برنامه آينده

مراسم هفتگی شنبه شب مورخ 97/07/28 و 97/08/05
به دلیل پیاده روی اربعین برگزار نمی گردد!
رهپويان




دوشنبه 31 اردیبهشت 1397 نسخه چاپی
متن سخنرانی - اهل فکر - قسمت اول - 97/01/25
در آخرالزمان قبح به عنوان حُسن و حُسن به عنوان قبح شمرده می شود! تواضع، بی عرضگی تلقی می شود و دزد بودن، عرضه! چاقو کش بودن، مردانگی تلقی می شود، اما لوطی گری و معرفت و نجابت، بی عرضگی و پخمگی! شاگرد اول یک کلاس، خرخوان نامیده می شود و شاگرد تنبل لوطی و مرد! دجال در آخرالزمان یعنی رسانه!

یا انیس
متن سخنرانی حجت الاسلام انجوی نژاد
موضوع : اهل فکر - قسمت اول
 97/01/25
◄ عناوین اصلی :
» آیا فسلفه ظهور دین فقط برای سعادت اخروی ما بوده است؟
» زمانه ای که ما در آن قرار داریم آخرالزمان است!
» قدم اول در آخرالزمان این است که مردم باید اهل فکر باشند!
» قدم دوم در آخرالزمان استفاده بیش تر از غیب است!
» خصوصیات آخرالزمان چیست؟
» دجال در آخرالزمان یعنی رسانه!
» در آخرالزمان هیچ چیز حقیقت محض نیست!

» آیا فسلفه ظهور دین فقط برای سعادت اخروی ما بوده است؟
شعاری که این روزها زیاد داده می شود این است که فلسفه ظهور دین، کتاب، سنت، بزرگان دینی، اهل بیت و 124 هزار پیامبر، رساندن انسان ها به سعادت اخروی بوده و برای دنیا ما برنامه ای نداده اند!

اما زمانی که به متن دین نگاه می کنیم، می بینم که کاملاً برعکس است! یعنی اگر بخواهیم درصد بندی کنیم، شاید 60 الی 70  درصد تعالیم کتب الهی، پیامبران و اهل بیت(علیهم السلام) در رابطه با زندگی دنیایی ما بوده و اینکه چطور در دنیا زندگی کنیم و چگونه جلو برویم! همچنین درصدی از تعالیم دینی هم در رابطه با این توصیه بوده که درباره دنیا فکر کنیم، تجربه کنیم، عمل کنیم و اگر خواستیم وارد دنیا بشویم، این نکات را لحاظ کنیم!

» زمانه ای که ما در آن قرار داریم آخرالزمان است!
زمانه ای که ما در آن قرار داریم آخرالزمان است! و طبق روایت پیامبر(صلوات الله علیه) که فرمودند من پیغمبر آخر الزمان هستم؛ آخر الزمان تا کنون 1400، 1500 سال طول کشیده و ما تقریباً جزء سده های آخر از آخر الزمان هستیم.

 پیامبر(صلوات الله علیه) پیش بینی هایی را در رابطه با شرایط در آخرالزمان و اینکه در این دوران مردم برای داشتن دنیا و آخرت بهتر، باید چگونه عمل کنند، بیان کرده اند. شاید بیست سال پیش نمی توانستیم روایات پیامبر(صلوات الله علیه) را تطبیق دهیم، اما اکنون هنگامی که این روایات را بررسی می کنیم، می بینیم تقریباً تمام آن پیش بینی ها اتفاق افتاده است!

» قدم اول در آخرالزمان این است که مردم باید اهل فکر باشند!
همچنین پیامبر(صلوات الله علیه) توضیح می دهند که اگر فلان اتفاقات رخ داد، این برخوردها را داشته باشید. لازمه و پیش نیاز اینگونه برخوردها، استفاده هر چه بیشتر از فکر است! یعنی مردم باید اهل فکر باشند و در جست و جوی امور عقلانی باشند!

» قدم دوم در آخرالزمان استفاده بیش تر از غیب است!
در قدم دوم در آخرالزمان، استفاده بیشتر از غیب مطرح می شود. یعنی با وجود اینکه در اوج مدرنیته قرار داریم، اما از غیب بیشتر استفاده می کنیم! در کشور های مدرن برخلاف تبلیغاتی که می شود، مردم بیشتر میل به غیب پیدا کرده اند! به عنوان مثال در سال 2014 آمار به این صورت است که میزان مراجعه به یک فالگیر در واشنگتن، در طول یک سال، 50 هزار مورد بوده است. این مردم خرافاتی نیستند، اما فشار تکنولوژی باعث شده که خود را ملزم به مراجعه به غیب بدانند. این آمار را یک جامعه شناس آمریکایی در سال 2014 به عنوان مشت نمونه خروار معرفی کرده و گفته بود هنگامی که یک فالگیر یا به زبان آمریکایی ها یک استاد متافیزیک در واشنگتن 50 هزار مراجعه دارد، در نتیجه می توان میزان رغبت مردم به پشت پرده های خلقت و غیب را سنجید! و این یعنی نیاز به فکر به علاوه غیب!

» خصوصیات آخرالزمان چیست؟
حال به خصوصیات آخرالزمان اشاره می کنیم :

1) در آخرالزمان حسن و قبح ها عوض می شوند!
یعنی در آخر الزمان مردم برخی چیزها را خیلی بد می دانند، درحالی که به آن اندازه بد نیست و برخی چیزها را خوب می دانند درحالی که به آن اندازه خوب نیست و همچنین برخی چیزها را خوب می دانند که بد است و برخی چیزها را بد می دانند که خوب است.

فرضاً در آخرالزمان اگر آدمی مرتکب یک خلاف راهنمایی رانندگی شود، حتماً رصد خواهد شد و با او برخورد می شود و آن فرد نیز نسبت به این برخورد تواضع نشان می دهد و خلاف خود را قبول می کند.

من را ساعت 2:43 بامداد در میدان ولیعصر تهران بابت اینکه پشت چراغ قرمز ایست کرده، اما لاستیک های جلو ماشین روی خط عابر پیاده رفته بود، بیست هزار تومان جریمه کردند. اگرچه هیچ عابر پیاده ای وجود نداشت، اما من این جریمه را تمکین می کنم و می پردازم.

اما در مقابل، در آخرالزمان خلاف های جدی، کوچک شمرده می شوند! همسایه من دو هزار میلیارد دزدی می کند و در عین حال به شهرت هم می رسد! به عنوان مثال شهرام جزایری که آزاد شد، برای قبول مصاحبه پول می گرفت! چرا؟ چون به سلبریتی تبدیل شده بود!

در آخر الزمان دغدغه و نگرانی پدر و مادرها از اینکه فرزندشان نمره شانزده بگیرد، بیش از این است که ببینند فرزندشان مرتکب یک کار خلافِ انسانی شده! برخی چیزهای کوچک خیلی بزرگ شمرده می شوند و  برخی چیزهای بزرگ، خیلی کوچک!

به عنوان مثال همه در خیابان با نگاه تحقیر آمیز به یک معتاد نگاه می کنند و به او ناسزا می گویند، اما اگر  یک جانی با کت و شلوار مرتب، کنارشان حرکت کند، کاری به او ندارند!

2) جایگاه زشتی و زیبایی تغییر می کند!
یعنی اگر کسی بخواهد در جامعه سالم زندگی کند، حق کسی را نخورد و اگر در خیابان تصادف کرد با لبخند پیاده شود و عذر خواهی کند، به او لقب بی عرضگی می دهند؛ چرا که تعریف مردانگی عوض شده است!

خانم، باجناق دزدش را بر سر شوهرش می کوبد و می گوید مهم نیست از کجا مخارجش را تامین می کند، مهم این است که عرضه داشته است! چون معنی زندگی عوض شده است!در زندان ها می بینیم که با پلیس و نیروی انتظامی با بی احترامی برخورد می شود، اما برای کسی که مرتکب قتل شده، احترام قائل می شوند و همین موضوع به جامعه نیز سرایت پیدا می کند!

در آخرالزمان قبح به عنوان حُسن و حُسن به عنوان قبح شمرده می شود! تواضع، بی عرضگی تلقی می شود و دزد بودن، عرضه! چاقو کش بودن، مردانگی تلقی می شود، اما لوطی گری و معرفت و نجابت، بی عرضگی و پخمگی! شاگرد اول یک کلاس، خرخوان نامیده می شود و شاگرد تنبل لوطی و مرد!

در آخرالزمان، یک عالِم  به عنوان یک انسان سوسول، مرفه و خرخوان به حساب می آید، اما کسی که هیچ عرضه ای ندارد، جز اینکه باد به غبغب بیندازد، صدا کلفت کند و مشت بر سر کودکان کوچکتر از خودش بکوبد، به عنوان الگوی مدرسه شناخته می شود!

3) دروغ گفتن علامت زرنگی و دروغ نگفتن علامت سادگی به حساب می آید!
در دوران ما اگر کسی برای زیارت به حرم می رفت یا جایی نمازی می خواند، سعی می کرد کسی او را نبیند که ریا نشود! اما امروزه اگر از کارهایمان سلفی نگیریم، حتماً مشکل داریم! درحقیقت در آخرالزمان متظاهران، محبوب مردم هستند و متواضعان و اولیاء در گمنامی به سر می برند و ریا جزء مستحبات محسوب می شود.

4) در آخرالزمان فریب، یک هنر است!
یک زمانی در جلسه ای بودم و به مخاطبینم گفتم : رو بازی کنید، من از ژورنالیست بازی خوشم نمی آید، برای مردم رو بازی کنید و یکی از متدین ها در جواب من گفت : "دنیای امروز دنیای ژورنالیست هاست"!

در حقیقت، امروزه مکر، فریب و حیله را با یک اسم خارجی پوشش می دهند. در آخرالزمان فریب مُد به حساب می آید و هر کس از این مُد عقب بیفتد، محبت مردم را از دست خواهد داد!

در آخرالزمان مردم نیز به دنبال کسی می گردند که آن ها را فریب دهد! به عنوان مثال طرف پای منبر کسی می نشیند که می داند خلاف عقیده او صحبت می کند، اما این فرد فقط به این خاطر که این سخنران را خوشحال کند، برایش دست می زند. در آخرالزمان مردم دوست دارند فریب بخورند!

5) مفهوم عشق در آخر الزمان کاملاً تغییر می کند!
خودخواهی ها و منیت ها را عشق می نامند و عشق را تنها در موارد ظاهری می بینند! به عنوان مثال طرف می داند که تو عاشق او نیستی، اما گفتن این واقعیت برایش سودمند نخواهد بود و درنتیجه نمی گوید!

فردی مرده بود، چند نفر با حجب و حیا در مقابل همسر مرحوم نشستند و گفتند ببخشید ما واقعاً شرمنده ایم، اما صحبت از مباحث مالی و تقسیم ارث و میراث هست. یک دفعه خانم گفت می خواهی بگویی زن دوم داشته؟ گفتند: مگر شما می دانستید؟ چقدر شما عاشق بودید که با وجود اینکه می دانستید اما هیچ نگفتید! خانم در جواب گفت اگر این موضوع را مطرح می کردم، دعوا و داد و فریاد راه می افتاد. بیست سال می دانستم، در تمام این مدت به ازای دیر کردهای او هدیه می گرفتم و هرچه از او می خواستم، چشم می گفت.

عشق در آخرالزمان مادی شده و معنای بازاری و کالایی به خود گرفته است! دو طرفی هم که به هم ابراز محبت می کنند، هر دو می دانند که فریب است، اما انسان ها دوست دارند فکر نکنند، درنتیجه این گونه محبت را می پذیرند!

مردم با دیدن سر تعظیم یک نفر که سلبریتی باشد، گمان می کنند که این سلبریتی چقدر ملت را دوست دارد، درحالیکه اگر به او انتقادی کنی، به صورت خیلی بدی رفتار می کند! مردم به همان دوستی های ظاهری قانع هستند و به دنبال عشق و محبت واقعی نمی گردند! مردم در آخرالزمان میل به فریب خوردن دارند، دوست ندارند فکر کنند و اگر به آن ها بگویی فکر کن، اذیت می شوند! در آخرالزمان فکر  قبح به حساب می آید! در مدارس و دانشگاه ها نیز به دوستانشان توصیه به فکر نکردن می کنند.

مشاور خانواده از یکی از مراجعه کنندگانش پرسید :
- چقدر راجع به این ازدواج فکر کرده ای؟
- هیچ!
- پس چرا می خواهی ازدواج کنی؟
- چون پول دارد! پول اگر باشد، مابقی مسائل هم حل می شود! اگر هم نشد، نهایتاً از هم جدا می شویم!
آمار طلاق در سال 1395 هفتاد درصد بوده است، چون در آخرالزمان القا می کنند که عشق ارزشی ندارد!

6) دوستی ها نیز در آخرالزمان تغییر می کند!
دوستی ها عوض می شود و فقط مشترکات مادی باعث دوستی می شود!

مگر آمریکا به کدام رئیس جمهور در طول تاریخ وفا کرده که برخی از رئیس جمهورها و پادشاهان منطقه گمان می کنند که با آن ها دوست است! شاه را با وجود اینکه سرطان داشت، حتی برای درمان هم به کشور خود راه نداد، قذافی را بیرون کرد، صدام حسین را اعدام کرد!

در آخرالزمان دوستی ها به این شکل است؛ اگر منافع مشترک مادی و معنوی داشتیم، در کنار هم می ایستیم، در غیر این صورت هیچ دوستی وجود ندارد! مثلاً در دوران مدرسه یک سری دوست داریم، اما در دانشگاه به دلیل تغییر منافعمان، دوستانمان نیز عوض می شود!

نان و نمکی که در گذشته حتی لوطی ها هم به آن احترام می گذاشتند، در آخرالزمان دیگر معنایی ندارد! امام صادق(علیه السلام) فرمودند : زمانی که نان و نمک هم را خوردید، دیگر حق ندارید با هم دشمن شوید! و این مسئله به خاطر این است که دیگر دوستی هایمان هم بر پایه فکر نیست!

در قرآن توصیه های زیادی در مورد شریک در مباحث اقتصادی داریم. امروزه توصیه من این است که در مباحث اقتصادی با بچه مذهبی ها شریک نشوید! با کسی شریک شوید که دوستیتان، فقط به دلیل منافع بهم نخورد! این روزها هم رهبر و هم امام زمان(عج) تنها هستند. با کسی شریک شوید که اگر دعوایی رخ داد، به لشکر امام زمان(عج) لطمه نخورد!
 
7) تعویض معنای رفاه در آخرالزمان!
رفاه برای انسان ها به معنای امنیتی است که در آن شما بتوانی معاشت را به سلامت و به بهترین وضعیت بگذرانی! اما رفاه در آخرالزمان یعنی لاکچری و بِرَند!

یعنی اگر تو ساعتی داشته باشی که 124 میلیون تومانی قیمت دارد، احساس رفاه می کنی و مهم هم نیست که خوب کار کند یا خیر! در خرید ماشین، مهم نیست که این ماشین چقدر به تو لذت بدهد، مهم این است که بِرَند باشد و قیمتش بالا باشد. در آخرالزمان مردم لباس را برای خوب بودن لباس نمی پوشند، بلکه آن را برای لاکچری شدن می پوشند.

فردی در تلوزیون صحبت می کرد و دست راستش روی میز بود و دوربین از طرف راست او فیلم می گرفت! یکی از دوستان پرسید : چرا ساعتش را به دست راست بسته است؟ گفتم برای اینکه بینندگان ساعتش را ببینند!

در اسلام، مانور تجمل و تبرج و تجمل بسیار مذموم است و گفته شده که آه دردمند را در نیاورید! چرا که نکبت به زندگیتان می افتد، اذیت می شوید، فرزندتان مریض می شود و...، اما امروزه دیگر این صحبت ها میان مردم خریداری ندارد! مردم به دنبال یک مکان خوب و خوش آب و هوا نیستند و در برجی خانه بخرند که در این برج اصلاً هوا رفت و آمد ندارد، اما لاکچری است.

8) تغییر معنای زهد!
در آخرالزمان زهد به معنای فقر و به معنای پایین شهری بودن و بی فرهنگی است! در یکی از رستوران های درجه یک لندن، اجازه ورود به فردی با لباس معمولی به همراه نایلونی که به دوش داشت را ندادند! آن فرد هم پلاستیک را در مقابل دربان باز کرد، فقط دلار در آن بود! دربان هم یک سوت زد و یک ماشین مازراتی از عقب آمد و سپس راننده پیاده شد و خطاب به آن مرد گفت : "استاد بفرمایید". سپس راننده خطاب به دربان که در را قفل کرده بود، گفت : "به ظاهر افراد قضاوت نکن"!

در آخرالزمان به ظاهر افراد قضاوت می کنند! زهد یعنی کسی که بخواهد ساده زندگی کند، ولی در آخرالزمان چنین فردی به منزله بی سواد، بی فرهنگ و بی شعور تلقی می شود.

حاج آقا رحیم ارباب(رحمه الله علیه) می گفت وارد اصفهان شدم و قصد داشتم وارد مباحث سیر و سلوک و عرفان شوم. وارد بازار که شدم، از جایی بوی کباب به مشام می رسید، پول هم نداشتم. بوی کباب داشت مرا به سمت خود می کشاند. رفتم و از یکی از دوستان طلبه دوزار قرض گرفتم برای خرید کباب! کمی بعد با خود گفتم، آنقدر بوی کباب تو را بدبخت کرده که پول قرض گرفتی و حقارت را به جان خریدی برای این بوی کباب؟! در نتیجه تصمیم گرفتم خود را تنبیه کنم. در مسیر دیدم مردی با اندام درشت و قوی، همراه با کلاه مخملی بختیاری و شلوار پاچه گشاد دارد رد می شود. با خود گفتم تنه ای به او بزنم که بر زمین بیفتد، سپس بلند شود و خوب مرا بزند که من دیگر غلط کنم درگیر بوی کباب شوم.

رفتم و تنه زدم، او هم بر زمین خورد، بلند شد خودش را تکاند و گفت : مردم در مسیر سلوک گرفتار بوی کباب می شوند، اما تنه اش را به ما می زنند. فهمیدم مرد با بصیرتی بوده است! در آخرالزمان اینگونه است؛ اگر ظاهر یک نفر زاهدانه باشد، بی شعور و بی فرهنگ محسوب می شود!

9) معنای شهرت و محبوبیت در آخرالزمان تغییر می کند.
در طول تاریخ مردم از شهرت و محبوبیت فرار می کردند، چون هم در دنیا و هم در آخرت مضرات دارد! شهرت و محبوبیت بسیار آزار دهنده است! اما در آخرالزمان کودکان از دوران دبستان به این مسئله فکر می کنند که چگونه مشهور و محبوب بشوند؟ مد است!  امیرالمؤمنین (علیه السلام) یک عمر  می فرمودند : "بپرهیزید از این که به دنبال شهرت بدوید، بدانید محبوبیت غیر از مضار برای شما چیزی ندارد". اما امروزه کاملا برعکس شده است و مردم به دنبال مشهور شدن می دوند!

چند روز پیش در جلسه ای در تهران فرد سابق المشهوری را دیدم که به دلیل بیماری از سر زبان ها افتاده بود و ناراحت بود! گفتم حاج آقا سی، چهل سال مشهور بودی، کافی است دیگر! من افرادی را می شناسم که نود سال عمر کرده اند، اما یک بار هم کسی به آن ها نگفته "سلام دوستت دارم"، از رزق و روزی "سلام دوستت دارم" سی سال بردی و خوردی، مگر چه تفاوتی میان شما و مابقی مردم است؟ سی سال همه مملکت احوال تو را را پرسیده اند، کافی است دیگر. چهار روز هم مانند مابقی مردم گمنامی را مزه کن.

برای پیرمرد 80-90 ساله ای که زمانی مشهور بوده، غصه می خوریم که دیگر کسی سراغش را نمی گیرد! بسیاری از مردم هیچگاه محبوب نبوده اند. طرف در مزرعه، کوه بنان کار می کند، دست هایش پینه بسته و 80 سال سن دارد، اما هنوز معنای بازنشستگی را نمی داند و باید برای نان بخور و نمیرش کار کند! باید برای این مردم گریه کرد!

تویی که یک عمر محبوب و روی بورس بوده ای، چه اصراری داری که باز هم روی بورس باشی؟ اگر کمی فکر می کردیم، می فهمیدیم برای چنین کسی نیاز نیست اشک بریزیم، چنین افرادی به قدر کافی بهره شان را از دنیا برده اند و باید بیست سال آخر عمرشان را بنشینند و شکر کنند.

10) معانی انسانی عوض می شود!
پیامبر اکرم(صلوات الله علیه) فرموند : "إنّی بُعِثتُ علی الشّریعَة السَّمحَة السَّهلة" من مبعوث شدم بر دینی که تساهل و تسامح، اولین گزینه های آن است. دین اسلام آمده تا مردم راحت تر زندگی کنند و خدا را همانگونه که خدایی می کند، معرفی کند! نه خدا بیشتر از غفاریتش، غفار معرفی شود و نه بیشتر از جباریتش، جبار و نه بیشتر از منتقم بودنش، منتقم!

استاندار سابق فارس آقای انصاری لاری جدیداً فرمودند که مردم یازده میلیون خرج می کنند برای سفر به ترکیه، پس بیایید در منطقه آزاد کیش تساهل را یک درجه بیشتر کنید که مردم به کیش بیایند. من تا آن موقع نمی دانستم یازده میلیون هزینه می شود! درحالی که ما با دو میلیون برای پیاده روی اربعین به کربلا رفتیم و فحش خوردیم که چرا به فقرا کمک نمی کنیم؟!

و البته این پیشنهاد ایشان باید تعریف شود. کیش که منطقه آزاد است، گشت ارشاد و ... هم ندارد، پس بیشتر کردن درجه تساهل یعنی چه؟ گرچه متخصصین می گویند بجای اینکه درجه تساهل را بیشتر کنید، قیمت هتل ها را کمتر کنید. با این پولی که مردم باید در کیش هزینه کنند، می توانند چهار بار به ترکیه بروند و برگردند! بیشتر کردن تساهل دقیقاً به چه معناست؟ روسری که ندارند، دقیقاً باید چه کار کنیم؟ اگر منظور این است که لخت شوند و عرق و ورق بزنند، مشخص کنید که اسم این کار تساهل است یا خیر؟

اسمی که به زیبایی پیامبر(صلوات الله علیه) از آن استفاده می کنند را چرا بد نام می کنید؟! در کیش باید چه کار کنیم که مردم دیگر به ترکیه نروند؟ کیش چه چیزی ندارد که ترکیه دارد؟ قبلاً یک بار این کلمات را امتحان کردید، دیدید که خراب تر شد. هر چقدر شما تساهل را بد معنی کنید، مطمئن باشید اینطرف هم غیرت را بد معنی می کنند. یعنی اگر از خشونت می ترسید، باید سعی کنید کلمات را خوب معرفی کنید. هرچه شما تفریط داشته باشید، این طرف بیشتر افراط می کنند. من نه آن تفریط شما را قبول دارم و نه غیرتِ افراطیِ جناح مقابل را!

» دجال در آخرالزمان یعنی رسانه!
پیامبر(صلوات الله علیه) می فرمایند : این اتفاقات در آخرالزمان از عواقب ظهور دجال است!

قریب به 80-90 سال پیش برخی از بزرگان ما و حتی علامه مجلسی دجال را به یک معنای جدیدی ترجمه کردند و مخصوصاً بعد از ظهور تلویزیون، عده زیادی از علما گفتند که آن غول یک چشم که هیپنوتیزم می کند و با آن همه چیز را از دست می دهی، همین تلویزیون است! عده زیادی هم آن ها را مسخره کردند، اما من هم اعتقاد دارم و حدس قوی من این است که مقصود از دجال در آخرالزمان همین رسانه است!

در آخرالزمان امپراطوری دروغ توسط رسانه برای مردمی که روایت داریم در آخرالزمان دوست دارند فکر نکنند و قبول کنند، ایجاد می شود. یعنی اگر مطلبی از سه یا چهار منبع گفته شود، مردم آن را قبول می کنند.

به همین دلیل است که ترامپ می گوید ما داعش را نابود کردیم! چه کسی در دنیا نمی داند که داعش توسط چه کسی ایجاد شده است؟ خود ترامپ هم در مناظرات ریاست جمهوری اش به کلینتون گفت که داعش را تو ایجاد کرده ای. همه می دانند داعش را چه کسی ایجاد کرده و چه کسی از بین برده است. داعش داشت کل سوریه را می گرفت و از زمانی که ایران و بعد از آن روسیه وارد کار شدند، داعش از بین رفت!

پس چرا ترامپ اینگونه می گوید؟؟!! چون دجال یا همان رسانه را در دستان خود می بیند! در رسانه ها می گوید، مردم هم باور می کنند، چون دوست دارند باور کنند و فریب بخورند! در آخرالزمان به دلیل اینکه مردم دوست دارند باور کنند و دوست ندارند فکر کنند و به دنبال تواتر هستند، همین که مطلبی را از سه خبرگزاری بشنوند، باور می کنند.

و این قضیه درحالی است که خبرگزاری ها کلا در دستان دروغ گویان است! غول رسانه ای ایجاد کرده اند و به مردم اطلاع رسانی نمی کنند که در خصوص چیزهایی که می شنوند، فکر کنند، در خصوص اخباری که می شنوند، تحقیق کنند، راجع به افراد تحقیق کنند، این فرد قبلا چه بوده؟ بعدا چه خواهد شد؟ اعتقاداتش چیست؟ هر کسی از راه برسد و هر چه بگوید را باور نکنند، آقای انجوی در مورد هر چیزی که صحبت کرد، درباره آن تحقیق کنند.

» در آخرالزمان هیچ چیز حقیقت محض نیست!
در آخرالزمان تنها قومی که نجات پیدا می کنند، اهل فکر هستند! کسانی که هر چه دیدند و شنیدند و گفتند، باور نمی کنند! در آخرالزمان باور نکنید! هر کس هر چه می خواهد گفته باشد، باور نکنید! زمانی خودمان از منابع موثق باور می کردیم، اما منبع های آخرالزمان کلهم اجمعین سوراخ هستند! در مورد همه چیز تحقیق کن!

در آخرالزمان حاکمیت در دست دروغ است و از راه دروغ منافع خود را جلو می برند و همه باور می کنند! اتفاقاً یکی از حسن های آخرالزمان این است که بازار مرید و مراد بازی برچیده می شود و مراد اصلی دجال است! طرف ده سال مرید یک مراد بوده است، دجال آخرالزمان مطلبی را القا می کند و او هم مرادش را رها می کند! توصیه کردیم که مرید و مراد بازی را حذف کنند، گفتیم ای مردم اهل فکر باشید، به هر کسی دل نبندید، مرید هر مرادی نشوید! مردم به جای اینکه اهل فکر شوند، اهل تواتر شده اند! ضرب المثل "تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها"، بیانگر مفهوم تواتر و بی فکری است.

در آخرالزمان به شدت دروغ وجود دارد! همه دروغ می گویند. صاف در چشمانت نگاه می کنند و دروغ می گویند. من هیچوقت امام جماعت نمی ایستم و هرگاه آخوند نبود و به جماعت ایستادم، نیت امام جماعت نمی کنم! اما افراد بسیاری را می شناسم که امام جماعت هستند، مجتهد هستند، اما دروغ می گویند!

به همه مشکوک باش! اهل فکر باش. اهل تحقیق باش. روی پای خودت بایست. بر عقل خودت تکیه کن. در آخرالزمان هیچ چیز حقیقت محض نیست! اهل فکر یعنی اهل تحقیق! در آخرالزمان نیازی نیست که کانال بزنی و بصیرت ایجاد کنی، شبهات آخرالزمان پایان ندارد. گرچه عده ای که دارند کار می کنند مأجور هستند، اما تمامی ندارد. به مردم بگویید اهل تحقیق باشید!

در آخرالزمان از هر صد حرف، نود و نه حرف دروغ است. اهل فکر باش، اهل تحقیق باش. بنده در کلاس درسی هفته پیش در قم، نسبت به صحبت های یک آیت الله مجتهد، نزدیک بود موضع بگیرم و اعتراض کنم، تو به چه اعتماد می کنی؟ به هیچ کس اعتماد نکنید! در مدرسه به هیچ کس، معلمت، اساتید، کانون و هیچ جای دیگر اعتماد نکن! فقط تحقیق کن! همه هم خوب هستند، اما نسبت به حرف انسان های خوب هم تحقیق کن! درباره منبعش مطالعه و فکر کن.

شما هم در زمین این ملت افتاده اید و آن ها مدام شایعه می سازند و شما پاسخ می دهید. مگر این شایعات پایان دارند؟ چند سال دیگر می خواهید به این شبهات پاسخ دهید؟ حاکمیت دجال به معنای امپراطوری دروغ است و از نظر من امپراطوری دروغ یعنی رسانه! ما به رسانه اعتماد نداریم، اما سخنان شنیده شده از تاکسی و اتوبوس و صف نانوایی و مترو و... را می پذیریم!! کمی فکر کنیم. عمیق باشیم. اهل مطالعه و فکر باشید.


کانال تلگرام رهپویان
* نام شما : 
پست الکترونيک : 
وب سايت : 
* نظر شما : 
 
تبليغات