برنامه آينده
اطلاعیه

مراسم احیای شب بیست سوم ماه رمضان در باغ جنت برگزاری می گردد.
رهپويان



دوشنبه 24 آذر 1393 نسخه چاپی
متن سخنرانی پدافند غیر عامل - قسمت پانزدهم
در روایت داریم اگر حسین(ع) ما نبود دین در آخر الزمان از بین می رفت! این حرف خیلی بزرگ و پیش بینی جاویدانی است. در آخر الزمان کعبه، فلسفه، اصول، کلام و فقه نمی توانست دین را نگه دارد، اگر حسین(ع) ما نبود دین از بین می رفت! یعنی با آمدن محرم و صفر، کل جنگ نرمی که دشمن کار کرده تعطیل می شود. بنده بهترین، خوش بیان ترین، شاداب ترین، شیرین ترین، علمی ترین و عمیق ترین منبر را بروم اما امام حسینی(ع) نباشد، هیچ کس نمی آید.

یا لطیف
سخنرانی حجت الاسلام سید محمد انجوی نژاد
موضوع: پدافند غیر عامل – قسمت 15
1393/9/22

مرور و تاکید بر مباحث گذشته؛

جنگ سه قست است:
- جنگ سخت، نظامی گری، اشغال و ترور. جبهه، ترفند، سلاح، نفرات مشخص است. پیش بینی های کارشناسان نظامی جهان معمولا درست است.
- جنگ نیمه سخت که بدون نظامی گری به دنبال بر اندازی هستند. مانند بحث های سیاسی، کارشکنی های دیپلماتیک، تحریم های اقتصادی، نظامی، سیاسی و جاسوسی.
- جنگ نرم که هم اهداف و هم ابزارش متفاوت است. جنگ سخت و نیمه سخت از بین بردن حضور فیزیکی شماست درحالیکه جنگ نرم از شما یک سرباز در جامعه خودت برای خودش بسازد. جنگ نرم تسخیر و غلبه بر اذهان است. ترویج مباحث فرهنگی، ابتذال علمی، تخریب و ... هم از ابزارهای این جنگ است.


ماحصل جنگ نرم تهدید نرم است و قدرت نرم مقابله با تهدید نرم است.
»» قدرت نرم دو قسمت دارد:
1- پدافند عامل؛ مبارزه با ابزارهای قدرت نرم است. مبارزه با ماهواره، مواد مخدر، الکل، فساد و ...
2- پدافند غیر عامل؛ مبارزه فرهنگی است یعنی در یک ناتوی فرهنگی، یک مبارزه فرهنگی ایجاد شود.

ماحصل پدافند و پدافند غیر عامل، قدرت نرم می شود.

از این جلسه که درباره چگونگی کار کرد صحبت می کنیم، از یک سری مثال شروع می کنیم که این مثال ها موکد مباحث قبلی است، بعد از این سراغ فرآیندی که باید عمل کنیم می رویم تا به نقطه قدرت نرم برسیم.

+ مثال اول؛ دکتر یوزف اچ یروشلمی، رئیس مرکز مطالعات اسرائیل و یهود:
تمام مشکلات ما ریشه در هویت ایرانیان دارد که بخش قابل توجهی از آن وابسته به باورهای مذهبی آن هاست.
در جنگ نرم مشکلی که ما داریم این است که ایرانیان باورهایی دارند که این باورها برای آن ها هویتی را ایجاد کرده است. تا این هویت خدشه بردار نشود نمی توانیم ورود پیدا کنیم. مقام معظم رهبری(مد ظله العالی) فرمودند: این مطلب را در مرکز استراتژیک یهود گفته شده و لو رفته، به سران آمریکایی گفته اند و همه هم شنیده اند.

به آمریکا گفته شده انقدر در سوریه، لیبی و لبنان سرمایه نگذار، مشکل اصلی ما ایران است! ایشان فرمودند: آن ها مشکل اصلی خود را کشف کرده اما در داخل ایران چند نفر مشکل اصلی ایران را کشف کرده اند؟!

آن ها کشف کرده اند که مشکل اصلیشان ایران است، در ایران چند نفر کشف کرده اند که مشکل اصلی ما صهیونیسم است؟! چند نفر در ایران به این نتیجه رسیده اند که مشکل اصلی ما آمریکاست؟! چند نفر به این حرف حضرت امام(ره) رسیده اند که هر چه فریاد از هر جا دارید باید بر سر آمریکا بکشید؟؟ این جمله، جمله ی جنگ نرمی است، نگفته اند هر چه تیر دارید به سمت آمریکا بیندازید!

این جملات چه می خواهد بگوید: برادر و خواهری که در نظام، دانشگاه، خانه ی خودمان دارد مجانی سربازی این ها را می کند، کیست؟ کسی که این جمله ی رئیس مرکز استراتژیک یهود را دارد عملی می کند که گفت: مشکل اصلی ما در جنگ با ایرانیان هویتشان است و دلیل هویت داشتنشان باورهای مذهبی است. اگر ما بتوانیم مذهب را به سمت لائیک بودن و کم رنگ بودن ببریم، هر چقدر در این مذهب آب بدهیم و عمقش را کمتر کنیم، راه های ما بیشتر باز است.

در دانشگاه، آموزش و پرورش، مسئولین مملکتی، روحانیت و ... چند نفر سرباز مفت جنگ داریم؟ چرا؟ چون دارند باورهای مذهبی را رقیق می کنند. باور کنید جاسوس ها در قیامت احساس خسران کمتری از این سربازهای پیاده ی مفت در جامعه ما دارند، چون می گویند ما می دانستیم، هزینه آن را دریافت کردیم و در دنیا عشق کردیم اما این شخص ناسزا شنید و سربازی اسرائیل و صهیونیسم را کرد! مقام معظم رهبری(مد ظله) در ادامه این بحث فرمودند: عده ای مغرضانه سرباز شده و هزینه دریافت می کنند اما یک عده مغرضانه این کار را نمی کنند، مشکل ما این گروه هستند که بدون غرض این کار را انجام می دهند!

+ رُس بِرَن، رئیس گروه مطالعات خاورمیانه دانشگاه پنسیلوانیا:
با استفاده از هر ابزار یا بهتر بگویم تمام ابزارها، باید فضای دین گرایی و اخلاق در جامعه جوانان ایران که اساسی ترین راهبرد برون رفت جمهوری اسلامی از چالش های متعددی نظیر جنگ و تحریم می باشد را، پاک نمود و اخلاق دینی را از این جامعه دور کرد وگرنه هر برنامه ای با شکست روبه رو خواهد شد.

جمهوری اسلامی در این سی سال از جنگ، تحریم و چالش های متفاوت، فقط به خاطر دینداری جوانانش برون رفت داشته است یعنی توانسته خودش را بیرون بکشد. ما تله گذاشتیم، فقط چون جوانانش دیندار بوده اند توانستند در این تله ها نیفتند. آیا جوانانش در جنگ آموزش پیچیده دیده بودند؟ نه، فقط دین داشتند. در تحریم چه اتفاقی افتاد؟ کسانی که در قطب های علمی کار می کردند، حقوق های بالایی می گرفتند و فنون عالی در اختیار داشتند یا آموزش های پیچیده غربی دیده بودند؟ نه، اعتقاد، باور و دین داشتند.

پرانتز باز کنم: خدا امام حسین(ع) را از ما نگیرد، این همه تلاش می کنند محرم که می آید، همه تلاش هایشان از بین می رود! در روایت داریم اگر حسین(ع) ما نبود دین در آخر الزمان از بین می رفت! این حرف خیلی بزرگ و پیش بینی جاویدانی است. در آخر الزمان کعبه، فلسفه، اصول، کلام و فقه نمی توانست دین را نگه دارد، اگر حسین(ع) ما نبود دین از بین می رفت! یعنی با آمدن محرم و صفر، کل جنگ نرمی که دشمن کار کرده تعطیل می شود. بنده بهترین، خوش بیان ترین، شاداب ترین، شیرین ترین، علمی ترین و عمیق ترین منبر را بروم اما امام حسینی(ع) نباشد، هیچ کس نمی آید.

کانون فرهنگی رهپویان وصال در سال 103 جلسه شما را به این حسینیه می کشاند، امام حسین(ع) نبود چه کسی می توانست مردم را 103 جلسه اینجا جمع کند؟! کجای جهان می شود این همه جوان را 103 جلسه در سال، برای مطلب دینی جمع کرد؟! برای مطلب دیگر ممکن است بشود، به همین خاطر ما مدیون امام حسین(ع) هستیم. حالا می فهمیم که ابا عبد الله(ع) در کربلا چه کرد و برای چه انقدر معصومین تاکید می کنند. خدایا؛ ما را حسینی زنده بدار و حسینی بمیران.

+ دکتر آموس، استاد علوم سیاسی و سر دبیر نشریه مطالعات استراتژیک دانشگاه امریکن:

بزرگ ترین سرقت تاریخ بشر در قرون گذشته صورت گرفت و آن، انتقال رایگان علم از مشرق زمین به غرب بود و اینک ما باید به بهترین شکل، از بازگشت این ثروت بجز مواردی که در راستای منافعمان به شرق و به طور خاص به کشورهای اسلامی جلوگیری کنیم.

اول اعتراف این شخص است که این همه می گویند پدر علم شیمی و فیزیک و نجوم مال ما هستند در واقع این ها پسرند، پدران اصلی مال شرق هستند. سیستم علمی اروپا از رنسانس شکل گرفت، آمریکا هم که 250 سال است که خلق شده! اگر همه پدران علوم آنجا هستند، معلوم نیست مردم از قبل چه می کردند!!

شهید مطهری(ره) در بحث کتاب سوزی ایران و مصر، منابع تاریخی اش را از قول غربی ها می آورد: کشتی کشتی کتاب از کتابخانه بغداد، مصر و ایران با مترجم بار می زدند! وقتی می گوید بزرگ ترین سرقت تاریخ یعنی از سرقت برده ها، هند، چین و از سرقت های بزرگ فاشیسم در جنگ جهانی اول و دوم، سرقت علمی جلوتر بوده است. کل علم را با دانشمندانش به غرب آوردیم!

در حال حاضر افتخار می کنند که ما از جهان سوم پنجاه سال جلوتریم! به بهای دزدی علمشان، بردن آدم هایشان به عنوان برده، خالی کردن منابع طلای هند، چین، ایران، افغانستان و بالا کشیدن نفتشان، با پول و علم دزدی جلو زده ایم، تمدن را رد کرده و پنجاه سال جلوتریم! به اینکه جلوتر هستند کاری نداریم اما واقعا انقدر وقاهت مبارک باشد! با علم دزدی و نیروی آسان مفت، تمدن ساخته اند و امروز جوانان آمریکا، پرتقال، انگلیس، اسپانیا و فرانسه که مستعمره های سنگین در شرق داشته اند، در آپارتمان ها زندگی می کنند و در متروها راه می روند، به بهای خون جوانان شرق و به بهای ظلم است.

آخرین فیلمی که جکی جان در آمریکا ساخت که بعد از آن هم ممنوع شد در آنجا فیلم بسازد، یکی از بحث هایی که در آن فیلم آورده همین است؛ عده ای چینی می خواهند به آمریکا بیایند و چیزهای خودشان را برگردانند. انبار و چند هکتار دزدی از موزه های چین را نشان می دهد.

برده از شرق بردن، کشتی کشتی منابع شرق را بار زدن، هند و چین و ایران و افغانستان را خالی کردن، خرید نفت به پایین ترین بها در زمان ناصر الدین شاه و قاجاریه و پهلوی را که نمی توانند قبول نکنند! اسناد تاریخی این ها موجود است. باز هم با کمال نامردی می گوید نباید این علم به شرق برگردد!! چرا جلوی انرژی هسته ای می ایستند؟! برای اینکه ما می خواهیم بمب بسازیم؟ نه، یکی از دلایل این است که نمی خواهند علم به شرق برگردد.

لذا اوباما سخنرانی می کند و می گوید: خطر چین برای آینده جهان، پیشرفت اقتصادی چین است! وقاهت هم حد دارد! خطر چین پیشرفت اقتصادی اش است؟! این یعنی ما و چینی ها باید تا آخر عمر برده گی کنیم! مقابله با خطر چین یعنی با جنگ نرم پیشرفت اقتصادی چین را بگیریم. تعجب می کنم که برخی در دانشگاه، هنوز یک حسن نیتی به آمریکا دارند!! اعلام بحران می کنند! از کثیف ترین راه ها استفاده می کنند تا این مشکل را حل کنند که اصلا چه کسی به شما اجازه داده قطب اقتصادی جهان بشوید؟!

کدام آدم ساده ای در ایران باور می کند که دغدغه این ها حقوق بشر است؟! چه کسی به شما اجازه می دهد که در مجلس سنا، جلسه اضطراری برای برخورد با خطر اقتصادی چین بگیرید؟! همین جمله چقدر توهین به حقوق بشر است که یک کشور اجازه پیشرفت اقتصادی ندارد؟!

+ دکتر درور زِعاوی، رئیس گروه مطالعات خاورمیانه دانشگاه بِنْ گورین:
برای مقابله با ایران، ترویج فرهنگ سطحی نگری، خرافه پروری با تبلیغات معکوس در باب گسترش نفوذ جریان های فکری متفکرین جوانگرا و نو اندیش اسلامی، راه برد مهم و مورد تاکید ماست.

وقتی نمی توانند با لا مذهبی، مذهب را خراب کنند، مذهب را علیه مذهب بسیج می کنند. لا مذهبی خریدار ندارد البته امروز اینگونه است ممکن است در آینده خریدار داشته باشد.

◄ حال باید چه کار کنیم؟
- در عرصه حکومت چگونه رفتار کنیم؟
1- تشدید آسیب پذیری ها.

نقاط آسیب پذیر حاکمان و حکومت این ها را با تبلیغات بالا ببرید. از یک آسیب کوچک بحران درست کنید.

2- تضعیف قدرت نرم.
نهاد هایی که با قدرت نرم مقابله می کنند را با همان راه هایی که در دهه خدمتتان عرض کردم، تضعیف کنید و نگذارید مقابله کنند.

3- بزرگ نمایی آسیب ها و ناکارآمدی ها.

سربازان مذهبی انقلابی مفت اسرائیل چه کسانی هستند؟ کسانی که وقتی رئیس مورد نظرشان رأی نیاورد، او را تخریب می کنند. بالاخره ما چند کاندیدا داریم و کارآمدی هر کدام از آن ها یعنی کارآمدی نظام. سربازان مفت اسرائیلی کسانی هستند که به جای انتقاد تخریب می کنند. این تخریب غیر از اینکه مثلا آقای انجوی که رئیس است و خراب می شود، ناکار آمدی نظام هم ثابت می شود. مردم می گویند این هم که به درد نمی خورد، در این صورت نظام فَشل است و سیستم مشکل دارد.

آن سوزنی که باید به خود بزنیم این است که مقام معظم رهبری(مد ظله) فرمودند: در برخی از انتقادها بوی انتقام می شنوم!! کارگزاران نظام از نظر مذهبی ها، مسلمانان و ایرانیان محترمند. انتقاد با انتقام فرق دارد؛ انتقاد باعث پیشرفت می شود، انتقام ناکارآمدی کل نظام را ثابت می کند. اینکه می گویند "اگر یک روزی پرده ای بر افتد، نه من مانم نه تو"، همین است. وقتی پرده را بر می داری فکر می کنی پرده را از روی رقیبت بر داشته ای، درحالیکه وقتی پرده ور افتد ناکار آمدی نظام ثابت می شود.

رئیس جمهور هر کس باشد، چه به او رأی داده باشم چه نداده باشم، رئیس جمهور کشور جمهوری اسلامی ایران است. همیشه باید انتقاد وجود داشته باشد اما شرایط دارد. در سیستم اسلامی اول باید خوبی ها و نقاط قوت گفته شود تا به نقطه تعادل برسی بعد انتقادها را بگویی. رهبر معظم انقلاب(مد ظله) چقدر بابت سیاه نمایی داد می زنند؟! برخی از آدم ها از "ب" بسم الله تا "تای" تمّت سیاه نمایی می کنند!

4- مشغول سازی نظام به مسائل فرعی.
حداقل در استان فارس، سیستم دولت اینگونه است که از حواشی فراری اند، از افراد افراطی استفاده نشده و ما بابت این قضیه تشکر کرده ایم. از اینکه استان فارس احساس ناآرامی و تنش نمی کند، خوشحالیم. صحبت زیادی نمی کنند و کار می کنند، همه این ها خوب است. انتقاد وجود دارد ولی من حیث المجموع همه راضی اند. شبی که جناب دکتر روحانی رأی آوردند، یکی از مسئولین ستاد آقای روحانی اینجا بودند، من کمی نگران بودم. گفتم: وقتی کاندیدای آدم رأی نمی آورد، باعث ناراحتی و نگرانی می شود، فحش نمی دهد، خیابان هم آتش نمی زند! یا رأی می آورد یا رأی نمی آورد. گفتم: نگرانم که بساط دین زدایی و مقابله با دین و ولایت، دوباره راه بیفتد. این بنده خدا گفت: به نظر شما برای این ها تجربه نشده که دوباره این بساط را رو نکنند؟ گفتم: فکر کنم که تجربه شده.

خیلی از شما یادتان نمی آید، آن زمان هر روز یه بحث و بساطی بود‍! سمینار ناکار آمدی دینی، سمینار ناکار آمدی نظام ولایی آن هم به صورت یک طرفه! دانشجو ها هم پای این صحبت ها می نشستند و با دست و سر و صدا همراهی می کردند. نه جای مناظره و بحث بود، نه کرسی، کرسیِ علمی بود!! فقط توسعه سیاسی بود، کسی به فکر چیزی نبود! عده ای هم کفن پوش برای مقابله با اینگونه مباحث و سمینارها، آماده بودند.

یک سال و نیم است روند کار در استان تا همین هفته گذشته، خیلی خوب بوده. آدمی که نه سواد دارد و نه سابقه دینی و اجتماعی دارد، آدمی که همان اول انقلاب خراب کرده و دهه شصت زمین خورده، الان نه حرف منطقی زده و نه حرفش علمی بوده! اگر کسی روی ولایت بحث دارد، کرسی گذاشته می شود و نظریه پردازی می کنند اما در جایگاه خودش. اینگونه سخنرانی ها فقط بُرد کف و سوتی دارد! در شیراز ما این قضیه شروع شود، آن وقت متوجه می شویم که چرا حضرت آقا(حفظه الله) روی فتنه تاکید دارند! می دانی برای چه؟ برای اینکه آن زمان عده ای چیزهایی را نشان دادند که تا آخر عمر نباید فراموش شود.

گفتند: دیگر همه چیز حل شده و آن ها فهمیده اند. بعد یک دفعه به بهانه روز دانشجو در چند نقطه کشور، شروع کرده اند! دوباره همان حرف ها! بعد می فهمیم که حضرت آقا(حفظه الله) چیزی را می بینند که ما نمی بینیم. کسی که مسبب اینگونه جلسات است، خودش هم باید جواب بدهد. دعوا نداریم اما این شخصی که به بهانه روز دانشجو در شیراز صحبت کرده، به شدت حرف هایش غیر منطقی، از حنجره اسرائیل و صهیونیسم و در عمق جنگ نرم، سربازی آمریکاست، باید جایی حرف بزند که بشود جواب او را داد.

وقتی قرار است بحثی علمی باشد که نمی شود استادیومی برگزار کرد! بحث علمی کف و سوت ندارد، سکوت لازم دارد تا آخر این بحث مشخص شود. وقتی ادبیات استادیومی به کار می رود، دیگر ادبیات علمی هیچ نفوذی ندارد! اگر آدم خوش نامی باشد، یک چیزی است، این آدم که دهه شصت زمین خورده!! در حکومت دوستان خود شما به زمین خورده است! این آدم در آخر عمر، برای ما ولایت را مسخره کند؟!! کسانی که علم ندارند تا نقد کنند، تحقیر، تخریب و مسخره می کنند.

از کسانی که همان اول کار زود عکس العمل نشان دادند، تشکر می کنیم. از بزرگان استان؛ حضرت آیت الله ایمانی، حضرت آیت الله دستغیب و سردار غیب پرور که زود پای کار آمدند و حرف خود را زدند، تشکر می کنیم. من بعد باید حواس ها جمع باشد، وقتی یک دوره هشت ساله دین و ولایت زدایی را تجربه کرده اید، خودتان هم فهمیده اید که خریدار ندارد، حالا چون مردم اقبال کوچکی به شما کرده اند، از این اقبال بساط دین زدایی و ولایت زدایی راه نیندازید!

مثل اول انقلاب سمینار بگذارید، حرف ها زده شود. لائیک و کمونیست، همه صحبت می کردند و به قول شهید مطهری(ره) جزء افتخارات نظام همین بود. بعد می گویند فتنه فتنه نکنید، بساطش تمام شده! سه ماهه فتنه فتنه نکرده ایم! تمام نشده، این آتش زیر خاکستر است.

5- کوچک نمایی دست آوردها.
در عرصه حکومتی دستاوردهایی که به دست می آید را کوچک می پنداریم. صبح تا شب خودمان داریم سربازی اسرائیل می کنیم! بر سر جنس ایرانی می زنیم! راجع به تمام دستاوردهای ایران، انفعالی را بر ما غلبه داده اند. دستاوردهای علمی، صنعتی، حتی دستاوردهای ورزشی را هم زیر سوال می برند! اصلا هیچ چیز ایرانی در خانواده ای ایرانی خریدار ندارد. اگر تولیدات ایران بد باشد، صد در صد آن که بد نیست! کاش جنس بهتری استفاده می شد، جنس بدتر از جنس ایرانی ارزشش بالاتر می رود.

6- مشروعیت زدایی.

ـ در عرصه جامعه و مردم:
1- شک و تردید بر ارزش های خودی.
2- یقین به ارزش های غربی.


مثلا ما روزی به اسم معاشقه، مهرورزی و دوستی نداریم، گرچه که داریم اما ولنتاین بیشتر از این ارزش و مشتری دارد! کار به جایی می رسد کسانی که خود را با کلاس می دانند، جشن کریسمس می گیرند! این خیلی عجیب است، انفعال تا چه حد؟! اصلا ملی نبودن تا چه حد؟! خیلی از مغازه های برخی شهرها، کاج برای فروش می آورند! وقتی جامعه ای را به این نقطه برسانی که به جای نوروز کریسمس بگیرد، یعنی ذهن این ها را در اختیار داری و سرباز شما هستند.

کار به جایی می رسد که در استادیوم جمهوری اسلامی ایران، برای مسلمانی که فوت شده یک دقیقه سکوت می کنند! بی کلاس است اگر "من یقرء الفاتحة مع الصلوات" را بگوید! سکوت به چه درد این مرده می خورد؟! جهانگرد آمریکایی در خاطراتش نوشته: یکی از چیزهایی که برای من جالب به نظر آمد این بود که بر قبر حافظ، انگشت می گذاشتند و زیر لب چیزی می گفتند.
- پرسیدم که این چه کاری است؟
- فاتحه می خوانیم.
- فاتحه یعنی چه؟
- یعنی طلب آمرزش می کنیم.
گفته بود چه رسم خوبی! کاش ما هم برای مرده هایمان همچین کاری می کردیم یعنی چه سکوت می کنیم!!

هفتاد درصد جهان الان به قبر و معاد اعتقاد دارند، یعنی چه در بلندگوی استادیوم جمهوری اسلامی ایران، می گویی یک دقیقه برای مرده مسلمان سکوت کنید؟! اگر پِله مرد، برایش سکوت کن. این یعنی در اختیار قرار گرفتن جشن و عزاداری ما با فرهنگ غربی، بدون هیچ دلیل منطقی.

در ختم بگویی برای پدرت فاتحه بخوان، می ترسد! دستش را روی لبش می گذارد و می خواند! در جامعه اسلامی فعلی در جاهایی دینداری ما، ضد ارزش و دین نداری ارزشمند شده است! یعنی اگر کسی بخواهد نماز بخواهد پنهانی می خواند و کسی که نماز نمی خواند تابلوی افتخار بلند می کند که من نماز نمی خوانم! این یعنی در جنگ نرم ذهن مدیریت شده و در اختیار آن هاست. لباس اسلامی نه، لباس ایرانی از مُد افتاده! یکی از دوستان می گفت: در یکی از شهرهای گرمسیر دیدم زن و مرد پوتین پوشیده اند،‍ گفتم مگر جنگ است؟! گفتند: مُد است!

هر چه حرف می زنیم نه کسی جواب می دهد، نه کسی عمل می کند! این همه در دهه اول گفتم ماهواره ورود اسرائیل به خانه است، هیچ کس نگفت نیست. پس چرا جمع نمی کنید؟! آدم در هر شهری می رود از ماهواره های روی پشت بام ها وحشت می کند! سمینار برای حجاب گذاشته می شود و با سی دلیل گفته می شود که باید حجابت را رعایت کنی، هیچ کس برخورد نمی کند. پس چرا حجابت را رعایت نمی کنی؟!

بعد هم می گویند این چیزها را نگو، مردم زده می شوند! پانزده سال است نگفته ایم، چه سودی برای دین داشته؟! چهار روز دیگر هم می میریم و می گویند مرد حسابی چرا این حرف ها را نزدی؟! ترسیدی مشتری ات از دست برود؟! در همه مباحثی که گفتم چرا عملی نمی کنید؟! مگر نگفتم شبکه های اجتماعی نباید وقت گیر باشد؟! مگر نگفتم نباید ارتباطاتت انقدر زیاد باشد که از خانواده ات بزنی؟! چرا تغییر و تحول نمی دهید؟!
شک و تردید با ابزارهای: رسانه، دانشگاه، سیاسی ها و احزاب.

3- بغض نسبت به خودی و حب نسبت به دشمن.
زیر مطلبی که نوشته یک میلیون و پانصد هزار نفر ایرانی برای راهپیمایی کربلا رفته اند، بچه مسلمان شیعی ایرانی کامنت گذاشته: چه می شود که این ها بر نگردند؟! چقدر وضع خوب می شود، باز هم یک میلیون و پانصد هزار نفر از جمعیت کم شود، به نفع ایران است! بیا ثابت کن به نفع چه چیز ایران است که این ها برنگردند!!

خط مقدم جبهه و دفاع از ناموس شما را که همین ها گرفته اند! فقط به خاطر اینکه داد می زنند ماهواره ات را جمع کن و حجابت را درست کن، نباشند؟! چشم، شما بدون لباس در خیابان بیا، ببینیم خوشبخت می شوی یا نه؟! دشمن تو را به کجا رسانده که آرزو می کنی یک میلیون و پانصد هزار حسینی بر نگردند؟!! تو بچه مسلمان شیعی را چه کسی به اینجا رسانده؟! چقدر گفتم به حرف های آن ها گوش نده؟! کاش یک بهایی یا صهیونیسم این حرف را می زد!

در این زمانه ای که همه ادعای علم دارند، این همه حرف منطقی زده می شود، هیچ کس جواب نمی دهد! فقط تحقیر و توهین و استهزاء!! پس کرسی و جایگاه علمی را برای چه گذاشته اند؟ پانزده سال است که بنده و نفرات دیگر حاضریم که بحث کنیم، صحبت کنیم، مردم هم باشند. چهار سال قبل بخاطر مشکل سیاسی که در شهر بود، عرض کردم بجای اینکه در مسجدی یک طرفه داد بزنید، بیایید صحبت کنیم. قبول نکردند! گفتند: ما امنیت نداریم! گفتم: تنهایی می آیم، فقط یک فیلمبردار امین باشد که ضبط کند و مردم بعداً بشنوند. اصلا جواب ندادند که بیا یا نیا!! بعد به ما می گویند شما نگاهتان از بالا به پایین و ولایتی است. نه مثل اینکه شما ما را آدم حساب نمی کنید!

تا کی باید بی عقلی را تحمل کنیم که راجع به مباحث اعتقادی، اجتماعی و سیاسی باید با هم بحث کنیم. الان داریم داد می زنیم که چرا داعش یک سره دارد آدم می کشد و نمی آید بحث کنیم، داعش را کار نداریم، آدم نیستند! شما که آدمی چرا نمی آیی صحبت کنیم؟! در یک سری مباحث به دلیل اختلاف سلیقه، هیچ وقت به نتیجه واحد نمی رسیم ولی در اصول به نتیجه می رسیم.

از این طرف، عکس سرباز آمریکایی که در عراق بچه ای را بغل گرفته، همه در پروفایل هایشان می گذارند! در جهان روزانه با کمترین آمار، پنج هزار نفر دارند به دست آمریکا کشته می شوند! این ها را نمی بیند. عکس سرباز آمریکایی که اشکالی هم ندارد، شاید به یاد بچه اش افتاده، این را بغل کرده را می بیند و می گوید اینقدر که آخوندها می گفتند آمریکایی بد هستند، بد هم نیستند!

در بحث مناظره هم، این روشی که برخی پیش گرفته اند، درست نیست! اینکه به دعوا و مرگ بر فلان بکشد که مناظره نیست! یکی عناد را زیاد می کند، طرف دیگر هم تفرقه را بیشتر می کند! کسانی که در چنین جلساتی شرکت می کنند اگر چیزی برای گفتن داشتند، در جمعی که همه داد می زنند نمی رفتند، به جایی می رفتند که گوش بدهند. منظور حضرت آقا(حفظه الله) از اینکه دانشگاه ها کرسی آزاد اندیشی راه بیندازند و بحث های علمی بکنند، این نیست که عده ای کف دستشان چیزی بنویسند، داد بزنند و طرفین مناظره هم نفهمند که چه می گویند!

مناظره راهکارهای خودش را دارد، با وقت قبلی، مطالعه از مبانی شروع می کنند، به کلیات می رسند و در آخر هم به فروع ختمش می کنند. در جاهایی به اتحاد می رسند، در جاهایی هم به اتحاد نمی رسند. فضای استادیومی برای مناظره کردن اصلا سودی ندارد.



کانال تلگرام رهپویان
 چفیه سبز، زهرایی: موضوع عالی....دوستان زحمت کشیدین ایشالا کربلا
سه‌شنبه 9 دی 1393
 زهرا: بحث پدافند خیلی عالی هست.خدا خیرتون بده که متنش رو تهیه میکنید
چهارشنبه 3 دی 1393
* نام شما : 
پست الکترونيک : 
وب سايت : 
* نظر شما : 
 
تبليغات