برنامه آينده
اطلاعیه

مراسم احیای شب بیست سوم ماه رمضان در باغ جنت برگزاری می گردد.
رهپويان



جمعه 1 فروردین 1399 نسخه چاپی
متن سخنرانی - رزمندگان بدون مرز - قسمت دوم - 98/11/05

یا انیس
متن سخنرانی
سید محمد انجوی نژاد
موضوع: رزمندگان بدون مرز – قسمت دوم
تاریخ: 98/11/0
5

عناوین اصلی سخنرانی:
» عواملی که مانع از گسترش رزمندگان بدون مرز می شوند، چیست؟
» یکی از وظایف رزمندگان بدون مرز این است که اجازه ندهند جنگ ها به مرزهای کشور کشیده شود.
» سود اقتصادی سپاه قدس باید مشخص شود.
» عملکرد ما در حوزه رسانه چگونه باید باشد؟
» آزادی بیان از منظر آمریکا به چه معناست؟
» برای جهانی شدن "رزمندگان بدون مرز" چه باید کرد؟
» شرایط "رزمندگان بدون مرز" چیست؟
» آنچه که تحت عنوان اینترنت امروزه در دسترس ماست، زیر ۵ درصد از کل فضای اینترنت است، dark web مابقی این فضاست!
» ایران در جنگ نظامی بسیار قدر است، اما در جنگ روانی چطور؟


در جلسه قبل عرض کردم مردمی که نود و هشت درصد به "جمهوری اسلامی" رأی دادند، به امام(ره) اعتماد کردند و الزاما شناخت عمیقی نسبت به آرمان های امام(ره ) نداشتند. پس از مدتی هرچه این آرمان ها بیشتر مشخص شدند، از آمار نود و هشت در صدی پیروان امام کاسته شد. درحقیقت احساس کردند امام(ره) می خواهد ایران را در جهت اسلام به خدمت بگیرد در حالیکه بسیاری از افراد فریاد می زدند که ما اسلام را برای خدمت به ایران می خواهیم.

امام(ره) در پایان جنگ فرمودند: "نگذارید پیشکسوتان جبهه و جنگ و شهادت در کوچه پس کوچه های زندگی به فراموشی سپرده شوند" اما گویا امام(ره) فرموده بودند که بگذارید فراموش شوند و حرف امام(ره) بر زمین ماند. تمام تلاش دولت آقای رفسنجانی این بود که این مسلک و مرام به فراموشی سپرده شود که با سکوت دیگران ایشان در کار خود موفق شدند و سیستمی را در ایران نهادینه کرد که این سیستم ابدا با آرمان های انقلاب اسلامی، انقلاب جهانی و انقلاب مقدمه ظهور امام زمان(ره) تطابقی نداشت! سیستمی که چیده شد همانند سیستم مدیریتی یک جامعه عادی در غرب یا شرق و یا تلفیقی از هر دو بود. جامعه ما تقریبا ده الی بیست سال بر مبنای این سیستم مدیریت شد و همچنان نیز بر مبنای همان اداره می شود. در وقایع اخیر و شهادت سردار سلیمانی به جز مقام معظم رهبری، هیچ کس از دوست و دشمن حتی گمان نمی کرد که چنین جمعیتی زیر تابوت سردار سلیمانی حاضر شوند! رهبری از قبل اعلام کرده بودند که مردم در این مراسم خود را نشان خواهند داد و همین جمله به شدت مورد تهاجم و تمسخر و حتی عناد قرار گرفت که ای مردم مشارکت شما به منزله همسو بودن شما با نظام است بنابراین هیجان زده نشوید و شرکت نکنید!

همچنین توضیح داده شد که جمله کلیدی مقام معظم رهبری در خطبه های نماز جمعه "رزمندگان بدون مرز" بود که از پزشکان بدون مرز، حیوان شناسان بدون مرز، طبیعت دوستان بدون مرز و... نیز مثال هایی زده شد! به علاوه خصوصیاتی از " رزمندگان بدون مرز" عرض شد، از جمله:

1. رزمندگان بدون مرز نباید مصرف داخلی داشته باشند؛ یعنی نباید درگیر مناقشات داخلی ایران شوند. باید سیستمی وجود داشته باشد که با آشوب ها مبارزه کند. مردم باید بدانند این رزمنده ها، رزمندگان مبارزه با ظلم در داخل و خارج هستند؛ هر کجا که ظلمی وجود داشته باشد، حضور پیدا خواهند کرد. رزمندگان بدون مرز نباید سیاسی و جناحی باشند!

2. سه مدل شیعه را خدمتتان معرفی کردیم: شیعه اعتقادی، شیعه انقلابی و شیعه گفتمانی. رزمندگان بدون مرز باید شیعه گفتمانی باشند! سلوکی که حاج قاسم داشت و دیگر اعضای سپاه قدس مثل سردار قاآنی، سردار حجازی و... دارند این است که شما هیچگاه در اخبار داخلی نمی شنوید که سخنرانی داشته باشند یا از جناحی طرفداری کنند و یا علیه آن صحبتی کنند! سلوک و مرامشان این گونه است و در حقیقت شیعه گفتمانی هستند!

تعداد این رزمنگان بدون مرز محدود است اما باید پشتوانه میلیونی داشته باشند. یعنی زمانی که قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس می شود، در آماری که دشمن می گیرد متوجه می شوند که نه تنها در ایران بلکه در کشورهای دیگر نیز محبوب ترین چهره است. فیلمی را امروز از سردار سلیمانی و یارانش دیدم که مربوط به سال 1380 در افغانستان و جمع کردن فرماندهان افغان در جهت مبارزه با آمریکا و طالبان بود. سردار سلیمانی و یارانی که همراه ایشان بودند و هنوز هم هستند، انسان های بسیار عجیبی بودند؛ آن ها در اقصی نقاط دنیا آشنا و محب دارند.

عواملی که مانع از گسترش رزمندگان بدون مرز می شوند، چیست؟

» یکی از وظایف رزمندگان بدون مرز این است که اجازه ندهند جنگ ها به مرزهای کشور کشیده شود.
1. مردم بگویند ما جنگ نمی خواهیم!

اکثریت مردم اگر ببینند مسیر مملکت به سمت جنگ است، مخالفت می کنند؛ حتی همین جمع هیئتی خودمان. باید برای مردم توضیح داده شود که اتفاقا یکی از وظایف رزمندگان بدون مرز این است که اجازه ندهند جنگ ها به مرزهای کشور کشیده شود. درحقیفت با نشان دادن دلیل و سند و مدرک و همچنین نشان دادن سیستم های مشابه در آمریکا و یا روسیه مردم را قانع کنند. روسیه دقیقا زمانی وارد جنگ خاورمیانه شد که دید اگر قرقیزستانی ها، قزاق ها و چچنی ها قدرت بگیرند، یک شعبه هم در حوالی روسیه خواهند زد، بنابراین با فرستادن نیرو آن ها را در همان جا سرکوب کرد. آمریکا نیز با همین دلایل مردم خود را قانع می کند که مثلا ما تریلیاردها دلار از پول شما در آنجا خرج می کنیم که تروریست را همان جا از بین ببریم و نگذاریم وارد آمریکا شوند و مردم هم کاملا قانع شده اند و هالیوود نیز کاملا از سیاست های دولتش حمایت می کند و در این راستا فیلم می سازد!

یکی از محرومیت های خودخواسته جمهوری اسلامی در این چهل سال، اهالی هنر و سینما هستند، همه اپوزوسیون هستند؛ یعنی با پول جمهوری اسلامی فیلم ضد جمهوری اسلامی می سازند! چرا می گوییم محرومیت خود خواسته؟ چون در این چهل سال تدبیری نکرده ایم که این محرومیت را با امکاناتی که در دست داریم به قوت تبدیل کنیم. چون ما دانشگاه هنر قوی نداریم و فلسفه هنر اسلامی تدریس نمی شود و اتفاقا بدترین دانشگاه های ما از نظر هنری، دانشگاه های زیر نظر سازمان  تبلیغات و حوزه هنری هستند! در چند سال اخیر جشنواره عمار و اوج و... دارند فعالیت می کنند. آمریکا به هیچ وجه نتوانسته است پلیس و اف بی آی که در داخل کشور کار می کنند را برای مردم خود محبوب کند اما ارتش آمریکا با همین فیلم ها و سینماها اسطوره نوجوانان و جوانان هستند! محبوب هستند چون می بینند در مسائل داخلی کشور نقشی ندارند اما در آن سر دنیا برای آرامش آن ها می جنگند. این درحالی است که در کشور ما انقدر ضعیف کار شده است که مردم می گویند مدافعان حرم برای پول به سوریه و عراق رفته اند و می جنگند؛ مثلا برای یک میلیون و ششصد هزار تومان حقوق! چون در این حوزه ضعیف کار کرده ایم. گاهی امثال حاتمی کیا فیلمی مثل "به وقت شام" را می سازند که معمولا فیلم های حاتمی کیا نیز به گونه ای است که تحت فشار هیچ قشری قرار نگیرد، مثلا آقای خاتمی نیز ناراحت نشود. حاتمی کیا که یک بچه حزب الهی خط مقدمی که شکاف بزند و رُک صحبت کند نیست؛ به گونه ای فیلم می سازد که چپی ها و اصلاح طلبان نیز ناراضی نباشند. بنابراین باید مشخص شود که جنگی در کار نیست، به قول مقام معظم رهبری نه جنگ می شود و نه مذاکره خواهیم کرد.

» سود اقتصادی سپاه قدس باید مشخص شود.
2. پول و سرمایه ای که خرج می شود.

این مسائل باید با استدلال بیان شوند. مثلا ما سه و نیم میلیون دلار خرج کرده ایم درحالیکه آمریکا هفت تریلیارد دلار خرج کرده است. نظر مردم این است که او هرچقدر هم که بیش از ما خرج کرده باشد باز هم فرقی به حال ما ندارد؛ عراق و سوریه چه نفعی برای ما دارند؟ همین سه و نیم میلیارد دلار را در داخل ایران به کار بگیرید! اگر بخواهید با این نگاه حساب کنید، نفری سیزده هزار و پانصد تومان به هر نفر می رسد! ما اگر می خواهیم مقایسه کنیم، اولا ببینید  در داخل کشور چه پول هایی و چه کسانی دارند از بیت المالی که سهم تو هست، می دزدند! ثانیا سود اقتصادی سپاه قدس باید مشخص شود؛ یعنی مشخص شود که عراق از نظر مالی چه نفعی به حال ما دارد. بسیاری از مردم ما با بیان ادله ای مثل دفاع از حرم حضرت زینب(س) قانع نمی شوند! باید مشخص شود که منافع ما دقیقا در سوریه چیست؟ روسیه چه نفعی از سوریه به دست می آورد؟ یمن برای ما چه سودی دارد؟ یمن در باب المندب از نظر اقتصادی چه سودی برای ایران دارد؟

از طرفی اگر این استدلال ها بیان شود، عده ای که به دنبال آرمان های امام بوده اند، اعتراض خواهند کرد؛ شما دارید همه چیز را مادی حساب می کنید! برای این دسته از مردم هم باید ادله آرمانی بیان شود اما آرمان گرایانی که در اقلیت جامعه هستند باید قبول کنند که ما برای پشتوانه سپاه بدون مرز، نیاز به یک جمعیت میلیونی و اکثریت داریم که اغلب منفعت طلب هستند! یعنی سود کار باید برایشان مشخص باشد و همچنین آن سود را ببیند.

چرا استادیوم عراق را ساخته ایم؟ اولا ما نساخته ایم، ترکیه ساخته است. ثانیا کاش ما می ساختیم. ساختن استادیوم در عراق و کربلا از نظر مالی چه سودی برای ما دارد؟ چقدر پیمانکار؟ چقدر هزینه؟ چقدر مصالح؟ چقدر صادرات؟ چقدر نیروی کار؟ تمام این موارد باید مشخص شوند. نکند گمان می کنید که ما استادیوم عراق و کربلا را به عشق امام حسین(ع) می سازیم؟! اگر قرار بود به عشق امام حسین(ع) کاری انجام دهیم که این کاروان های زیارتی انقدر پول از مردم نمی گرفتند! کدام عشق؟! عَلَم آرمان هایمان را بلند کرده ایم و تحت لوای آن سود می بریم و حقیقت را به مردم نمی گوییم! هر پروژه ای که در هر کشوری انجام می دهیم، سود اقتصادی می بریم. آب و برق و گاز را ما صادرمی کنیم و برای کشور خودمان سود دارد. ما عراق و افغانستان و پاکستان و سوریه و... را برای همین منافع اقتصادی می خواهیم! این مسائل باید واضح برای مردم بازگو شود. دنیا طلبان با زبان دنیا صحبت می کنند و اغلب مردم دنیا طلبند، به همین دلیل با زبان دنیا طلبی قانع می شوند اما زمانی که فقط از آرمان ها و ارزش ها صحبت کنی درحالیکه سود دنیایی و مادی نیز برده ای، مردم قانع نخواهند شد.

در یکی از پروازهایی که به مقصد سوریه داشتم، پر از نیروی جوان بود؛ تعجب بنده از این بود که از ادبیات و صحبت کردنشان با یکدیگر مشخص نبود که دارند برای جنگیدن می روند! از کسی که کنارم نشسته بود و آشناتر بود پرسیدم، این بچه ها برای جنگ می آیند! دائم در حال سلفی گرفتن و...! نه اینکه بگویم جلف بودند، اصلا! اما آدم جنگ نیز نبودند. گفت نه آن ها نیروی کار هستند و برای فلان نیروگاه دارند منتقل می شوند؛ بعد از فرود آمدن در فرودگاه نیز سوار اتوبوس می شوند و به نیروگاه برق فلان استان منتقل می شوند. باید تمام این موارد را برای مردم توضیح دهیم. متاسفانه برخی از ما انقدر آرمانی صحبت می کنیم که مردم فقط برای سلامتی ما دعا می کنند! اما اگر بخواهد رأی بدهد، به کسی رأی می دهد و از کسی حمایت می کند و کسی را دوست دارد که او را با زبان دنیا قانع کرده باشد.

در صحبت هایی که خدمتتان عرض می کنم، تعارف را کنار گذاشته ام! من هم می توانم به شکل دیگری برای شما صحبت کنم، بارها صحبت کرده ام و آخر همین بحث نیز صحبت خواهم کرد که « فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجاهِدينَ عَلَي الْقاعِدينَ أَجْراً عَظيماً» « أَعِرِ اللَّهَ جُمْجُمَتَكَ » سرت را به خدا بسپار، مردم و دنیا را رها کن و...! کمی هم به زمین بیایید! دائم با تکرار همین آرمان ها مردم را کنار زده ایم که وضع کنونی جامعه اینطور شده است! کمی هم با زبان مردم و دنیا صحبت کنیم.

» عملکرد ما در حوزه رسانه چگونه باید باشد؟
3. رسانه ها!

صدا و سیما در حال حاضر علی رغم اینکه در برخی موارد بسیار زحمت می کشند اما در مواردی دیگر رسما تعطیل هستند! اصلا زبان رسانه را نمی دانند. آیا صدا و سیما ما در خصوص رزمندگان بدون مرز پاسخگو رسانه های عظیم دنیا هست؟ با چند برنامه مستند و میزگرد در شبکه افق و در ساعت ۱ نیمه شب مشکلی حل می شود؟ بله از جغدهای بدون مرز شاید! مردم را باید با رسانه قانع کرد.

در خصوص فضای رسانه هایی مثل اینستاگرام و تلگرام، فرض کنید ایران مالک اینترنت است، یک نفر از امکانات شما استفاده می کند و علیه شما فحش می دهد، آیا شما آن فرد را در ایران فیلتر می کنید یا نه؟ آمریکا صاحب اینترنت است و تو توقع داری که ضد او کار کنی اما تو را فیلتر نکند؟ تو هم اگر در آن موقعیت بودی به همین شیوه رفتار می کردی! شعار آزادی را که همه می دهیم. اما اگر کسی بخواهد در زمین خودم من را شکست دهد، قطعا اجازه نخواهم داد. تا حدی اجازه می دهم که تنها یکی از اعضای آن رسانه باشد و مخاطب شرکت های تبلیغاتی قرار بگیرد و پولش را دریافت کنم. اینستاگرام بتواند تبلیغاتش را گران تر بفروشد و عضوی باشد برای لایک کردن برنامه های ما! اما اگر ببیند که ملیون ها نفر می خواهند عکس قاسم سلیمانی را به اشتراک بگذارند و روزی چند هزار عکس را فیلتر می کنند اما باز هم عکس وجود دارد، یکدفعه متوجه می شوند که فضا تسخیر شده است! مشخص است که آمریکا برخورد خواهد کرد! تو که از آمریکا سوال می پرسی "کجاست آزادی بیانی که گفته بودید؟" چه توقعی از آن ها دارید؟ خودتان که سال هاست توضیح می دهید که آن ها آزادی بیان را قبول ندارند.

تو تمام سرمایه مملکت را به پای اینستاگرام گذاشته ای، تو تمام امکانات را در اختیار تلگرام قرار داده ای، تو تمام زمینه های داخلی را فراهم کرده ای، تو به شبکه های داخلی امکانات نداده ای و آن ها را زمین زده ای، مردم باید چکار کنند؟

» آزادی بیان از منظر آمریکا به چه معناست؟
روسیه تصمیم گرفته است که اینترانت داخلی داشته باشد، چین هم اعلام همراهی با روسیه کرده است. یکی از دلایل اینکه ما همیشه در جنگ رسانه ای بازنده هستیم، همین است. زمانی که آمریکا یک افسر ایرانی را ترور می کند و درمقابل می بیند که میلیونی وارد زمین خودش شده اند و علیه خودش تبلیغات می کنند، به آمریکا حق بدهید که مانع شود! اگر در خود آمریکا تظاهرات هزار نفری و ده هزار نفری داشته باشید، تحمل خواهند کرد اما اگر جمعیت میلیونی به خیابان ها بیایند قطعا برخورد خواهند کرد! آن ها آزادی را تا زمانی برقرار می کنند که تو قابل تحمل باشی. اما اگر ببینند این آزادی که خودشان داده اند باعث براندازی آن ها می شود، قطعا برخورد می کنند. لذا کاملا می توان به مالک اینستاگرام و تلگرام حق داد چون یک قاعده عقلی است.

در مقابل ما چه برنامه ای داریم؟ آیا نیروی متعهد و نترس و جوان و خوش فکر و ... به داخل صدا و سیما راه داده می شود؟ اگر اصلا چنین افرادی نداریم، پس ما در این چهل سال چکار می کردیم؟ چطور در سایر موارد مثل نانو و هسته ای و صنایع نظامی و... نیروی جوان و کارآمد داریم، چرا در رسانه نداریم؟ چه کسی باید پاسخگو باشد؟ در این چهل سال چه کسانی حقوق گرفتند که نیرو تربیت کنند، اما نکردند؟ ما همیشه در جنگ رسانه باخته ایم! چون زیرساخت ها و انگیزه ها و آموزش های ما مشکل دارند و از طرفی ما اصلا تلاشی در این زمینه نکرده ایم!

» برای جهانی شدن "رزمندگان بدون مرز" چه باید کرد؟
4. قانونی باشد!
در جلسه قبل عرض کردیم که "رزمندگان بدون مرز" باید قانونی شود. مردم ببینند که نظام و قانون اساسی و رای مجلس و ... پشت سر رزمندگان بدون مرز هستند و برای مردم شرح داده شود. و نماینده ای که رای می دهد باید بتواند رای خود را توجیه کند، نه اینکه بگوید چون آقای لاریجانی ایستاد، من هم ایستاد!

برای جهانی شدن "رزمندگان بدون مرز" چه باید کرد؟ اولا این مورد هم اکنون نیز جهانی هست؛ نه اینکه جهانی شده باشد، بلکه از همه جهان پذیرش می کنند. هرکس بخواهد از هرکجای جهان مراجعه کند، دیده می شود. در جنگ عراق و سوریه ما رزمندگان را از نقاط مختلف جهان مشاهده کردیم! طرف با خرج خودش به فرودگاه دمشق می آمد. مردم از نقاط مختلف جهان به قسمتی از لبنان می آمدند و از همان جا با وَن به سوریه منتقل می شدند چون راه هوایی سوریه بسته بود. کسی که لب مرز بود از آن ها می پرسید چرا به سوریه می روید؟ می گفتند می خواهیم بجنگیم! آن ها نیز معمولا اجازه ورود می دادند، مگر کشورهای مشکوک!

پذیرش برای همگان باید آزاد باشد که اگر اقلیتی در جهان چنین انگیزه ای دارند، جایی برای جنگیدن با ظلم پیدا کنند. کما اینکه داعش پذیرش کاملا همگانی داشت و سیستم استقبال مشخصی داشت. یعنی اگر مثلا شخصی اعلام می کرد که از استرالیا حرکت کرده ام، برایش مشخص می کردند که وارد فرودگاه استانبول شو سپس ما در فلان خیابان منتظرت هستیم؛ عکس رد و بدل می شد و او را منتقل می کردند.

این اتفاق اگر رخ دهد، ملت ها درگیر می شوند. جدیدا عبارت "ناتو اسلامی" به کار برده شده است. البته بد نیست که کشورهای اسلامی یک ناتو داشته باشند. همانطور که ناتو شرق و غرب نیز وجود دارد، مسئله بدی نیست اما ناتو اسلامی به معنای رزمندگان بدون مرز نیست. ما به رزمندگان بدون مرز نیاز داریم؛ نه اسلامی، نه ایرانی، نه شرقی و نه غربی! هرکس از هرکجای جهان خواست بر علیه استکبار سنگی بزند، بداند به چه جمعی باید بپیوندد.

در اوایل جنگ سوریه ما شهید می دادیم اما مسکوت باقی می ماند. به خانواده هایشان نیز سفارش می کردند که سکوت کنند. آرام و به دور از چشم مردم خانواده اش می آمدند و در گوشه ای پیکر شهید را خاک می کردند و می رفتند. اسم شهید را نیز بر روی سنگ قبر نمی نوشتند چون حتی ابا داشتیم که بگوییم در سوریه نیرو داریم. کمی که گذشت اعلام کردیم که ما در سوریه مستشار داریم! تا اینکه رسما با سوریه قراردادهایی بسته شد و به طور رسمی اعزام به سوریه داشتیم. حتی برای رزمنده هایی که داوطلب می شدند مراسم استقبال نیز برگزار می کردند.

ما که اکنون به این نقطه رسیده ایم دیگر نباید عقب گرد کنیم که اگر کسی داوطلب جنگیدن شد، دولت ها اعلام نکنند که این افراد به ما ربطی ندارند. زمانی ایران و افغانستان و پاکستان تکذیب می کردند، پس از گذشت یک بازه زمانی ایران دیگر تکذیب نکرد اما افغانستان و پاکستان هنوز تکذیب می کنند. بدتر از آن این است که رزمندگان مدافع حرم امروز نمی توانند وارد افغانستان شوند چون آن ها را دستگیر می کنند. آمریکا در آنجا برایشان پرونده تشکیل می دهد. ما دیگر نباید از این موضوع اِبا داشته باشیم و یا خجالت بکشیم که هرکس خواست، راحت بتواند برود. زمانی که ما در شیراز تصمیم گرفتیم اعزام نیرو داشته باشیم، از هر هزار نفری که سازماندهی می کردیم، ۵۰ تا ۱۰۰ نفر از آن ها را اعزام می کردند چون مسیر باز نبود!

قوانین بین المللی دیگر بر رزمندگان بدون مرز حاکم نیست. آن ها تشکیل یک ناتو داده اند. همچنین این مسئله باید اعلام شود و نیرو گیری داشته باشند. چقدر انسان هایی در جهان اعم از مسلمان و غیر مسلمان و حتی ادیان غیر دینی وجود دارند که حاضرند در این جمع حضور داشته باشند.

ارتش آمریکا برای رزمندگان بدون مرزش از طریق دو کانال عجیب نیروگیری می کند، یکی از طریق زندان و دیگری از میان بیماران! ارتش آمریکا از زندانیانی که حبس ابد هستند یا مثلا حبس ۳۰ ساله دارند و تا ۶۰ سالگی باید در زندان بمانند، اگر صلاحیتش تایید شود، برای قسمت رزمندگان بدون مرز نیرو می گیرند. می گویند تو به ازای بودن در زندان برو بجنگ، برخی می پذیرند. بنابراین یکی از کانال های ارتش آمریکا، زندان است.

درصدی از ورودی های ارتش آمریکا که اصلا آن ها را نیز پنهان نمی کند، از طریق بیماران هست. بیمار مانند کسانی که از نظر اجتماعی بیماری دارند که نمی توانند با جامعه بسازند، اصطلاحا ناسازگار هستند. طرف کلا آفریده شده است برای دعوا کردن! در فیلم های آمریکایی نشان می دهند که مثلا فلانی از فلان زندان هست، یا فلانی از بیماران روانی هست، اهل زدن و کشتن است اما توانایی برقراری ارتباطات اجتماعی را ندارد.

شوروی سابق که امروزه روسیه می نامند، از یتیم خانه ها برای ارتش خود نیرو می گرفتند. بچه هایی که پدر و مادرهای نامشخصی داشتند، از بچگی آن ها را مد نظر می گرفتند. مدیریت یتیم خانه های شوروی سابق در اختیار k.G.B بود سازمانی که نیرو برای ارتش فراهم می کرد.

من نمی گویم که روی بیماران و یتیم ها کار کنید، اما قبول کنید عده ای هستند که واقعا نمی توانند در شهر زندگی کنند. اگر در شهر بماند جامعه را بهم می ریزد اما رزمنده بسیار خوبی است. رضا سگ یکی از شهدایی بود که قبلا خاطره اش را برایتان تعریف کرده ام، می گفت من اگر یک روز کتک نخورم شب خوابم نمی برد! باور کنید برخی از همرزمان ما در زمان جنگ، پس از جنگ هیچ رشد و پیشرفتی نداشتند. در جنگ انقدر تحت فشار روانی و جسمی بودند که فقط برای جنگیدن کارامد بودند. برای هیچ کار دیگری مناسب نبودند و هنوز هم مناسب نیستند. جنگ انسان ها را اذیت می کند، برخی از ما خیلی پوست کلفت بودیم که توانستیم خودمان را دوباره بازسازی کنیم.

امام(ره) فرمودند نگذارید این رزمنده ها فراموش شوند. اگر ما یک سپاه قدس رزمندگان بدون مرز داشتیم، در جنگ هایی که در بوسنی و آذربایجان و عراق و سوریه و یمن اتفاق افتاد، شرکت می کردند و به همان شغلی که می خواستند رسیده بودند. خداوند سه نوع مورچه ملکه و سرباز و کارگر خلق کرده است. برخی از انسان ها ذاتا سرباز هستند! شهید علی دیمه اگر بوی باروت و دود و خمپاره نمی شنید، سردرد می گرفت! برخی از مردم ما به این فضا خو گرفته اند. آمریکا می دانست باید چکار کند، چرا ما ندانیم؟ انگیزه های الهی بسیار تقویت کننده در این مسیر هستند اما حتی اگر فردی با این انگیزه ها نباشد باز هم مفید خواهد بود. گاهی ما در سوریه گرسنه می شدیم و غذا نداشتیم، می رفت میان داعشی ها و کنسرو و گوشت برمی داشت و در مسیر هم ۶ نفر را می کشت و برای ما می آورد، یکبار یک قابلمه گرم غذا را از روی بخاری آن ها برداشت و برای ما آورد! پس از سوریه زمانی او را در مشهد دیدم، حالم بد شد! مفلوک یک گوشه نشسته بود تا بمیرد. نمی توانست با اجتماع رابطه برقرار کند، اتفاقا انگیزه دینی هم داشت اما زندگی اجتماعی را بلد نیست.

به یکی از بچه ها بعد از جنگ پیشنهاد داده بودند که در خیابان ها برای حجاب امر به معروف کن؛ او هم رفته بود به یک خانم گفته بود حجابت را درست کن، جواب داده بود: به تو ربطی ندارد! او هم کلت درآورده بود و گذاشته بود روی شقیقه خانم که حجابت را باید درست کنی! چنین فردی فقط برای میدان جنگ مفید است! جایگاه چنین افرادی کجاست؟ مورچه های سرباز باید به کجا بروند؟ اسلام که انقدر دستور جهاد دارد و انقدر ظلم در جهان نهادینه است، سربازها باید کجا بروند؟ داعش بر همین نقطه دست گذاشت. کاری که داعش در مدت یک ماه کرد، انقلاب اسلامی در مدت سی سال نکرد! رزمنده ها از اقصی نقاط جهان در سپاه داعش حضور داشتند. رزمنده های چینی هم بسیار ساده هستند و هم بسیار جنگجو! چنین افرادی باید در کجا به کار گرفته شوند؟ ما تا به کِی باید با جهان تعارف کنیم؟ چرا سپاه ظلم باید علنا نیرو بگیرد اما ما باید مخفیانه از شهرهای مختلف به تعداد کم نیرو جمع کنیم که ۳۰ نفر را به اسم کارگر ببریم، ۱۵ نفر را به اسم نظافت چی و ۶ نفر را به اسم ازدواج! نیرو بگیرید و بگویید برای جنگ اعزام می کنیم! عبارت "رزمندگان بدون مرز" که مقام معظم رهبری فرمودند، پرده را از این مخفی کاری ها برداشت!

اگر کسی ذاتا رزمنده نیست، زیاد به خودش فشار وارد نکند چون مشخص نیست بتواند تغییر کند. ممکن است به مرور زمان و بعد از گذشت مثلا ۳ یا ۵ سال تغییر کند! جنگ های امروز زمان زیادی نمی برند، زمانشان کم است! برخی ذاتا ترسو هستند.

» شرایط "رزمندگان بدون مرز" چیست؟
1. تخصص در اطلاعات نظامی.

پس از آن جنگ تحمیلی، زمانی که به سوریه رفتم، صلاح ها به قدری تغییر کرده بود که باید به طور کلی سیستم قبل را فراموش می کردیم! هرآنچه که از آموزه های سابق داشتیم را باید فراموش می کردیم! کسانی که قصد جنگیدن دارند، باید اطلاعات نظامیشان به روز شود.

2. جبهه جنگ امروز فراتر از گذشته است.

جبهه جنگ در گذشته سه قسمت داشت: تدارکات، تسلیحات، جنگ! عده ای در شهرها برای تدارکات رزمنده ها فعالیت می کردند. عده دیگری سلاح می ساختند و یا صلاح جور می کردند؛ امروزه توانایی ساخت صلاح داریم. کسی که مخوف ترین اسلحه را می سازد ممکن است با صدای یک ترقه سکته کند اما تخصصش در این زمینه است! گروه سوم نیز رزمنده ها هستند. اما امروزه جبهه های جنگ گسترده تر شده اند! علاوه بر تدارکات و تسلیحات، رسانه و سایبری نیز اضاف شده است.

» آنچه که تحت عنوان اینترنت امروزه در دسترس ماست، زیر ۵ درصد از کل فضای اینترنت است، dark web مابقی این فضاست!
درصد زیادی از فضای اینترنت زیر آب است، شاید بالای ۹۰ درصد! کل آنچه که شما از اینترنت در موبایل و لپ تاپ و کامپیوتر می بینید، فضای روشن اینترنت است. بخش dark web اینترنت یعنی بخشی که شما نمی توانید ببینید و در موتورهای جست و جو قابل دسترسی نیستند چون موتور جستوجو مخصوص به خود را دارد و البته قابل نصب بر موبایل و لپ تاپ شما نیز هست، نیاز به تخصص دارد؛ طبق آمار ۳۰ درصد نیروهای داعش متخصص dark web هستند. آنچه که تحت عنوان اینترنت امروزه در دسترس ما هست، زیر ۵ درصد از کل فضای اینترنت است،dark web  مابقی این فضا است! ببینید چه اتفاقاتی می تواند در این فضا اتفاق بیفتد. داعش برنامه ریزی کرده بود که ۳۰ درصد از متخصصین dark web جذب کند. این فضا یک فضای بسیار مخوف و عجیبی است! اگر هواپیمای اوکراینی توسط دشمن زده شده باشد از طریق فضای dark web است. گمان نکنید افرادی که هَکِر هستند، متخصصین وِب هستند، وب فضای چندان بزرگی نیست! دختر فلان شهید هسته ای به اشتباه لپ تاپ پدر را به وای فای منزل به مدت ۳ ثانیه وصل می کند و فردا صبح این شهید بزرگوار ترور می شود، این اطلاعات از کجا به دست می آید؟ یک فضای جنگ سایبری در حال حاضر وجود دارد که باید به آن ورود کرد.

سپاه جنگ سایبری زیاد تشکیل شده است که مثلا در پیج علینژاد بروی کامنت بگذاری و پست های فلان پیج را لایک کنی و ...! جنگ حقیقی در فضای dark web است، فضای کنونی بازی کوچکی است. زمانی که شما در محیط dark web فعال شوی، آمریکا نیز که خود صاحب اینترنت است دیگر نمی تواند شما را کنترل کند، مانند اطلاعاتی که از سازمان سیا و پنتاگون افشا شد. آمریکا یک تکنولوژی راه انداخته است و امروزه به قدری رشد کرده است که حتی صاحبش هم دیگر نمی تواند آن را کنترل کند. در فضای وب هست که می توانند مثلا در اینستاگرام عکس قاسم سلیمانی را حذف کنند.

سپاه سایبری رزمندگان جنگ نرمی که قرار است راه اندازی شود، کجاست؟ و در این سپاه سایبری الزاما باید مردان باشند یا زنان نیز می توانند حضور داشته باشند؟ زنان در جنگ نرم فرصت خوبی برای حضور دارند چون هم زمان آزادتری دارند و هم حوصله چنین کارهایی دارند! ۶ نفر از زنان ارتش دموکراتیک کُرد را گرفته بودند، این 6 نفر تلاش می کردند که ما را فریب بدهند و فرض ما بر این باشد که آن ها برای جهاد نکاح در این ارتش بوده اند؛ کمی بعد متوجه شدند این ۶ نفر متخصص جنگ سایبری هستند و در سنین پایین مثل ۲۰ سال و ۲۲ سال فعال شده اند. در موبایل یکی از آن ها چیزی دیده بودند که شک کرده بودند و درنهایت تیمشان افشا شد.

» ایران در جنگ نظامی بسیار قدر است، اما در جنگ روانی چطور؟
3. تخصص در جنگ روانی.

رزمندگان بدون مرز باید در جنگ روانی نیز استاد بشوند. باید متخصصین جنگ روانی به آن ها آموزش بدهند چون مسئله بسیار مهمی هست. بسیاری از مواقع از سرداران سپاه یک جمله یا یک حالت چهره یا برخوردی را می بینیم که اشتباه است. مثلا مطلبی بیان می شود، مطلب درست است اما نحوه بازگو کردن آن مطلب اشتباه است. یک متخصص جنگ روانی باید مشخص کند که اگر خواستید صحبت کنید، باید اینگونه بیان کنید! همان آموزش هایی که به اعضای وزارت خارجه داده می شود. اگرچه برخی از مردم ما انقدر باهوش هستند که خودشان جنگ روانی را  بلد هستند و نیازی نیست به آن ها آموزش داده شود، اما لازم است بدانند که چه زمانی باید اطلاعیه بدهند، لحن اطلاعیه باید چگونه باشد، قبل از اطلاعیه چه مطالبی باید گفته شود! آیا بهتر نبود قبل از اینکه شما اطلاعیه هواپیمای اوکراینی را بدهید، از همان ابتدا سردار حاجی زاده شروع می کرد و مطلب را بیان می کرد؟ به جای اینکه چندین ساعت زمان بگذرد و کل فضای سایبر علیه ما فعال شود و ما زمین بخوریم، بعد سردار حاجی زاده تلاش کند که این زمین خورده را به آرامی بلند کند. منظور من این نیست که من متخصص هستم، بنظر من اگر اینگونه پیش می رفت بهتر بود.

جنگ روانی برای رزمندگان بدون مرز بسیار اهمیت دارد. بله حقیقتا ایرانی ها در فنون نظامی استاد شده اند، رزمنده ها در آن هشت سال جنگ تحمیلی خبره شدند. کارهایی که رزمنده های ما در آن زمان انجام می دادند در هیچ جزوه عملیات نظامی در جهان وجود نداشت و متخصصین آن کارها را شوک تلقی می کردند. هنوز متخصصین درخصوص زدن پل روی اروند رود و رد شدن از درون اروند رود، در شوک هستند. تمام مدتی که رزمنده ها برای والفجر ۸ آموزش می دیدند، تمام دیده بان های بیگانه گمان می کردند که این کار صرفا جهت فریب آن هاست؛ به ظاهر نشان می دهند که دارند آموزش غواصی می دهند اما در اصل می خواهند از طرف دیگری حمله کنند. چون باور داشتند که از اروند رود نمی توان عبور کرد و همچنان معتقدند که ما از این رود عبور نکرده ایم! یکی از اعضا تیم سردار یکتا تعریف می کرد که یکی از افسران بعثی گفته بود، من خودم در فاو حضور داشتم، فکر نکنید ما باور کرده ایم که شما از اروند رود عبور کرده اید، شما کلک زدید؛ شاید لوله کشیده بودید و از درون لوله ها رد شده بودید، یا با لباس غواصی با هلی بُرد از بالای رود عبور کرده بودید وگرنه از اروند رود نمی توان عبور کرد! ایران در جنگ نظامی بسیار قَدَر است اما در جنگ روانی چطور؟ بلایی که چند وقت پیش در عراق بر سر نیروهای حشدالشعبی آوردند که فرمانده شان را در روز روشن به شهادت رساندند، امت مردم عراق ساکت ماندند! چقدر حشدالشعبی به آن ها خدمت کرد! ساکت ماندند و هیچ اعتراضی نکردند! اگر فرضا چنین کاری برای یکی از فرماندهان ما اتفاق می افتاد، چند ملیون نفر به خیابان ها می ریختند! سکوت مردم عراق به علت جنگ روانی بود. قهرمانان جنگ سخت در عراق در جنگ روانی شکست خوردند.


کانال تلگرام رهپویان
* نام شما : 
پست الکترونيک : 
وب سايت : 
* نظر شما : 
 
تبليغات