برنامه آينده
اطلاعیه

مراسم احیای شب بیست سوم ماه رمضان در باغ جنت برگزاری می گردد.
رهپويان



جمعه 14 آذر 1393 نسخه چاپی
متن سخنرانی پدافند غیر عامل - قسمت سیزدهم
نگاه داشتن دین همیشه سخت است. چرا؟ چون هر چقدر دین محکم تر باشد، شیطان هم محکم تر فعالیت می کند. اگر دهه 60 یک عده رزمنده داشت، شیطان دهه 60 هم خیلی رزمنده تر از شیطان الان بود. الان شیطان با یک قلقلک عاطفی می تواند دینت را از تو بگیرد.

یا لطیف
سخنرانی سید محمد انجوی نژاد
موضوع: پدافند غیر عامل - قسمت سیزدهم
1393/9/1

بحث جلسه قبل راجع به شبکه های اجتماعی مقابل، بود. همانطور که در حمله، شبیخون و جنگ نرم، دشمن از شبکه های اجتماعی برای مقابله با ما استفاده می کند، ما هم باید متقابلا، شبکه های اجتماعی را داشته باشیم که بتوانند با آن مقابله کنند وگرنه ما حصل جنگ یک طرفه بین شعار و شبکه اجتماعی، جنگ یک طرفه بین مرگ بر آمریکا _به عنوان یک شعار_ و وارد شبکه های اجتماعی آمریکا شدن، شکستی می شود که حتما برای ما در پی خواهد داشت.

بحث خیلی جدی میان اهالی رسانه و متخصصین فن مطرح است که آیا از سخت افزار آمریکایی و صهیونیستی، می توانیم نرم افزار اسلامی تولید و توزیع کنیم؟ مثلا اگر تلوزیون یک ابزار ساخته فرهنگ غرب است، می شود از آن برای اسلام و انسانیت استفاده کرد؟ یک دعوایی در این است و این دعوا خیلی هم بی سوادی نیست! مثلا می گویند چون تلوزیون از غرب هست، ما نمی توانیم در اسلام از آن استفاده کنیم! یک سری دلایل علمی هم دارند که به چند نمونه از آن اشاره خواهیم کرد. مثلا چون ماهواره از آمریکاست، به درد ما نمی خورد! بعضی از این منتقدین، خیلی هم منطقی هستند و نظرشان به این معنا نیست که کلا همه را دور بریزیم!

می گویند در رسانه یک فرهنگی حاکم است که این فرهنگ به آن پیوست شده است و نمی توانیم فرهنگ را از آن جدا کنیم! مثلا اگر شما نسبت با تبلت و صفحه تلوزیونت بهترین کارهای مذهبی و دینی هم انجام بدهی، جزء چیزهایی که حتما در استفاده از آن اتفاق می افتد، اعتیاد است. فرهنگِ اعتیاد، به تبلت چسبیده است! اگر از اینترنت بهترین استفاده را هم بکنی، بعضی از فرهنگ های مضرش به آن چسبیده و نمی توانی از آن جدا کنی. مثل اعتیاد به اینترنت! اعتیاد به اینترنت در ایران خیلی جدی نیست، اما در بعضی از کشورها دهکده ی ترک اعتیاد اینترنت دارند.

مثلا در چین، نیروی انتظامی یک عده را با دست بسته می آورد، مثل معتاد های ما ردیف می کنند، می خوابانند، پدر و مادرها هم شاکی هستند، بعد بچه را دو هفته با قرص و دارو ترک اعتیاد اینترنت می دهند! در ایران الحمدلله هنوز در آن حد خیلی پیشرفت نکرده ایم ولی در چین تا به حال، اعتیاد به اینترنت چندین کشته داده است. یعنی طرف دلش نیامده بازی را رها کند، پشت صفحه مانیتور سکته کرده است!! امروز می خواهیم بررسی کنیم که واقعا از ابزار غربی می توانیم برای فرهنگ دینی استفاده کنیم یا نمی توانیم؟ یا درحد بینابین، با شرایط خاصی استفاده کنیم.

در عوض ما هم باید شبکه های اجتماعی مقابل آن ها را ایجاد کنیم. یعنی چه؟ منظور فقط فضای مجازی نیست، یعنی بیرون! یعنی اگر مثلا ما با یک پیامی در یکی از ابزارهای شبکه اجتماعی که send to all می زنیم، می توانیم 10- 20- 50 نفر را پای کار بکشانیم که لایک بزنند، اگر در شهرمان هم سوت بزنیم، این 50 نفر به خیابان بیایند! این خیلی مهم است. یعنی من طوری با شبکه های اجتماعی ارتباط و مدیریت داشته باشم که فقط و فقط منحصر به فضای مجازی نشوم، آنجا که اتفاقی نمی افتد! اتفاقات وسط جامعه می افتد.

در شبکه های دینی، شیعی و اسلامی، ما به این قائل هستیم که یکی از مهم ترین پایگاه ها مسجد است. یعنی مسجد یک قدرت شبکه اجتماعی بالا دارد . مسجد یعنی چه؟ مسجد یعنی جایی که در آن نماز هم بخوانند، درِ آن در سه وعده باز باشد و مردم برای مشکلاتشان به آنجا رجوع کنند. این مسجد، مسجد فعال می شود! جلسه قبل از قول حضرت امام(ره) گفتیم که مهم ترین رسانه شیعه منبر است و مهم ترین پایگاه اجتماعی شیعه، مسجد است. مساجد اهل سنت برای نماز به شدت فعال است. چون در برخی از قسمت های فقه اهل سنت، نماز خارج از مسجد باطل است! باید برای نماز به مسجد بیایند.

در تاریخ انقلاب اسلامی و مخصوصا پس از جنگ، به بهانه ی مقابله با شبیخون فرهنگی، ما ناخودآگاه و بدون این که حواسمان باشد، پایگاه مسجد را تضعیف کرده ایم! یعنی چه؟ باور کنید 20 - 30 سال پیش که اصلا هیئتی به آن صورت وجود نداشت، دهه محرم که می شد ملت به خیابان ها می آمدند، تحت عنوان هیئت زنجیر زنان قمر بنی هاشم(ع)، همین! الان یک مسجدی در یک محله کاملا خلوت است و در مقابل، 30 هیئت هم در زیر زمین خانه ها و بالای خانه ها که هفتگی حداقل 200- 300 نفر واردشان می شوند، وجود دارد.

اتفاقی که می افتد این است که پایگاه شیعی که قرار بود یک آخوند یعنی یک متخصص دینی آنجا باشد، نماز هم به عنوان ستون دین در آنجا بر قرار بشود، سخنرانی هم بالای منبر باشد، در کنارش مرکز کامپیوتر و کتابخانه و کلاس های درس و... همراه با یک مرکز مشاوره ایجاد بشود و آن ایده آل هایی که آقای قرائتی(حفظ الله تعالی) مطرح کردند که در زیر زمینش هم یک سالنی برای اجتماعات و عروسی و ... داشته باشد و طبقه ی بالای آن هم، مشاوره خانواده و حقوقی و ... بدهند، در این 20 -30 سال که فرصت داشته ایم این کار ها را انجام بدهیم، چه کار کرده ایم؟؟

15 هیئت در یک محله در زیر زمین خانه های مردم زده ایم، بدون آخوند و یک مداح، ترتیب مسجد را داده ایم! شبکه اجتماعی آن محله را تعطیل کرده ایم. مگر هر محله ای چند جوان دارد؟ یک جاهایی ما داریم اشتباه می کنیم که خودمان هم حواسمان نیست! گفتند هیئت یک قشر خاصی را می تواند جمع کند، بعد شهرداری هم یک فرهنگسرا زده که یک قشر هم توسط فرهنگسرا جمع شده اند. در همان فرهنگسرا هم دو آخوند می آیند و حقوق خانواده و کلاس متاهلین و مجردها می گذارند، باز هم در اینجا مسجد خلوت شد!

کاری هم ندارم که بعضی مساجد ما این کارآیی را ندارند، چون ما 20 سال وقت داشته ایم که این کارآیی را در مساجد ایجاد کنیم اما ایجاد نکرده ایم، این اتفاق افتاده است. مسجد، مهم ترین پایگاه اجتماعی شیعه بوده است. البته در بعضی از شهرها بعضی از مساجدشان به این قضیه مشهور است. فرهنگسرا ها آمده اند کار کرده اند، فلان استاد دانشگاه هم در خانه ی کناری کلاس گذاشته است، 6 هیئت هم که داریم، مسجد مانده فقط با چند نفر که برای نماز می آیند و می روند و یک آخوندی که کاملا در آن مسجد علّاف است! اصلا حس نمی کند که در این مسجد، من می توانم توانایی های خودم را نشان بدهم! برای این که ابزارها در محله تقسیم شده اند.

به جای این که بگوییم "قَد قامَت الصلاة"، مسجد پر بشود و مردم بیایند بقیه ی چیزها را هم ببینند، ما به سراغ نواهای دیگری رفته ایم! مهم ترین اتفاقات صدر اسلام، توسط پیامبر(ص) و امیر المومنین(ع) و خلفا بین دو نماز و بعد از نماز گفته می شد! مثلا فلان برنامه را برای خیریه داریم، این کار را برای جهیزیه ی عروس ها داریم و...، همه را می گفتند. اما الان 300 جوان یک محله را به 10 گروه 30 نفره تبدیل کرده ایم و هر کدام را در زیر زمین یک خانه ای فرستاده ایم. که بیا سینه بزن و به خانه برو! آیا این پایگاه اجتماعی توان مقابله با جنگ نرم را دارد؟ 100%، نه!

یک پایگاه در جنگ نرم باید بتواند ابعاد مختلف را پوشش دهد! برای ازدواج، برای مشاوره، خیریه، صدقه و خیلی چیز های دیگر.

ممکن است که یک مسجدی هم، مشکلی داشته باشد. اگر مشکلی دارد، مشکل را حل کن چرا مسجد را بایکوت می کنی؟ خود جناب آقای قرائتی می فرمودند که بعضی از مساجد ما مشکل دارند. هیئت اُمنایش مشکل دارند، رئیسش مشکل دارد، امام جماعتش مشکل دارد! در بعضی از مساجد امام جماعت داریم که با پایگاه بسیج نمی تواند کنار بیاید! باید مشکل امام جماعت را حل کنیم! ولی در بحث قدرت نرم باید یک سیستمی باشد که بتواند مساجد را دوباره به پایگاه های اصلی شبکه اجتماعی محله تبدیل کند. یعنی بهترین مراسم ها باید در مسجد باشد. البته بعضی از مساجد همینطور هستند.

مسجد یعنی چه؟ یعنی جایی که امام جماعت دارد، سه نوبت نماز می خوانند و تشکیلاتی هم دارند.
بحث تبرک هایی که می گویند مثلا زیر زمین خانه ام متبرک بشود، اشکالی ندارد. روضه های خانگی همیشه در طول تاریخ شیعه بوده است اما روضه های خانگی که بازار مسجد محله را کساد کرده اند، مخل شبکه های اجتماعی هستند. اتفاقی که می افتد این است که نظارت بر مساجد هست، اما نظارت بر زیر زمین خانه ها و پارکینگ ها نیست! این که در آنجا چه می گویند و تحت عنوان دین، چه چیزی به خورد جوان مردم داده می شود را ما متوجه نمی شویم! فقط متوجه می شویم که این جوان دارد با بیان دین و به اسم امام حسین(ع) عوض می شود. اخلاق و رفتارش عوض می شود و این خیلی خطرناک است.

خیلی از جاهایی که می آیند به من می گویند می خواهیم کار فرهنگی کنیم، می گویم آخوند و متخصص دینی شما کجاست؟ این که 6 نفر دور هم جمع شده اند، مهندس و فوق لیسانس هستند مثلا مهندس عمران، چه ربطی به این قضیه دارد؟ متخصص دینی تان کجاست؟ اگر ندارید بروید یکی را پیدا کنید.

پس پایگاه اصلی مسجد است. زمانی که حضرت امام(ره) فوت کردند، یک بحران برای ما بود، با آن سابقه ای که BBC و رادیو آمریکا(لعنة الله علیه) بساطی برای فوت امام(ره) درست کردند که اگر امام فوت کند، جنگ داخلی می شود. به محض این که ما فهمیدیم امام(ره) فوت کرده، به مسجد رفتیم. می دانستیم که باید کجا برویم. در کل شهر، یک دفعه همه در مساجد آماده جمع شدند که ببینند چه کار باید بکنند.

حالا اگر بحرانی در مملکت ما پیش بیاید، آیا محله های ما برای مقابله با این بحران یک پایگاه اجتماعی دارند؟ کجا بروند؟ در هیئت های کوچک 40 نفره جمع شوند؟ آیا مساجد ما قابلیت پذیرش برای جوانان داشته اند که بیایند و در این پایگاه باشند؟ پس بروید مسجد را درست کنید. همه مساجد را نمی شود درست کرد اما تلاشی بکنیم  ببینیم  اگر در قدیم 10 مسجد خوب در شیراز داشته ایم، در این 30 سال به 15، 20 مسجد رسیده است یا نه؟

یک پایگاه تحت نظارت همراه با یک متخصص دینی که پای کار باشد، طلبه ها رفت و آمد داشته باشند. در برخی از شهرها ما قریب به 200 الی 250 مسجد فعال داریم. این 250 مسجد کل شهر را پوشش می دهند. در همین استان فارس بعضی از مساجد را می شناسم که مردم آن شهر و روستا به شدت مسجد محورند، چون مسجد همه چیز را پوشش می دهد. از علم تا آموزش و ازدواج و صدقه و خیریه و همه چیز را پوشش می دهد. بهترین و با کیفیت ترین مراسم دهه محرم و شب قدر در همین مسجد برگزار می شود، نه این که یک تشکیلاتی بیاید یک مسجد را 30 سال، بدون کوچک ترین سلیقه فرهنگی قبضه کند، فقط به خاطر این که یک عمر، شب های قدر در این جا مراسم برگزار می کرده اند!

شما الان دیگر نمی توانید در این جا مراسم خوب برگزار کنید، باید کنار بکشید! مؤید فرمایشات آقای قرائتی که خیلی نسبت به برخی مساجد ناراحت بودند، این صحبت ها را می کنم. در شب قدر این روایت را می خوانم که "به خدا و رسول خدا(ص)خائن است کسی که کرسی ای از مملکت اسلامی را اشغال کرده باشد در حالیکه یک نفر از او بهتر باشد!" چرا من منبر را اشغال کرده ام؟ اشغال کردن منبر پیامبر(ص) خیانت نیست؟ وَ الله العلی العظیم، اگر نیم درصد برایم ثابت بشود که از من مفید تر کسی هست، مثل آب خوردن آن را رها می کنم. 20 سال متولی یک مسجد بوده ای نتوانسته ای این کار را بکنی، به یک جوانی بده، بگذار پا بگیرد و این کار راه بیفتد! این می شود یک مسجد غیر فعال! روز قیامت این مساجد، روحانی و هیئت اُمنای آن را جلو می کشند، چه کسی به شما گفته بود که این مسجد را در اختیار این جوانانی که می خواستند یک کاری بکنند، نگذارید؟

از طرف دیگر؛ جوانی که می خواهی در مسجد کار کنی، شما هم باید کمی کوتاه بیایی. به اندازه ی زیر زمین خانه ات دیگر آزادی نداری! طبیعی است که آزادی نداری! وقتی می خواهی پرچم دین را بلند کنی، باید افاده ی عموم کند! شما هم باید کوتاه بیاییی. نمی توانی همان کاری که در زیر زمین خانه ات انجام می دادی را اینجا هم، انجام بدهی!! از طرفی هم باید متخصص باشی. الزاما سپردن مسجد به یک عده جوان کار درستی نیست. جوانانی که یک متخصص دینی، یک آخوند بالای سرشان است، بفرمایند، قدمشان برچشم! این تقابل بین مسجد و جوانان باعث شده شبکه های اجتماعی ما در محله ها، بدون هیچ مهندسی توزیع و تکثیر شوند. یعنی اگر در یک محله قرار باشد یک اتفاقی بیفتد، 20 نفر در مورد آن نظر می دهند، تا این 20 نفر دور هم جمع شوند و به یک تصمیم واحد و به اجماع برسند که این کار را بکنند یا نکنند، داعش کل محله را گرفته است!

یک زمانی، کل لارستان تحت اختیار مرحوم آقا سید مجتبی موسوی لاری بود! مرجع تقلید جهان تشیع _ولایت فقیه زمان_ قرار نبود برای همه توضیح بدهد، یک تماس با آقای لاری می گرفت، کلا همه چیز در اختیارش بود. حتی خود آقای لاری دادگاه هم داشت. زیر بار رضا خان نمی رفت، برای خودش دادگاهی داشت. مسجدی که ایشان داشت، مسجدی بود که رئیس علی دلواری در آن لشکر داشت! و همین آدم لارستان را نگه داشت، یک نفره و با یک مسجد! به این، پایگاه اجتماعی می گوییم. پس اصلی ترین پایگاه اجتماعی جنگ نرم، مسجد است.

»» نکته بعد گروه های مرجع هستند!
بعد از 10_ 15 سال که ما الحمدلله رب العالمین کلا فرهنگ را به امید خدا رها کرده ایم و در این 10 سال ما داد می زدیم که محل رجوع جوانان مملکت دارد فرق می کند، الان آرام آرام برخی از بزرگان ما دارند متوجه می شوند! محبوب ها و الگو های جوانان مملکت دارد تغییر می کند.

از این طرف هرچه الگو داشته ایم، خودمان به سرشان زده ایم و خراب کرده ایم، از آن طرف گروه های مرجع دارد فرق می کند. دیگر دانشجو برای ازدواجش با استادش مشورت نمی کند! دیگر دانش آموز الگو نمی گیرد. حتی در هیئت هایمان هم، گروه های مرجع دارند فرق می کنند. لباس پوشیدن حسینی ها دارد تغییر می کند. شما متوجه نمی شوید؟ یک زمانی گردنبند و دستبند جوان ها را جرم می دانستیم، درحالیکه الان به اسم امام حسین(علیه السلام) این کار را انجام می دهند! 10 سال است که داریم داد می زنیم! من این قضیه را سال 80 در بلوار چمران گفته ام، الان سال93 هستیم. خیلی ها آن زمان گفتند: این چه حرف هایی است که می زنی، فکر می کنی که مملکت چه شده است!!

سال 80 گفتم: توسط صدا و سیما و رسانه ها و نشریات زردی که با بودجه ی بیت المال دارند توزیع می شوند، یک عده از هنرپیشه ها و ورزشکاران و موسیقی و... دارند الگوی جوانان مملکت ما از همه نظر می شوند و برای آن ها توضیح نداده ایم که اگر کسی موسیقی اش خوب است، فقط در زمینه ی موسیقی می تواند الگوی تو باشد، نه در ازدواج! اگر کسی ورزشکار است، فقط ورزشش برای تو الگو است، نه مدل موی سر و لباسش و نه جشن هایی که شرکت می کند. 13 سال پیش گفته ایم، همه الگو ها را خراب کرده اید، هرچه بچه مثبت و الگو بود، به عناوین مختلف به او برچسب زدیم و در پازل دشمن از چشم جوانان انداختیم، یک عده هم برای خودشان الگو شدند! حالا اگر سر سفره افطار مرجع تقلید را در تلوزیون می آورید، مردم گوش نمی دهند، مجبور می شوید هنر پیشه بیاورید که آن ها را نصیحت کنند، تقصیر خودتان است. هنر پیشه برای مردم چه نصیحتی می تواند داشته باشد؟

چند روز پیش مجری تلوزیون می گفت نماز اول وقت بهتر است، داشتم به این فکر می کردم که این مجری در عمرش یک بار هم نماز اول وقت نرفته است. من او را می شناسم، می دانم که نرفته است. این چه مدل ترویجی است؟ چرا یک مجری که تا الان در عمرش به مسجد نرفته، ما را به نماز اول وقت توصیه کند؟!! برای اینکه ما گروه های مرجع مردم را تغییر داده ایم و آن ها را از مردم گرفته ایم. فکر کردیم که اگر فلان مسجد را بزنیم و فلانی را تخریب کنیم، دکان خودمان رشد می کند، در حالیکه باعث شد آن خراب شود، من هم که او را خراب کرده بودم، خدا مرا خراب کرد و در نتیجه مردم برای نصیحت شدن به دنبال هنر پیشه باشند و ببینند که یک فوتبالیست راجع به خانواده شان چه نظری می دهد!!

استاد دانشگاه، پروفسور مملکت، 30 سال بهترین خدمات را به مملکت کرده، 40 سال درس خوانده وقتی از دنیا می رود، هیچ کس خبر دار نمی شود! در مقابل یک خواننده از دنیا می رود، جهان تکان می خورد!! متوجه نمی شوید که گروه های مرجع مردم تغییر کرده اند؟! از یک تشییع جنازه پیام نمی گیرید؟ متوجه نمی شوید که ذائقه ها تغییر کرده است؟ بدون هیچ تبلیغات و اخبار و رسانه ای و فقط از طریق شبکه های اجتماعی، همه جهان و حتی رئیس جمهور آمریکا هم می فهمد که یک خواننده پاپ در ایران مرده است!! خدا همه را رحمت کند اما اندازه ی یک آدم با استقبالی که از آن آدم می شود باید تناسب داشته باشد. چرا این تناسب نیست؟ برای اینکه گروه های مرجع مردم تغییر کرده است! برای اینکه همین مدل آدم ها را آوردید که در تلوزیون نصیحت کنند، راجع به عرفان صحبت داشته باشند و سر سفره افطار مجبور شدید از این ها استفاده کنید، چرا که کسی به حرف مراجع گوش نمی داد!! چرا گوش نمی داد؟ برای این که شما تغییر داده اید.

همه مردم دارند از همه الگو می گیرند، غیر از کسانی که باید الگو قرار بگیرند! یک زمانی ما از معلمانمان در مدارس الگو می گرفتیم، الان در مدارس کسی معلم را تحویل نمی گیرد، چه رسد به این که الگوی خود قرار دهد. جوان ما الگو های خود را از شبکه های اجتماعی می گیرد، فلان خواننده غربی، فلان موسیقی دان شرقی، فلان فوتبالیست و... متخصصین جنگ روانی و جنگ نرم، در فضای رسانه و سایبر نمی بینند؟! نمی بینند که روزانه در صفحه ی لیونل مسی، چند صد دختر ایرانی دارند پیام ازدواج می گذارند؟! عقلانیت دختر ایرانی ما آنقدر شده که برود در صفحه ی مردی که چهار زن و شش بچه دارد، در آن طرف کره زمین، در آرژانتین و بوینس آریس، پیام بگذارد که بیا با من ازدواج کن!!

بعد از 30 سال کار فرهنگی، درجه ی عقلانیت جوانانمان را به اینجا رسانده اید که نمی فهمد آنکه خوب شوت می زند، معلوم نیست که بتواند شوهر خوبی باشد! نمی فهمد، چون گروه مرجعش عاقلان نیستند، گروه مرجعش مشهوران هستند.
چه کسی آن ها را مشهور می کند؟ صدا و سیما و تلوزیون و رسانه و نشریات زرد ما! 80% بودجه ی نشریات زرد را وزارت ارشاد و دولت ما می دهد و هر کس در جبهه خودی قابلیت این را داشت که الگو بشود، از روی حسادت ها و کینه ها و مسخره بازی ها و هوای نفسانی خرابش کرده اند!! یکی ضد ولایت است، دیگری ضد امامت است، دیگری ضد نبوت است، حتما دیگری هم ضد الوهیت است، هر کسی ضد یک چیزیست! این ها همه خراب شدند و در نهایت چند هنر پیشه و خواننده و ورزشکار باقی ماندند.

آخوند 70 ساله ی عالمِ زاهدِ پیرمردِ دم مرگِ به درد بخوری که اگر یک جمله بگوید بر نفوس اثر می گذارد را رها کرده ایم، یک هنرپیشه ی 70 ساله را آورده ایم که بحث کند. کسی که فیلم های 30 - 40 سالگی اش در اینترنت به وفور موجود است، این فرد باید به ما درس عرفان بدهد؟! کسی که در تمام جوانی و حتی تا میانسالگی اش با هزار مدل تفریحات راه آمده است!

بله آن آخوند مقبولیت ندارد، چه کسی این مقبولیت را خراب کرده؟ مگر مسئولیت تعویض گروه های مرجع جامعه با غیر از دولت و رسانه ها و صدا و سیما است؟ چه کسی تعویض را انجام داده است؟ روی هر چه مانور بدهی، گُل می کند. نخبگان و اساتید و متدینان ما و همه کسانی که به درد بخور هستند همه هیچ، اما هرکس که ژورنالیست باشد، روی بورس می آید!


ژورنالیست یعنی کسی که به جای اینکه پسند مردم را به سمت حقیقت تغییر دهد، بر مبنای پسند مردم تغییر کند. از نظر من معنای دقیق ژورنالیست این می شود، که در هیچ کتابی ننوشته است! آدمی که به جای اینکه پسند مردم را به سمت حقیقت میل بدهد، سعی می کند خودش را با مردم تطبیق بدهد و حقیقت را با آن چیزی که مردم می پسندند قلب کند! این ها روی بورس می آیند! بعد در نماز جمعه و جاهای دیگر مدام داد و فریاد می زنند، سر چه کسی داد می زنیم؟ باید سر خودمان داد بزنیم. صدا و سیما مستند شوک بر علیه چه کسی می سازد؟ چه کسی مملکت را به اینجا رسانده؟ مگر نه اینکه  می گویند، رسانه های رسمی ما در میان مردم 70% مقبولیت دارند؟ 60 - 70% مردم، آنچه را که رسانه می گوید، می پذیرند! جایگاه ها را قاطی کرده ایم! ورزشکار را بیاورید که بدود، هنرپیشه را بیاورید که بازی کند، مداح بیاید روضه اش را بخواند، منبری سخنرانی اش را بکند، چرا انقدر جایگاه ها را قاطی کرده اید؟! بنده اگر یک مداح اینجا بیاورم، 20 دقیقه روضه بخوانم، مداح می گوید پس من را برای چه آورده ای؟ راست هم می گوید، پس برای چه آمده است؟ آمده است که روضه بخواند دیگر! مداح هم نباید سخنرانی بکند. معلم جغرافیا شرح اوصاف الاشراف خواجه نصیرالدین طوسی را درس می دهد!! بنده هم نمی توانم بالای منبر از جغرافیای اقلیمی و دلایل باد خشک در کویر لوت را بررسی کنم، چه ربطی دارد؟

در دهه محرم مداح، وسط مراسم از فواید ظروف یکبار مصرف و گیاهان صحبت می کند!! روضه به ظروف یکبار مصرف چه ربطی دارد؟ مگر من هر کتابی که خوانده ام را باید سر هر تریبونی که گیر آوردم، خلاصه اش را بگویم؟ اغلب کسانی که اینطور صحبت می کنند، برای این است که مطالعاتشان کم است، 30 صفحه می خواند، جو گیر می شود سریع می گوید: "زکاةُ العلمِ نشرُه" و می خواهد این 30 صفحه را بگوید. آیت الله حسن زاده آملی را هم دعوت می کنیم که منبر برود، آنقدر عمومی منبر می رود که مردم می گویند این خیلی عادی و ساده صحبت می کند. بله، اندازه شما صحبت می کند، او که نمی خواهد اظهار فضل کند!!

اگر حتی تلوزیون ما صبح تا شب آخوند های متخصص و درجه یک و اساتید را بیاورد پخش کند، اولین و مهم ترین و حداقل ضرری که تلوزیون در آن زمان می زند این است که پایگاه های اجتماعیِ حقیقی مردم را خالی می کند و به پایگاه مجازی تلوزیون تبدیل می کند! این تلوزیون اگر سوت بزند مردم نمی دانند کجا باید جمع شوند!! مگر اینکه مثلا بگوییم مراسم شب های قدر را برای کسانی که نمی توانند بیایند، پخش کنند! اما دقت بفرمایید که مراسم شب قدر جذاب، با بهترین سخنران و مداح کشوری که دارد از تلوزیون پخش مستقیم می شود، شاید باعث شود که در یک روستا یک عده ای ترجیح بدهند دیگر به مسجد نروند! دقت کنید! مسجد رفتن آن روستایی، پای منبر آخوند همان روستا و مداحیِ مداح همان روستایش از نظر شبکه اجتماعی، ارزش بیشتری نسبت به این تلوزیون با بهترین سخنران و مداح کشوری اش دارد. راجع به تبلیغاتمان هم باید دقت کنیم، رسانه مخل شبکه های اجتماعی است. حتی اگر بهترین برنامه ها را پخش کند، باز هم باید مدیریت داشته باشد.

اتفاقا شب های قدر و شب های ماه محرم و تاسوعا و عاشورا اگر هم برنامه ای دارند، نباید طوری پخش کنند که این فرد سیراب شود، باید به گونه ای پخش شود که فرد تشنه بشود و فردا به مسجد برود، نه اینکه از هر 6 شبکه، 6 برنامه از بهترین های حرم امام رضا(ع) و حرم های دیگر را کامل پخش کنند و همه هم خوشحالند! با این کار دارید حرم را خلوت می کنید!! واقعا اگر این برنامه نبود یک عده ای از مردم می رفتند! چرا انقدر خوشحالی؟ شما این را جزء کارهای مفید رسانه می دانید؟ از نظر من اصلا این کار مشکل دارد.

از طرفی بعد از 6 ساعت سینه زنی در شب های محرم، حالا می خواهی به خانه برگردی، یک سریال ببینی خستگی ات برطرف شود، تا صبح باید سینه زنی شهر های مختلف را نگاه کنی! چه کسی گفته که این مدل تبلیغات درست است؟ این کاملا ضد تبلیغ است. اگر خدا و حسینی قرار است از طریق رسانه ترویج شود، باید با ابزار رسانه ترویج شود. نه الزاما منبر را بیاورند، من و شما بیاییم بنشینیم و آن ها پخش کنند، این ابزار، ابزارِ مسجد است، در رسانه زیاد کارآیی ندارد. ابزار های رسانه ای یعنی حسین(ع) در سریال مختار! این را قبول دارم و پای آن هم می ایستم. اما پخش مستقیم شب های قدر و... خیلی کارشناسی شده نیست، گرچه حرفی که من می زنم خیلی شاز است. شاید هزاران نفر آن را نپذیرند اما برویم و روی آن فکر کنیم. نظریه ی شهید آوینی مبنی بر اینکه، رسانه یک فرهنگی دارد که این فرهنگ در بعضی از مواقع مخل شبکه های اجتماعی است، این حرف در خیلی از مواقع قابل دفاع است. حالا یک وقت هست یک نفر در خارج از کشور است، بله آن فرق دارد. تازه همان هم من می گویم اگر در خارج از کشور 10 مسلمان در خانه های همدیگر دور هم جمع بشوند و از دین بگویند، از نظر روان شناسی و جامعه شناسی اثرش از گوش دادن بهترین سخنرانی ِ پخش مستقیمِ کربلا حتما بیشتر است.

پس کار رسانه تبلیغاتی است. شبکه های اجتماعی ما هم در شهر، خانه، مسجد و وسط خیابان ماست! متخصصین علم تبلیغات می گویند بهترین تبلیغات، تبلیغات چهره به چهره وface to face  است. تلوزیون نمی تواند نقش تو را به عنوان یک مبلغ برای دو نفر اجرا کند.

من خیلی سخنرانی گوش می دهم و اگر قرار باشد که این سخنرانی ها را بخواهم مستقیم از آن روحانی بزرگوار گوش بدهم، برای هر کدام شاید باید یک روز وقت بگذارم یا اگر در همان شهر باشم، باید 4 ساعت وقت بگذارم اما گاهی اوقات یک شب تا صبح، یا یک روز قریب به 15، 20، 25 جلسه سخنرانی گوش می دهم. ولی می دانم که این 25 سخنرانی برای بار علمی من مفید است اما برای بار معرفتی، اگر برای 20 دقیقه از یکی از آن سخنرانی ها، 6 ساعت وقت می گذاشتم، اثرش بیشتر بود. من از نظر علمی گوش می دهم نه از نظر معرفتی. چرا که می دانم تاثیر 45 دقیقه سخنرانی امشب همراه با نماز و روضه ی بعدش از اینکه یک دهه را با سی دی mp3 شب تا صبح بخواهم گوش بدهم، تاثیر معرفتی بیشتری دارد، چون اینجا face to face  و برنامه ریزی شده است، اینجا هم نَفْس دارد و هم نَفَس!

یکی از بحث هایی که جوانان و نوجوانان از پدافند غیر عامل زیاد مطرح می کنند راجع به این است که شبکه های اجتماعی مجازی و حقیقی روی ما فشار زیادی می آورند. محیط دبیرستان و دانشگاه و جو جامعه و محیط خانه روی ما فشار می آورد، شما این ها را تحمل نکرده اید، ما چطور استقامت کنیم؟

» جواب اولیه:
بنده بچه سجاد شهر هستم که در مشهد به آن اسرائیل شهر می گفتند! در محله ای که بنده بزرگ شدم، از هر 500 نفر، یک نفر هم نماز نمی خواند! در مدرسه ای که بنده درس خواندم، از کل هزار نفر فقط 3 نفر به جبهه رفتند! در تمام آن مدرسه فقط 2 نفر بودند که پیرهن هایشان را روی شلوارشان می انداختند که بنده یکی از آن 2 نفر بودم! در آن مدرسه از بین 1000 نفر فقط 4 نفر عضو انجمن اسلامی بودند! از جبهه هم که بر می گشتیم، در محله یا ما را کتک می زدند یا مسخره می کردند. اگر کوچه ی خلوت و تاریکی بود کتک می زدند وگرنه فحش می دادند! چون از بین 100هزار نفر جمعیت آن محله، فقط 7، 8 نفر از طرف بسیج به جبهه رفتیم به همین خاطر همه ما را می شناختند. این صحبت ها را برای من نگویید.

» دوم اینکه:
چرا ما می توانستیم استقامت کنیم؟ برای اینکه به شبکه ی اجتماعیِ حقیقیِ مذهبی و مومن وصل بودیم. دست در دست هم!
دقیقا می دانستیم که اگر مثلا  100 هزار نفر روی سر من خراب می شدند، 5 نفر را داشتم که در کنارشان پناه بگیرم. به این شبکه های اجتماعی که دارید باید وصل باشید! اگر از آن محله ی 100هزار نفری فقط 8 نفر جبهه می رفتیم اما ما 8 نفر کاملا با هم بودیم و اگر هزاران فشار هم بر ما وارد می شد، می دانستیم که به یک جایی وصل هستیم و افتخار می کردیم و سرمان را بالا می گرفتیم.

12-13 سال داشتم، می خواستیم دعای ندبه برویم، یقین داشتیم در این محله کسی ما را سوار نمی کند. صبح های جمعه، یک ساعت و ربع قبل از دعای ندبه با یکی از رفیق هایم از وسط محله می رفتیم، همه می دانستند که ما به دعای ندبه می رویم، هر کس هم که می دید ما را مسخره می کرد و ما مجبور بودیم زودتر حرکت کنیم چون می دانستیم کسی ما را سوار نمی کند. کلا در دعای ندبه 20 نفر بودند! از این 20 نفر هم فقط ما 2 نفر بچه بودیم. در خروجی یک برانکارد با یک کفن زاپاس نگه داشته بودند! چه کسی گفته ما دینمان را راحت نگه داشته ایم و شما الان خیلی مشکلات دارید؟!! سال به سال منتظر بودیم که محرم بشود، مردم در مسجد جمع شوند، ما دست به سینه بگذاریم و بگوییم حسین(ع)! چه کسی اینچنین جوی از دهه 60 برای شما درست کرده؟ به شدت وضعیت مذهبی الان بالاتر است.

از این 8 نفر، 4 نفرمان در محله به جرم اینکه مجروح جنگی بودیم و نمی توانستیم بدویم و از دست آن ها فرار کنیم، کتک خورده ایم! که حتی یکی به کما رفت!! مجروح بود، شکمش پاره شده بود، او را زدند، دوباره شکمش پاره شد، موبایل هم نداشتیم که به اورژانس زنگ بزنیم، خدا کمک کرد که نجات پیدا کرد.

کل دبیرستان بر علیه ما بود! اگر شب در خیابان بودیم، حتما کتک می خوردیم، شک نداشتیم. پایگاه منافقین بود. بنده کلا قدم 140 سانتیمتر بود، همیشه یک چماق 150 سانتیمتری به من آویزان بود که نمی توانستم درست راه بروم! سر چماق را میخ می کوبیدیم و برای خودمان اسلحه درست می کردیم!

حالا امروز به برادر و خواهرمان یک تیکه می اندازند، کل دینش را می فروشد! نمی تواند استقامت کند. لوس شده ایم!
ما را مجبور می کنید که این حرف ها را بزنیم وگرنه خوشمان نمی آید این چیزها را بگوییم. برای اینکه دارید به یک نسلی ظلم می کنید، گمان می برید همه چیز فراهم بوده و به راحتی به جبهه رفتند و...

بزرگ ترین تظاهرات ضد نظام و بعضا مسلحانه در دهه 60 اتفاق افتاده است. در غائله ی مشهد نصف شهر را گرفته بودند. فتنه 88 چیست؟ نصف شهر را گرفته بودند! در غائله ی دومش از راه آهن تا میدان شهدا را آتش زدند، رسما دو سوم دور حرم را آتش زده بودند، نه اینکه 500 نفر و 1000 نفر باشند، جمعیت زیادی بودند. چه کسی گفته است دهه 60، دهه ی آرامش بوده و همه حزب اللهی بوده اند؟ کمی تاریخ انقلاب را مطالعه کنید. همان اوایلی که من به شیراز آمدم، در غائله ی اولش، میدان شهرداری را گرفته بودند. نگاه داشتن دین همیشه سخت است. چرا؟ چون هر چقدر دین محکم تر باشد، شیطان هم محکم تر فعالیت می کند. اگر دهه 60 یک عده رزمنده داشت، شیطان دهه 60 هم خیلی رزمنده تر از شیطان الان بود. الان شیطان با یک قلقلک عاطفی می تواند دینت را از تو بگیرد.


کانال تلگرام رهپویان
 محمد: سلام ممنون
خدا قوت
یکشنبه 16 آذر 1393
* نام شما : 
پست الکترونيک : 
وب سايت : 
* نظر شما : 
 
تبليغات