برنامه آينده
اطلاعیه

مراسم احیای شب بیست سوم ماه رمضان در باغ جنت برگزاری می گردد.
رهپويان



دوشنبه 10 آذر 1393 نسخه چاپی
متن سخنرانی پدافند غیر عامل - قسمت یازدهم
امام سجاد(علیه‌السّلام) فرمودند: زمانی که یک امت پشت سر امامش نمی پیچد، سال های بعد مجبور می شود حسین(علیه‌السّلام ) را به شهادت برساند!!

یالطیف
سخنرانی‌ حجت الاسلام سید محمد انجوی نژاد
موضوع: پدافند غیر عامل - قسمت یازدهم
محرم الحرام 1393

در بحث پدافند غیر عامل مرور کوتاهی بر مباحث گفته شده داریم:
وسایلی که می‌توانیم از آن برای پدافند غیر عامل در بحث جنگ نرم استفاده کنیم در واقع عناصر قدرت نرم: اعتماد، امید، مکاتب فکری، سبک زندگی، اخبار سپید و سیاه و خاکستری است.

بحث امشب، مربوط به شبکه‌های اجتماعی است.
◄ شبکه‌های اجتماعی به دو مدل تقسیم بندی می‌شود:
1- شبکه‌های اجتماعی سایبری یا مجازی.
2- شبکه‌های اجتماعی حقیقی.

شبکه های اجتماعی در بحث جنگ نرم از چیزهایی است که سیبْل دشمن است، و از طرفی می‌تواند باعث قدرت ما در بحث جنگ نرم شود.

بسیاری از کسانی که اختراعاتی داشته اند به عنوان مثال اختراعاتی که در محیط سایبری اتفاق می‌افتد؛ آدم‌های صرفاً علمی یا بعضاً اجتماعی و کمتر آدم‌های سیاسی بوده اند، اما سیاستمداران و استعمارگران عالم وقتی یک تکنولوژی را می‌بینند، اولین چیزی که به ذهنشان می‌رسد این است که از این تکنولوژی در جهت مطامع استعماری خودشان چه استفاده‌هایی می‌توانند بکنند! در محیط حقیقی هم به این موضوع می رسیم که زمانیکه تجمعی می‌بینند چگونه روی آن تمرکز می‌کنند.

بنابراین هر چند اکثر شبکه‌های اجتماعی از طرف غرب تولید می‌شود اما خیلی‌ از آن ها صرفاً علمی است، بعد استعمار برای این ها برنامه‌ریزی کرده است!

مطلبی که تحت عنوان تکنولوژی، فناوری اطلاعات و دهکده کوچک جهانی داریم، برای غرب یک مطلب خیلی جدی است، برای اینکه زمانی اگر قرار بود صحبتی از یک آقایی به گوش شخصی مثلاً در آنطرف کره زمین برسد چندین سال طول می‌کشید، یا حتی اگر قرار بود شما با کسی در خود ایران، (زمانی که می‌گویم منظورم زمان عصر حجر نیست همین ده، پانزده سال پیش است) با کسی غیر تلفنی صحبت کنید و نامه بنویسید، این نامه حداقل چند روز در راه بود اما امروز اینگونه نیست. امروز صوت و تصویر و خیلی چیزهای دیگر با سرعت‌های ثانیه‌ای در بین اقصی نقاط کره زمین رد و بدل می‌شود. این، هم خیلی خوب است، هم خیلی بد.

خیلی خوب به این خاطر: آن عالمی که از نظر علمی، تکنولوژی را به این سرعت رسانده است هدفش فقط  تسهیل ارتباطات بوده و قسمت بد آن به این خاطر است که: قدرتمندان عالم این قدرت را فهمیدند و برای آن برنامه‌ریزی کردند اما جامعه ایمانی برای آن برنامه‌ریزی نمی‌کند. بعضاً چند سال اول را به تکفیر گذراندند، تا حواسشان جمع شد آن ها کلاً محیط را قبضه کرده بودند!

اشکال ما این است که خیلی از اوقات مؤمنان مذهبی ما، تکنولوژی را در بدو ورود تکفیر می‌کنند! خیلی‌ از شما شاید یادتان باشد که اوایل انقلاب به همراه داشتن ویدئو زندان داشت. جرم ویدئو مثل مشروب الکلی بود و اگر می‌گرفتند، زندان داشت. فیلم ویدئو هم زندان و شلاق داشت. تکفیر تکنولوژی ویدئو باعث شد ده سال دست مذهبیان معتقد، به ویدئو  نرسد! و آنطرف محتوا را کامل پر کردند، بعد ما می‌خواهیم در محتوا مقابله کنیم! ده سال از آن ها عقب هستیم!

در حال حاضر داستان شبکه‌های اجتماعی دقیقاً همین است یعنی شبکه‌های اجتماعی و محیط سایبری، و بحث خود فیلتر بیشتر بحث‌هایی تکفیری است تا پدافند عامل، که بخواهیم بگوییم دارند محدود می‌کنند.

ماهواره هم همین بحث است، یعنی همزمان با این که ما ماهواره را محدود کرده ایم و جرم است، که ما هم قبول داریم جرم است و اعتقاد داریم در پدافند عامل باید با آن برخورد کرد. در این مدت فرض را بر این می‌گیریم که ماهواره آمریکا را به ما بدهند، چقدر محتوا داریم تا آن را پر کنیم؟ یعنی ما در جنگ نرم غیر از اینکه ابزار را محدود می‌کنیم، باید به این فکر باشیم که این ابزار روزی قابلیت محدود شدن ندارد یعنی زمانی می‌آید که نمی‌شود آن را محدود کرد، در این مدت که لطف کرده و محدودیت قائل شده اید، برای زمانی که الزاماً بنا به جبر قدرت علم، محدودیت برداشته خواهد شد، چقدر محتوا تولید کرده ایم؟!

در جنگ نرم، شبکه‌های اجتماعی هدف دشمن است.

ابتدا به ملت بگوییم شبکه‌های اجتماعی هدف دشمن است یا سراغ آن ها نروید یا مراقب باشید. مرحله بعد این است که شبکه‌های اجتماعی در حال گسترش هستند، این گسترش اتفاق خواهد افتاد. زمانی می آید که نمی‌توانید جلوی ورود مردم به شبکه‌های اجتماعی را بگیرید، شما برای آن روز چقدر برنامه‌ریزی کرده اید؟ اگر همین حالا ماهواره آمریکا را به ما بدهند، کل ما یک میلیارد و نیم مسلمان، می‌توانیم یک صدم شبکه‌های آمریکایی را پر کنیم؟!

قدرت نرم زمانیست که برای تکنولوژی‌ها محتوا داشته باشیم. مثلا بحث انتقال ویدئو توسط موبایل، که امروز در ایران امکان فنی آن وجود دارد، دستور مقام معظم رهبری(مد ظله العالی) این است: تا زمانیکه محتوای لازم را نداریم این امکان فنی را باز نکنید. ما به این پدافند عامل می‌گوییم. پدافند غیر عامل چه می‌گوید؟ می‌گوید تا این لحظه شما چند محتوا حاضر کرده اید؟ در بحث بازی ها، بالاخره بچه‌ها باید بازی کنند، چند بازی‌ تولید کرده اید؟ پدافند غیر عامل می‌گوید: جلوی بازی‌های غربی را بگیرید. پدافند عامل می‌گوید: بازی‌های تولیدی شما کجاست؟!

مثلا در یک نمایشگاه سایبری وسیع، یک غرفه سی متری در اختیار یک گروه جوان شش، هفت نفری قرار داده اند که این گروه بیست بازی با انیمیشن پایین، با گرافیک پایین، با جذابیت‌های کم، اختراع کرده اند، در حالیکه یک دانشگاه باید پشت این قضیه باشد! یعنی باید موضوع پایان نامه لیسانس مثلاً سیصد هزار دانشجوی کامپیوتر نرم افزار و سخت افزار، ارائه بازی رایانه ای باشد.

باید حمایت آموزش عالی  پشت این قضیه باشد، باید در دبیرستان‌های ما دوره و مسابقه می‌گذاشتند، ما باید در این مدت ده میلیون بازی حاضر داشته باشیم که از بین آن ها، صد بازی خوب و قابل انتخاب کنیم. در حالی که ما حتی یک بازی قابل رقابت با بازی‌های غربی نداریم!! این مطلب را یکی از اعضای جنبش عالی سایبری کشور به من گفت که آنجا بازار رقابت به گونه ای است که قریب به صد، صد و پنجاه هزار بازی در سطح یک، شانه به شانه هم جلو می‌روند! صد و پنجاه هزار بازی فقط سطح یک!

بچه حزب اللهی‌های محیط سایبری‌ ما آن هایی که تخصص برنامه نویسی دارند، چه کار می‌کنند؟ آن هایی که اندروید کار کرده اند، چه کار می‌کنند؟ معمولاً اینگونه است که اکثر ما یا روی مباحث جلسه کانون کار می کنیم، یا قرآن و مفاتیح را روی اندروید کار می کنیم.

قدرت نرم در مقابل جنگ نرم است یعنی با آن چیزی که او دارد، مبارزه کنیم. وقتی او تانک دارد شما که نمی‌توانید با کلاش با او مبارزه کنید، شما هم باید با تانک مبارزه کنید.

یک زمانی دشمن برای اینکه بخواهد یک شایعه را در جامعه ترویج بدهد، باید خیلی زحمت می‌کشید، خیلی‌ها را می‌خرید، خیلی از سر شبکه‌ها را می‌خرید، بسیاری از رسانه‌های نوشتاری را می‌خرید، خبرنگار می‌خرید! امروز یک شبکه اجتماعی راه انداخته است، نه تنها نمی‌خرد، بلکه پول هم می‌گیرد تا به شما ارائه دهد! امروز ممکن است بعضی‌ از آن ها را برای ایران رایگان بزنند، چون خیلی به ما علاقه دارند!! در کل از جماعت ایرانی خوششان می آید!! بیشتر این چیزها را به ما رایگان می‌دهند! بعد می‌ببینید پشت این قضیه چه اتفاقاتی می‌افتد!

من یک نکته را خدمت برادرها و خواهرهای جوان‌تر عرض کنم، این را خیلی دقت کنید. در حال حاضر شما هیچ کاره هستید، هیچ کس هم شما را نمی شناسد، این "هیچ کس" که می‌گویم مثالش را دقیق می‌زنم. شخصی یک پست مهم در جمهوری اسلامی گرفته، تا دیروز هیچ کس او را نمی‌شناخت حالا که پستش ر ا گرفته، از اسرائیل برایش ایمیل آمده است که ببخشید شما در نوزده سالگی این کارها را کرده اید، بیست سالگی این کار را کرده اید، بیست یک سالگی این کار، بیست و دو این کار، بیست و سه این کار، بیست و چهار، بیست و پنج، بیست و شش، بیست و هفت، بیست و هشت، بیست و نه، سی، سی و یک، سی و دو، سی و سه، الان سی و سه سالت است یا با ما راه می‌آیی یا همه را در محیط اینترنت می‌ریزیم! این آدم با لب تابش با دستگاه کامپیوترش در حالی که اصلاً گمان نمی‌کرد، کارهایی انجام داده است که دوست ندارد مردم بفهمند. آن زمان که این کار را می‌کرد اصلا به ذهنش نمی‌رسید که اسرائیل منِ دانش آموز را چک ‌کند!

در صورتی که یک پرونده سایبری برای خیلی‌ها تشکیل می‌شود تا در چنین مواقعی آن را علنی ‌کنند! یا با ذائقه ما راه بیا یا این ها را در اینترنت پخش می کنیم! حالا برو روی موبایلت وایبر نصب کن! هر چه می‌گویند این وایبر همه زندگی ات را خالی می‌کند، وات ساپ هر چه در  زندگی ات است را درمی‌آورد و بقیه‌شان که همه این ها جاسوسی است!  توجهی نمی کند و می‌گوید در بیاورد کسی با ما کاری ندارد! بله الان چون هیچ کاره هستی با شما کاری ندارند! ده سال دیگر نمی‌خواهی مسئولیت یک قسمت از نظام، یک اداره‌، یا یک جایگاه را بر عهده بگیری؟! یک عده هستند اصلاً برای آن ها مهم نیست، برای چه؟ برای اینکه این مدلی هستند اما آن هایی که این مدلی نیستید، بسیاری از اسرار زندگی شما اصلاً چیزهای مهمی نیست، اما می‌تواند به آبروی شما خلل وارد کند!

این یک بحث کاملاً جداگانه است؛ ریز اطلاعات، ریز زندگی، ریز ارتباطات تک تک افراد جمهوری اسلامی ایران در هر روستا و دهکده‌ای که به اینترنت وصل می‌شوند یا شبکه‌های اجتماعی مثل فیس بوک، توییتر و شبکه‌های اجتماعی دیگر، همه را در می‌آورند! از فیس بوک آی پی شخص و از آی پی تمام سفرهای او را در اینترنت در می‌آورند!


بعد پرونده درست می‌کنند، اگر هیچ کاره بود کاری ندارند برود به درک! اما اگر یک منصب و پستی گرفت، پرونده را رو می‌کنند! چرا یک عده از مسئولین نظام در فلان کشور، در سفارت خانه فلان، در فلان جا می‌لغزند؟ برای اینکه مثلا پانزده سال قبل یک کاری انجام داده است که الان پرونده دارد، کجا؟ در دستگاه قضایی و اطلاعاتی و امنیتی پنتاگون یا مثلاً موساد یا ام آی شش!

سیستمی که با آن کشورهای عربی حوزه خلیج فارس را کنترل می‌کنند همین سیستم است یعنی شاهزادگان عربی، حکام عربی به قدری پرونده‌های کثیف مشهود دارند که جرأت نمی‌کنند بر علیه آمریکا اقامه دعوا کنند!!

یک جنگ شدیدی بین محمد رضا پهلوی، شاه سابق(لعنت الله علیه) و سفارت آمریکا رخ داده بود، برای چه؟ برای اینکه از اتاق خوابش در سوئیس فیلم گرفته بودند، این فهمیده بود. اعتراض شدید شد و سفیر آمریکا را احضار کردند که در جواب گفته بود: این یک کار معمول است! چون شما فهمیدی فیلم شما را تحویل می‌دهیم، بعد هم گفته بودند البته ما جای دیگر این فیلم را داریم!!

یکی از وظایف شبکه‌های اجتماعی، جاسوسی است، حتماً و حتماً هم همین است!
یک جایی یک کاری از تو برمی‌آید مثلاً شخصی را با بیست و سه سال سن گرفته اند که در نظام جمهوری اسلامی هیچ کاره است، به چه جرمی؟ به جرم انتقال یک ماده غیر مجاز نظامی از یک شهر به شهر دیگر! گفته اند: برای این کار چقدر گرفته ای؟ هیچ! یک مدرکی از من گیر آورده اند، من را تهدید کرده اند که اگر این بسته را از مشهد به قم نبردی، این مدرک را به پدرت نشان می‌دهیم!! چگونه افراد جاسوس می‌شوند، به همین سادگی! این ها پرونده‌های مشهودی است که من دیده ام یا برایم توضیح داده اند.

هر چقدر افراد در هر نظامی مهم‌تر هستند، ارتباطشان با تکنولوژی کمتر است! دیدید که حتی وزیر خارجه آلمان، موبایلی که سرور اصلی آن دست دولت آلمان است، آمریکا جاسوسی کرده بود و صدایش را در آورده بود.

تکنولوژی یعنی خطر! یعنی شما غیر از چراغ که روشن می‌کنید، هیچ چیز دیگری نداریم. بعضاً شما خیلی راحت پای کامپیوتر یا لب تابتان می‌نشینید کار می‌کنید. یکی از بچه‌هایی که در فتنه گرفته بودند و گفته بودند چرا این کار را کردی؟ گفته بود: من چنین کاری نکرده ام! آی پی، آدرس خانه شان را نشان داده بودند، گفته بود شخص دیگری از کامپیوتر من استفاده کرده است. فیلم او را در حال تایپ کردن نشان داده بودند! فیلم من در حالی که دارم تایپ می‌کنم؟! از کجا آورده اید؟ راه‌های مختلف دارد، یکی از آن ها که لو رفته است را می‌گویم، وب کن شما را هک می‌کنند، خودش خود به خود روشن می‌کند و هر وقت دوست داشت فیلم‌ برداری می‌کند!
موردی داشته ایم که از اتاق خواب شخص با وب کن خاموش، روی سر کامپیوترش فیلم‌برداری کرده و بعد باج گرفته بودند!!

روش دیگر هم دارد، صفحه لب‌تاب می‌تواند به جای دوربین فیلم‌ برداری عمل کند! این ها یعنی چه؟ یعنی جماعت ما از این ها اصلاً اطلاع ندارند، گاهی این چیزها باعث می‌شود امنیت خودمان فعال شود اما این یک سیستم است،  اینترنت دست آمریکا است، چون دست آمریکا است می‌تواند خیلی کارها بکند. همین گوشی موبایلی که همراهتان دارید، پایین‌ترین نوع تکنولوژی است، خاموش باشد در جیبت باشد می‌تواند به عنوان میکروفون عمل کند! مثلا جلسه مهم دارند باطری را جدا می‌کنند گمان می‌کنند قضیه حل است، همین هم حل نیست! نزدیک شدن به تکنولوژی آدم‌هایی را می‌خواهد که تسلط داشته باشند تا در سیستم جنگ نرم نروند.

در قضیه بمب گذاری کل مکالمات شیراز در آن دقایق همه با هم شنود شد! البته بعد شنود شد، می‌خواهم بگویم تسلط اینقدر زیاد است. در هر جای ایران، هر جای جهان یک صدای صوتی از سیستم مخابراتی رد شده باشد، با جستجوی فرکانس این صوت می‌توانند جستجو و پیدا کنند. این ها چیزهایی است که در دانشگاه‌ها می‌گویند، چیزهایی که در امنیت می‌گویند یا ما نمی دانیم یا اگر می دانیم نمی‌توانیم بگوییم. این به خاطر تسلط غرب بر تکنولوژی و تسلط آمریکا بر تکنولوژی است که می‌تواند همه کار بکند.

رئیس نیروی انتظامی فارس پنچ، شش سال پیش گفت: یک قاچقاقچی‌ را گرفته بودند که  صد و پنجاه سیم کارت داشت که یک اشتباه کرده بود و با یکی از آن ها دو بار تماس گرفته بود. فورا دستگیر شد! تا سیم کارت را در گوشی گذاشت رد یابی شد زنگ زد او را گرفتیم! این  تسلط و اشراف امنیتی است.

تصور کنید دشمن چه تسلطی بر ما دارد! می‌دانید که در حزب الله لبنان، استفاده از موبایل هم برای رزمنده‌های ممنوع است. اگر تلفن یا دو رشته سیم باشد می‌توانند در راه از سیم، صوت را بگیرند! یکی از اهداف غرب در بالا بردن تکنولوژی جاسوسی است! راجع به سایبر ما هم می‌توانیم استفاده کنیم. مثلاً شبکه‌های ضد جاسوسی و حزب‌الله لبنان و خود ایران اعلام می‌کند: وزیر خارجه اسرائیل اقرار کرده است در جنگ سایبری از حزب الله شکست خورده ایم!

بچه‌های ما باید به سمتی بروند که به این محیط، فضا و تکنولوژی، به عنوان یک اسلحه نگاه کنند! و به جای اینکه از این اسلحه فقط به عنوان سیبل استفاده کنند، "من را بزن"، اسلحه را به سمت دشمن برگردانند، باید بتوانند این کار را بکنند. اتفاقاً ضربه پذیری غرب (آمریکا و اسرائیل) به مراتب از ما بیشتر است، برای اینکه آن ها کل سیستمشان اینجا است، ضربه پذیریشان خیلی بالا است.

 از طرفی ما هم در سیستممان اصلاً رعایت نمی‌کنیم و تعدادمان هم، خیلی زیاد است و رصدش مشکل می‌شود یعنی تا هدف دقیقاً  مشخص نباشد رصد مشکل می‌شود. غرب اینگونه نیست که مثلاً همه آزاد باشند، کارها بیشتر کارهای رسمی است که در محیط سایبری انجام می‌شود. این لازمه‌اش این است که ما برای قدرت نرم تسلط کامل و کافی داشته باشیم. الحمدالله از آن تکنولوژی‌هایی است که از کنترلشان خارج شده است، بحث فضای اینترنتی، کامپیوتر و فضاهای تکنولوژی، یک مقدار از دست غرب خارج شده است یعنی می‌شود در این سمت کسانی پیدا شوند که بتوانند بر آنها مسلط شوند.

اگر خارج نشده بود ما نمی‌توانستیم آن ها را هک کنیم و مرتب حمله کنیم ولی نباید هیچ گاه فراموش کنیم که علم مال آن هاست هرچند از دستشان خارج شده باشد! آن ها پدر هستند، پدر خیلی خوب می‌داند که فرزندش چگونه است، مثلاً در فیلم ماتریکس می‌گفت: کامپیوتر اختیار خودش را در دست گرفته تا بر انسان‌ها حکومت می‌کند. این چنین حالتی در غرب دارد اتفاق می‌افتد، این هم لازمه‌اش این است که ما خودمان را در استفاده از تکنولوژی محدود کنیم. خیلی از این شبکه‌های اجتماعی غیر از اتلاف وقت و لو دادن کل اطلاعات ما و هزینه‌های اخلاقی هیچ سودی برای ما ندارد.

»» مرحله بعد: شبکه‌های اجتماعی حقیقی.
 یکی از شبکه‌های اجتماعی حقیقی که در بین ما وجود دارد و الحمدالله رب العالمین خیلی باید قدر دان آن باشیم، شبکه مسجد است. تأکیدی که اینقدر بر نماز جماعت شده است، به خاطر جماعتش است، نه به خاطر نمازش. مردم یک جا جمع شوند، همدیگر را ببینند، از حال هم باخبر شوند، احوال پرسی پیامکی نباشد، چهره به چهره باشد، دست هم را بگیرند، معانقه و مصافحه مستحب شده است برای اینکه محبت زیاد شود و شبکه اجتماعی که اباعبدالله(علیه‌السّلام ) برای ما تحت عنوان هیئت راه انداخته.

زمانی در همین شیراز که حقیر آمده بودم، یکی دو  هیئت هفتگی شاید در حد صد، صد و پنجاه نفر بود، بقیه هیئت‌های مناسبتی مثل دعای کمیل، دعای ندبه، دعای توسل، دعای سمات برگزار می شد ولی هیئتی که بهانه فقط خود امام حسین(علیه‌السّلام) باشد و شنبه، یکشنبه برای امام حسین(علیه‌السّلام) جمع شوند، خیلی کم بود. الحمدالله رب العالمین در حال حاضر در هر محله‌ای چند هیئت است، این جزء شبکه‌های اجتماعی خیلی قوی است.

چون شبکه اجتماعی است دشمن ابتدا روی آن کار می‌کند. آقای خرازی در خاطرات خود می‌گوید: زمان تأسیس طالبان(می‌دانید که پدر القاعده و این چنین گروه ها، طالبان است) ضیاء الحق رئیس جمهور پاکستان بود، ایشان می‌گفت به آقای ضیاء الحق گفتم: شما این بساط اسلام افراطی را که در پاکستان، افغانستان راه انداخته اید قضیه اش چیست؟ به ایشان گفتم نه شما زیاد مقید هستید، نه اطرافیانتان، نه اهل بیتتان، این چه اسلام افراطی است که معرفی می‌کنید؟ ضیاء الحق جواب داد: انقلاب اسلامی ایران مثل موج فراگیر است و این موج داشت افغانستان و پاکستان را می‌گرفت، ما هیچ سدی در مقابل این موج نتوانستیم پیدا کنیم مگر خود اسلام! یعنی اگر ما می‌گفتیم غرب جواب نمی‌داد، می‌گفتیم شرق جواب نمی‌داد، می‌گفتیم مسیحیت جواب نمی‌داد، فقط می توانستیم یک اسلام با سطح بالاتر معرفی کنیم که جلوی  این اسلام انقلابی سد شود!!

اکنون داستان شبکه‌های اجتماعی اسلامی و شیعی دقیقاً همین است. یعنی می‌بینند امام حسین(علیه‌السّلام) را هیچ گونه نمی‌توانند تخریب کنند الا با خود امام حسین(علیه‌السّلام)!

روی هیات های مذهبی و جلسات کار می کنند. حقیر خبر موثق دارم در این اوضاع نابسامان اقتصادی امروز، در همین دهه، قریب به سی، چهل هیئت در یکی از شهرهای مهم، نفری چهار صد، پانصد میلیون تومان پول به هیئت‌هایی داده اند که اگر ده میلیون می‌دادید، پشتک می‌زدند! دو نفر از مسئولین هیئت ها خودشان به من گفتند! واقعاً اگر ده میلیون به این هیئت‌ها می‌دادید حاضر بودند برای مسیح هم دهه بگیرند! برای چه؟ برای اینکه افسار این هیئت را در مقابل هیئت‌های انقلابی، هیئت‌های جبهه فرهنگی انقلاب بگیرند و آن ها را را عَلَم کنند، زیرا هیچ چیز دیگر نمی تواند جلوی این هیئت را بگیرد، مگر هیئت! هیئت هم یک شبکه اجتماعی است.

»»» روی سه رکن اصلی هیئت کار می‌کنند:
 1- مدیر هیئت که خیلی رکن است.
 2- منبر.
 3- مداحی.

چرا؟ برای اینکه جنبه عاشورایی، ولایی، انقلابی هیئت را به جنبه تخدیری، جنبه‌های مختلف، اختلافات مختلف، بحث‌های مختلف، درگیری‌ها، ناراحتی‌ها، مشکلات و غیره تبدیل کنند. لذا زمانی که به هیئت می‌روی نباید خیلی راحت سرت را پایین بیندازی و بگویی اینجا دیگر امام حسین(علیه‌السّلام) هست، آمریکا نیست. اینجا امام حسین(علیه‌السّلام) هست، صهیونیسم نیست. هر جا شلوغ است، آمریکا هم هست! این یک قاعده است.

قاعده سیاسی، اقتصادی، اجتماعی دشمن می‌گوید هر جا تجمع بود، ما باید نماینده داشته باشیم! زبان قاصر است از اینکه برخی از تجمعاتی را که این ها نماینده دارند روی منبر بگویم، برخی از تجمعات عجیب و غریب، در هیئت که معلوم است نماینده دارند! همان گونه که به آن پسر بیست و سه ساله گفتند این بسته را از مشهد به قم ببر وگرنه پرونده ات را رو می‌کنیم، با همین روال دقیقاً یک پسر بیست و سه ساله که در هیجده سالگی رعایت نمی‌کرد و فکر می‌کرد کسی نمی‌بیند، غافل از اینکه دشمن رصد می‌کند که در بیست و سه سالگی از او سوء استفاده کند! 

اگر زمانی خطایی کردی بعد از آن بیا بگو غلط کردم، والسلام. اگر خطایی را ادامه دادی و خدا راهش را باز کرد اولین کسی که از همان منفذ سراغ او می‌آید شیطان است و شیطان از شما سوء استفاده می‌کند، بار می‌کشد، به خاطر اینکه آن قطعات را به قول خودش محفوظ نگه دارد که نمی‌دارد! در آخر هم که بارش را کشید، خطا را هم رو می‌کند.

در خلوت‌هایمان با خدا مناجات کنیم: " الهی قَد سَتَرتَ عَلَیَّ ذُنوبَا فِی الدنیا وَ اَنا اَحوَجُ اِلی سَترِها عَلَیَّ مِنکَ فِی الاُخری"؛ مناجات شعبانیه را بخوانید، به خدا بگویید زمانی که ما اشتباهی کردیم تو بپوشان، ما مستمسک به هیچ خطایی برای پوشاندن گناهمان نمی‌شویم، تو بپوشان.

»» سکوت‌های بی‌دلیل جبهه خودی و غوغا سالاری دشمن.

در مقابل این همه غوغایی که دشمن انجام می‌دهد، جبهه خودی بی‌دلیل ساکت است! مثلا شخصی در شبکه اجتماعی عضو شده  بعد می‌گوید آنطرف چه خبر است! آنطرف خبری نیست، دلیلش این است که آن ها انگیزه دارند ما انگیزه‌ای نداریم! رها کرده ایم و فکر می‌کنیم تأثیری ندارد، سکوتی کاملاً بی‌دلیل!!

خود کانون ما دو هزار نفر عضو دارد، از این دو هزار نفر، پانزده نفر آن در شبکه اجتماعی پای تبلیغ نمی‌آیند!!  یکی می‌گوید: من دارم لیسانس می‌گیرم، یکی می‌گوید من زن گرفته ام، من شوهر کرده ام. دغدغه ها و مشغله کاری و فکری من که از شما خیلی بیشتر است،  من پای کار هستم، چرا شما نیستی؟!  احساس تکلیف نمی‌کنند. سایت مذهبی و حزب‌اللهی ما مطلب می‌گذارد، جرأت نمی‌کند کامنتش را باز کند، با اینکه یقیناً تعداد ما بیشتر است اما ما پای کار نیستیم، آن ها پای کار هستند!

زمانی در وبلاگم دیدم، یک روز صد و بیست، سی هزار مراجعه کننده داشتیم! خیلی عجیب بود! گفتم چه خبر شده؟! سریع رفتم ببینم دلیلش چه بوده، متصل که شدم دیدم از یک سایت فیلتر است! به یکی از دوستان گفتم: برو ببین این سایت چه نوشته، ما که فیلتر شکن نداریم. گفت: یک فحش به ما داده، فلان حرف چرت را زده و گفته  واجب است بروید اینجا فحش بدهید. صد و بیست هزار نفر آمده بودند! احساس مسئولیت می‌کنند! در شبکه‌های اجتماعی صد و بیست هزار نفر برای یک وبلاگ، یک چیز عجیب و غریبی است.

بچه مذهبی ما حضور در شبکه های اجتماعی را اصلاً جزء فرایض نمی‌داند، جزء مستحبات هم نمی‌داند، اصلاً یک کار بیخود می‌داند!
حضور در شبکه اجتماعی وقتی از نظر جبهه فرهنگی انقلاب مؤثر است، که رد پایت دیده شود. مثلا فلان خواننده فلان جا رفت و به زمین افتاد، یک مشکل برایش پیش آمد، سی هزار تسلیت، سی هزار قربانت بروم، سی هزار الهی فدایت بشوم  می گذارند! بعد یک مطلب از مقام معظم رهبری(مد ظله العالی) یا سردار سلیمانی می بیند، فقط می‌خواند، یک کامنت هم نمی‌گذارد!

بقیه افراد اگر هیچ چیز نداشتند می‌نویسند ای ول، می‌نویسند لایک!  بچه مذهبی ما برای یک مطلب، یک کامنت هم نمی‌گذارد!
 رد پای بچه مذهبی باید در محیط سایبری دیده شود! بارها جلسه گرفته ایم چهار صد، پانصد بچه مذهبی گفته ند ما افسران سایبری هستیم اما پانزده نفر آن ها پای کار نمی‌آیند، چرا؟ چون نمی‌داند رد پا گذاشتن در شبکه‌های اجتماعی چقدر بُعد تبلیغی دارد. بعد زیر مطالب مذهبی می‌زنند مباحث مذهبی خریدار ندارد!

اکثر اوقات بنده مطلبی را می دانم، یک جا می‌بینم، یک تأیید هم می‌ گذارم!  باور کنید بنده جزء کسانی هستم که همه خبرهای سایت‌ها را تا پایین می‌خوانم، هر کدام مخالفم منفی می‌زنم، هر کدام موافقم مثبت می گذارم، چقدر وقت من را می‌گیرد؟! حالا ایشان دارد لیسانس می‌خواند، شأنیتش ایجاب نمی‌کند.

به قول حضرت آقا(حفظه الله)فضای سایبری یک فضای خیلی جدی مبارزه است! در این مبارزه رد پایت کجاست؟ تبیلغت کجاست؟ ترویجت کجاست؟ مثلا در یک کلوپ مال یک مجموعه مذهبی هفت سال است فعالیت می‌کند، چهارصد و پنجاه عضو دارد، یک کلوپ مال شبکه‌های زرد  پانزده روز آمده، شصت هزار عضو گرفته است! همه را خبر کرده است! بعد می‌گویند دین در سایبر مهجور است، چرا مهجور است؟ برای این مهجور است. تمام استفاده بچه مذهبی‌های ما دانلود مداحی، برخی هم سخنرانی است!!

در جبهه خودی دانلود کردن اصلاً سودی برای اسلام ندارد، در جبهه‌ای که دشمنان هستند رد پایت کجاست؟! آنجا رد پایت کجاست؟ من نمی‌بینم! باور کنید بالاترین آمار یکی از سایت‌ها در کامنت‌های منفی به هزار هم نمی رسد. جمعیت ما در هر جلسه ده هزار، بیست هزار، سی هزار نفر است! این ها کجا هستند؟ همه هم اسم خود را افسر جنگ نرم گذاشته اند، افسر جنگ نرم که فقط مقاله زدن نیست! یک مورد آن این است که باید در فضای اینترنت دیده شوید تا دیده نشوید تبلیغ نمی‌شوید، در غرب می‌گویند یک دهم محتوا، نه دهم تبلیغ! در حال حاضر در فضای اینترنت میلیون‌ها صفحه محتوا داریم، یک درصد تبلیغ نداریم!

بعدازظهر امروز در خدمت برادرها و خواهرهای دانشگاه هنر بودم، گفتم: تعجب می‌کنم چرا جواب این سؤال‌هایی را که می پرسید، نمی‌دانید! بسیاری از شبهاتی که در دانشگاه ما وجود دارد در فضای اینترنت به وفور جواب داده شده است.  انواع و اقسام آن وجود دارد ما تبلیغ نکرده ایم، ما خودمان را موظف نمی‌دانیم آن چیزی را که می دانیم به گوش دیگران برسانیم!

در پایان، در مورد صحبتی که حضرت آقا(حفظه الله) تحت عنوان پیچ تاریخی فرمودند توضیح مختصری می دهم: امروز ما در پیچ تاریخ قرار داریم، اولاً پیچ یعنی چه؟ یک مطلب طنزی است که می‌گوید: چه شد به کوه خوردی؟ در دره افتادی؟ داشتیم می‌رفتیم جاده پیچید ما پیچیدیم، جاده پیچید ما پیچیدیم، جاده پیچید ما نپیچیدیم، در دره افتادیم!

دقیقاً داستان صراط مستقیم همین است، صراط مستقیم یک جاده صاف نیست یک جاده مستقیم است، مستقیم یعنی استقامت لازم دارد! در این جاده مستقیم آن کسی که مسیر را نشان می‌دهد امام است. صراط مستقیم را امام یا ولی نشان می‌دهد و خیلی از قسمت‌های جاده، پیچ دارد. پیچ یعنی چه؟ ما یک حادثه داریم که به آن ها حادثه‌های اتفاقی می‌گوییم.

مثلاً امروز در کانون نشسته ایم و صحبت می‌کنیم، آخر حسینیه یک دیوار می‌ریزد و دو، سه نفر خدای نکرده نعوذاً بالله، زبانم لال، کشته و ده نفر مجروح می‌شوند، حادثه اتفاق افتاده خانواده‌ها خبردار می‌شوند و به کانون می آیند، با سر و صدا معترض می شوند که آقای انجوی شما که بچه‌های ما را به اینجا کشانده ای، چرا دیوارت سست بود و روی سر ملت ریخت؟! تجمع می‌شود، احتمالاً درگیری پیش می آید، سنگ پرت می‌کنند، نیروی انتظامی می‌آید، ما به این جریان حادثه اتفاقی می‌گوییم. از این حوادث اتفاقی در تاریخ اسلام زیاد پیش آمده است.

حادثه اتفاقی یک مدیریت و یک تعامل می‌خواهد، حتماً یک پیچاندن گوش متولی می‌خواهد، که چرا این حادثه را موجب شده ای؟
اما یک سری حادثه داریم که به آن ها حوادث شناسنامه دار می گویند، یعنی چه؟ همان مثال را می‌گویم یعنی قبل از آن، یک عده به کانون آمده و دیوار را برای ریختن آماده کرده اند. قبل از آن یک عده شایعه پخش کرده اند که این ها دیوارشان سست است و فرو می‌ریزد، با این کار آمادگی ذهنی ایجاد کرده اند. دیوار ریخته، نریخته یک عده دیگر با خانواده‌هایشان تماس گرفته، خط هم داده اند که بروید اعتراض کنید، بزنید بکوبید! در این میان هم یک عده را آورده و گفته اند با نیروی انتظامی درگیر شوید، به یک عده دیگر هم گفته اند، آنجا را به آتش بکشید. ما به این، حادثه شناسنامه دار می‌گوییم. یعنی چه؟ یعنی حادثه با برنامه‌ریزی، دارای شناسنامه، با هدف کاملاً مشخص، هدف آخر هم مشخص است.

اینکه حضرت آقا(حفظه الله) فرمودند: ما در آستانه یک پیچ تاریخی قرار داریم، پیچ تاریخی یعنی چه؟

ابتدا مثال‌های صدر اسلام را عرض می کنم، آیا حرکت پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) از دعوت مخفی به دعوت علنی پیچ بود؟ نبود.  هجرت پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) از مکه به مدینه پیچ بود؟ نبود. جنگ بدر، جنگ احد، جنگ احزاب، غزوه های مختلفی که پیش آمد، پیچ بود؟ نبود.

پیچ تاریخی صدر اسلام زمانی بود که رحلت پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) اتفاق افتاد، پیچ به سمت علی(علیه‌السّلام) پیچید، مردم نپیچیدند! "اِرتَدَّ الناس"؛ امام صادق(علیه‌السّلام) فرمودند: کل مردم برگشتند مگر چهار نفر! این یک پیچ بود.

مرحله بعد، آقا امیرالمؤمنین(علیه‌السّلام) بالاخره آمدند و حکومت را در دست گرفتند، دوباره همه کارها ردیف شد، دشمن تمام تلاشش را کرد دوباره امت را بپیچاند. دید با آن حربه قبلی نمی‌شود، قرآن را بر نیزه کردند، بحث حکمیت را پیش کشیدند، پیچ دوم اتفاق افتاد! دوباره حکومت از دست اهل بیت(علیهم السلام) خارج شد.

شهادت ابا عبد الله(علیه‌السّلام) پیچ نبود، ماحصل پیچی بود که قرآن‌های بر نیزه ایجاد کرد! مردم نپیچیدند بعد از روی نعش حسین(علیه‌السّلام) رد شدند چون نپیچیدند!!

همین حوادث را، در تاریخ انقلاب هم می‌بینیم. این که تشخیص بدهیم در صراط مستقیم حرکت می‌کنیم یک بحث است، اینکه منتظر پیچ نباشیم، بحث دیگری است. نود و هشت درصد مردم به جمهوری اسلامی رأی دادند، هنوز همه پشت سر امام(ره) هستند. جلوتر آمدیم یک عده از امام(ره) کنار کشیدند، جنبش مسلحانه سال شصت، مجاهدین خلق و منافقین را داشتیم.
      
خیلی دقت کنید؛ پیچ زمانی نیست که منافقین جدا می‌شوند، پیچ زمانی نیست که عده ای‌ از یک انقلاب یا نظامی جدا می‌شوند، پیچ زمانی است که سردمداران جدا می‌شوند!! یعنی کسانی که سابقه دارند. پیچ زمانی است که طلحه و زبیر جدا می‌شوند. پیچ زمانی است که یاران امام حسین(علیه‌السّلام) جدا می‌شوند، که البته نشدند، نپیچیدند، پشت سر امام حرکت کردند.
در تاریخ انقلاب هر جا دیدید که مشکل داشته ایم، این بحران است. برخی شناسنامه دار است، برخی نیست.
اگر در تاریخ انقلاب، سران انقلاب جزء اپوزاسیون شدند، یک پیچی اتفاق افتاده است که این ها نپیچیده اند! در اصطلاح سیاسی می‌گویند از قطار انقلاب پیاده شده اند، ما اصطلاح دینی آن را به کار می‌بریم، این ها نپیچیدند، انتظار پیچ داشتند! زمان جنگ فرمانده‌ای داشتیم که پیچید، بد هم پیچید! یک رفیق داریم خدا حفظش کند، جانباز هفتاد درصد است، گفت: هر کس بپیچد تعجب نمی‌کنم از قبل فکرش را کرده ام. "من فلان بوده ام" اصلاً مهم نیست، این که هستی مهم است.
این که حضرت امام(ره) می‌فرمایند: ملاک وضعیت فعلی افراد است برای این است که من و شما را متوجه این قضیه کنند که در پیچ‌ها یک سری از افراد نمی‌پیچند!

خصوصیات پیچ را خدمتتان عرض می‌کنم که اصلاً چرا کلمه پیچ به کار می‌رود:
پیچ یعنی چه؟
1- یعنی در پیچ به نفر جلوی خودت نگاه نکن، به جاده نگاه کن چون نفر جلویی ممکن است نپیچد! به اطرافیانت نگاه نکن سرت را پایین بینداز.
 آقا امیرالمؤمنین(علیه‌السّلام) فرمودند: در ایام فتنه‌ها، بحران‌ها و پیچ‌های تاریخی چشمانتان را ببندید و به حقیقت فکر کنید، نه به کثرت طرفداران حقیقت، نه به قلَّت طرفداران حقیقت، نه به افراد، فقط به حقیقت فکر کنید!

2- نزدیک پیچ که می‌شوید، احتیاط کنید!
به عنوان یک راننده تخصص کامل دارم، نزدیک پیچ که می‌شوید احتیاط کنید، سرعت را باید کم کنید، الان چه اتفاقی ممکن است بیفتد؟ من نمی‌دانم آنطرف پیچ چه خبر است؟ چه کسانی با ما می‌آیند، چه کسانی نمی‌آیند؟ نمی‌دانم ماشین قبلی سرعتش را کم می‌کند یا نه؟ باید در آینه نگاه کنم.

یک عده از سردمداران پیچیدند. امام سجاد(علیه‌السّلام) و حضرت زینب(سلام الله علیها) مثل این شب ها در کوفه سخنرانی کردند، تمام فریادشان این بود: چرا شما با امامتان نپیچیدید؟ فرمودند گریه‌هایتان را برای سر قبرتان بگذارید، دیگر فایده ندارد، چرا با امامتان نپیچیدید؟! چه زمانی؟ دقیقاً حضرت زینب(سلام الله علیها) فرمودند: آن زمانی که می‌خواستند خلافت را از پدرم بگیرند! این خیلی مهم است، نگفت در کربلا!

کربلا ماحصل تاریخی یک پیچ است که مردم پشت سر امامشان نپیچیدند، یک عده از سردمداران در مسیری دیگر رفتند، همان سردمداران سران کوفه شدند، همان‌ها هم کربلا را رقم زدند، جاده از روی پیکر امام گذشت! در قضیه رحلت حضرت امام(ره)، به محض اینکه رحلت  رخ داد، یک پیچ اتفاق افتاد. خیلی از دوستان ما، خیلی از اساتید ما، خیلی از بزرگان بعد از امام(ره) نپیچیدند، خمینی، خمینی گویان در جاده خودشان رفتند!!

ابن ابی الحدید معتزلی جمله‌ای دارد که خیلی جالب است، این سُنّیِ معتزلی در یکی از پاورقی‌های نهج البلاغه می‌نویسد: آن زمان که خیلی محمد(صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم)، محمد(صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) می گفتند مشغول محو کردن علی(علیه‌السّلام) بودند!! این جمله خیلی زیباست، به بهانه محمد(صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) داشتند علی(علیه‌السّلام) را محو می کردند!  "هر چه رسول الله گفته است فقط برای ما کافی است، حرف حرف رسول الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم)، خط خط امام "! حتما اینجا یک پیچی است که این ها نپیچیدند و می خواهند همانجا بمانند!

امام هم مثل همه ی پیغمبران، از دنیا می رود، این مسیر حقیقت است که باقی می ماند. امام در این مسیر یک وسیله است، زمانی که متوقف شد باید وسیله بعدی را پیدا کنیم. در آن وسیله نباید متوقف شد.

فتنه هشتاد و هشت، پیچ دوم بود.  یک عده از سران نپیچیدند و آن هایی که پیچیدند، فهمیدند اینجا باید پیچید. هر کس می خواهد باشد، دو استاد اخلاق خود من که دیگر با آن ها نیستم! این چه استاد اخلاقی است که نمی تواند مسیر و حقیقت تشخیص دهد؟! چشمش را از جاده برداشته است به اطراف نگاه می کند و می گوید اگر این ناحق است، پس این ها چه کسانی هستند؟!! دقیقاً  جمله ای که خواجه ربیع به آقا امیرالمؤمنین(علیه‌السّلام) زد، گفت: واقعاً اگر شما حق هستید و آن ها باطل، پس این ها که در سپاه مخالفند چه کسانی هستند؟ من نمی توانم به این ها شمشیر بزنم، آقا(علیه‌السّلام) فرمودند: من چشم هایم را می بندم، خون دل می خورم، اشک می ریزم و شمشیر می زنم! شما نمی توانی راست هم می گویی، جنبه اش هم نداری، به خراسان برو. اگر می خواهی عاقبت بخیر شوی، یک جایی برو که صدای ما را هم نشنوی! در ضمن دیگر در سیاست دخالت نکن، بنشین و ذکرت را بگو. ان شاء الله عاقبت بخیر شده باشد.

امام سجاد(علیه‌السّلام) در بحث جنگ نرم می گوید: فقط و فقط در بیاناتشان در کوفه و مسجد شام مردم را متوجه پیچ تاریخی غصب خلافت از امیرالمؤمنین(علیه‌السّلام) کردند و گفتند: زمانی که یک امت پشت سر امامش نمی پیچد، سال های بعد مجبور می شود حسین(علیه‌السّلام ) را به شهادت برساند!  


 





 







کانال تلگرام رهپویان
 آمیز: سلام.ممنون از زحمتا.
فقط چرا خلاصه متون معلوم نیست مال چه تاریخی هستن؟
جمعه 14 آذر 1393

  پاسخ :  سلام. کدوم سخنرانی؟
* نام شما : 
پست الکترونيک : 
وب سايت : 
* نظر شما : 
 
تبليغات