برنامه آينده
اطلاعیه

به علت پیشگیری از آسیب های بهداشتی احتمالی جلسات هفتگی، تا اطلاع ثانوی برگزار نمی گردد!
رهپويان



یکشنبه 3 فروردین 1399 نسخه چاپی
متن سخنرانی - با مکارم اخلاق تا اعتکاف - قسمت اول - 98/11/12


یا انیس
متن سخنرانی
سید محمد انجوی نژاد
موضوع:  با مکارم الاخلاق تا اعتکاف – قسمت اول
تاریخ: 98/11/12

عناوین اصلی سخنرانی:
» در دنیای فعلی انتخاب های مومنین باید چگونه باشد؟
» در دعای مکارم الاخلاق " اَحسَن النیّات " به چه معناست؟
» نیت های خوب ما آسیب پذیرند!
» ما از صراط مستقیم دائم الخروجیم.
» همه ما به فضل خدا وارد بهشت می شویم!


یکی از عمیق ترین دعاهایی که امام سجاد(ع) در باب اخلاق فرمودند همین دعاست و گزینه هایی که امام سجاد(ع) در این دعا به آن اشاره می کنند نیز بیشتر گزینه های اجتماعی و ارتباطی است که مشخص می کند ما در سبک زندگی چقدر باید به خودمان و تلاشمان امید داشته باشیم و چقدر به غیب و خدا باید امید داشته باشیم! یک خط مرزی کاملا مشخص دارد که مثلا تا اینجا بسته به تلاش خودت است و در فلان قسمت باید از دیگران کمک بگیری و وسیله تهیه کنی و از این حد به بعد فقط مربوط به خداست؛ این سه قسمت را معرفی می کند! در برخی موارد نیز امام سجاد(ع) در خصوص توهماتی که فلان اتفاق نتیجه کار من است، توپ را به زمین خدا می اندازد. از این توهم بیرون بیا، این قسمت هیچ ارتباطی به تلاش خودت و کمک دیگران ندارد، تنها از آن خداست.

علما و بزرگان دعای مکارم الاخلاق را بسیار توصیه کرده اند که با تامل و تمرین خوانده شود. دعاهایی که از اول تا آخر باید آن را بخوانید و اشک بریزید یک فایده دارند، اما درخصوص دعاهایی مثل مکارم الاخلاق باید تامل شود و نکات مهم آن استخراج شود.

» در دنیای فعلی انتخاب های مومنین باید چگونه باشد؟
« وَ کَانَ مِنْ دُعَائِهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ فِی مَکَارِمِ الْأَخْلاَقِ وَ مَرْضِیِّ الْأَفْعَالِ‏. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ بَلِّغْ بِإِیمَانِی أَکْمَلَ الْإِیمَانِ‏ وَ اجْعَلْ یَقِینِی أَفْضَلَ الْیَقِینِ وَ انْتَهِ بِنِیَّتِی إِلَى أَحْسَنِ النِّیَّاتِ وَ بِعَمَلِی إِلَى أَحْسَنِ الْأَعْمَالِ » یکی از نکاتی که در این فراز وجود دارد و امام از همان ابتدا قوی این موضوع را شروع می کنند این است که امام برای دنیا رتبه هایی را قائل می شوند. امام می فرمایند شما قدرت انتخاب در همه چیز از جمله ایمان و یقین و نیت و اعمال و اذکار و ... دارید، بنابراین یکی از هنرهای مومن این است که بداند ما در این دنیا مراتبی داریم. مراتبی که عرض شد مثل خط کشی های دوران دبستان نیست که خوب ها و بد ها را نشان دهد. تمیز خوب و بد در دنیا به این سادگی نیست و اصلا در این دنیا خوب و بد وجود ندارد بلکه در دنیا مراتب وجود دارد. یعنی مثلا فلان مطلب در مقایسه با مطلب دیگر را می توان مقایسه کرد که بد است یا خوب است یا خوبتر است و یا مساوی است. هنر مومن این نیست که بگوید من در دنیا موارد خوب را اجرا می کنم و از موارد بد دوری می کنم. بسیاری از ما حتی اگر ۹۰۰ سال نیز در دنیا باشیم، میل به برخی از گناهان را نداریم. من آدم کشی را دوست ندارم و از بریدن سر یک انسان لذتی نمی برم درحالیکه این بدی برای عده ای در دنیا لذت بخش است. آیا تمام بدی های دنیا به همین شفافی است؟ در خصوص خوبی ها هم به همین شکل است. اگر به بنده ۲ هزار سال نیز زمان بدهید، راجع به رسیدگی به یک فقیر که گرسنه است و نیاز به کمک دارد، هیچ مشکلی پیدا نمی کنم، بنابراین این خوبی را هیچگاه ترک نخواهم کرد. آیا تمام بدی ها در این دنیا همانند قتل است و تمام خوبی ها کار خیر است؟ خیر، برای همه این موارد مراتبی وجود دارد!

مراتب به چه معناست؟ یعنی در دنیا از هزیز ذلت یعنی پایین ترین نقطه ذلت تا اوج عزت که همان انسان کامل است، وجود دارد. مومن کسی است که بتواند در دنیا به نسبت بهترین انتخاب را بکند. در دعای ماه رجب اشاره خواهیم کرد، زمانی که در دعا عنوان می شود "اَحسَن الحال" چه تفاوتی با حال خوب دارد؟ مشخص می شود که ما یک "حُسن حال" داریم و یک "اَحسَنِ الحال". زمانی که امام می فرمایند « اَفضَلُ الیقین » بالاترین رده یقین و جایی که می فرمایند « اَحسَن النیّات » بهترین نیات را خواستارند. اتفاقا در دنیای فعلی شما اصلا فرصت انتخاب بین خوب و بد را ندارید. ما اصلا در دنیای فعلی خوب و بد نداریم! ما در دنیای فعلی دو مدل انتخاب داریم؛ اولا میان بد و بدتر، بد را انتخاب کنیم و ثانیا میان خوب و خوبتر، خوبتر را انتخاب کنیم. بد و خوب به آن معنای سابق دیگر در دنیا وجود ندارد. امروزه چند گزینه بد در مقابل شما می گذارند و می گویند یک گزینه را انتخاب کن. مردم نیز در دنیا اینگونه تقسیم بندی شده اند که یا بسیار خوب هستند و یا بسیار بد هستند. حتی موارد خوب را نیز که در مقابل شما می گذارند، ده گزینه دیگر وجود دارد که ممکن است خوبتر باشد و مومن واقعی کسی است که توانایی داشته باشد و بتواند اولا گزینه بد را برای فرار از بدتر انتخاب کند و ثانیا گزینه خوبتر را انتخاب کند که در گزینه خوب راکد و فاسد نشود. این رتبه بندی ها از همان ابتدای دعا توسط امام بیان می شود.

» در دعای مکارم الاخلاق " اَحسَن النیّات " به چه معناست؟
« اَحسَن النیّات » به چه معناست؟ مثلا من نیت می کنم فلان کار را فقط برای خدا انجام دهم، بعد متوجه می شوم که ناخالصی هایی هم وجود دارد و نظر مردم نیز در ذهن من تاثیرگذار است؛ بنابراین اگر ۳۰ درصد اخلاص دارم، آن را به ۳۵ درصد تبدیل می کنم و می شود « اَحسَن النیّات »! نه! به این معنا نیست. « اَحسَن النیّات » در اینجا یعنی "توسیع نیت" یا "ارتقا نیت"! آیت الله بهجت از علامه طباطبایی نقل کرده بودند که اگر می خواهی یک صلوات بفرستید، این صلوات را به نیت ظهور امام زمان(عج) بفرستید و به کل ارواح مومنین و مومنات و شهدا تقدیم کنید. پرسیدند آیا ثواب آن تقسیم نمی شود. فرمودند: نه! بلکه توسیع و وسعت پیدا می کند. حدود ۱۰ الی ۱۵ سال پیش طرحی برای خودم نوشتم و با خدا صحبت کردم که خدایا من هرچه مستحب در روز شنبه انجام می دهم، هدیه می کنم به فلان امام! مستحبات روز یکشنبه هدیه به فلان امام دیگر و ...! اگر روزی این نیت را فراموش کردم، امروز آن را مکتوب می نویسم و امضا می کنم که همیشه اعمال شود. با این کار شما ذخیره مستحباتت را در بانکی ذخیره می کنی که هیچ دزدی نمی تواند به آن دسترسی داشته باشد؛ ممکن است من الان گناهی مرتکب شوم که مستحب ساعت قبل من را باطل می کند، چون آن ثواب را هدیه به امام رضا(ع) کرده بودم پس لطمه ای به آن وارد نمی شود. ثانیا زمانی که شما چنین نیتی می کنید، آن ها نیز برای تو جبران می کنند.

همچنین می فرمایند نیتت را بزرگ در نظر بگیر. مثلا دعا می کند خدایا وضع مالی من را بهتر کن، ۲ملیون حقوق من تبدیل به ۳ ملیون شود که در کنارش ۲۰۰ هزارتومان نیز به خیریه بدهم و ۵۰ هزار تومان برای فلان یتیم خرج کنم و...! فردی در کنار مرحوم حاج آقا رحیم ارباب چنین دعایی کرده بود:
- حاج آقا دعا کنید خدا برکتی به سفره من بدهد. من دوست دارم یک سفره برای مستمندان این محله در مسجد تدارک ببینم، می بینم که مردم بانی می شوند برای افطار روز اول و دوم و سوم و ...، دوست دارم من هم بتوانم بانی شوم!
-  چقدر زشت نیت کردی!
-  چرا مگر بد است که نیت کنیم در ماه رمضان افطاری بدهیم؟
- شما باید این گونه نیت کنید که خدایا من دوست دارم روزی به چنان قدرتی رسیده باشم که تمام کائنات را هر روز شام و نهار بدهم!
- چنین دعایی چه سودی دارد؟
- زمانی که چنین نیتی می کنی، در آسمان برای تو حساب دیگری باز می شود. اگر این دعا عملی شود، فَبها اما اگر عملی نشود باز هم به تو به چشم دیگری نگاه می کنند.

گاهی ما انقدر زشت نیت می کنیم که خودِ کار نیز بو می گیرد. مثلا می گوید: ما که چیزی نداریم، از سر و ته زندگی مان زده ایم، این ۵۰ هزار تومان را هم می گذاریم برای سیستان دیگر، چکار کنیم! انقدر این مدل نیت زشت است، کسی که خریدار کار اوست می بیند خودش دارد به کار خودش فحش می دهد! او فکر می کند که چنین حرفی نشانه تواضع است درحالیکه خراب کردن کار خودش است. « اَحسَن النیّات » یعنی نیت هایت را هم زیبا و هم بزرگ بیان کن. ممکن است از خدا بزرگ بخواهی اما به همان اندازه دریافت نکنی، اما در آن روزی که دیگر با این دنیا کاری نداریم و در آن دنیا هستیم، نان نیت هایمان را می خوریم. طرف می گوید تا به حال یک ریال هم برکت در مال من دیده نشده، حال من از خدا یک ملیون تومان درخواست می کنم. بجای یک ملیون بگو صد هزار میلیارد تومان! زمانی که تو بزرگ طلب کنی، حداقل پیامی که برای خدا دارد این است که خدایا من تو را بسیار بزرگ می بینم. این مبالغ برای تو چیز خاصی نیست، من تو را بزرگتر از این موارد می بینم.  یکی از دوستان مشکل بارداری داشتند و هر چند وقت یکبار التماس دعا می گفت، گفتم غیر از التماس دعا، یه حرکتی هم شما داشته باشید که خدا نیز به حرکت شما برکت بدهد؛ اقدامی کردند و حالا ۵ قلو بچه دار شده اند. خودش می گفت زمانی که می خواستم اقدامی کنم خطاب به امام گفتم: من ۳ سال است که  منتظرم؛ شما باید برایم جبران کنید! زمانی که متوجه شد بچه ها ۵ قلو هستند گفت: من این همه دعا کردم و جوابی نگرفتم، این شوخی را کردم و حسابی برایم جبران شد! دست بالا گرفتن در نیت ها نشان دهنده این است که خدایا من تو را بسیار بزرگ می دانم. دست پایین گرفتن نیز حداقل پیامش این است که خدایا تو بسیار کوچک هستی!

» نیت های خوب ما آسیب پذیرند!
« اَللَّهُمَّ وَفِّرْ بِلُطْفِکَ نِیَّتِی » درضمن این نیت ها آسیب پذیرند. ممکن است در بسیاری از مواقع من با نیت عالی وارد کار شده باشم، این نیت در طول زمان و تاریخ ممکن است بسیار تغییر کند. مثلا با نیت بسیار عالی وارد حوزه می شوند اما ممکن است در آینده یزید خارج شوند. زمانی که روز اول دشداشه و عمامه پوشیدم، احساس می کردم که پیغمبر شده ام. با خود می گفتم با چنین لباسی که به تن دارم، انقدر من مقدس هستم که حتی هیچ حرف زشتی را هم دیگر نمی توانم بزنم، چه رسد به آنکه بخواهم گناه کنم. پس از مدتی با عبا و قبا و عمامه همه چیز برایم عادی شد و متوجه شدم که اتفاق خاصی نیفتاده است. از این بالاتر، اولین دفعه ای که با نیت خالص توفیق جنگ و جهاد نصیب شما می شود، خدا قسمت کند که حتی اگر برای جنگ هم نرفتید اما برای یکبار چنین موقعیتی برای شما اتفاق بیفتد که با خود بگویید من دارم به جایی می روم که مشخص نیست بتوانم بازگردم. البته امروزه اگر هواپیما نیز سوار شوید، احتمالا همین حالات به شما دست می دهد. باور کنید در دفعات اول انسان ها به شدت خالص به میدان جنگ می روند. اما زمانی که به آنجا رفت، متوجه می شود که در خط مقدم نیز می توان ناخالص بود، کسی به شما ایرادی نخواهد گرفت! کم کم ناخالص بودن در خط مقدم را نیز یاد می گیرند.

اولین دفعه ای که اعلام شود احتمال دارد که در شیراز زلزله بیاید یا موشک بیاید، مردم با خلوص می خوابند و یا نمی خوابند. اگر فرضا این شهر برای مدتی موشک باران شود، شما کم کم یاد می گیرید که در زمان موشک باران نیز می توان گناه کرد و ناخالص بود و به عمر ابدی فکر کرد و حتی می توان فکر کرد که این موشک بر سر هرکس ممکن است فرود بیاید به جز من! چند نفر از شما زمانی که از پلیسراه رد شده اید عکس یک تصادف فجیع را دیده اید که عبرت بگیرید و چند نفر از شما سرعت خود را کم کرده اید؟ می توان دید و عبرت نگرفت! درحالیکه اولین دفعه ای که شما شاهد یک تصادف بد بوده اید، قطعا پای شما بر گاز و کلاچ شل شد، اما پس از گذشت زمان عادت کردید.

لازم است لطف خدا در کنار نیت های ما همراه باشد وگرنه چه بسیار انسان های خالص که دچار مشکل شدند! اگر خدا دائم اللطف به ما نگاه نکند، هر روز امکان دارد که نیت هایمان دچار خلل شوند و بدتر از آن ممکن است خلاف نیت اولیه حرکت کنیم! کتاب استعاذه شهید دستغیب که یک کتاب بسیار بسیار ساده و روان است، باید هر سال یکبار خوانده شود، من زمانی که اول دبیرستان بودم آن را مطالعه کردم. در این کتاب می آموزیم که دائم خود را در پناه لطف خدا نگه داریم و چون موعظه هست باید هرسال تکرار شود.

» ما از صراط مستقیم دائم الخروجیم.
« اَللَّهُمَّ وَفِّرْ بِلُطْفِکَ نِیَّتِی وَ صَحِّحْ بِمَا عِنْدَکَ یَقِینِی وَ اسْتَصْلِحْ بِقُدْرَتِکَ مَا فَسَدَ مِنِّی » اگر من در راستای مواردی که گفته شد تلاش کنم، یعنی سعی کنم نیت خالصم را هر روز با استعاذه و التماس و خواهش از خدا بخواهم که این نیت را سالم نگه دارد؛ باید پیام خدا را بگیریم که واجب کرده است در هر شبانه روز چندین بار بگوییم « اِهدِنا الصِّراطَ المستقیم »!  یعنی من میان دو نماز ممکن است که از صراط مستقیم خارج شده باشم. از امشب نیت کنیم که اگر به هیچ قسمت نماز دقت نمی کنیم، زین پس « اِهدِنا الصِّراطَ المستقیم » را با حضور قلب بگویم. یعنی شما نیاز دارید که پس از فاصله زمانی میان دو نماز، دوبار از خدا بخواهید که شما را به صراط مستقیم بازگرداند. ما از صراط مستقیم دائم الخروجیم. برخی ادعا می کنند که خدا را شکر ۳۰ سال در مسیر اسلام و مسلمین در صراط مستقیم حرکت می کنیم؛ دو حالت دارد! یا به شدت متوهم هستند و یا به شدت احمق! ما باید دائم خود را چک کنیم و دائم به مسیر بازگردیم چون هیچوقت در صراط مستقیم نیستیم! پیامبر(ص) فرمودند من هر روز ۷۰ بار استغفار می کنم و در هر مجلس پس از هر بار نشستن و برخاستن استغفار می کنم، یعنی دائم بازمی گردم! اگر سایه لطف خدا از سر من کنار برود من ابدا در صراط مستقیم نمی مانم. چه عارف باشید و چه واصل! همه به شدت در معرض خطر هستیم. فقط می توان به لطف خدا امیدوار بود.

« وَ اسْتَصْلِحْ بِقُدْرَتِکَ مَا فَسَدَ مِنِّی » پس زمانی که ما مدام از صراط مستقیم خارج می شویم، این چه زندگی پر از فسادی است؟ زمانی که ما به خدا پناه می بریم و از لطفش می خواهیم ما را دائم به صراط مستقیم بازگرداند، مدتی که در صراط مستقیم نیستیم را خداوند اصلاح می کند، گویا همیشه در صراط مستقیم بوده ایم. " شادمان چه نمازند؟ وضو باطل بود / آب این جوی همان از ده بالا گِل بود " کسانی که دائم فکر می کنند ما که الحمدلله همیشه خوب بوده ایم و هیچگاه خود را چک نمی کنند! اگر همه ما به طور جدی در روز خود و نفسمان را چک کنیم، هر روز معتقدیم که خراب هستیم! همه ما خراب هستیم، فقط لطف خدا ما را سرپا نگه داشته است. « وَالصتَسلِح » یعنی شما اصلاح می کنی و من هر جا خوب هستم، به لطف توست، من خراب هستم. چندین بار این جمله حضرت امام(ره) را از کتاب اربعین حدیث خدمتتان عرض کرده ام؛ کتاب "اربعین حدیث" امام نیز جا دارد که هر چند وقت یک بار خوانده شود البته سطح آن کمی بالاتر است اما قابل فهم است. امام رُک می فرمایند، میل من به گناه و فساد و فحشا است، ترس جهنم و شوق به بهشت من را نگه داشته است. اگر این دو مورد را از من بگیرید، ذاتا خراب هستم.  امام انقدر خود را در معرض خطر می بیند، طرف سال اول حوزه است و می گوید: من دوست دارم خدایی را عبادت کنم که نه بهشتی در نظر گرفته شود و نه جهنمی! تنها به عشق خود خدا! همه بچه ها از این مدل حرف ها می زنند. حقیقت داستان این است که ما در سیر سلوکی که از بالاتر نشات گرفته و به امام رسیده و ما نیز پیرو ایشان هستیم، همه خراب هستیم و هر زمان که خوب بوده ایم، خدا ما را خوب نگه داشته است!

» همه ما به فضل خدا وارد بهشت می شویم!
همه انسان ها ذاتا خراب هستند. در این دوره و زمانه ای که همه مردم فلان هستند، تو بالا منبر نشسته ای و راجع به افرادی که در این سوز سرما به مجلس آمده اند، اینگونه صحبت می کنی! قدر این افراد را چه کسی می داند؟ خدا فرشته ها را می فرستد که گِرد این افراد بگردند، روایت داریم از امام صادق(ع) که فرمودند: "زمانی که مجلس اباعبدلله شروع می شود، فرشته ها بال هایشان را پهن می کنند و زمانی که زائران رفتند، بال های خود را در زیر قدم های زائران تبرک شده می یابند"! بله من هم همه این صحبت ها را بلد هستم، منتها حرف من این است، زمانی که شما به مجلس می آیید از لطف خداست! به همین سادگی. ما خود را با دیگران قیاس نمی کنیم، من می خواهم با خودم روراست باشم. بله مثلا احتمالا من از صدام بهتر هستم! اما من باید با خودم روراست باشم، چرا من از صدام بهتر هستم؟ این مهم است. اگر دلیل این چرا مربوط به خودم است، "من" کسی هستم که توانسته ام از صدام بهتر باشم، قطعا عاقبت این مسیر ضلالت است. اما اگر بگوییم که لطف خدا شامل حال من شده است، متفاوت می شود.

- فردی از پیامبر(ص) پرسید: اگر برخی از افراد امت مرتکب فلان خطا شوند؟
-  پیامبر فرمودند: توبه می کنند و به فضل خدا به بهشت می روند. 
- آیا همه ما به فضل خدا به بهشت می رویم؟ هیچ کس با اعمال خودش به بهشت نمی رود؟ انقدر داریم خود را در دنیا به زحمت می اندازیم!
-  همه به فضل خدا به بهشت می رویم چون لحظه ای که اعمال نیک به جا می آوریم، درحقیقت فضل خدا شامل حال ما می شود!
-  خود شما چطور یا رسول الله؟
- من نیز فقط به فضل خدا وارد بهشت می شوم!

« یا خیرَ ذاکِر و مذکور » ذاکر یعنی ابتدا او ما را صدا می زند ، و مذکور یعنی سپس ما ذکر می گوییم!

چه بسا کسانی که بر خوب بودن خودشان حساب می کنند درحالیکه هیچ نیستند و درنهایت به جایی نمی رسند. برخلاف کسانی که می گویند، من بد هستم و در لحظاتی که خوب بوده ام، لطف خدا شامل حال من شده است. « ما توفیقی اِلّا بِالله » هیچ توفیقی نیست مگر از سمت خدا! نامه می نویسد برای فلان مسئول؛ برادر فلانی! پیرو اینکه حضرت عالی بسیار ارزشمند و درستکار و ... هستید، خواهر من در رابطه با فلان کار خدمت شما خواهد رسید، ضمنا شماره کارت خود را برای بنده پیامک کنید! انتهای نامه نیز می نویسد « وَ مِنَ الله توفیق »!! ما در خیابان ها به دنبال کل توفیقات هستیم و « وَ مِنَ الله توفیق » نیز می گوییم. توفیق یعنی باور داشته باشیم که مثلا من خوب هستم. امشب شنبه است، اگر زلزله بیاید و همه زیر آوار برویم، همگی به بهشت وارد می شویم! چه کسی باعث این اتفاق شده است؟ « وَ مِنَ الله توفیق »

برخی می پرسند: من که گاهی خوب و گاهی بد هستم، چه ضمانتی وجود دارد که خدا دست من را بگیرد؟ ضمانتش من هستم! برنامه زندگی من اینگونه است که بیش از اینکه در مکان های بد حضور داشته باشم، در مکان های خوب حضور دارم. خدا نیز انقدر کریم است که اگر یک نفر بیشتر اوقات زندگیش را در مکان های خوب به سر برده باشد، او را همانجا محشور می کند. راه قدردانی از این لطف خدا این است که هرگاه لطف خدا شامل حال ما شد، نه نگوییم! زمانی که خدا تو را صدا می زند و شما نه بگویید، مفهومش این است که خدایا من لطف تو را نمی خواهم! طرف می گویید:
- بنده ۸ سال است که به حرم امام رضا(ع) نرفته ام.
- تحت پوشش کمیته امداد هستید؟
- نه!
- مسئولیت بسیار مهمی به عهده شماست؟
- نه!
- پس چرا نرفتی؟
- منتظرم که آقا بطلبد!

احتمالا ایشان منتظر است که اباصَلت به خانه او بیاید و بگوید این بلیط هواپیماست، امام رضا(ع) حساب کرده است، شما فقط بیا! چرا اینگونه فکر می کنیم؟ برخی می گویند به دلیل مشکلات اقتصادی نمی توانیم به زیارت برویم، درحالیکه پیراهنی که به تن کرده است بسیار گران قیمت است. شما چه مشکل اقتصادی دارید؟ شام یک شب ایشان همراه با خانواده در فلان ییلاق پانصدهزارتومان هزینه می برد. افرادی که سال ها به زیارت نرفته اند و می گویند منتظرم که امام بطلبد، اگر مشکلی دارند مسئله ای نیست و قطعا جزو طلبیده شده ها محسوب می شوند " در یمنی، چو با منی، پیش منی " اما اگر منتظر نشسته است که روزی برسد و زمان آزاد داشته باشد که اباصَلت با دعوتنامه به آن جا بیاید و شرایط را فراهم کند که شما تشریف ببرید خدمت آقا علی ابن موسی الرضا(ع)، این توهم است. تو باید به دنبال لطف بدوی، او نباید به دنبال تو بدود که بیا من می خواهم به تو لطف کنم! خداوند این مدل نگاه را راجع به هیچ مقامی حتی برتر از شما برنمی تابد. معلم می گوید من خارج از زمان کلاس راجع به مشکلی که داشتی می خواهم برایت توضیح دهم، وقت و زندگی اش را کنار گذاشته است و می خواهد بدون حقوق برای شما کار کند، چندبار تماس می گیرد که بیا سر کلاس! من می خواهم مشکل تو را حل کنم، من باید چندبار تماس بگیرم که سر کلاس بیایی؟

در فراز اولی که راجع به اصلاح و نیت خدمت تان عرض کردیم، اشاره دارد به اینکه به دنبال لطف بدوید! « وَفِّرْ بِلُطْفِکَ نِیَّتِی » فرصت های بسیاری برای من وجود دارد، اما توفیق اجباری فایده ای ندارد! مثلا ماه رمضان است و تشنه هستم، حال گناه کردن نیز ندارم، به جلسه می روم که ثواب منبر گوش دادن را نیز به دست آورم و قرآن هم بخوانم، به جلسه ای که در حرم برگزار می شود، می روم که ثواب زیارت نیز نصیبم شود! بنابراین هم روزه هستم، هم منبر گوش می دهم، هم زیارت کرده ام و هم قرآن خوانده ام. یک عبادت یک ساعته و بسیار فشرده به جا می آوریم، شما خودت را جای خدا بگذار، شما برای افطار رعایت می کنی و هر غذایی را جدا جدا می خوری، همه غذا ها را با هم مخلوط نمی کنی! خدا می گوید تو برای شکمت رعایت می کنی و مراتب را رعایت می کنی اما زمانی که به من می رسد، همه چیز را با هم مخلوط می کنی. تو باید به دنبال لطف بدوی، نه اینکه توفیق اجباری نصیبت شود. یک بار در حین تماشای فوتبال یکی از دوستان نصیحتم کرد که حال که بیکار هستی، ذکر هم بگو! گفتم من اگر از سر بیکاری ذکر بگویم که توهین به خداست! من با این دیدگاه ذکر می گویم که هم زمان با فوتبال دیدن، ذکر نیز می گویم که نورانیت داشته باشد، ایرادی هم ندارد! اما با این ادبیات راجع به ذکر گفتن صحبت نمی کنم؛  حال که بیکار هستی، ذکر هم بگو! در تلوزیون شنیدم که می گفت، یک قرآن در جیبتان داشته باشید، در مترو و هواپیما و اتوبوس و ... نشسته اید، در این بازه زمانی چند صفحه قرآن بخوانید. پیام این مدل توصیه کردن به مردم برای ذکر گفتن چیست؟ یعنی حالا که بیکار هستی، با خدا صحبت کن! این قرآن باید به این نیت همراه من باشد که خدایا هرگاه که دلم خواست، من می توانم قرآن را باز کنم و با تو صحبت کنم.


کانال تلگرام رهپویان
* نام شما : 
پست الکترونيک : 
وب سايت : 
* نظر شما : 
 
تبليغات