برنامه آينده
مراسم پرفیض دعای عرفه

سخنران:
حجت الاسلام انجوی نژاد

مداح:
حاج مهدی سلحشور

قاری:
سیدجواد هاشم زاده

زمان: سه شنبه، 30 مرداد ماه، ساعت 16
مکان: بلوار پاسداران، خیابان شهید آقایی، حسینیه سیدالشهدا(ع)


رهپويان




جمعه 22 دی 1396 نسخه چاپی
متن سخنرانی - به سوی بی نهایت - قسمت هفتم/شب هفتم محرم 96
ده گروه از گناهکاران نجات می یابند! چرا توبه واجب فوری است؟

یا انیس
متن سخنرانی
سید محمد انجوی نژاد
موضوع: معنویت جدید – قسمت هفتم
تاریخ: 1396/07/05

عناوین اصلی سخنرانی :
» گناهان به دو دسته توبیخی و درمانی تقسیم می شوند!
» اعتقاد به اینکه بعد از توبه دیگر گناه نخواهیم کرد، یک تفکر رویایی است.
» چه گناهکارانی به سمت جهنم و حضیض ذلت نخواهند رفت؟
» ده گروه از گناهکاران نجات می یابند!
» انسان زنده در دنیا چه خصوصیاتی دارند؟
» اثر گناه بر ابعاد وجودی انسان ها چگونه است؟
» چرا توبه واجب فوری است؟
» اثر گناهان بر  اهل بیت چگونه است؟
» راه مقابله با گناه شناخت خود، خدا و هستی است.
» درمان بدون درد چگونه حاصل می شود؟


» گناهان به دو دسته توبیخی و درمانی تقسیم می شوند!
گناهان دو نوع هستند: گناهان توبیخی و گناهان درمانی.

 گناهان توبیخی، گناهانی هستند که خدواند تبارک و تعالی به دلیل آن گناهان ما را توبیخ می کند و این توبیخ ممکن است به این صورت باشد که ما را از چیزی محروم کند یا اینکه خداوند بگوید من از تو خوشم نمی آید " إنَّ اللهَ لا یُحِبُ کُلَّ مُختالٍ فَخور ".

دسته دوم گناهان درمانی هستند؛ یعنی اگر آن گناهان را انجام دهیم، اثراتی در وجود ما می گذارند که نیاز به درمان دارند و اگر آن اثر درمان نشود برای ابعاد انسانی ما ایجاد نقص می کند.

مثلاً شما مشکلی در همسترینگ پا دارید و می خواهید دونده نیز بشوید، حتی اگر درمان آن درد داشته باشد و یا نیاز به جراحی داشته باشد، تا زمانی که مشکل را حل نکنید نمی توانید خوب بدوید. لذا اگر روزی به مادرتان گفتید می خواهم بروم و آن را درمان کنم اما  هزینه و درد دارد، مادر شما نمی گوید چون من تو را بسیار دوست دارم از دکتر می خواهم تو را عمل نکند! بلکه می گوید اگر واقعاً برای تعالی جسمی تو این عمل لازم است، هم هزینه را می دهیم و هم دردش را تحمل کن. هیچ محبوبی توسط هیچ محبی به بهانه اینکه درمان درد دارد، برای رد درمان محصور نمی شود!

گناهان درمانی نیز درد دارند، که این درد را یا در دنیا و یا در آخرت باید متحمل شد! فرض کنیم بعد از جراحی شما درد نداشته باشید، مثلاً عمل جراحی را می توان با بی حسی و بی هوشی، بدون درد کرد. آیا در خصوص گناهان نیز درمان بدون درد داریم؟ بله!

» اعتقاد به اینکه بعد از توبه دیگر گناه نخواهیم کرد، یک تفکر رویایی است.
بعضی از ما گمان می کنیم اگر تصمیم گرفتیم که گناه نکنیم، دیگر گناه نخواهیم کرد. قطعاً اینگونه نیست. توبه ما مقدمه رسیدن به بی نهایت است! در شب های بعد بحث ده قدم تا بی نهایت را ارائه خواهیم داد، تا امشب مقدمه بحث مبنی بر اینکه برای رسیدن به بی نهایت چه باید کرد، تمام خواهد شد! لازمه بحث ما این است، توبه کنیم که دیگر گناه نکنیم! اما اینکه فکر کنیم دیگر گناه نخواهیم کرد، یک تفکر رویایی است. حتی میان ده قدم به سوی بی نهایت نیز ممکن است گناه پیش بیاید.

» چه گناهکارانی به سمت جهنم و حضیض ذلت نخواهند رفت؟
 لذا من از میان روایات، ده عاملی که باعث می شود گناهکار علی رغم گناهکاری، امید به نجات داشته باشد و نجات نیز پیدا کند را خدمتتان عرض می کنم. و اگر فرد گناهکاری زمانی که گناه انجام می دهد این ده مورد را رعایت کند، نجات پیدا خواهد کرد! در حقیقت می خواهیم این مسئله را خدمتتان عرض کنیم که انسان های گناهکار، چگونه گناه کنند که به سمت جهنم و حضیض ذلت نروند! ده خصوصیت در این گناهکاران وجود دارد!

 آیا بد نیست که ما این گونه صحبت می کنیم؟ می گوییم اگر می خواهید گناه کنید این گونه گناه کنید؟! حدود دو هفته پیش یکی از افرادی که مدعی عرفان و فلسفه هستند، به راحتی گفته بود بو علی سینا علی رغم اینکه فلسفه قوی داشت اما شراب می خورد و به دلیل شراب خواری نیز از دنیا رفت! با خود فکر می کردم که چگونه ادعا می کند بو علی سینا شراب می خورده است، بلافاصله ادامه داد و دلیل متقن خود را توضیح داد که در کتاب طب و قانونش فصلی تحت عنوان "چگونه شراب بخوریم" دارد! همان زمان به ذهنم رسید که ایشان اگرچه علم دارند، اما نباید تنها به محفوظاتشان تکیه کنند، زمانی که می خواهند حرفی بزنند، باید تحقیق کنند!

اولاً مقاله "چگونه شراب بخوریم" متعلق به بو علی سینا نسیت، متعلق به شاگرد بو علی سینا می باشد. ثانیاً در مقدمه مقاله گفته شده است که اگر من می گویم چگونه شراب بخورید، به این معنا نیست که جواز شراب خواری را داده باشم! عده ای هستند که رعایت نمی کنند و سرما می خورند، من توضیح می دهم که چگونه سرما نخورید! زمانی که سرما خوردید، چه بخورید! این به معنای جواز سرما خوردن نیست، من می بینم عده ای شراب می خورند، به عنوان یک پزشک به آن ها می گویم اگر شراب می خورید، خاک بر سرت اما این موارد را نیز باید در کنارش بخورید که اثرات شراب را کم کند! به همین سادگی تهمت می زنند که بوعلی سینا شراب می خورد و برای این مسئله رساله نیز نوشته بود! اگر من می گویم چگونه گناه کنیم؟ به این معنا نیست که گناه کنیم! بلکه هدف درس اخلاق است! خطاب به عده ای که گناه می کنند، باید بگوییم اگر گناه می کنید، مواظب باشید که این خصوصیات را داشته باشد.

افرادی گناهکار و امیدوار هستند که در گناهکاری خود درجاتی از تقوا را نشان دهند. مثلاً خوردن از لیوانی که پر از مایع حرام است، بر من حرام می باشد؛ من می توانم کل این مایع را بخورم اما دو جرعه از آن را می خورم و مابقی را تقوا می ورزم، این دو جرعه را خوردم، دیگر نمی خورم! " یا عِبادیَ الّذینَ أسرَفوا عَلی أنفُسِهم " منظور از این آیه گناهکارانی هستند که یک لیوان حرام می خورند، دیگر گنجایش ندارند اما لیوان بعد را نیز می خورند! خداوند حتی خطاب به این افراد نیز می فرماید " لا تَقنَطوا مِن رَّحمة الله " از رحمت خدا ناامید نباشید. فردی که در گناهکاری خود درجاتی از تقوا را رعایت می کند، مثلاً می گوید درست است که من دروغگو هستم اما دروغ جزء برنامه من نیست، زمانی که بر من فشار بیاید دروغ می گویم.

» ده گروه از گناهکاران نجات می یابند.
1. افرادی که به صورت مخفیانه میان خود و خدا گناه می کنند!

کسی غیر از خودش و خدا آن گناه را نمی بیند. در روایت داریم اگر گناهی مرتکب شدی و گناهت را برای دیگری بازگو کردی، کار شما به معنای اشاعه فحشا و از بین بردن ترس مخالفت با خدا در طرف مقابل است و این اشاعه گناه از ارتکاب گناه مذموم تر است. چرا گناه باید مخفی باشد؟ زمانی دلیل مخفی بودن گناه نفاق است؛ یعنی من به صورت مخفیانه گناه انجام می دهم که مردم فکر نکنند من گناهکار هستم، این درست نیست! باید دلیل مخفی بودن گناه حیا باشد!

حیا یک حسنه و یک درجه از تقواست. یعنی اگر انسانی مخفیانه گناهی را انجام دهد؛ مرتکب گناه شده است اما با درجه ای از حیا همراه بوده است، گناهش نیز قابل بخشش و همراه با درجاتی از تقواست! اما  اگر کسی همان گناه را همراه با بی حیایی مرتکب شود، گناهش صد برابر است چون حیا نداشته است!

2. زمان ارتکاب گناه، شادمانی و مسرت و شادابی ندارد.

با ناراحتی گناه می کند. دزدی کرده است اما همیشه در دلش ناراحت است و به خدا می گوید اولین فرصتی که پول به دست  آوردم، جبران می کنم. خدا نیز این فرصت را به او می دهد. با یک مثال بررسی می کنیم؛ یک نفر دزدی کرده است و با پول آن به قصد تفریح به ترکیه رفته است؛ دیگری به علت مشکلاتی که داشته است دزدی کرده است و ناراحت است. این ناراحتی درجه ای از تقواست.
 
چرا ناراحتی؟ چون خدایی بالا سر است و من به دستوراتش عمل نکردم! پس این فرد توحید دارد، چون ناراحت است که خدا فرموده این کار را انجام ندهید اما او انجام داده است و اگر حتی خدا او را ببخشد نیز خجالت می کشد!

3. در جست و جوی گناه نیست.

برویم دور دور؟ دور دور به چه معناست؟ به دنبال چه می خواهید بروید؟ باید گناه برای این فرد دام ایجاد کند، نه اینکه خود فرد در جست و جوی گناه باشد! مانند فردی که پوست موزی را بر زمین دید و گفت: باید دوباره زمین بخورم!! پایت را بر پوست موز نگذار. برخی در مقابل وسوسه گناه هیچ مقاومتی نمی کنند! اما کسی که یک بار، دو بار مقاومت می کند " ألّذینَ قالوا رَبُّنا الله ثُمَّ استَقاموا " این استقامت ورزیدن درجاتی از تقواست که در گناهی که در آینده مرتکب می شود، رعایت کرده است.

برخی از افراد هستند زمانی که شیطان به آن ها بفرما می گوید، نه نمی گویند! برخی برای گناه بررسی و جست و جو می کنند. ساعت ها زمان و توان می گذارند و خسته می شوند، سرما و گرما را تحمل می کنند که به گناه برسند. اما گروه دیگری از مردم اینگونه نیستند، گناه در مقابل آن ها دام ایجاد می کند و به علت ضعفشان در دام می افتند.

4. بعد از انجام گناه، توجیه نمی کند.

پشیمانی خود را ابراز می کند. زمانی که می خواهد با خدا صحبت کند نیز نمی گوید به این دلایل دیشب گناه کردم، با خدا مُحاجه نمی کند. بلکه به خدا می گوید غلط کردم، ببخشید. چرا؟ جوان بودم، میان سال بودم، پیر بودم اشتباه کردم. هر دوره سنی آفاتی دارد، ضعف وجودم موجب ارتکاب گناه شد. لذا امیر المومنین(ع) زمانی که می خواهند راجع به گناه توبه کنند، می فرمایند " ظَلَمتُ نَفسی" تمام! خدایا به دامن کبریایی تو گردی نمی نشیند، من خودم را خراب کردم ببخشید.

5. لجاجت ندارد و جبران می کند.

گناه شخص در اثر لجاجت نیست.  چرا نماز نخواندی؟ چون خدا فلان کار را در حق من کرد! کلیپی که هر شب قبل از شروع مراسم پخش می کنیم را ببینید، مگر چقدر هستی که با خدا لج می کنی؟ برخی از سر لجبازی مرتکب گناه می شوند، مثلاً خدا دستور به انجام کاری می دهد اما فرد عمدی و از سر لجبازی انجام نمی دهد!

کمی دامنه را پایین تر بیاوریم که در جمع ما نیز مبتلا به دارد. چرا فلان کار را انجام دادی؟ از سر لجبازی با پدرم! اگر با پدرت مشکل داری، به پدرت فحش بده چرا سر خدا خالی می کنی؟! از دیگری می پرسیم تو چرا؟ از سر لجبازی با افراد مذهبی، به دلیل لجبازی با مادربزرگم، برادر بزرگ ترم، شوهرم که غیرت بیجا دارد، زنم که آبروی زنان مومن را برده است! از دیگری ناراحت هستید، چرا با خدا مشکل پیدا می کنید؟ " گنه کرد در بلخ آهنگری /  به ششتر زدند گردن مس گری " ناراحتی شما با دیگران چه ارتباطی به خدا دارد؟ لجاجت با خدا در میان امثال شما بسیارکم است اما متاسفانه امروزه  لجاجت با خدا به بهانه دیگران مُد شده است. شما با آخوندها مشکل دارید، مشکلتان را با خودشان حل کنید.

دو نفر به جزیره آدم خوارها رفتند و در آنجا محاصره شدند، نفر اول را بردند و در مقابل نفر دوم کشتند و از پوستش قایق ساختند، نفر دوم که این صحنه را دید چاقو را برداشت و در شکم خود فرو کرد و گفت قایقتان را سوراخ می کنم!! اگر با من مشکل داری، چرا خودت را می زنی؟ اگر با خدا لج کنید، خدا گوش من را می گیرد؟ که فلانی با من لج کرد، تو جایگزین او باید به جهنم بروی! لجاجت با خلق و تلافی کردن با خدا بسیار عجیب است! پدرم موجب شد من از اسلام گریزان شوم! اسلام یک متن و دستوراتی دارد که با سلایق متفاوت مردم بروز پیدا می کند. شما با اصل دین انس بگیر، چرا به پدرت فکر می کنی؟ این دو چه ارتباطی با هم دارند؟

6. با اهل ایمان مشکلی ندارد.

مومنین را دوست دارد و از حاکمیت اهل فضیلت استقبال می کند اما گناهکار است. یعنی اگر بخواهیم شهرداری را تعیین کنیم که این شهردار زین پس دامنه گناه را در شیراز کم خواهد کرد، اگرچه گناهکار است اما برای انتصاب چنین فردی از او استقبال می کند و پیش خود می گوید، خداوند پدرش را بیامرزد، به ما کمک می کند و دامنه گناه را کم می کند! با حکومت اهل ایمان مشکلی ندارد، کاش علی(ع) باشد، کاش حکومت واقعی اسلامی باشد و زمینه گناهکاری مرا کم کند. درحالیکه برخی به کسانی رای می دهند که احتمال دارد امکانات بیشتری را در زمینه گناهکاری ارائه دهند. مگر خدا ضرر ما را می خواهد؟ بنابراین فرد گناهکار نباید به دلیل محدود شدن گناهانش، با حاکمیت اهل فضایل مشکلی داشته باشد.

7. با حاکمیت اهل کفر مشکل دارد.

یعنی نسبت به دشمنان خدا بغض دارد. امام صادق(ع) می فرمایند " هَلِ الدینَ إلّا الحُبِ وَ البُغض " آیا دین غیر از حب و بغض است؟ برخی فکر می کنند حب و بغض به معنای شرکت در مراسم عزا و یا جشن گرفتن برای اهل بیت است، در صورتی که بغض به این معناست که شخص با اهل کفر مشکل و بغض داشته باشد، حتی گاهی فرد همانند آن ها گناه می کند اما از آنان بدش می آید.

8. گناه را کوچک نمی شمارد.

نمی گوید این گناهی که من مرتکب شدم که چیزی نیست! یک نفر صد هزار تومان می دزدد و می گوید، مردم صد ملیون می دزدند، ما که فقط صد هزار تومان دزدیده ایم! در حال حاضر تنها صد هزار تومان در این دخل بود، اگر صد ملیون در دخل بود، آیا همان صد هزار تومان را بر می داشتی؟ اگر جواب بله است، شما جزء آن دسته گناهکارانی هستید که در گناه اسراف نمی کنید، اما من فکر می کنم در آن شرایط شما صد ملیون را بر می داشتید! روز قیامت به شما خواهند گفت که ما تو را می شناسیم و خودت نیز خود را می شناسی، دلیل اینکه صد هزار تومان دزدی کردی این است که نمی توانستی صد ملیون دزدی کنی! در این مملکت شتر را با بارش می برند، اما به ما اشکال وارد می کنند که چرا یک تخم مرغ دزدیده ای؟ چون شما فعلاً در حد تخم مرغ می توانستی دزدی کنی، اگر در آن لحظه شتر نیز پیدا می کردی، آن شتر را می دزدیدی. اما اگر بتواند اثبات کند که حتی اگر صد ملیون در آن دخل بود، من اضطراراً همان صد هزار تومان را بر می داشتم، ایشان در گروه اول گناهکاران قرار می گیرد.

لذا گناه را کوچک نمی شمارد! در این مملکت که پر از فحشا و فساد است، یک نگاه حرام ما به نامحرم اشکالی ندارد، اگر نگاه به نامحرم شما اضطراری است که بحثی نیست اما اگر دستت به فساد و فحشا نمی رسد و با نگاه به نامحرم در حال جبران آن هستی، چه تفاوتی وجود دارد؟ موضوع این است که باطن تو این خباثت را دارد! گناه مربوط به خباثت باطن است، الزاماً مربوط به عمل نیست.

9. با گناهش یاری دشمن خدا نمی کند و به دشمن اجازه سوء استفاده از گناهش را نمی دهد.

مثلاً امروز اعلام می کنند دوشنبه های عرق خوری!  ما دستور می دهیم همه در روزهای دوشنبه در خیابان یک جرعه عرق بخورند. عرق خور اول، عرق را در خانه می خورد، یک گناه محسوب می شود! عرق خور دوم یک جرعه عرق را در روز یک شنبه و در خیابان می خورد، دو گناه محسوب می شود! عرق خور سوم، یک جرعه را در روز دوشنبه های عرق خوری و در خیابان می خورد! مورد سوم هم گناه کرده است، هم بی حیا بوده است و هم دشمن را شاد کرده و در پازل دشمن قرار گرفته است و هم مورد سوء استفاده دشمن قرار گرفته است.

مثال دیگر شنبه های سپید است که برای بدحجابی گذاشته اند، گناهکاران بدحجاب خوب در آن روز با چادر به خیابان می آیند. چرا؟ من قصد گناه کردن دارم اما نه در پازل دشمن! اجازه سوء استفاده به دشمن نمی دهم. به فرد لات و عرق خور می گویند تو امروز مسلمان شده ای؟ ما تو را می شناسیم چرا امروز مسلمان شده ای؟ بله، امروز مسلمان شده ام چون فهمیده ام که دشمن من یعنی شیطان گفته امروز نا مسلمان ها به خیابان بیایند، من از لج شیطان امروز را به شکل یک مسلمان به خیابان می آیم. به دشمن اجازه سوء استفاده از گناهش را نمی دهد.

10. ظاهر الصلاح است اما منافق نیست.

تفاوت ظاهر الصلاح و منافق چیست؟ ظاهر الصلاح نه مورد فوق را که خداوند وعده داده است رعایت می کند، منافق این نه مورد را رعایت می کند اما اصلاً باور ندارد، موارد فوق را رعایت می کند که مردم بیشتر فریب او را بخورند! نیت منافق متفاوت است. گناهکاری که این ده مورد را رعایت کند، خداوند وعده داده است که در دنیا نجات پیدا می کند و کاملاً امیدوار باشد که آن ده قدم به سوی بی نهایت را می تواند پیش رود.

» انسان زنده در دنیا چه خصوصیتی دارد؟
اگر ما درمان را به برزخ موکول نکنیم، در دنیا زنده می شویم و انسانی که در دنیا زنده است، ابعادش از چهار بعد دنیا بیشتر می شود! رجوع کنید به بحث جلسه دوم که ابعاد آدم ها را بررسی نمودیم.

" یا أیُهَا الّذینَ آمنوا إستجیبوا لِله وَ لِلرّسول إذا دَعاکُم لِما یُحییکُم " شما فقط بله بگویید. " یا أیُّها الّذینَ آمنوا " با شماست، " إستَجیبوا " بله بگویید، " لِلّه وَ لِلرّسول " به گفته خدا و پیغمبر، " إذا دَعاکم " زمانی که شما را دعوت می کنند، " لِما یُحییکُم " برای اینکه زنده شوید! کسانی که دعوت ما را بله نمی گویند، مرده اند! مرده از نظر خداوند انسانی است که چهار بعدی خلق شده است و چهار بعدی باقی مانده است، ابعاد پنجم و ششم خود را فعال نکرده است، از نظر قرآن این فرد مرده است.

از نظر قرآن چه کسانی زنده اند؟ " وَلا تَحسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلوا في سَبيلِ اللَّهِ أَمواتًا ۚ بَل أَحياءٌ عِندَ رَبِّهِم يُرزَقونَ " و "  وَلَا تَقُولُوا لِمَنْ يُقْتَلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتٌ ۚ بَلْ أَحْيَاءٌ وَلَٰكِنْ لَا تَشْعُرُون " افرادی که حرف خدا را استجابت می کنند، زنده می شوند اگرچه اکنون مرده باشند. این فرد زنده است اما شما نمی فهمید. زمانی که انسان زنده می شود در برزخ زنده است، زمانی که بعد دوم و سوم انسان یعنی بعد مکان و زمان او فعال می شود، به طور مثال شهید حججی در یک لحظه در اصفهان، نجف آباد، تهران و تمام مجالسی که اسم او را می آورند حاضر می شود " لا يَشْغَلُهُ سَمْعٌ عَنَ سَمْعٍ " در یک زمان واحد همه را می شنود و شنیده هایش نیز با هم تداخل نمی یابد، چون ما تنها یک بعد سمع و گوش داریم اما او ابعاد بی نهایتی دارد. خدا می فرماید من شما را به این نقطه می رسانم که در یک زمان واحد در بی نهایت مکان حضور داشته باشید، با بی نهایت چشم و گوش و توان و صفت الهی!

اگر کسی در این دنیا زنده نشد، زمانی که می میرد بلافاصله یکی از ابعاد او فعال می شود. روایت داریم زمانی که انسان ها می میرند، تمام زندگی شان را بر پرده ای نمایش می دهند! این تمثیل برای تقریب ذهن ماست. زمانی که شما از زمین جدا می شوید و به سمت بالا حرکت می کنید، مثلاً برای رفتن به خورشید، هشت دقیقه نوری تا زمین فاصله است، اگر با دوربین از خورشید به زمین نگاه کنید، هشت دقیقه قبل را می بینید! بنابراین اگر به مکانی بروید که بیست سال  نوری با زمین فاصله داشته باشد و از آن جا با دوربین نگاه کنید، بیست سال پیش به سال 1376 را می بینید! این مسئله نشان می دهد که وقایع نابود نشده اند. به طور مثال اکنون من دست خود را حرکت می دهم، هشت دقیقه بعد در خورشید دیده می شود. چه چیزی را می بیند؟ پس مشخص می شود این حرکت دست وجود دارد و از بین نمی رود.

زمانی که انسان از دنیا می رود، به سمت بالا حرکت می کند و زندگی  خود را می بیند. چون از زمین و زمان جدا می شود، تمام زندگی اش مرور می شود. تک تک لحظات زندگی خود را می بیند و چون در برزخ، زمان برزخی است تا قبل از اینکه او را در خاک بگذارند تمام زندگی و لحظات خود را مشاهده کرده است و آمادگی کامل دارد که برای تک تک جریاناتی که دیده است، پاسخگو باشد!

می بیند که در سال 1356 کارهای زشتی را مرتکب شده است و در سال 1398 از دنیا رفته است، اما در سال 1397 توبه کرده و پاک شده است، چقدر این انسان خوشحال می شود! در ذهنش می گذرد که سال 56 آن کار اشتباه را انجام دادم و بدبخت شدم، زمانی که به سال 97 می رسد، می بیند در شب هفتم محرم توبه کرده و پاک شده است. به همین سادگی! امشب ما می خواهیم تنها یک " بله " به خدا بگوییم. این بله گفتن را از منظر بی نهایت برای شما شرح می دهم.

» اثر گناه بر ابعاد وجودی انسان ها چگونه است؟
گناهانی که آن ده شرط را ندارند، بلایی سر ابعاد انسان در دنیا می آورد که نمی گذارد انسان از زمین جدا شود و از این بلا بدتر بر سر جسم برزخی ما خواهد آمد که در برزخ می بینیم اگر قرار باشد از برخی نعمت های خدا استفاده کنیم، فلان بُعد را نداریم مگر اینکه اکنون به دلیل گناهی که این بُعد شما را خراب کرده است، رنجی را تحمل کنید. این جمله بسیار عجیب است که " گناهکاران در برزخ به دنبال عذاب می دوند!!" چون این عذاب، یک عذاب درمانی است. فلان گناه ابعاد ما ر ا خراب کرده است و اکنون می خواهیم در قالب مثالی برزخ به بهشت برویم اما آن قالب را نداریم! درمانگاه کجاست؟ جهنم و عذاب برزخ همانند یک درمانگاه است. خود شخص به دنبال آن می رود.

" الَّتِی‌ تَطَّلِع‌ُ عَلَی‌ الأَفئِدَةِ " آتش روز قیامت از دل شخص بیرون می آید. یعنی از این بابت می سوزد که فلان مشکل را دارد و سعی می کند این سوزش را با درمان برطرف کند.

آیه 29 سوره مریم " وَأنذِرهُم یَومَ الحَسرة " اگر می خواهید مردم را بترسانید از جهنم نترسانید، از حسرت بترسانید. سال 56 مرتکب فلان گناه شدم، در سال 97 یک نفر به من گفت توبه کن اما توبه نکردم و در سال 98 مردم، چه اشتباهی کردم!!

آیه 267 سوره بقره "  کَذلِکَ یُرِیهِمُ اللَّهُ أَعْمالَهُمْ حَسَراتٍ عَلَیْهِمْ " اموال زشت برای آن ها آتش ندارد، بلکه حسرت دارد! آن روز که دکتر گفت دست شما با یک ماساژ آرام و فیزیوتراپی مختصر درست می شود، گفتم سخت نگیر، خدا کریم است! انقدر با این دست کار کردم که اکنون عصب دستم رو به قطع شدن است، حال باید برای پیوند عصب اقدام کنم! چه اشتباهی کردم!

» چرا توبه واجب فوری است؟
تمام مراجع ما می گویند توبه واجب فوری است. در راویت داریم پس از ارتکاب گناه به مدت شش ساعت برای توبه کردن، هیچ مشکلی نداری؛ اما اگر از شش ساعت گذشت مشکل پیدا می کنید! شش ساعت به عنوان یک بازه زمانی کوتاه مد نظر است، چون اگر گناه به مقدار کمی در وجود ما بماند بُعد ما را خراب می کند. دیگر گناه توبیخی نیست، گناه درمانی می شود و باید درد درمان را تحمل کنیم. " البَلاءُ لِلوِلاء "  بلا برای درمان است، دوستت دارد، می خواهد درمانت کند. با توجه به متافیزیک پنهان خلقت و اثرات گناه بر ابعاد وجودی انسان، ابعاد وجودی ما با گناه لطمه می خورد و این لطمه نیاز به درمان دارد.

» اثر گناهان بر  اهل بیت چگونه است؟
" أنا وَ علیٌ اَبوا هذهِ الاُمة " من و علی پدران این امت هستیم. چهارده معصوم (علیهم السلام) پدران امت و حضرت فاطمه(سلام الله علیها) مادر امت هستند. فردی خدمت امام صادق(ع) آمد و سلام کرد، امام یک نگاه عاقل اندر سفیه به او کردند که خودش متوجه شد و گفت: بله لغزیدم ببخشید! آقا فرمودند ما مرد هستیم مشکل چندانی با این مسئله نداریم، اما مادر ما حضرت فاطمه(س) زمانی که گناهان شما را می بینند بسیار اذیت می شوند.

اگر پدر و مادر حقیقی شما، خطا و اشتباهتان را ببینند اذیت می شوند؟ پدر و مادر اصلی ما اهل بیت(علیهم السلام) هستند و از گناهان ما اذیت می شوند. لذا در زیارت جامعه کبیره خداوند تبارک و تعالی می فرماید، اگر می خواهید شما را ببخشم از اهل بیت که بابت گناهانتان اذیت شده اند، دلداری کنید. " یا وَلیَ الله، إنَّ بَینی وَ بینَ الله عَزَّ وَجلَ ذُنوباً لا یَاتی عَلیها إلّا رِضاکُم " میان من و خدا گناهانی است که خداوند تا زمانی که شما راضی نباشید من را نمی بخشد.

» راه مقابله با گناه شناخت خود، خدا و هستی است.
من می توانم در ادامه از عذاب هایی که در قرآن آمده است برایتان بگویم. به یاد دارم که در دوران کودکی کتاب گناهان کبیره شهید دستغیب را در سن سیزده و یا چهارده سالگی خواندم، به مدت دو هفته خواب و خوراک از من گرفته شد، دائم اشک می ریختم در حالی که مرتکب گناه نشده بودم! یا در زمان جنگ شیخی به نام حاج آقا واعظی بودند که سوره واقعه را تفسیر می کردند، زمانی که به این آیه رسید " خُذُوهُ فَغُلُّوهُ ثُمَّ الْجَحِيمَ صَلُّوهُ " گناهکار را می گیرند و بر گردن او غل و زنجیر می زنند و با سر در آتش جهنم می اندازند، سن همه بچه ها پانزده تا شانزده سال بود اما از شدت گریه با سر به دیوار می رفتند.

شهید مطهری می فرمایند، ما منکر عذاب نیستیم اما ترس از آتش یک روش تربیتی نیست. بنده این مسئله را به تجربه می بینم، خودم را نیز دیده ام، من با این روش نتوانستم با گناه مقابله کنم. همانطور که در جلسه اول گفته شد، انسان باید بفهمد کیست؟ و اگر می خواهد گناه نکند باید هستی، خدا و خودش را بشناسد. زمانی که خدا را بزرگ بینید، متوجه می شوید که گناه چقدر بد است. خدایی که تنها با بهشت و جهنم معرفی می شود، در چشم من عظمت ندارد! شما به دلیل یک سرفه نا به جا در مقابل جمع، عذر خواهی می کنید در حالی که کار بدی نکرده اید اما زمانی که جمع بزرگ است، عذر خواهی می کنید!

ضمن اینکه من لطافت دوران کودکی را نهی نمی کنم و آن را حماقت کودکانه نمی دانم. لطیف بودیم و حال خراب شده ایم. چه کسی گفته است که نباید همانند دوران کودکی لطیف باشیم؟ حتی باید حسرت خورد که ای کاش لطافت کودکی را داشتم. اما بدانید لطافت دوران کودکی در مواجهه با عذاب، عکس العملی نشان می دهد که دوران جوانی و میان سالی و کهنسالی آن عکس العمل را نشان نمی دهد. پس به دنبال شناخت خود، خدا و هستی باشید.

» درمان بدون درد چگونه حاصل می شود؟
آیا درمان بدون درد داریم؟ بله! توبه و اراده کنید و تصمیم بگیرید و ان شاءالله از فردا به سمت بالا رفتن حرکت کنید. راه نجات فقط و فقط بله گفتن است. این بله گفتن، محدوده حداقلی تا حداکثری دارد. به میزانی که بله شما حداقلی باشد، به همان میزان به شما حداقل می دهند! و به میزانی که بله شما حداکثری باشد خدا به شما حداکثر می دهد.

با استفاده از دو روایات این بله گفتن را شرح می دهیم! امام صادق(ع) می فرمایند: یکی از صحابه صدر اسلام در حال فوت بودند که آقا امیر المومنین(ع) بر بستر احتضار ایشان رفتند.

-    این صحابه بسیار گریه کرد و گفت: یا علی نجاتم بده که من در آتش هستم.
-    از کجا فهمیدی؟
-    دوست صمیمی خود را در عالم رویا دیدم که در آتش بود و گفت بیا که من نیز در آتش هستم. چه کنم؟
-    درستش می کنم.
-    هر چه شما بگویید؟ چه کنم؟ همسرت حضرت زهرا(س) از دنیا رفته است، او نیز از من ناراضی است.
-    من او را نیز راضی می کنم. بزرگان اسلام را فرا می خوانم که به این جا بیایند، سپس اعتراف کن که ادامه مسیر پیغمبر(ص) باید چگونه باشد؟
-    کمی فکر کرد، سرش را به زیر پتو برد و از زیر پتو گفت: " یا علی! ألنّار أفضَلَ مِن العار " به آتش رفتن بهتر از خار شدن است!

اگر یک بله گفته بود، حال نه داعش داشتیم، نه فرقه های اسلامی داشتیم، نه این همه تفرقه داشتیم! هزار سال در حال کشتن یکدیگر هستیم، چون یک بله نگفت. خداوند تا چه زمانی کریم است؟

"بله" مربوط به امشب چگونه است؟ امام حسین(ع) وارد کربلا شدند، همه وقایع اتفاق افتاده است. یک مرد ناسالم و بیمار در آن زمان که علی بن الحسین(ع) بودند و دو مرد سالم که حسین بن علی(ع) و علی بن الحسین بن علی(ع) مشهور به علی اصغر هستند، در لشکر امام حسین(ع) باقی مانده اند. سی هزار نفر نیز مشغول رفتن به جهنم هستند، امام آخرین تلاش خود را برای گرفتن یک بله حداقلی یا حداکثری از این افراد می کند و جالب این است که حتی با بله حداقلی نیز این افراد را نجات می دهد.
صحبت های امام حسین(ع) را از متن برایتان می خوانم:

-    مردم اگر می خواهید نجات پیدا کنید، ولایت مرا بپذیرید.
-    نه! و هلهله کردند!
-    اگر ولایت مرا نمی پذیرید، لااقل ولایت یزید را نپذیرید.
-    یزید بر ما هجوم خواهد آورد، باز هم نه و هلهله کردند!
-    اگر می خواهید ولایت یزید را بپذیرید، بپذیرید اما بگذارید ما به مدینه بازگردیم و با ما نجنگید.
-    نه! یزید دستور داده است با شما بجنگیم و هلهله کردند!
-    اگر قرار است با من بجنگید، لااقل مرا اسیر کنید، مرا نکشید! (امام تمام تلاش خود را می کند که این سی هزار نفر به جهنم نروند)
-    نه، یزید و عمر سعد دستور داده اند که تو را بکشیم.
-    اگر می خواهید بکشید، بکشید لااقل به ما آب دهید و ما را با زبان تشنه نکشید! (امام برای آب التماس نمی کند، می خواهد یک بله از این لشکر سی هزار نفره بگیرد)
-    به خدای متعال قسم یک قطره از آب فرات را به تو نمی دهیم و تو را با زبان تشنه می کشیم.
-    امام طفل شش ماهه را در بغل گرفتند و فرمودند: اگر می خواهید ما را تشنه بکشید، بکشید اما این طفل با شما جنگ ندارد. لااقل این طفل را سیراب کنید. شما علی اکبر و قاسم و عبدالله را کشته اید و می خواهید من را نیز بکشید و به خیمه ها حمله کنید، با این حال به خدای متعال قسم اگر این طفل را سیراب کنید، من قول می دهم به دست جدم سیراب شوید!

یا ابا عبدالله چقدر شما کوتاه می آیید؟ در میانه صحبت تیر به گلو شش ماهه خورد و لشکر هلهله کرد. آیا این افراد نباید به جهنم بروند؟ باز هم خدا کریم است؟ برادر ها، خواهر ها یک بله از ما می خواهند. زمانی که امامت از تو چیزی می خواهد، بگو بله! حداکثر پاسخ مثبت شما آن است که ولایتشان را بپذیری و حداقل یک جرعه آب به بچه شش ماهه بدهید و سپس مرا بکشید. آخرین تلاشی که یک امام معصوم زد در حالی که خوابیده بود، چشم های مبارکشان باز نمی شد، ناگهان دیدند سینه شان سنگین شده است، به زحمت چشمان خود را باز کردند و دیدند که " و الشمر جالس علي صدرك " شمر بر سینه شان نشسته است! چشمان آقا اباعبدالله(ع) انقدر مهربان بود که دست و پای شمر لرزید. آقا کوچک ترین اثر لرزش و شل شدن را که در شمر دیدند، فرمودند اگر ببری، دیگر هیچ کاری نمی توانم برایت بکنم. این که می گویند امام را برگرداند و سر را از پشت برید به این علت بود، نمی توانست و خجالت کشید که از جلو سر را ببرد. در اسلام دو نفر را جزء شقی ترین افراد عالم معرفی کرده اند: 1. شمر ابن ذی الجوشن 2. قاتل آقا امیر المومنین(ع)!

یا امام حسین! شب هفتم محرم است، کاری برای ما کن.
 


کانال تلگرام رهپویان
* نام شما : 
پست الکترونيک : 
وب سايت : 
* نظر شما : 
 
تبليغات