روی زمین است؛ "مَنْ فِى الاْرضِ جَميعاً". همه این ها را در آتش بریزد تا خودش نجات پیدا کند. بصیرت یعنی که من به فکر خودم باشم.

»»» بصیرت را دو قسمت می‌کنند:
اول: علم الابدان.
دوم: علم الادیان.

می گوید اصلاً ما نگفته ایم دین یعنی اینکه به فکر جسمت نباش! بصیرت یعنی که شما برای اوقات تفریحت هم باید برنامه داشته باشی. بصیرت یعنی اگر یک روزی تفریح نداشتی، افسرده شدی، وقتی مشکلی پیدا کردی بروی اقدام کنی.

بصیرت یعنی باید نسبت به جسمت حساس باشی. باید دکتر داشته باشی و چکاب شوی. این قدم‌های اول بصیرت است؛ علم الابدان. اول از بدن شروع می‌کند تا به دیانت و اعتقادات می رسد. مجموع این دو را بصیرت می‌گوییم. اصل در بصیرت این است، قبل از اینکه این آدم را بفرستی تا برای همه چیز دوره ببیند، این را به یک نقطه اعتقادی که من به بصیرت نیاز دارم، برسانی.

چون در دنیا برخی از بی‌بصیرتی‌ها برای ما چوب و لطمه دارد، ما اصلاً سر سری نمی‌گیریم. اما در رابطه با جنس مخالف، نحوه رفتار، نحوه ارتباطات، نحوه تعامل، مراسم قبل و بعد از ازدواج اصلاً مطالعه ای وجود ندارد! این ها فقط همدیگر را در یک جایی دیده اند یا یک چیزهایی شنیده اند، بعد مقداری به هم علاقمند شده اند، گمان می‌کنند که عاشق شده اند! بعد که ازدواج می‌کنند می‌فهمند که عشق این نبود! چرا؟ چون بصیرت ندارد. یا مثلاً راجع به تربیت فرزند و کودک همین هم دلیلش این است که نیاز ایجاد نشده!

فکر کنم جلسه سوم بود خدمتتان عرض کردم که باید یک دوره‌های آموزشی اجباری بگذارند و برای کسانی که می خواهند تازه ازدواج کنند فیلم زوجین عاشق و معشوقی که الان با یکدیگر دعوا دارند را نشان بدهند تا بفهمند با نگیزه‌های خاص نمی‌شود سراغ این مباحث رفت! باید علم داشته باشی. بچه‌ها را به اینجا برسانیم. مردم ما به این زودی به این نقطه نمی‌رسند! اینجا شکاف ورودی برای دشمن در جنگ نرم مشخص می‌شود و می‌گوید این ها نسبت به دین و ارزش‌ها و قیامتشان جدی نیستند، ما برویم این جدی نبودنشان را به اهمال تبدیل کنیم.

می‌خواستم در حقیقت کلید بحث ده شب را شب عاشورا بگویم، خدا قسمت کرده این مثال را بزنم باید اشاره‌ای به این کلید بکنم، اگر بخواهی برای بچه توضیح بدهی که مثلاً در روز چند بستنی بخوری و این بچه چهار، پنج ساله قانع بشود چقدر سخت است؟ خیلی سخت است. مادر به جای اینکه چهار ساعت توضیح بدهد، برای بچه چه کار می‌کند؟ بستنی نمی‌خرد. بستنی در یخچال است، چه کار می‌کند؟ یخچال را قفل می‌کند. اگر ما توقع داشته باشیم که خواهیم توانست هفتاد و پنج یا هشتاد میلیون جمعیت را سر کلاس‌های بصیرت افزایی بنشانیم و نسبت به پایین و بالای دین، سبک زندگی، قرآن و بقیه موارد آگاه کنیم، یک توقع ایده‌آل نیست، یک افسانه است.

اصلاً مردم ما هیچ‌وقت به این نقطه  نمی‌رسند، افسانه است. اگر ما توقع داشته باشیم با کلاس‌های آموزش راهنمایی و رانندگی، مردممان را به نقطه بصیرتی برسانیم که خودشان خلاف نکنند و همه پلیس‌ها را جمع کنیم ایده‌آل نیست، این افسانه است و اصلاً اتفاق نمی‌افتد. یک چیز نزدیک به محال است. اینقدر بر طبل و کوس بصیرت کوفتن که می‌تواند بیمه ایجاد کند، برای یک درصدی است یعنی ما یک طرف قضیه را کلاً رها کنیم و بگوییم این یک درصد را نمی‌خواهیم بصیرت ایجاد بشود، همه را ببندیم کنار بگذاریم. اینگونه که نمی شود! در تمام کتاب‌های جامعه شناسی نوشته یک درصدی از اجتماعات اقناعی هستند. بستگی به جوامع مختلف دارد؛ شرقی، غربی، بالا، پایین، جهان اول، دوم، سوم، یک درصدی از این ها مقداری کم و زیاد می‌شود. اگر این ها را اقناع نکنیم، نخبه سوزی کرده ایم، برای اینکه این درصد اگر اقناع بشوند چون نخبه هستند، پای کار می‌آیند.

بنابراین با گیر و بند نمی‌شود جامعه را نگه داشت ولی یک درصدی از جامعه نه حوصله اقناع دارند، نه انگیزه اقناع دارند، نه دنبال این حرف‌ها هستند. اگر اینجا بود می‌خوریم، نبود نمی‌خوریم. الان در شیراز چند میلیون پای کار امام حسین(علیه‌السّلام) هستند؟ یکی از دلایلی که پای کار امام حسین(علیه‌السّلام) آمده اند این است که هیئت در خیابان است، هیئت در خیابان نباشد از خانه‌اش بیرون نمی‌آید. هیئت بود سینه می‌زنیم، نبود نمی‌زنیم. همه که مثل شما از آخر شهر یک جلسه‌ای را انتخاب نمی کنند بروند! اگر امشب که از خانه عمه یا خاله‌ام برمی گردم در مسیر به یک هیئت برخورد کردیم شیشه ماشین را پایین می‌کشیم، به سینه‌ می زنیم و می‌گوییم: السلام علیک یا ابا عبد الله(علیه السلام). نباید هندوانه بیخودی زیر بغل مردم بگذارم و بگویم مردم ما همه فرهیخته هستند! چه کسی می‌گوید؟! این ادعا را نه پیغمبر(صلی الله علیه و آله) داشته و نه امیرالمؤمنین(علیه‌السّلام) که حکومت کرده اند. درصدی از مردم ما حوصله فرهیختگی ندارند.

به دانش آموزان بگوییم همه شما به آن درجه از فرهیختگی رسیده اید که ما بدون امتحان میان ترم و فاینال و پرسش کلاسی، خودتان کامل درس را تا آخر سال می‌خوانید. یک معلم بیاورید که چنین توکلی کرده باشد!! در سیستم قدرت نرم روی این قضیه زیاد حساب نمی‌کنیم، در پدافند عامل را داریم، غیر عامل را هم داریم. غیر عامل قدرت نرم است، در پدافند عامل، نیروی بازدارنده و محدود کننده وجود دارد. نیرویی که من را محدود کند. بنده که سنی از من گذشته و سال ها علم دین خوانده ام، اصلاً ضمانتی نیست، واقعاً هیچ ضمانتی نیست. شاید خیلی به خودتان مطمئن باشید، هیچ ضمانتی نیست.

یکی از دوستان بسیار خوب ما که تشکیلات و بساط فرهنگی خیلی مرتبی دارد.
- پرسیدم شبکه فلان را برای چه گوش می‌دهی؟
- گفت: می‌خواهم بدانم دشمن‌های اهل بیت(ع) چه می‌گویند.
- آیا شما قدرت بازدارندگی از میکروب شبهات را در ذهنت داری، علمش را داری؟
- بله. گوش می‌دهم، می‌روم یاد می‌گیرم!
ببینید مثلاً بنده حضرت آیت الله محمّد هستم، بعد کسی می‌آید و می‌گوید که ممّد، دفعه دوم می‌گوید ممّد، ممّد حرف خوبی می‌زند. ممّد حرف بدی می‌زند. ممّد حرف خوبی می‌زند. ممّد حرف بدی می‌زند. همینطور ممّد را تکرار می کند و می گوید، حرف‌های من اصلاً مهم نیست، قداست من دارد شکسته می‌شود!

این ها را گوش می‌دهی بعد جوابش را هم پیدا می‌کنی اما جنگ نرم زیرکانه کار می‌کند اصلاً هدف این نیست که شما این مطلب را بفهمی یا نفهمی، هدفش این است که قداست را بشکند. بعد به خود من می‌گوید: هیئت که می آیم وقتی می گویند امام حسین(علیه‌السّلام)، دیگر زیاد تعظیم نمی‌کنم! ببین زیر آبی، قداست را در ذهنت شکسته است. اصلاً هیچ مشکلی هم با امام حسین(علیه‌السّلام) برایت ایجاد نکرده! مثلا طرف می‌گوید دیگر رغبت توسل ندارم، توسل را برایم کوبیده است، جوابش را هم پیدا کرده ام اما دیگر رغبتش را ندارم!! توسلِ اثبات شده ی بی‌تقدس!! چرا چنین کاری کرده ای؟ چه به روز خودت آورده ای و نفهمیده ای؟!

»» بصیرت یعنی تقوا بر سه نوع است، که هر سه نوعش واجب است و هر کس یکی از این سه مدل تقوا را در زندگی اش ندارد حتماً نیش می‌خورد و ضربه می‌خورد:
- تقوای اول: تقوای پرهیز.
- تقوای دوم: تقوای ستیز.
- تقوای سوم: تقوای گریز.

پرهیز یعنی به سمتت بیاید و بگویی نمی‌خواهم.
گریز یعنی اصلاً نباید سمتش بروی. اصلاً نباید از کوچه‌ای بگذری که احتمال دارد او هم از این کوچه بگذرد.

تقوای گریز یعنی می‌گویند بیست لیوان آب به شما می‌دهیم، در یکی از آن ها سمّ ریخته ایم. اینجا تقوای گریز و تقوای پرهیز جواب می‌دهد نه تقوای ستیز! بیست لیوان را می‌خورم ببینم چه می شود یا نوزده لیوان را می‌خوریم ببینیم چه می‌شود، نباید این کار را بکنی، این سمّ است. چرا به این نزدیک می‌شوی؟! بچه مذهبی ما صبح تا شب پای شبهات سی کانال می‌شیند، بعد هم فکر می‌کند ایمن است! بزرگ تر از ما هم، ایمن نیستند! شبهه هر چقدر هم بی‌ارزش باشد، تکرارش قداست را پایین می‌آورد.

یک پرانتز باز بکنم: چند شب قبل عرض کردم که یا قانون را در مورد ماهواره عملی کنید یا بگویید مجلس قانونش را پس بگیرد، توقع جامعه دینی این است. به بچه مذهبی و حزب اللهی هستم؛ شما با اجازه کدام مجتهد در خانه‌ات از ماهواره استفاده می‌کنی؟! مقلد چه کسی هستی؟! مگر نمی گویی من مقلد رهبری و امام هستم؟؟ ثانیه به ثانیه نگه داشتن این ابزار در خانه‌ات، حرام است! با اجازه کدام مجتهد در خانه‌ات ماهواره نگه می‌داری؟! اصلاً شما متخصص امور فنی و غیره، اجازه داری؟؟ با اجازه کدام مجتهد؟! مگر در دو شب قبل نگفتم از خصوصیات منافقین، "یومنون ببعض" هستند؟ بعضی از قسمت‌های رساله را خیلی جدی گرفته! خودت را بابت بدحجابی بیچاره کردی درحالیکه در خانه‌ات ماهواره داری!!

بنده اُمّل هستم؟! می‌گویم با اجازه کدام مجتهد دیش ماهواره را در خانه‌ات گذاشته ای؟! یا نگو حزب اللهی و مذهبی هستم یا صفحه اول رساله را عملی کن! برای اقناع بقیه در سمینار ماهواره صحبت می کنیم. الان تعبد عده ای زیر سؤال است! کدام مرجع چنین اجازه‌ای داده؟! تعبدت زیر سؤال است! من کانال فلان و فلان را می‌گیرم. برای من حکم مرجع بیاور، کدام مرجع اجازه داده است؟! امواج بیگانه را کدام مرجع اجازه داده؟ شبکه‌های شبهه انگیز را کدام مرجع اجازه داده؟ مراجع ما بیشتر از اینکه راجع به شبکه‌های فساد مشکل داشته باشند، راجع به شبکه‌های فساد اعتقادی مشکل دارند. برادر حزب اللهی چادر خانمت عقب رفته مال این است که دارد ماهواره نگاه می‌کند و شما متوجه نیستی!! سه سال پیش با چادر و حجاب می‌آمد، سه سال پیش نماز اول وقتش ترک نمی‌شد.

شما که داری در اداره‌ات برای ارزش‌های اسلام می‌جنگی، اینقدر دختر و پسرت تغییر کرده اند، می‌دانی مال چیست؟؟ مال جنگ نرمی است که نه شما متوجه می‌شوی چیست، نه او متوجه می‌شود! اگر متوجه بود که دشمن خدا نمی شد!

حالا مدام بگویید این بحث‌ها علمی نیست، این بحث‌ها عمومی است! جامعه را دارند زیر و رو می‌کنند، ارزش‌های اخلاقی دارد از هم می‌پاشد! بروید در دادگاه‌ها نگاه کنید صدنفر، صدنفر شوهر و زن متدین از تغییرات عجیب و محسوس همسرشان شاکی هستند! از تغییرات زمین به هوای بچه‌هایشان شاکی اند! هر کسی خواست یک روزی کنار ما مناظره کند، اول باید ثابت کند این ماهواره، این بساط و این جنگ نرم غرب را در خانه‌اش آزاد گذاشته، اول باید بر روی ناموس خودش تست کرده باشد بعد بیاید صحبت کند. به یکی از دوستان دانشگاهی گفتم اردوهای تفریحی، علمی مختلط پسر و دختر خوب است؟ گفت: آزاد باش! گفتم: همین الان آزاد می‌شوم، دخترت، خواهرت، دختر خواهرت را با این ها بفرست بروند، من اصلاً حرفی ندارم! فقط دخترای مردم باید آزاد باشند؟! ناموس خودت را پای کار بیاور ببینم چقدر پای آزادی می‌ایستی!!

در تقوای پرهیز و تقوای گریز باید جمع کنیم. صد نفر گوش بدهند، هیچ کسی گوش ندهد، یک نفر گوش بدهد. یک نفر گوش بدهد در خانه‌اش از یک معضل اخلاقی و اعتقادی نجات پیدا کند، برای کل محرم بنده کافی است. فردا می‌گویم این پسر و دختر، این زن و مردی که در مسیر دیگری بودند، ما مسیرشان را راست کردیم. قرآن کریم گفته یک نفر را به راه راست هدایت کنی و در صراط مستقیم بیاوری، برای همه دنیایت کافی است. یعنی چه؟ یعنی باید این کارها را بکنید، فقط پای منبر نشسته اید؟! باید بروید چشم در چشم، در خانواده‌هایتان صحبت کنید. دوست و رفیقت را بنشان و بصیرت را برایش ایجاد کن. بگو اگر می‌خواهی از این ابزار جنگ نرم استفاده کنی، سیمینارش را شرکت کن ولی دلت به حال خودت بسوزد!

خدا لعنت کند هر کسی که ادعا کند این گنا‌هان شما را به جهنم می برد، مگر بنده بهشت و جهنم را تقسیم می‌کنم؟! می‌گویم دلت به حال دنیا، زندگی، شرافت، عزت، غیرت، ملت و مملکتت بسوزد! این بچه دیگر درس خوان نمی‌شود، این سیستم دیگر نخبه بار نمی‌آورد!!

◄ قناعت.
هیچ دولتی، هیچ رفاهی، هیچ مملکتی، هیچ ارگان اقتصادی نمی‌تواند ملت را به مرز لذت بردن از زندگی و رفاه برسانند مگر اینکه در حاشیه‌ سرویس‌های اقتصادی و مالی، کار فرهنگی کنند تا درجه قناعتشان را بالا ببرند. مصرف گرایی، رفاه طلبی، تنوع طلبی و تکاثر از ابزارهای جنگ نرم است، تا وقتی قناعت به عنوان یک سد، به عنوان یک سپر، به عنوان زره پوش دور خانواده ما را نگیرد که در مقابل ضربه‌ها و تیرهای جنگ نرم مقاومت کند، اصلاً سودی ندارد! آقا امیرالمؤمنین(علیه‌السّلام) می‌فرمایند: رفاه، لذت، غنا، در قناعت است.

حق شما مردم است که بهتر زندگی کنید، نسبت به این جمله ممکن است برداشت‌های خیلی بدی بشود، بهتر زندگی کردن را در دامنه دین تعریف کن. بهتر زندگی کردن یعنی چه؟ این حرف، خیلی لیبرالیستی است. بیا در دین تعریف و ترجمه و بومی سازی اش کن، بعد به مردم بگو.

بهتر یعنی چه؟ بهتر در کلام امیرالمؤمنین(علیه‌السّلام) و امام صادق(علیه‌السّلام)؟ یا بهتر در کلام فروشنده‌های کارتل‌های اقتصادی غرب؟؟ این بهتر زندگی کردنی که ما به مردم توصیه می‌کنیم از فرهنگ انقلابی و اسلامی و دینی ما بر خواسته یا از فرهنگ مصرف گرایی و باب دندان کارتل‌های اقتصادی غرب؟!
این که حضرت آقا(حفظه الله) فرمودند: سبک زندگی، این را دارند می‌گویند. می‌گویند اگر سبک زندگی مردم جور باشد، این مملکت می تواند ده برابر این جمعیت را تا مرز رفاه، سرویس بدهد و اگر مردم در سیستمی بروند که قناعت جزء گزینه‌های زندگیشان نباشد، سی دولت روی هم جمع بشوند نمی‌توانند مردم را راضی کنند!!

بر طبل قناعت بکوبید، قناعت را تعریف کنید. بعضی از مردم فکر می‌کنند قناعت یعنی گدا بازی! بعضی از مردم فکر می‌کنند قناعت یعنی روزه گرفتن و کم خوردن! قناعت یک حالت ذهنی است که آدم یاد بگیرد از داشته‌هایش لذت ببرد. مدیریت ذهنیِ لذت بردن از داشته‌ها را قناعت می گویند.

آقا امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام) می‌فرمایند: قناعت یعنی کسی که در حال زندگی می‌کند، نه غصه گذشته را می‌خورد، نه غصه آینده را و از امکانات حالش لذت می‌برد. حتماً باید بگوییم فلان نمایشنامه غربی گفته یا در سیستم سبک زندگی آمریکایی آمده تا قبول کنید؟! در قدرت نرم، قناعت یکی از ابزارهای خیلی جدی مقاومت در برابر جنگ نرم است. شب هشتم شبی که یادی از بچه های جنگ می کنیم، بچه‌هایی که هدف از پهن شدن سفره را سیر شدن می‌دانند، نه ارضاء حس تکاثر و تنوع طلبیشان! غذا را بیاور چون گرسنه‌مان است، نه اینکه غذا را بیاور چون بنده تنوع طلب هستم و می خواهم لذت بیشتری ببرم!

از هیچ دولتی بر نمی آید سفره معاویه‌ای را تأمین کند! اگر مردممان را به آن مدل سفره عادت بدهیم، نمی‌شود تأمینشان کرد! تمام پول نفت را بگذاری، نمی‌شود. زمانی برایتان گفتم، شهید امینی روحانیمان می‌گفت: خوشمزه‌ترین غذا، غذایی است که گرسنه‌ات باشد و بهترین خواب، خوابی است که خسته‌ات باشد. اینقدر دنبالش نگرد! دنبال بهترین غذا و بهترین خواب نگرد، دنبال کار کردن تا گرسنه شدن بگرد، دنبال خسته شدن باش و گرنه آدم مرفه‌ای که همه چیزش جور است، نه از خوابش لذت می‌برد، نه از استراحتش و نه از تفریحش. مجبور است یک سفینه کرایه کند و دور کره زمین بگردد، مثل شاهزاده‌های سعودی(لعنة الله علیهم اجمعین) که مجبور است در هواپیماش جکوزی بزند! گاگول بیا روی زمین و از جکوزی استفاده کن! این به چه بر می گردد؟ به تنوع طلبی بر می گردد. در جکوزی هواپیما، همینطوری که به ابرها نگاه می‌کنم آب هم از اینطرف و آنطرفم بیرون می ریزد!

واقعاً هیچ حیوانی چنین تفریحی انتخاب نمی‌کند، این مال چیست؟ مال این است که بر روی قناعت کار نشده وگرنه هیچ جامعه‌ای به درجه لذت نمی‌تواند برسد. این چشم و هم چشمی ها مال چیست؟ برای این است که ما در قناعت رقابت ایجاد نمی‌کنیم. در چشم و هم چشمی و کثرت گرایی داریم ایجاد رقابت می‌کنیم!

◄ صبر.
یک شب دیگر به این بحث می‌پردازیم.
این صفات بارزترین نقاط قوت قدرت نرم در برابر جنگ نرم است. سیستم استفاده از این صفات را  پدافند غیر عامل می نامیم یعنی با این خصلت ها می‌شود یک رزمنده جنگ نرم را بار آورد، نباشد اصلاً نمی‌شود!

ـ بارزترین آسیب جنگ نرم را هژمونی می‌گویند که این نتیجه به دست می‌آید: نتیجه قهریِ رخوت و انفعال فرهنگی و مذهبی و سیاسی یعنی چه اتفاقی می‌افتد؟ انسان‌ها به یک نقطه‌ای از رخوت می‌رسند که نه در فرهنگ شرکت می‌کنند، نه در دین شرکت می‌کنند و نه در سیاست مملکت.

به یک نقطه از رخوت که برای مردم فرقی نمی‌کند چه کسی بُرد، چه کسی نبُرد. چه کسی خورد، چه کسی نخورد. برای مردم فرق نمی‌کند چه کسی به بهشت رفت، چه کسی نرفت. چند درصد  به بهشت می‌روند، چند درصد نمی‌روند. برای جامعه فرقی نمی‌کند که جامعه رو به ارتقاء فرهنگی می‌رود یا نمی‌رود. برای جامعه فرقی نمی‌کند که جامعه‌مان رو به ارتقاء اقتصادی است یا نه.

در مملکتی که دچار آفت هژمونی می‌شود، رشد متوقف است. هیچ کسی هم برایش مهم نیست، مثل جامعه‌های بدوی که الان در آفریقا هستند. این ها به نقطه مطلقی از رخوت رسیده اند که امروز به جای خاک، نان بخوریم دیگر چیزی لازم نداریم! هدف اصلی جنگ نرم این است که ما را به این نقطه برساند که رخوت سیاسی، اعتقادی، اجتماعی ایجاد بشود.

ـ دوم آسیب جنگ نرم؛ نوعی سلطه ی نسبیت انگاریِ اخلاقی و اباهه گریِ مذهبی یعنی تعصب ملت را به اینکه بد واقعاً بد است و خوب واقعاً خوب است را رقیق کنیم و همچنین تعصب ملت را به اینکه اصلاً بد، بد است و خوب خوب است را هم از بین ببریم. ما بتوانیم ملت را به یک نقطه نسبی گرایی اخلاقی و اباهه گری دینی برسانیم، این ملت کاملاً برای سواری مستکبرین زین شده است.

مردم را به اینجا برسانیم که به آقای انجوی نامی بگویند اینقدر بد، بد گفتید داریم می‌بینیم اینقدرها هم، بد نیستند! همین لب و دهنی که کج می‌شود، اباهه گری است و این آدم آماده است که هر جا آمریکا می‌گوید، برود! اصلش این است و این دقت باید باشد که من بارها عرض کرده ام، ما نگفته ایم که بدها مطلقاً بد هستند، ما می‌گوییم بد، بد است و قابلیت گذشت از یک بدی نیست. ما نگفته ایم گنهکاران مطلقاً در جهنم هستند، می‌گوییم گنهکار باید اعتقاد داشته باشد این عمل من گناه است. ما می‌گوییم: "حلالُ محمدٍ حلال الی یوم القیامة و حرامُ محمدٍ حرام الی یوم القیامة"، همین! 

لینک صوتی


کانال تلگرام رهپویان
 محمد: سلام علیکم ممنون
خدا قوت اجرتون با حضرت رقیه
سه‌شنبه 4 آذر 1393
* نام شما : 
پست الکترونيک : 
وب سايت : 
* نظر شما : 
 
تبليغات