برنامه آينده
به دلیل رعایت اصول بهداشتی و پیشگیری از آسیب های احتمالی
جلسات هفتگی تا اطلاع ثانوی
برگزار نمی گردد!
رهپويان



شنبه 1 آذر 1399 نسخه چاپی
متن سخنرانی - با مکارم اخلاق تا اعتکاف - قسمت سوم - 98/11/26


یا انیس
متن سخنرانی
سید محمد انجوی نژاد
موضوع: با مکارم اخلاق تا اعتکاف – قسمت سوم
تاریخ: 98/11/26


عناوین اصلی سخنرانی:
» عُجب، راه شیطانی خراب کردن عبادت‌ها
» تاثیر کار خیر
» آفات کار خیر
» شرایط طلب عزت از خداوند
» اگر خدا به ما در دنیا عزت ندهد؟
» عدالت خدا را چگونه باید سنجید؟
» اثر اصرار در دعا
» چند تذکر در خصوص شرکت در انتخابات




» عُجب، راه شیطانی خراب کردن عبادت‌ها
در جلسه قبل تا این قسمت از دعای مکارم اخلاق پیش رفتیم که «وَعَبِّدْنِی لَکَ وَ لاَ تُفْسِدْ عِبَادَتِی بِالْعُجْبِ‏» تو را عبادت می‌کنم و مرا از عُجب حفظ کن. راه شیطانی خراب کردن عبادت عُجب است!

در فراز بعدی درمانی برای عُجب بیان می شود «وَ أَجْرِ لِلنَّاسِ عَلَى یَدِیَ الْخَیْرَ» من را در قبال مردم خَیِّر قرار ده. مقصود از عبادت که در فراز قبل توضیح داده شد، نماز و روزه و ... بود. این عبادات باعث عُجب می‌شوند؛ بنابراین در مقابل از خدا می‌خواهد که مرا به سمت کار خیر برای مردم بفرست!

» تاثیر کار خیر
کار خیر چه تاثیری دارد؟
۱. زمانی که قصد انجام کار خیر دارید و به سراغ محروم‌تر از خودتان می‌روید، بنابراین صحنه هایی می‌بینید که بعضاً شما را نسبت به اینکه آیا عبادت‌هایم فایده‌ای دارند یا نه مشکوک می‌کند!

زمانی قصد سفر به زاهدان را داشتم. از بم که خارج می‌شویم یک روستا به نام نصرت‌آباد است، این روستا آخرین مرز تشیع است. برای نماز ظهر و عصر به آنجا رسیدم، امام جماعتی در مسجد داشتند که بیش از ۸۰ سال بود، مردم آن روستا کشاورز بودند و ظهر برای نماز نمی‌آمدند؛ بنابراین نماز همراه با چهار یا پنج مـأموم که همگی مسن بودند، در یک صف برگزار شد. نماز که تمام شد و به سجده شکر رفتیم، در سجده شنیدم یکی از همان پیرمردها با لحنی عاشقانه می‌گفت: «شُکراً لِله شُکراً لِله شُکراً لِله...» با خودم گفتم این پیرمرد با دستان پینه بسته و صورتی که از شدت آفتاب سوختگی تماماً سیاه شده بود، مشخص است که در زندگی کوچک‌ترین آسایشی را نچشیده است، او معنای شُکر را نمی‌فهمد! بابت چه چیزی شُکر می‌کند؟ واقعا از خدا راضی است؟ حتی می‌خواستم در سجده برایش دعا کنم که خدایا او را حقیقتاً راضی کن! بعد از سجده که به هم دست دادیم، به من گفت: «من کاملاً از خدا راضی هستم» یک لحظه مرا برق گرفت و خداحافظی کردم و سریع از آن روستا رد شدم. کسی که به سراغ محرومین می‌رود و ارتباط آن‌ها با خدا را می‌بیند، عُجبش از بین می‌رود. اگر چنین فردی بنده خداست، پس من کیستم؟ عُجب در اثر کار خیر از بین می‌رود.

۲. کار خیر باعث رِقَّت قلب می‌شود. کسی که رقیق است هیچگاه متکبر نمی‌شود و دچار عُجب نمی‌شود. توصیه و تاکیدی که اهل بیت‌(علیهم السلام) برای اشک ریختن دارند، به معنای زور زدن برای جاری شدن چند قطره آب شور از چشم نیست! چرا اشک گناهان را پاک می کند؟ چون این اشک باعث رقیق شدن تو می‌شود. کسی که رقیق می شود، به خدا هم نزدیک می‌شود. کسی که رقیق شود، محسن و نیکوکار می‌شود؛ خَیِّر می‌شود و دچار عُجب نمی‌شود! کسی که رقیق شود، بیش از اینکه به خودش فکر کند، به مردم فکر می‌کند؛ بنابراین به این دو دلیل توصیه به انجام کار خیر می‌شود.

فقرایی را می‌بینی که اتفاقاً مؤمن‌تر هستند. مرحوم قاضی به‌قدری فقیر بودند که قوت غالب او نان و تُرُب بود. ارزان‌ترین غذایی که در آن شهر به‌ دست‌ می‌آمده. در روایات داریم که از هر در فقر وارد شود، دین از در دیگر خارج می‌شود! اما این روایت مربوط به درصدی از مردم می‌شود. اما اگر بخواهیم فقرای مؤمن و ثروتمندان مؤمن را با هم مقایسه کنیم، متوجه می‌شویم که فقرا مؤمن‌تر از ثروتمندان هستند. ایمان این فقرا بسیار عجیب است، انسان تعجب می‌کند که این افراد به چه علت «الحَمدُلِله» می‌گویند؟ شاید یک روز خوش در زندگی‌شان ندیده باشند. فقرای مؤمن از ثروتمندان مؤمن، مؤمن‌ترند و امتحانات‌شان نیز پیچیده‌تر است، به همین دلیل مؤمن‌تر می‌شوند.

» آفات کار خیر
شیطان برای کار خیر نیز آفت می‌آورد و امام سجاد(ع) در دعای مکارم‌الاخلاق به این آفت اشاره می‌کند. «وَ لا تَمحَقهُ بِالمَنِّ وَ هَبْ لِی مَعَالِیَ الْأَخْلاَقِ وَ اعْصِمْنِی مِنَ الْفَخْرِ»
آفت کار خیر طبق آیه قرآن چیست؟ «لَا تُبطِلوا صَدَقَاتِکم بالمَنِّ و الأَزَی» کار خیر دو آفت دارد:
1. منت گذاشتن.
زمانی که کار خیر می‌کنی، یک روز منت نمی‌گذاری، دو روز منت نمی‌گذاری، ممکن است یک نفر بیاید و با لحن طلب‌کاری با تو صحبت کند و باز هم منت نمی‌گذاری، کم‌کم لطف مکرر تو تبدیل به حق مُسَلّم می‌شود. طرف به‌سمت پیامبر(ص) می‌آید و چنان عبای پیامبر را می‌کشد که گردن ایشان زخم می‌شود و می‌گوید: «حق من را از بیت المال بده. این پول ها را برای چه کسی می‌خواهی؟»

الزاماً مردم در مقابل کار خیر تو تشکر نمی‌کنند، کم‌کم از تو طلب‌کار می‌شوند و احساس می‌کنند که وظیفه توست! آیا در چنین شرایطی منت می‌گذاری یا خیر؟ این مهم است. کاری که در سال ۱۳۸۹ شروع کرده‌ای، در سال ۱۳۹۸ بالاخره به جایی می‌رسی که بگویی: «خجالت بکش مرد حسابی، من که به تو بدهکار نیستم! من دارم به تو لطف می‌کنم!» منت همین است. منظور از منت نگذاشتن، در مقابل صدقات صدهزارتومانی ما نیست! خَیِّرها دیگر تا این حد بی‌شخصیت نیستند که برای چنین کار کوچکی بخواهند منت بگذارند. زمانی که لطف مکرر می‌کنی و طرف مقابل این لطف مکرر را حق مسلم خود می‌پندارد و شاکی می‌شود، در چنین موقعیتی نباید منت بگذاری!

«وَالاَزی» اذیت به چه معناست؟ یعنی شما به دلیل لطفی که می‌کنی، از افراد مقابل خودت توقع داری! مثل سفره‌هایی که این ایام  کاندیدا پهن می‎‌کنند و درمقابل توقع دارند که به او رأی بدهی. اسم چنین کاری نه لطف است، نه کار خیر و نه صدقه! اگر سفره پهن کردی، نباید توقع داشته باشی وگرنه به معنای اذیت است. یعنی کار به جایی برسد که شما در اثر کار خیر به این دو آفت دچار شوید.

2. مورد دیگری که در دعا به آن اشاره شده است، فخر است.
این آفتی است که پس از مدتی بر روحیه شما عارض می‌شود که کار خیر را مقدمه رسیدن به یک افتخار قرار دهی. کار خیر هر کاری می تواند باشد، مثلا من ده سال است که به تو درس می‌دهم، ده سال است که به یتیمان تو کمک می‌کنم، تو هرچه داری از من داری و ...! این بیان و این تفکر به معنای فخر است! اسمت بزرگ بر سر حسینیه بخورد که تو آن را ساخته ای به این نیت که افتخاری برایت باشد. من همان هستم که بیمارستان فلان و حسینیه فلان ساخته‌ام. البته برخی به این نیت اسمشان را بر سر در حسینیه می‌زنند که مردم از او یادی کنند و او را دعا کنند. بسیاری از آن‌ها به فکر باقیات و صالحات هستند. البته من معتقد نیستم که خدا کار من را فراموش می‌کند و الزاماً مردم باید برای من دعا کنند. مردم در این حسینیه چه دعا بکنند و چه دعا نکنند، به بانی این حسینیه، مرحوم جلایر، ثواب می‌رسد. اما برخی از افراد، کارهای خیرِ خود را مقدمه‌ای برای رشد خود قرار می‌دهند. ضمن اینکه قطعا زمانی که دارید کار خیر می‌کنید، رقت در دل تو ایجاد شده است و وجودت لطیف شده است و نیتت خوب است! بسیار کم پیش می آید که کسی زمان انجام کار خیر نیتش خراب باشد.

شیطان برای کارهای خیر یک پروژه می چیند مثلا برای سه سال بعد! مثلا در جلسه‌ای نگاهی به همه می‌کنند و می‌گویند این چه وضع است؟ چرا کار خیر نمی‌کنید؟ شیطان ناگهان به تو القا می‌کند که برخیزی و بگویی من این کارها را می‌کنم! به این علت این حرف را می‌زنی که شأن «من» حفظ شود! این فخر است. ممکن است مردم بگویند ایشان جهادگر است، ایشان خَیِّر است، اشکالی ندارد، بگویند؛ اما اگر شما از پیچیدن نام خَیِّر در گوش مردم، برای دنیای خود سوء‌استفاده کنی، به‌منزله فخر است!

برخی از افراد نگران می‌شوند که ما کار خیر کردیم، می‌خواستیم این کار میان خودمان و خدا بماند اما مردم فهمیدند! این اتفاق نگرانی ندارد. در چنین مواقعی باید بگویید «يا مَنْ اَظْهَرَ الْجَميلَ وَ سَتَرَ الْقَبيحَ». این خصوصیت خداست که اگر یک کار خوب کنید، همه متوجه می‌شوند و اگر صد کار بد انجام دهی، کسی متوجه نمی‌شود. در این شرایط باید شُکر هم به جا آورید. اگر این خبر به دست مردم پیچید، الحمدلله! اما اگر خودت این خبر را پخش کردی که به یک افتخار برسی و مردم راجع به تو بگویند ایشان فلان است، این مشکل دارد.
بنابراین طبق دعای مکارم‌الاخلاق، آفت کار خیر ۱. منت و ۲. فخر است.

» شرایط طلب عزت از خداوند
«اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ لاَ تَرْفَعْنِی فِی النَّاسِ دَرَجَهً إِلاَّ حَطَطْتَنِی عِنْدَ نَفْسِی مِثْلَهَا» خدایا روی من حساب باز نکن که خبر این کار خیر بپیچد و مردم بفهمند و من بتوانم خود را حفظ کنم و کار خود را باطل نکنم؛ روی من حساب باز نکن. اگر خواستی در نزد خلایق به من درجه‌ای بدهی، نده، مگر اینکه من را نزد نفس خودم یک درجه سقوط داده باشی. مردم نه تنها پس از مرگ که حتی دو ساعت پس از کار خیری که کرده بودی فراموشت خواهند کرد. مردم دقایقی کف می زنند و می روند، حتی اگر جمعیت میلیونی باشد! کسی که در این بازی بازنده می‌شود، من هستم که به دلیل این چند دقیقه کف زدن، احساس کردم خبری است. این خصوصیت دنیاست، خصوصیت انسان، نسیان است و این نشست و برخاست‌ها هیچ دردی را از ما دوا نمی‌کند! خدایا اگر خواستی به من درجه‌ای بدهی، مرا نزد خودم کوچک‌تر کن که من فریب نخورم!

«وَلا تُحدِث لی عِزّاً ظاهِراً اِلّا اَحدَثتَ لی ذِلَّةَ باطِنَةً عندَ نَفسی بِقَدَرِها» عزت ظاهری را هم نمی‌خواهم. اگر روزی خواستی به من عزت ظاهری بدهی، طوری باشد که فریب نخورم و تنها راه آن به‌دست خودم و نفسم است! من را نزد نفس خودم یک درجه ذلیل‌تر کن سپس یک درجه عزت بده. اگر روی من و نفسم حساب کرده‌ای که عزت می‌دهی و من می‌توانم خود را حفظ کنم، من همین لحظه می‌گویم که خدایا اشتباه کرده‌ای، من این‌کاره نیستم. این دعا از امام سجاد(ع) نقل شده است، هیچ عبارتی از آن نه فریب است و نه شکسته نفسی؛ حقیقت وجودی انسان‌ها را می‌گوید. اگر روزی خواستی به من عزت بدهی، نزد خودم ذلت بده! همچنین در متن دعا آمده است «عِزّاً ظاهراً» یعنی درخصوص عزت‌های ظاهری باید اینگونه باشد.

» اگر خدا به ما در دنیا عزت ندهد؟

این جمله مشهور است میان مردم که «عزت دست خداست»! اما اگر خدا عزت نداد چطور؟ فرض کنید شما شیخ انصاری یا فردوسی هستی؛ افرادی که خدا در طول عمر به آن‌ها عزت نداد، اگرچه به این جمله کاملاً اعتقاد داشتند! آیا ممکن است انسانی عزت را فقط از خدا بخواهد اما در دنیا به عزت ظاهری نرسد؟ قطعا بله! ما انسان‌ها چه زمانی از این جملات استفاده می‌کنیم؟ هر زمان که خدا عزت می‌دهد، می گوییم: «عزت دست خداست». یا هرگاه گیر می‌کنیم و تلاش زیادی می‌کنیم اما به عزت نمی‌رسیم، به اجبار می‌گوییم: «عزت دست خداست». شما طرف دیگر این داستان را هم ببینید؛ خدا نمی خواهد به تو عزت بدهد! در بحث روزی برایتان توضیح دادم، ممکن است روزی معنوی تو عزت نباشد. آیا الزاماً خدا گفته است که متوکلین به من در دنیا به عزت ظاهری، نعمت ظاهری و عظمت ظاهری می‌رسند؟ خدا یقیناً در هیچ کتابی چنین وعده ای نداده است! بله، خدا گفته است که من عزت را می‌دهم، اما نگفته است که الزاماً من در دنیا به همه متوکلین عزت می‌دهم! اینجا منظور عزت نزد مردم است، وگرنه ممکن است فردی نزد خود احساس عزت کند و شاد باشد. می‌شود که آقای انصاری‌همدانی را از شهر بیرون کنند یا ایوب پیغمبر را بیرون کنند؛ اما هیچکدام ناراحت نشوند و کاملا هم از خدا راضی باشند! عزت ظاهری یعنی شما به‌عنوان یک فرد بسیار خوب و پاک‌دست و متوکلِ درجه ‌یک و سالم و متقیِ همه‌چیز‌فهم و همه‌چیز‌دان و همه‌چیز‌دار هستی؛ اما طی شصت‌هفتاد سال از عمرت هیچ‌کس تو را نشناسد و اطراف تو جمع نشوند و درنهایت بمیری! آیا چنین مطلبی احتمال دارد؟ بله، به دفعات زیاد! در بسیاری از مواقع امتحان توکل در ندادن‌هاست و نه در دادن‌ها!

فردی بعد از هر یک لقمه که می‌خورد، می‌گفت: «الحمدلله». یکبار به‌عنوان توصیه یا پیشنهاد به او گفتم: «برای خوردن، یکبار «الحمدلله» گفتن، کافی است! هرگاه نخوردی «الحمدلله» زیاد بگو! هرکس آن غذا را بخورد، «الحمدلله» را می‌گوید؛ چون غذای موجود در سفره مفصل است!
- وَرا گفتند که ما شاکریم!
- گفت: ز چه رو؟
- گفت: چون دهد، شکر گوییم!
- گفت: این که هر حیوانی اینگونه است!
- گفت: نه! بالاتر، آ‌ن‌وقت که ندهد هم شکر گویم.
- وَرا گفت که سگان بلخ نیز چنین خویی دارند. چون صاحب ندهد، شکر گویند و بدهد هم شکر گویند!

زمان غذا خوردن یک «الحمدلله» کافی است، هرگاه که نخوردیم و شکر کردیم، تازه به مقام سگان بلخ می‌رسیم.
درخصوص عزت هم این داستان صدق می‌کند. الزاماً اینگونه نیست که شما اگر انسان خوبی باشید، در دنیا به عزت ظاهری برسید؛ ممکن است شما در دنیای نوح قرار داشته باشید و پس از هزار سال خوب بودن، به‌سختی هفتاد آدم و تعدادی حیوان را بتوانید با خود همراه کنید! ممکن است شما در دنیای یونس باشید و پس از سیصد سال پاک‌دستی، حتی یک نفر هم برایتان کف نزند.

» عدالت خدا را چگونه باد سنجید؟

ما این دعا را می‌خوانیم و متوجه می‌شویم که مشکل عزیز نبودن ما بی توکلی نیست. سیستم خدا اینگونه است که می گوید من انسانی را خلق کرده‌ام که چند برهه زندگی از جمله اَزَل، رَحِم، دنیا و اَبَد دارد. قضاوت درخصوص آنچه خدا به هر کدام از بندگانش می‌دهد مثل عزت، بهره‌ای که از عدالت برده است، چه روزی‌هایی به او داده‌ام و... باید پرونده او را از اَزَل تا اَبَد بیاورید؛ سپس من می‌توانم دفاع کنم که عادلانه با او برخورد کرده‌ام. اگر بخواهید پرونده دوران رَحِم یا دنیا را به‌تنهایی در نظر بگیرید، ممکن است من نتوانسته باشم عادلانه با او برخورد کنم!

یک نفر معلول به دنیا می‌آید، پدر و مادرش او را رها می‌کنند، در یتیم‌خانه بزرگ شده است، عُقده‌ای می‌شود، در خارج از یتیم‌خانه نتوانسته است دیندار باشد؛ چون دین به او نرسیده است، با عُقده‌هایش جنایت کرده و به دلیل جنایت‌هایش به زندان رفته و درنهایت او را در زندان کشته‌اند! برای چنین فردی عدالت رعایت شده؟ در خصوص سایر صفات خدا مثل عزت و رحمت و... نیز داستان همین است. اگر بناست قضاوت کنید که من چه رفتارهایی با بندگانم کرده‌ام، پرونده او را از اَزَل تا اَبَد باز کن، آن‌وقت من می‌توانم دفاع کنم. بنابراین اگر امثال آیت‌الله انصاری‌همدانی بهره‌ای از پاک‌دستی و تقوایشان نبرده‌اند و بدون عزت و نعمت ظاهری و همانند حضرت اَیوب از دنیا رفته‌اند، خودشان نحوه تعامل خدا را می‌دانسته‌اند! من و شما داغ می‌شویم و نمی‌توانیم درک کنیم و از خدا می‌خواهیم که «سیلی نقد بدهد، بِه از حلوای نسیه است»! اما هرچقدر هم که ما به خدا بگوییم، او بزرگ‌تر از این است که تحت‌تاثیر قرار بگیرد. ان‌شاالله چندین سال دیگر یکدیگر را در وادی‌السلام می‌بینیم، آنجا با هم سلام و احوال‌پرسی می‌کنیم و شما می‌گویید: یادت هست فلان روز چه می‌گفتی؟ حال که مُرده‌ام متوجه می‌شوم که چقدر خوب شده است! عملکرد خدا عالی بود، دمش گرم!

» اثر اصرار در دعا
در آیات و روایات داریم که برای درخواست‌هایتان اصرار کنید، ایرادی ندارد، دعا مغز عبادت است! شما به‌ازای هر یک دعایی که می‌کنید، درجه می‌گیرید. مثلا بنده حاجتی دارم که ۳۰ سال است تکرار کرده‌ام، خدا به من نداد و حال اگر بدهد هم دیگر به کار من نمی‌آید و مطمئن هستم که دیگر نخواهد داد! اما باز هم درخواستم را تکرار می‌کنم، چه اشکالی دارد؟ اصرارکردن هم عبادت محسوب می شود! بالاخره ما نیز در موقعیتی با کارگزاران رو در رو می‌شویم، اگر نکیر و منکر هم سوالی بپرسند، می‌گوییم ما سال‌ها دعا کردیم و هیچ اتفاقی نیفتاد، اول شما جواب بدهید، الان وقت شفافیت است.

اصرارکردن بی‌ادبی نیست. با اصرارهایمان خدا را تحت فشار قرار نمی دهیم که مجبور باشد حاجت ما را بدهد؟ چنین سوالی به این دلیل است که خداشناسی و توحید شما مشکل دارد. مثلا می‌گویند ما اصرار کردیم که بچه‌دار شویم، خدا به ما بچه داد و روزگار ما را سیاه کرد؛ خدا هم می‌گوید: «من که گفتم بچه نمی‌دهم، اصرار کردید، نتیجه این شد!» خدا هیچگاه در این معذوریت‌ها قرار نمی‌گیرد. این جمله عوامانه است که گاهی بین مومنین بیان می‌شود که «هیچ چیز را به‌زور از خدا نگیر، برایت نکبت می‌آورد و برکتی ندارد!» مگر می‌شود از خدا به‌زور گرفت؟ بله ممکن است شما حاجتی را صدبار مطرح کنید و خدا ندهد اما دفعه صدویکمین بار حاجت شما را با توجه به تاریخ و شرایط و وضعیت شما برآورده کند.

» چند تذکر در خصوص شرکت در انتخابات
افرادی که می‌گویند رأی نمی‌دهیم، فکر می‌کنند با رأی ندادن چه اتفاقی می‌افتد؟ اگر مثلا مشارکت مردم پایین بیاید، چه پیامی خواهد داشت؟ شما با رأی دادن هم می‌توانید همان پیام را منتقل کنید! مثلا در راهپیمایی شرکت می‌کند اما پلاکارد به دست می‌گیرد که اگر آمده‌ایم برای حفظ نظام و اطاعت از رهبریست، کسی به خودش نگیرد، ما از شما شکایت داریم!

شرکت کن اما پیامت را هم منتقل کن! اگر درصد مشارکت پایین بیاید، همانند بسیاری از کشورهای دیگر اتفاق خاصی نمی‌افتد. هیچکس نمی‌گوید چون درصد مشارکت پایین است، پس ما باید عملکرد خود را بهتر کنیم! شاید پیام شما را دریافت نکنند. برخی از کشورهای جهان همیشه در حد ۲۰ الی ۳۰ درصد مشارکت دارند و ۴۰ سال است که تغییری نمی‌کنند؛ تصورشان این است که مردم در هر صورت شرکت نخواهند کرد. لذا اول باید برای خود مشخص کنید که رأی ندادن چه اتفاق مثبتی برای شما رقم می‌زند؟ اگر به این نتیجه رسیدید که اتفاق مثبتی رخ می‌دهد، رأی ندهید. من اعتقاد دارم که باید رأی بدهیم چون مردم این مملکت هستیم و باید تفاوت خود را نشان دهیم.
نکته دوم؛ گاهی برای رأی دادن به دنبال امام معصوم هستیم. از رفیقم که قصد ازدواج داشت پرسیدم:
- چگونه دختری می خواهی؟
- گفت: مؤمن باشد، نماز شب خوان باشد، اهل قرآن و حدیث باشد، اهل نماز جمعه باشد، متقی و پاک دست و ساده زیست باشد! اگر کسی سراغ داشتی معرفی کن.
- یکی سراغ دارم، آیت‌الله جوادی‌آملی! به دنبال زن هستی یا استاد حوزه علمیه؟ مگر می¬خواهی به نماینده خبرگان رأی بدهی؟

به دنبال معصوم نگردید! خیرالموجودین را از میان افرادی که هستند، انتخاب کنید! برخی که از همه ایراد می‌گیرند، درنهایت به نقطه خودعصمت‌پنداری می‌رسند؛ راجع به این موضوع در خارج از فضای انتخابات می‌توانیم اخلاقی بحث کنیم! گزینه معصوم وجود ندارد، خیرالموجودین را انتخاب کن و رأی بده! مثلا ما می‌خواهیم دزد رأی نیاورد، تو اشکال اخلاقی می‌گیری؟ شاید بداخلاق باشد اما دزد نیست. برخی از کاندیدا خیلی خوب هستند، استدلال می‌آوریم که او هم خراب می‌شود!! این چه استدلالی است؟ دعا کن خراب نشود و دعا کن که بتوانی در آینده با او ارتباط بگیری که خراب‌تر نشود! بنابراین برای رأی دادن به دنبال امام معصوم نباشید.

نکته سوم؛ آیا امیدی به رأی دادن‌های ما هست؟ قطعا امیدی هست! من چندین بار گفته‌ام که اگر نمایندگان مجلس ما توان این را داشته باشند که خودشان را در رأس امور بیاورند، مجلس از حالت بی‌خاصیتی خارج می‌شود. در برخی زمینه‌ها نمی‌تواند در رأس امور قرار بگیرد، در آن زمینه‌هایی که می‌تواند، خودش را در رأس قرار بدهد! اگر ما مجلسی قوی داشته باشیم، بسیاری از ساختارها و قوانین را می‌توانند تغییر دهند. مثل آقای رئیسی که مردم پای کار ایشان آمده اند. اگر مجلسی همانند قوه قضایی جدید شروع به کار کند و تغییر احساس شود، مردم هم در فضای مجازی و حقیقی مطالبه می‌کنند و به آن‌ها کمک خواهند کرد.

امیدی هست؟ قطعا امید هست. اینکه تصور کنیم پس از انتخابات مجلس همه چیز خوب و اصلاح می‌شود که اشتباه است، این امید به حساب نمی‌آید بلکه افسانه است. امید به بهتر شدن وضع موجود با وجود یک مجلس قوی، جوان، شجاع، متخصص، اهل مشورت و مردمی می‌توان داشت.

در حال حاضر ما در هفته وحشت به سر می‌بریم، روز به روز رقابت که نزدیک‌تر می‌شود، بی‌اخلاقی ها بیشتر دیده می‌شود. توصیه‌های اخلاقی مثل غیبت و... را رها کنید. طرف مثلا با پنج‌میلیون می‌خواهد کار کند، می‌بیند طرف مقابل با هشتصدمیلیون تومان به میدان آمده، او هم متقابلاً هزینه جور می کند! زمانی که در وادی چشم و هم‌چشمی بیفتند، درنهایت همه چیز بهم می‌ریزد. لذا این سیر بی‌اخلاقی تا پنج‌شنبه ادامه خواهد داشت، کاری هم از دست ما بر نمی‌آید. فضا، فضای رقابت است، فضای خوبی نیست چون مدام تخریب می‌شوند. دو روز بتواند تقوا را رعایت کند، زمانی که ببیند با رعایت تقوا، طرف مقابل که غیرمتقی است رو به پیروزی می‌رود، او هم حرکت می‌کند.
از سیاست تا اطلاع ثانوی چندان توقع اخلاق و تقوا نداشته باشید!



کانال تلگرام رهپویان
* نام شما : 
پست الکترونيک : 
وب سايت : 
* نظر شما : 
 
تبليغات