برنامه آينده
اطلاعیه

مراسم احیای شب بیست سوم ماه رمضان در باغ جنت برگزاری می گردد.
رهپويان



پنجشنبه 4 دی 1393 نسخه چاپی
متن سخنرانی پدافند غیر عامل - قسمت هفدهم
قرآن کریم فرمود، پیغمبر(ص)، امیرالمومنین، امام حسن، امام حسین، چهارده معصوم(ع)، قبل از انقلاب، میرزای شیرازی، حضرت آیت الله بروجردی، امام(ره) و مقام معظم رهبری(مد ظله) فرمودند: شیطان اکبر، بالاتر از شیطان، اصل شیطان، فَاتْبَعُهَ الشّیطان؛ امروز در کره زمین آمریکا و صهیونیسم است، هنوز در داخل عده ای با پُز روشن فکری و کرسی دانشگاهی نمی توانند این را بفهمند!! تمام این ها فرمودند اگر بگوید: بسم الله الرحمن الرحیم، من می گویم: غلط می کنی که می گویی!

یا لطیف
سخنرانی حجت الاسلام سید محمد انجوی نژاد
موضوع: پدافند غیر عامل – قسمت 17
شام رحلت پیامبر(ص) و شهادت امام حسن(ع)

در ادامه بحث پدافند امشب اصول و قواعد اساسی پدافند غیر عامل را بررسی می کنیم:

»» اصل و قاعده اول: استفاده از فرصت جنگ نرم و تهدید نرم برای رسیدن به نقطه نرم.
کیاست و هوشیاری هر انسانی این است که از تهدید ها، فرصت بسازد. به هر حال تهدید در عالم وجود دارد و یک انسان کیّس و هوشیار کسی است که می تواند از دل تهدید فرصت را بیرون بکشد. تهدید و جنگ نرم یک تهدید است و ما می توانیم از این تهدید به عنوان فرصت استفاده کنیم کما اینکه حضرت امام(ره) فرمودند: جنگ تحمیلی بین ایران و عراق، یک نعمت است، این نوع دیدگاه امام(ره) بود. یعنی ضمن اینکه یک تهدید سخت را داریم جواب می دهیم، می توانیم حسن استفاده را بکنیم برای اینکه امروز به نقطه ای برسیم تا مسئولین نظامی کشور ادعا کنند ما چهارمین کشور یا پنجمین قدرت سخت افزاری جهان هستیم نه از نظر نرم افزاری، آدم ها و میزان شجاعت و ایثارشان!

اگر جنگی بین ایران و عراق اتفاق نمی افتاد و تهدید سختی پیش نمی آمد، ما حتما به این قدرت سخت نمی رسیدیم. همین نگاه را نسبت به تهدید نرم و جنگ نرم هم، داریم. از دل این تهدید انسان می تواند قدرت نرمی را بیرون بکشد. اگر حمله رسانه ها، سایبری، روانشناسی، دانشمندان علوم اجتماعی و ارتباطی به ارزش ها، ملیت، قومیت و اسلامیت ما نباشد، دنبال پرورش نیروی مدافع و نیروی تک زن نیستیم. یعنی اگر جنگ سخت بین ایران و عراق اتفاق نیفتاده بود، الان معلوم نبود در منطقه هم دنبال این موارد باشیم.

دیدیم مجبوریم هشت سال در مقابل کل جهان بایستیم، به این نتیجه رسیدیم که باید خودمان را تجهیز کنیم و می توانیم امروز بگوییم که قدرت سخت افزاری ما به جایی رسیده که آمریکا و اسرائیل را تهدید می کنیم! بازدارندگی ما از مرزهای خودی، به مرزهای دشمن رسیده است. یعنی الان توپ را در مرز اسرائیل برده ایم و می گوییم اگر نفس بکشی از همینجا می زنیم! این به چه بر می گردد؟ به این بر می گردد که از یک تهدید سخت، قدرت سختی را بیرون کشیده ایم.


در تهدید نرم هم همین داستان است، اگر نرم افزارهایی که دشمن به کار می برد نباشد، ما در مقابلش عِده و عُده ای را تعبیه نمی کنیم! فقط ما اینگونه نیستیم، طبیعتا اگر انسان ها مورد تهدید واقع نشوند به فکر مقاومت نمی افتند، یک قاعده انسانی است. اگر امتحان نباشد، دانش آموزان آنقدر درس نمی خوانند. مجبورند چند امتحان در طول سال بگذارند تا درس های آن ها روی هم جمع نشود. تهدید نرم امتحان برای قدرت نرم درس خواندن شما است.

وقتی می گوییم نوجوان و جوانی بحث زندگی اش را از دشمن شناسی شروع می کند، یک اتفاقی در روحش رخ می دهد که او را قدرتمند می کند، دلیلش این مقدمه ای است که خدمتتان عرض کردم. یعنی اگر نوجوان و جوان تهدید نشود، نمی تواند. خیلی از برادرها در منطقه ای برای سربازی یا زندگی می روند، با تلنباری از سوالات بر می گردد و می گوید چه کتابی بخوانم؟ چه سخنرانی گوش بدهم؟ چرا؟ چون مورد تهدید واقع شده است.

انسان مسلمان نود ساله هم داریم که مورد تهدید واقع نمی شود و در سطح راکد اولیه اش باقی می ماند و می رود. بنابراین اگر به قول حضرت امام(ره) جنگ سخت نعمت است، جنگ نرم هم نعمت است. نعمتی است که ما می توانیم انگیزه لازم را برای افراد ایجاد کنیم تا به نقطه ای برسند که قدرت نرم مملکت را بالا ببرند.

»» اصل و قاعده دوم: خلع سلاح روانی اپوزیسیون.
دشمن در جنگ نرم چه کار می کند؟ اول سربازها را بی آبرو می کند، بعد می جنگد. یعنی سرباز مقابلش را با جنگ نرم و تهدید نرم بی آبرو می کند، بعد شروع به جنگ نرم می کند اگر جواب نداد سراغ جنگ سخت می رود. همین پاتک را هم، ما باید بزنیم. یکی از چیزهایی که خیلی جدی در گفتمان داخلی، خانوادگی، دانشگاهی، دانش آموزی و ... باید روی آن کار شود، جنگ روانی علیه دشمن است. جنگ روانی به چه معنا؟ به این معنا که اگر ما بتوانیم بی آبرویی و وطن فروشی عده ای را ثابت کنیم، دیگر لازم نیست با آن ها مقابله کنیم.

اگر بتوانیم ظالم بودن، طمع کار بودن و خونخواری آمریکا را ثابت کنیم دیگر لازم نیست تک تک گزاره هایی که آمریکا به ما پیشنهاد می دهد را نقد کنیم. وقتی می خواهند با ایران مقابله کنند اول چه کار می کنند؟ افسران و سربازها را بی آبرو و بی اعتبار می کنند و می گویند: این ها دنبال قدرت، پول و فسادند! میزانی که اپوزیسیون، دشمن در جهت بی آبرویی سربازان و افسران کار می کند چند برابر میزانی است که حرف هایشان را نقد می کند. به جایی که به حرف هایشان پاسخ دهد، آبرویشان را می برد. تمام تلاشش را می کند که بی اعتبارشان کند.

در جنگ نرم، "مَکَروا و مَکَرَ الله" همین است. یکی از کارهایی که باید در جنگ نرم انجام بدهیم این است که غیر از جواب دادن به جملات، راجع به موجودیت دشمن تحقیقات داشته باشیم و صحبت کنیم. به جای اینکه یکی یکی تمام گزاره هایی که در صدای آمریکا و بی بی سی مطرح شده را بررسی کنیم، راجع به کلیت آن ها صحبت کنیم.

در جنگ، موضع انفعال چه زمانی می افتد؟ وقتی اتفاق می افتد که دشمن دائما با تمام فیلم ها، سریال ها، شبکه های خبری، سخنرانان، روحانیت و رهبران دینی اش من را محور خباثت و شیطنت می شمارد و من را بی اعتبار می کند. بنابراین سخن من معتبر نیست چون بی اعتبارم و من دائما می گویم: خوبی هایی هم دارد، می شود کنار آمد، مودب است و می شود دوستانه بود! ما راجع به مملکتی مانند آمریکا که دویست سال است بر خون سرخ پوست ها و سیاه پوست ها استوار شده، خیلی با حسن ظن تر نگاه می کنیم تا او راجع به ایران با چند هزار سال تمدن انسانیت!!

حسن ظن در جنگ نرم یعنی باختن! در یک محیطی بودم که دوستان زیاد با افکار من همراه نبودند، صحبت راجع به آمریکا شد؛ چرا می گوییم مرگ بر آمریکا و پرچمش را آتش می زنیم؟! بنده گفتم درست می گویید، ما با دولت آمریکا مشکل داریم، همه هم قانع شدند که نظر من هم همین است که باید بگوییم مرگ بر دولت آمریکا. گفتم این موضع اولیه من است، موضع ثانویه من را هم گوش کنید؛ مردم آمریکا نمی دانند بخاطر خونی که از ما در شرق دارد ریخته می شود، برج هایشان بالا می رود؟! بیخود می کنند به این ها رأی می دهند، اعتصاب و تظاهرات نمی کنند! این چه شخصیت علمی است که با ظلم نهادینه شده ی آمریکا دارد کنار می آید و برای این ظلم مالیات می دهد؟!

چه کسی می گوید ما با مردم آمریکا مشکل نداریم؟! چه مردمی هستند که همچین دولتی را بر نمی تابند؟! برای چه به این دولتی که می دانند در روز دارد هزاران خون می ریزد، مالیات می دهند؟!! بعد هم پُز انسانیتشان را در فیس بوک نشان می دهند! شما بیخود کردی که مالیات بدهی تا در غزه بمب بریزند! مثل این می ماند که ایران ما با اسرائیل وحدت کند و بگوید بیشترین هزینه ما برای موجودیت اسرائیل خرج می شود، بعد ما در فیس بوک  ضد اسرائیل مطلب بزنیم! باید به این رأی ندهی.

کدام عالم آمریکایی می خواهد این پارادوکس مضحکی که در آمریکا وجود دارد را جواب بدهد؟! اگر معتقدی رژیمت ظالم است، چرا تحملش می کنی؟!
یکی ازبرادران کانون آمریکا زندگی می کند و محرم به شیراز می آید، می گفت: این جنبش 99 درصدی که می گویند می دانی چه کسانی هستند؟ کسانی هستند که عرقشان عقب افتاده، مشکل مالی و تفریحی دارند. برای ظلم ستیزی که در خیابان نیامده اند! به این ها پول بدهند ساکت می شوند. ما با این مردم مشکل نداریم؟! از پروفسور گرفته تا کارگرش.

مدام بین دولت و مردم آمریکا جدایی ایجاد می کنند، در حالیکه او تمام ما را یکی می داند. معاون وزیر خارجه آمریکا با کمال سر افرازی در کنگره جهانی صهیونیسم، سینه اش را سپر می کند و می گوید: چرا ما باید در عراق دخالت کنیم؟ دشمنان ما دارند همدیگر را می کشند! باید به دو طرف سلاح بدهیم. دیدگاه آن ممکلت را نسبت به ما نگاه کن!

از همین مدعیان انسانیت و دموکراسی در آمریکا بیاید جواب سوال ما را بدهد، این چه برنامه ای است که شما دارید و این دولت را تحمل می کنید؟! شما نمی فهمی هزینه آسفالت، کازینو و ماشینت با خون ما دارد در می آید؟! نمی فهمی آمریکا دارد در خاورمیانه به هر چند گروه اسلحه می فروشد؟! نمی فهمی به بهانه مبارزه با تروریسم بیست، سی سال است کسی در آمریکا ترور نشده اما هر روز هزار نفر را در خاورمیانه می کشند؟! تو چطور پروفسور، پاپ و کاتولیکی هستی؟!

ما به شدت با مردم آمریکا مشکل داریم. مرگ بر آمریکا یعنی مرگ بر سیاست ها حاکم بر آمریکا، از بالا تا پایین آن. "إِنَّ اللّهَ لاَ يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ"؛ خدا عوض نمی کند خودتان باید انقلاب کنید. "مَنْ اَحَبّ قومٍ فَمِنْهُم"؛ کسی که قومی را دوست دارد و سکوت می کند، جزء همان قوم است، روز قیامت یقه اش را می گیرند. نمی فهمیدی از پول دزدی شده از عراق برای فرزندت دارند مدرسه فراهم می کنند؟!

برخی از ما مانند کسی هستیم که می داند دارد پول دزدی و خون می خورد و می گوید نه ان شاء الله حلال است! از این طرف فریادش را بر علیه ظلم و بی عدالتی هم می زند!! بعد هم می گوید در آمریکا انسان های آزاد منش داریم! رأی و انقلاب آزاد منش های آمریکا کجاست؟! پُز آزاد منشی می دهند! اما او سر تا ته ما را شیطان معرفی می کند! نسل ایرانی را نسل برخاسته از شیطان معرفی می کند! با رسانه، هالیوود و فیلم سینمایی اش هر چه شیطان در غرب هست را، از دل هخامنشی و کورش ما بیرون می کشد! از نسل ما شروع به کار کردن می کند. ما فراموش کرده ایم که نسل این ها چه کسانی هستند! غارت گران و جنایتکاران اروپا که از مملکتشان فرار کردند، سرخ پوستان را قطعه قطعه و شرحه شرحه کردند، سیاه پوستان را هم به همراه آوردند و آمریکا را ساختند!

بعد می گوید شیطان از نسل ایران است! اگر بخواهد شیطان را نشان دهد یا از منابع و معادن و موزه های عراق در می آورد که اصلش شیعه است یا از موزه های ایران در می آورد! این جنگ نا برابری است که خودمان هم نمی فهمیم او چگونه می جنگد و ما هم باید چگونه بجنگیم؟! ما هم برای اینکه ثابت کنیم آزادمنش هستیم مدام خط مرزی می کشیم! یک متخصص علوم سیاسی راجع به این قضیه بیاید صحبت کند.

از نظر عقلانی، اجتماعی و سیاسی ما بین دولت و مردم آمریکا، یک تفاهم نوشته می بینیم، نه نا نوشته! این ها به تفاهم رسیده اند؛ من می دزدم، غارت می کنم و می کشم، شما هم پول بده و شبکه هایم را بخر! کشتار را از شبکه ها تماشا کن، صدایت هم در نیاید و از آن طرف هم پُز آزاد اندیشی را در فیس بوک نشان بده و غزه را محکوم کن. موقع انتخاب هم 56 درصد به من رأی بده!

آن هایی هم که رأی نمی دهند به همین کازینو هایی که برایتان ترتیب داده ایم، با پول مردم بحرین و ... خوش باشید! آن وقت استاد دانشگاه ما مدام می گوید آمریکا اینگونه نیست!! پیاده نظام مفت دشمن، در خط اول مقدم ماست. دارد چه کار می کند؟ اعتبار تمام شیطانی که برای ما ساخته اند را رها و فراموش کرده و به شیطانی که شیطان مجسم است، دارد اعتبار می دهد!! نسل اندر نسل شیطانند.

قدم دوم در این قاعده:
قرآن کریم فرمود، پیغمبر(ص)، امیرالمومنین، امام حسن، امام حسین، چهارده معصوم(ع)، قبل از انقلاب، میرزای شیرازی، حضرت آیت الله بروجردی، امام(ره) و مقام معظم رهبری(مد ظله) فرمودند: شیطان اکبر، بالاتر از شیطان، اصل شیطان، فَاتْبَعُهَ الشّیطان؛ امروز در کره زمین آمریکا و صهیونیسم است، هنوز در داخل عده ای با پُز روشن فکری و کرسی دانشگاهی نمی توانند این را بفهمند!! تمام این ها فرمودند اگر بگوید: بسم الله الرحمن الرحیم، من می گویم: غلط می کنی که می گویی!
 

قرآن کریم در خصوصیات شیطان می گوید: هر گاه به شما زیاد پیشنهاد شد، یقین بدانید شرّ بسیار بالاتری پشت پرده این خیر است. ابداً یک سر سوزن حسن ظن نداشته باشید. یک سر سوزن که هیچ، نود و نه درصد سوء ظنت به دشمن کم است، باید صد در صد سوء ظن داشته باشی.

امام(ره) فرمودند: اگر زمانی خواستیم ببینیم که کجای کارمان اشتباه است، چک می کنیم ببینیم کجا با دشمن همراهیم.
اگر دیدی کسی دارد حرف دشمن را تکرار می کند، بدان یا پیاده نظام دشمن یا آتش تهیه ی دشمن است. دارد می ریزد، قرار است تصمیم بدی گرفته شود. چرا این حرف را می زنی؟! چه شده به یک باره یاد آمریکا افتاده ای؟!

در رده پایین تر؛ شبکه های فارسی و منافقین که آخر بی آبرویی هستند!! اگر خواستید بر روی بی آبرویی این ها کار کنید، اصلا زحمت نکشید! دعواهای بین این ها را ببینید و تکثیر کنید، مشخص می شود که چه خبر است. هر چه توضیح داده می شود که این سریال به زبان فارسی دلش به حال شما نسوخته که دارد سریال پخش می کند، می خواهد خانواده را متزلزل کند و بنیان ایرانیت و قومیت و ملیت شما را بزند، به جای این توضیحات بر روی سران این شبکه ها کار کن تا برای این آدم جا بیفتد که نمی شود به این آدم حسن ظن داشت!

اگر انسان به کسی سوء ظن داشته باشد، ایمن می شود. به قول مقام معظم رهبری(مد ظله) کسانی که امام مجتبی(ع) را تنها گذاشتند، بی دین نبودند فقط نتوانستند تحلیل کنند و دوست و دشمن را تشخیص بدهند! جالب اینجاست که عده ای در کشور به شدت با اسرائیل دشمن هستند ولی با آمریکا دشمنی ندارند! این ولد اوست، اصلا اسرائیل کاره ای نیست، سرباز خط مقدم آمریکاست. هر کاری که دوست دارد انجام دهد به وسیله اسرائیل انجام می دهد.

»» اصل و قاعده سوم: استفاده از دیپلماسی عمومی.
روی این اصلا بحثی نیست. الزاما همیشه نباید فریاد بزنیم و مرگ بر آمریکا بگوییم زمانی هم باید کار دیپلماسی انجام داده شود. به قول مقام معظم رهبری(مد ظله) دیپلمات هایمان دارند کار خودشان را انجام می دهند، ایشان فرمودند: من دیپلمات نیستم، نگفتند دیپلمات ها نباشند! دیپلماسی فقط در روابط خارجی نیست، در روابط داخلی هم وجود دارد. در رابطه با دشمنان و مخالفان داخلی هم، همینگونه است.

دیپلماسی یعنی قدرت چانه زنی و گفتگو. حتما باید باشد، اگر نباشد که نمی توانیم یک دفعه و یک باره بجنگیم! مخصوصا در پدافند غیر عامل دیپلمات ها نقش خیلی جدی دارند. دیپلمات می تواند برای ما زمان بگیرد. دیپلمات می تواند خیلی از چیزهایی که دشمن در سایه دیپلماسی مخفی کرده را، رسوا کند.

در همین قضیه اخیر و انرژی هسته ای دیپلماسی کاملا دارند جلو می روند و خیلی از کشورها متوجه شدند که بهانه بود! دیپلماسی و دیپلمات باید بداند که حرف آخر را این نمی زند. این سرباط در صحنه است، حرف آخر را فرمانده می زند و فرمانده کسی است که در قله جنگ نرم تشخیص می دهد، کجا دیپلماسی باشد کجا نباشد. کجا باید صحبت کنیم، کجا صحبتی نداریم. کجا این آیه "لا أَعْبُدُ مَا تَعْبُدُونَ وَ لا أَنْتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ" صدق می کند؟ حُدَیْبیه.

»» اصل و قاعده چهارم: بررسی و برآورد دقیق و به روز از فضای حاکم، شامل: دیدگاه ها، ضعف ها، قوت های نهادهای رسمی، صنفی و...
مقدمه کوتاه: در مملکت یک مشکل بزرگ داریم که اساتید محترم دانشگاه خصوصا اساتید آمار توجه کنند؛ آمار گیری در مملکت اصلا کارشناسی نیست! در کشورهای دیگر مثلا نظر سنجی کرده اند پنجاه و سه دهم درصد این را می گویند، چهل و چند درصد دیگر هم، چیز دیگر. تقریبا با یک دهم درصد همین اعداد در می آید. ما نظر سنجی می کنیم که هفتاد در صد فلان مطلب را گفته اند، بعد که بررسی می شود می بینیم آمار چهار درصد درست بوده است! هفتاد و یک درصد اختلاف معنا داری است و اسمش نظر سنجی نیست!

در مملکت ما هر کس از راه می رسد آمار می دهد! آمارهای عجیب و غریب که معلوم نیست کارشناسی این آمارها از کجا آمده! مخصوصا در مباحث فرهنگی! در کشور ما همه آمار می دهند! مربی تیم فوتبال می گوید: تیم ملی هفتاد میلیون طرفدار دارد! من جزء این آمار نیستم، از این به بعد بگو شصت میلیون و نهصد و نود و نه هزار نفر. این چه آماری است که می دهی؟!

شبکه رادیویی می گوید: در کمترین اوقات چند میلیون نفر شنونده داریم. در ذهن من این علامت سوال کاملا مشخص است که از چه راهکاری متوجه شده ای چند میلیون نفر شنونده داری؟! در غرب چون تلوزیون کابلی دارد می تواند دقیق آمار بدهد. تیم استقلال می گوید: سی میلیون طرفدار داریم! از کجا فهمیده ای؟! چرا مملکت را نصف کرده اید؟! سی میلیون طرفدار استقلال، سی میلیون طرفدار پرسپولیس!

وقتی وارد بحث آمار و کارشناسی می شویم می بینیم آمارهای ما اصلا کارشناسی نیست! در مسائل فرهنگی هم همینطور! استاد پروفسور دانشگاه وزارت علوم گفته: سی درصد دانشجویان پسر دانشگاه های ما شیشه می کشند! یکی دیگر در بدنه وزارت علوم گفته: هفتاد درصد شیشه می کشند! اصلا این غیر ممکن است، اینگونه باشد که استاد باید سر کلاس مواد توزیع کند!

آمارهایی که قوه قضائیه در مسائل فرهنگی به ما می دهد اتفاقا کارگشا نیست، ما نیاز به آمارهای ngoهای متخصص داریم که بتوانیم در مسائل فرهنگی روی آن حساب کنیم. در مدیرت و برنامه ریزی فرهنگی در جنگ نرم و پدافند غیر عامل، مهم ترین گزینه در کارشناسی آمار است. می خواهی وارد مدرسه یا دانشگاه بشوی، نقاط ضعف و قوتش را در بیاوری، آمار می خواهد که آمار ندارند! اصلا کار نمی کنند، بر اساس حدس آمار می دهند!

اتفاقی که می افتد چیست؟ آمارهای فرهنگیمان را از غرب می گیریم!! چون آن ها کارشناسی کار می کنند.
در دهه محرم عرض کردم که کشورهای افسرده جهان:
1- نیجریه. 2- ایران.

یعنی مردم ما از افغانستان و عراق و سوریه افسرده ترند!

سطح و گستره فساد در بین مردم ایران:
هشتاد و نه درصد استفاده کاربران ایرانی از اینترنت برای فساد است!

ما چگونه جواب این ها بدهیم؟! اگر واقعا هشتاد و نه درصد استفاده کاربران ایرانی از اینترنت برای فساد است، باید کرکره اینترنت را از نظر فقهی پایین بکشند. چون آمار نداریم، نمی توانیم جوابشان را بدهیم.

فلان برنامه مذهبی می گوید: بیست و پنج میلیون نفر شنونده داریم. فلان برنامه دیگر می گوید: هجده میلیون نفر. فقط بگویید از کجا فهمیده اید؟! فرض را بر این بگیریم که یک میلیون نفر پیامک زده باشند پس بیست میلیون نفر نگاه می کنند یا می شوند. این فقط حدس است. اگر همان یک میلیون را هم در نظر بگیریم معلوم نیست درست باشد. شاید کسی برنامه را نبیند و فقط پیامک بزند.

در بحث های فرهنگی نمی توانیم بر آمارهای حدسی، توکل و تکیه کنیم و کار را پیش ببریم. در برنامه ریزی اقتصادی، علمی، درسی، پزشکی دقیق است، به روح که می رسد آمارها کاملا حدسی است!
برنامه ای در رادیو ساعت 2:30 نیمه شب پخش می شود و می گوید: دو و نیم میلیون شنونده دارد! بنده به حرف شما کاملا حسن ظن دارم، فقط یک دلیل بیاور که از کجا متوجه شدی این تعداد شنونده دارد؟

شبکه فارس از کجا می فهمد که چه تعداد بیننده دارد؟ حضرت آیت الله ایمانی تشریف دارند: برادرهایی که تلوزیون شیراز را جزء تلوزیون های غالب می بینند، دست خودشان را بالا بیاورند. حتی یک نفر بالا نیاورد! به این می گوییم جامعه هدف کوچک. در جلسه مذهبی یک نفر تلوزیون فارس را نمی بیند، برای چه کسی دارد برنامه می سازد؟ چرا آمار نمی گیرد؟ آیا این شبکه ما می تواند در جنگ نرم، نقشی را بازی کند؟

در کار فرهنگی باید شخص را گیر بیندازی، در ژاپن برای رشد اقتصادی از در خانه تا کارخانه کار فرهنگی می کنند. یعنی از در خانه تابلو زده شده، در مسیر تا مترو یک برنامه دارد، در سالن انتظار کارخانه تا زمانی که پای کار می رود هم برایش برنامه دارد.

در کره شمالی برای اینکه به قطب نظامی و اقتصادی برسد، در تمام کتاب های مدارسش کار می کند. جاهایی که مردم هستند، حتی در جشن های عروسیشان سرودهای ملی پخش می شود! اگر پخش نشود این عروسی از نظر کره شمالی مشروعیت ندارد!
ما آن قله افراط را نمی خواهیم، می خواهیم بگوییم چقدر جنگ نرم را جدی می گیرند. ما هم روی هوا آمار می دهیم! نشریه را فقط پخش می کنیم. چند نفر خریدند و چند نفر خواندند را نمی دانیم، این کار فرهنگی نیست.

در کار فرهنگی کارشناسی به ما نشان می دهد که باید به کجا هجوم ببریم. غرب نگاه می کند، در شیراز اگر بخواهم منطقه ای را از نظر فرهنگی نسبت به اسلام مردد کنم، دو گمانه وجود دارد:
گمانه 1: قشر خیلی مرفهی که دل خوشی از نظام جمهوری اسلامی ندارند و بخاطر دل خوش نداشتن، می توانم اسلامیتشان را بلرزانم.
گمانه 2: گروه به شدت غیر مرفه، ضعیف و فقیری که آن ها هم از نظام اسلامی بخاطر عدم رسیدگی ندارند، باز می توانم اسلامیتشان را بلرزانم.


لذا پیکان هدفش را در دو محله بسیار فقیر و غنی نشین، قرار می دهد. این کارشناسی است؛ بررسی کرده، کارشناس آمده و فکر کرده. بعد دقیقا ما به همین دو قشر کاری نداریم و کاملا مغفولند!


در تمام جروات جنگ نرم اپوزیسیون این قضیه کاملا مشهود است؛ بگردید کم توانان، کم دارایی ها، ناتوانان روحی و جسمی، مستضعفین فرهنگی و کسی که کاری با او ندارند را پیدا کنید. یکی از دوستان تعریف می کرد از منافقینی که در بمب گذاری حرم امام رضا(ع) دست داشت، مهدی نحوی بود که در مدرسه، دانشگاه و فامیلش بخاطر مسائل جسمی و لکنتی که داشت، به شدت تحت تحقیر بود. این ها او را در آغوش کشیدند، بچه شیعه را به جایی رساندند که از قم به مشهد برود و بمب به کمرش ببندد و کنار ضریح امام رضا(ع) کار انتحاری انجام دهد! می دانند روی چه کسی کار کنند.

اتفاقا قشر محروم و مستضعف برای هر گونه فداکاری مناسب هستند. این ها چگونه مشخص می شوند؟ در آمار گیری ها. بعضی از هزینه های فرهنگی و جنگ نرم رسما در جوب آبی ریخته می شود! یعنی وقتی هزینه ای که می کنم حتی یک نفر هم از آن استفاده نمی کند، من می توانم یک نفر را پیدا کنم و برای او هزینه کنم. برای یک میلیون نفر کار می کند اما یک نفر استفاده نمی کند! این یک میلیون نفر را رها کن، هزینه را برای یک نفر بگذار. چه الزامی است که کار وسیع و پر آب و رنگ در جامعه انجام دهیم؟!

توصیه مقام معظم رهبری(مد ظله):
- برای دانشجویان خطابه نکنید. دانشجویان را افسران جنگ نرم خطاب می کنند و همانجا هم توضیح می دهند که فرماندهان این جنگ نیستید، افسران جنگ نرم هستید. می فرمایند: برای این ها، منظور قشر دانشجویی و تحصیلکرده، خطابه ای سخنرانی نکنید. در جنگ نرم قدرت تحلیلشان را بالا ببر.

اگر در جنگ نرم خطابه ای صحبت شود چه اتفاقی می افتد؟ دائم در قبال تک، پاتک می زنیم. اصل جنگ نرم این است: عوض کردن صحنه جنگ از پاتک به تک، از انفعال به تهاجم است. یکی از خصوصیات از انفعال به تهاجم این است که دائم منتظر این نباشیم آن ها چیزی بگویند، بعد ما جواب بدهیم.

خطابه یعنی این کار بد است، این خوب است. باید اینگونه باشیم، نباید اینگونه باشیم، این نوع صحبت کردن برای بعد یعنی درمان است.

◄ در جنگ نرم چه کار کنیم؟
حضرت آقا(حفظه الله) می فرمایند:
- به افسران جنگ نرم قدرت تحلیل بدهید. یعنی به همان میزانی که باید و نباید ها را دارید مشخص می کنید، باید برنامه های جدی برای قدرت تحلیل، فکر کردن، نوع نگاه و بصیرت داشته باشید.

بصیرت یعنی آموزش مباحث اقتصادی و عقیدتی دادن؟ نه. بصیرت یعنی دادن قدرت تحلیل، یعنی راجع به چیزی که هنوز نیامده، این شخص بداند که چه خبر است. لازم نیست بعد از آمدن به او بگویی تحلیل کن، اینکه تحلیل نیست، خطابه است.

- باز می فرمایند: در موضع تهاجمی، ابتکار عمل را در دست بگیرید و از موضع انفعال فرار کنید.
اگر دشمن خواست به شما حمله کند یا برابر باشد یا پاتک بزند. اگر دائما در مقابل تک های دشمن، پاتک بزنیم بالاخره خُرد می شویم. خُرد هم نشویم سر جای قبل خود هستیم! اغلب می ایستیم دشمن حمله کند بعد تظاهرات راه می افتد!

حضرت آقا(حفظه الله) می فرمایند: چرا منتظری تا کاریکاتور دانمارکی بیاید و بعد تظاهرات راه بیندازی، باید قبل از این کار بر علیه خیلی چیزهای دیگر تظاهرات راه می انداختی. به دینی از ما که دشمن بیست درصد در آن ضربه پذیری پیدا کرده، بیست هزار بار حمله کرده، به مکتب، اعتقاد و سیستم آمریکایی و صهیونیستی که هشتاد درصد ضربه پذیری مشهود در سطح جهان می بینیم، دائما ساکتیم! همینکه اسرائیل به غزه حمله کرد، نمایشگاه راه می اندازیم! کاری کن که دیگر نتواند حمله کند.

خدا به حق آقا امام مجتبی(ع) نعمت رهبری را هیچ وقت از ما نگیرد. پاتک ایشان را در حمله به غزه نگاه کنید؛ نفرمودند نامردها چرا کشتید؟ فرمودند: باید کرانه باختری مسلح شود! بدبخت ها در خود پیچیده اند! همه دنبال این هستند که کرانه باختری مسلح نشود و دارد مسلح می شود. دیگر دنبال حمله به غزه نیستند، توپ در زمین آن هاست.

آمار سه هفته نیوز ویک: بیست و یک درصد مهاجرت معکوس اسرائیل. دارند فرار می کنند! این به یک جمله کار بلد و کارشناسی که می داند کجا را بزند، بر می گردد. انفعال یعنی مدام بنشینیم و جواب بدهیم. دو سال پیش در قضیه بحرین عرض کردم دائم داریم محکوم می کنیم، یک کاری انجام دهیم! این دفعه حضرت آقا(حفظه الله) فقط یک جمله گفتند که کرانه باختری باید مسلح شود. به این "کار" می گویند. باور کنید با یک جمله سیستم آمریکا و اسرائیل به هم ریخته!

- راه اندازی کرسی های آزاد اندیشی با مدیریت.
قبل از اینکه او شبهه را در ذهن جوان ما ایجاد کند، باید آزاد اندیشانه به شبهات جواب داده شود. چند سال قبل فرمودند: کرسی های آزاد اندیشی را راه بیندازید. چند سال بعد فرمودند: همه منتظرند کسی بیاید و راه بیندازد! منتظر رئیس دانشگاهی؟! با شما هستم، راه بینداز. باز چند سال بعد فرمودند: چرا راه نمی اندازید؟!

کرسی آزاد اندیشی قواعدی دارد یعنی عقیده ها گفته شود، کسی نقد کند، مستمع به نتیجه ای برسد و برود. برنامه هایی که تحت مناظره در دانشگاه ها می گیرید، ابعاد مناظره را ندارد. مناظره برای مستمعی است که به حقیقت برسد نه مستمعی که قبلش به نتیجه رسیده و این طرف سالن نشسته، مستمع دیگر هم به نتیجه رسیده و آن طرف نشسته! این طرف سالن برای آن طرف سر و صدا می کنند و برعکس! اسم این کار دقیقا ایجاد تنفر مضاعف بین دو شخص و دو گروه، ایجاد روحیه تهاجمی و به هم ریختگی است. این ها با هم اختلاف سلیقه داشتند، در سالن همدیگر را می زنند!

صد بار گفته ام ادبیات استادیومی برای مناظره و دانشگاه مناسب نیست! مگر فوتبال است؟! مناظره یعنی با منطق و سکوت حرف زده شود. شخص از قبل تصمیمش را نگرفته و آمده تا به حقیقت برسد. جنبه ندارند، از سه نفر فیلم برداری کن بعد سی دی این برنامه را پخش کن. این کار خروس بازی است، دارد هیجانات را ارضاء و تنفر را بیشتر می کند!

هفت سال پیش حضرت آقا(حفظه الله) فرمودند: وقتی جریانی برنامه ای برگزار می کند، مخالفین چرا می روند؟! مگر می خواهید دعوا کنید؟!

مناظره یعنی محیطی عقلانی و ساکت با مدیریت. موضوع داده می شود، مقاله ارائه می شود، بین این ها بهترین ها از مواضع مختلف انتخاب می شود. بعد با هم در کنار یک کارشناس بحث می کنند و به نتیجه می رسانند اگر نرسید، جلسات بعدی را تشکیل می دهند و اگر باز هم به نتیجه نرسید اعلام می کنند؛ همه مطالب را شنیده اید، "فَبَشِّرْ عِبَادِ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ"؛ بر شما بشارت باد که شنیدید. "فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ"؛ خودتان انتخاب کنید.

نه لشکر کشی داریم، نه قرمز و آبی می پوشیم، نه پرچم می گیریم، نه بر سر همدیگر می زنیم و فحش می دهیم. با این مناظره ها در دانشگاه دارد وقتتان تلف می شود. وقتی شخص بیرون رفت آیا بر معرفت و سوادش اضافه شده؟ نه! اصلا دو نفری که قرار بود صحبت کنند، توانستند حرف بزنند؟ نه! اگر حرفی زدند، کسی شنید؟ نه! این دو گروه را که کنار همدیگر نشاندی، آیا فرمایش رهبری(مد ظله) که فرمودند قلوب را به هم نزدیک کنید، احقاق شد؟ نه!

اتفاقی که افتاد چه بود؟ این مناظره در پازل جنگ نرم دشمن و آمریکا قرار داده شد و دو گروهی که با هم تخاصم لفظی داشتند، به تخاصم فیزیکی تبدیل شد! هیچ اتفاق معرفتی هم نیفتاد!

مناظرات اول انقلاب پر از روشنگری بود، شهیدان مطهری، مفتح، بهشتی با سران مارکسیست و فدائیان خلق مناظره می کردند. احسان طبری کسی بود که مارکسیست شوروی روی او حساب می کرد. یکی از قطب های مارکسیست در جهان کمونیست، احسان طبری بود در تلوزیون جمهوری اسلامی این آدم مسلمان شد و توبه کرد! کم آورد! چهار، پنج ساعت برنامه بود، مردم نگاه می کردند و به نتیجه می رسیدند. ما به این کرسی آزاد اندیشی می گوییم.


کانال تلگرام رهپویان
 چفیه سبز: عالی عالی
سه‌شنبه 9 دی 1393
* نام شما : 
پست الکترونيک : 
وب سايت : 
* نظر شما : 
 
تبليغات