برنامه آينده
کاروان زیارتی مشهدمقدس
29 تیرماه الی 5 مردادماه98

باحضور :
حجت الاسلام انجوی نژاد

مداحان :
حاج احمد واعظی
حاج مهدی اکبری
حاج امیر کرمانشاهی
کربلایی وحید شکری


رهپويان




جمعه 1 مهر 1390 نسخه چاپی
متن سخنرانی | مکتب عشق «9»

یا لطیف
سخنرانی حجةالاسلام انجوی نژاد
محرم 86
موضوع: مکتب عشق «9»


ادامه ی بحث لوازم عشق:

نکته:

در مورد خلوت خاص عرض کردیم زمان خاص و مکان خاص.مقصود از زمان خاص رو ظاهرا برادرها و خواهرامون درست فهمیدند اما مکان خاص رو نه.زمان خاص یعنی یک زمانی مثل چهار تا چهارو ده دقیقه هر روز.اما برخی گویا مکان خاص رو اشتباه برداشت کردند که مثلا باید حتما یک جای خاص باشد.اما مکان خاص یعنی یک مکان مناسب.مکانی که تو باشی و خدا باشی.بعد هم گفتیم که در درجات بالا شخص دیگر هیچ مکانی برایش مناسب نیست.در شلوغ ترین مکانها می تواند به خلوت خودش برسد

گزینه ی بعدی از ملزومات:

ب:میل به همسویی:

مرحوم شهید مطهری در کتاب جاذبه و دافعه ی آقا امیرالمومنین صفحه ی 168:

محبت مانند سیم برقی است که از وجود معشوق به عاشق وصل می شود و صفات معشوق را به عاشق منتقل می کند.

اگر انسان در حقیقت, عاشق کسی باشد صفات این شخص مثل این سیمی که شهید مطهری می فرمایند ناخودآگاه به این شخص دیگری می رسدمثلا اگر شما دیدید که این شخص لهجه اش تغییر کرد باید بدانید که به احتمال زیاد به کسی دل بسته که این لهجه را دارد یا کسی راه رفتنش تغییر کرد معلومه که دل بسته چون اگر انسان دل نبندد صفات را نمی گیرد.ممکن است آدمی سی سال در یک شهر زندگی کند اما چون دل به اون شهر نمی بندد هیچ اثری از اون شهر نگیرد.مثلا وظیفه دارد که در مملکت غریب در اسراییل زندگی کند تا ماموریتش رو انجام بده.این شخص میره اونجا خودش رو یهودی جلوه میده اما قرار است که ماموریتش را انجام دهد.در اونجا سی سال زندگی می کند اما هیچگونه تاثیری از محیط اطرافش نمی گیرد چون برایش منفورند.

پرانتز مجازی:(بعضی وقتها من به بعضی از دوستان میگم که مثل اینکه تو مشکل داری.میگه مشکلم چیه؟میگم مشکلت اینه که من در تو تغییر رفتار نمی بینم.چرا که بعد از ازدواج باید در تو تغییر رفتار ایجاد شود.وقتی تو همون آدم قبل از ازدواجی تابلوست که مشکلی داری.آدم وقتی به یک نفر نزدیک می شود باید با رفتار و اعمال و سکناتش,راه رفتنش,نحوه ی ساعات خروج از خانه,صحبت کردن و نگاه کردن و در نوع خندیدنش باید تغییر رفتار ایجاد شود)بنابراین اگر احیانا انسانی به خدا نزدیک می شود اما صفات الهی در وجود انسان ماه به ماه نزدیک نمی شود باید بگوییم این ممکنه عابد باشد اما عاشق نیست.یعنی تو اگر میزان نمازهات نسبت به پنج سال پیش بیشتر شده اما مردم در رفتار و صحبت کردن و برخوردهایت تغییری نمی بینند بدان تنها عبادت کردی و عشقی خرج نکردی.


نمی شود انسان بگوید من رفتم حمام بعد برگردد کماکان کثیف باشد چون حمام خصوصیتش پاک کردنه.در اون شعر میگه:

گفت از کجایی؟گفت از حمام کوی تو....گفت خود پیداست از زانوی تو!!!

این زانویی که اینقدر چرک روی آن نشسته معلومه که حمام بودی!!!آدم نمی تواند به یک شخصیتی مثل خدا نزدیک بشود اما در رفتارش حالات الهی دیده نشود.بنابراین اگر کسی اینطوریه بداند که دارد عبادت می کند اما عاشقی نمی کند.

تعریف گناه در مکتب عشق:

عالما و عامدا هوای نفس را بر خواست محبوب مقدم داشتن


پرانتز مجازی:(آقا اگر عاشق من است چرا این رفتار را خرج کرد؟؟می گوییم باید بررسی کنی اینکه این رفتار انجام شد دو تا شرط دارد تا بفهمی به عشق لطمه زده است و اونم اینکه عالما باشد و عامدا باشد.یعنی شخص ببیند تو از این کار بدت میاد و شخص عمدا همین کار رو مرتکب شود.مثلا این بابا غذاخوردنش قشنگ نیست,لباس پوشیدن و راه رفتنش قشنگ نیست شل یا تند راه میره.اما آیا عالما هست یعنی می داند که تو بدت میاد یا عامدا هست یعنی می تواند تغییر رفتار بدهد و نمی دهد؟)

آقای دولابی می فرمود:محب علی محب گناه نمی شود.گناهان محب علی نوشته نمی شود برای اینکه گناهانش عالما و عامدا نیست.

عالما و عامدا:با هم هستند .یعنی اینکه هم باید بداند گناه است و هم باید عمد داشته باشد.

.عمد یعنی اینکه بنده بدانم که خدا بدش میاد و بگویم حالا که بدش میاد از لج خدا انجام می دهم.ولی یک وقت هست میگه می دونم خدا بدش میاد اما ببخشید!

تعریف گناه در مکتب عشق وقتی نوشته می شود که انسان هم بداند که خدا بدش میاد و هم عمد داشته باشد یعنی به هدف مخالفت با خداوند تبارک و تعالی.

لذا دیدین که خیلیا ایراد می گیرند که یارو اومده تو هیئت از قیافه اش گناه می بارد اما این شخص عاملا و عامدنش باید مشخص شود.این شخص الان دارد برای امام حسین سینه می زند یعنی دوست دارم.اما حالا باید ببینیم عالما هست یعنی علم دارد و عامدا هست یعنی می داند که آقا از این کار بدش میاد و اینکار را می کند؟بنابراین محب در باب گناه خیلی خیلی کم گناه است چون خیلی بعید است که این دو شرط کنار هم بیفته. چون طرف خدا و اهل بیت را دوست دارد.

بیان لزوم همسویی (از لوازم عشق)درسوره ی آل عمران آیه ی 31:

قل ان کنتم تحبون الله فاتبعونی یحببکم الله و یغفرلکم ذنوبکم والله غفور رحیم

اگر می گویید عاشق خدا هستید پس باید تبعیت کنی تا خدا شما را دوست داشته باشد و گناه شما را ببخشد که خدا آمرزنده و مهربان است.



اگر تبعیت, کامل کامل باشد کهم ذنوب؟؟مگر نمی گویی که باید اطاعت کنی؟اطاعت یعنی اینکه اصلا گناه نکنی. عشق داشته باشی و سعی کنی اطاعت کنی تا به خاطر عشقت خداوند گناه شما را ببخشد که خداوند غفور و رحیم است.

در حقیقت این آیه از قرآن صحه می گذارد بر تعریفی که از گناه براتون گفتم.که بابا شمایی که عاشق خدا هستید اگر گناه کردید خداوند تبارک و تعالی چون عاشقش هستید توبه ی شما را می پذیرد ولی اگر عاشق خدا نیستید توبه خیلی سخت می شود.عشق باید بیاید تا توبه آسان شود.وقتی شما کسی را دوست نداری یا ارتباط خاصی باهاش نداری اتفاقی که می یفتد اینست که خیلی سخت ازش می گذری(مثال مجازی:در خیابان در حال رانندگی هستی یکدفعه از داخل یک کوچه ی عبور ممنوعی یک ماشینِ شوت میاد بیرون و تق می زنه به بغل شما.تو فورا سرت رو برمی گردونی و تو چهره ات عصبانیته که سرش داد بزنی که بابا مگه کوری؟؟بعد یکدفعه می بینی این شخص یکی از آشناهاییه که خیلی خیلی دوستش داری و واقعه ی خشمناکی شما تبدیل به واقعه ی طنز می شود.با خنده و شوخی تموم میشه اصلا تصادف یادت میره)لذا درارتباط با خدا اگر دوستش داشته باشی تصادفهامون اینجوری برداشت میشه. عشق وقتی می آید قدرت تغییر و تحول احوال خداوند را دارد.چه کسانی یا محول الحول والاحوالشون جواب میده؟کسانی که عشق خدا و امام رضا در دلهاشون هست وگرنه چه ارتباطی بین من و تو و اهل بیت و خداست که حالا اونها بخواهند تحویل بگیرند!

حضرت امام در کتاب اربعین حدیث صفحه ی 576:

امام می فرماید:دعوی محبت کسی که بینه نداشته باشد پذیرفته نیست



یعنی وقتی می خواهی بگویی که محبت دارم و عاشق خدا هستم باید دلیل بیاوری.لوازم عشق این بحث را باز می کند که به این دلایل من عاشق خدا هستم.بعضی وقتها شما باید موقعیت فیزیکی خودت را در یک موقعیتی قرار بدهی که ببینی می توانی عشق ورزی کنی یا خیر؟مثلا باب جهادی باز بشود و به شما بگویند که مراسم شب تاسوعا را رها کن.چون همین الان باید به جهاد بروی و خداحافظیت را هم بکن چون تو برگشتنی نیستی.اگر واقعا طوری زندگی کردی که بگویی همین الان حاضرم این می شود بینه.یا الان به شما بگویند در مقابل اینقدر اموال دزدی قرار داری که می توانی این اموال را بدون اینکه کسی غیر از خدا ببیند برداری بعد از مجلس برای شما دستت باز است چکار می کنی؟؟؟خودت را در اون موقعیت قرار بده.

مومن امتحن الله قلبه بالایمان:

کسی می تواند بگوید که من یک میلیارد رو برنمی دارم که قبلا دست خودش را راست نشان داده باشد.کسی می تواند بگوید که من از جانم می گذرم که قبلا از مال و آبرو و خانواده اش گذشته باشد.به اینها می گویند بینه.

لذا امام می فرمایند کسی که دعوی عشق می کند باید بینه داشته باشد.باید بتواند ثابت کند
پرانتز مجازی:(میگه آقا ایشون عاشق چی چی من هست؟؟نه پول میده,نه بیان محبت آمیز داره,نه من برایش مهم هستم,نه کارهای من رو پیگیری می کند و نه فلان....!این فقط میگه که من عاشقتم.بدون بینه که نمیشه.)در عشقهای مجازی ما آدمهای کوچولو بدون بینه دعوی عشق رو قبول نمی کنیم اونوقت خدای به اون عظمت توقع داری که تمام وجود خودش رو صرف تو کند بدون هیچگونه دلیلی؟؟ بعد میگه آقا ما دهه ی محرم مشکی می پوشیم میریم در خونه ی آقا اباعبدالله.در حالی که اگر نپوشی که بینه نیست این ضایعه!

یحیی بن معاذ رازی در نفحات الانس صفحه ی 55:

صدق المحبة العمل بطاعة المحبوب:

راستیِ عشق در اینست که اگر محبوب امری می کند اطاعت کنی.


وقتی انسانی اطاعت نمی کند و فقط می گوید که خدارو دوست داریم که فایده ای ندارد.پرانتز مجازی:(ما انسانها از دعوی عاشقی بدون بینه و دلیل متنفریم.یک نفر میاد میگه دوست دارم بعد اطاعت و موافقت نمی کند و با ما همسو نیست اعصابمون خرد میشه ازش متنفر میشیم)

المجاز قنطرة من الحقیقة:مجاز پلی است به سمت حقیقت.

یعنی وقتی ما اینطوری هستیم در حقیقت ما از ذات خدا خلق شدیم.خدا می خواهد بگوید که من اینطوریم.اگر کسی دعوی محبت کند و دروغ بگوید و همسو نشود و اطاعت نکند و حرام و حلالش رو رعایت نکند من ازش متنفر می شوم و این آقا فکر می کند که من خیلی دوسش دارم!!!

امام صادق می فرمایند:برخی از مردم که به در خانه ی خداوند می روند خداوند به ملائکه اش می فرماید اینقدر بهش بدین که بره گمشه.اصلا دیگه نمی خوام ببینمش!

آیا این اسمش محبته!!!


بنابراین دعوی محبت بدون دلیل و اطاعت امکان ندارد.چون اصلا بدون اطاعت محبت شکل نمی گیرد.شما اگر از دیشب نسبت به خدا و اهل بیت و آقا اباعبدالله و نسبت به خدا عاشقتر شدی باید از امشب میزان اطاعتت چند درجه بیشتر شود.لذا هر وقت مثل دهه ی محرم بساط عشق برپا بود بعد از دهه ی محرم باید میزان اطاعتت رو چک کنی ببینی چقدر مطیعتر شدی

ما اگر اطاعت کردیم چه حسنهایی برایمان دارد؟؟

حُسن های اطاعت:

1.انسان در اثر اطاعت خداوند به پاداش می رسد و پاداش هم بالاخره یکی از مقصدها و منظورها و اهداف خیلیاست

2.خداوند به کسی که اهل اطاعت است در مقابل لغزشها و در مقابل خطوات آبرویش را حفظ می کند.محبت حسین آبرو می آورد

3.محبت یار برانگیخته می شود

4.استجابت دعا بالا می رود.

5.انسان به درجه ی رضا می رسد.یعنی اگر یک جایی دعایش مستجاب نشد خدا به دلش می ندازه و راضیش می کند

6.انسان به یقین می رسد.جمله ای که آقا امیرالمومنین فرمودند:« لَو کَشَفَ الغِطاءُ ما أزدَدتُ یَقیناً.اگر پرده ها کنار برود من به یقینم اضافه نمی شود در اثر مسیر محبت است.

گزینه ی سوم از لوازم عشق:

ج.میل به وصال:

ما سه مدل گناه داریم:

1.گناه اعتباری یا قراردادی

2.گناه اخلاقی

3.گناه اولیاء



1.گناه اعتباری یا قراردادی:

گناهانی است که قانون یا برخی احکام وضع می کنند و شما نباید این کار رو انجام بدهی.اما ممکن است که بعضی جاها بتوانی انجام دهی.مثلا خوردن گوشت مرده گناه است و اعتباری و قراردادی است.یعنی اگر شما یک جایی بودی و داشتی از گرسنگی می مُردی می توانی گوشت مرده را بخوری.یا گفتن دروغ گناه اعتباری و قراردادی است.اما یک جایی اگر لازم شد شما می توانی مصلحت به خرج بدهی دیگر دروغ اسمش نیست.


2.گناهان اخلاقی:

بعضی گناهان,گناهان اخلاقیه.مثل شهوات که اثرات سوء دارد و تاریکی می آورد این جزو گزینه های فرداشبه که اثرات سوء شهوت بر محبت را بررسی می کنیم


3.گناه اولیاء خدا:

اولیاء خدا دور بودنشان از معشوق را گناه می دانند.وقتی آقا امیرالمومنین و آقا امام سجاد و همه ی معصومین و بزرگان با خودشون این عبارتهای عجیب را می گویند و خودشان را جهنمی منظور می کنند و خودشان را بنده ی جهنمی و عاصی معرفی می کنند و الهی العفو می گویند.همینکه دور از معشوق شده خودش را گناهکار می داند.پرانتز مجازی:(عشقهای واقعی مجازی:طرف از معشوق مجازیش دوره ولی زنگ می زنه که تورو خدا ببخشیدا!در حالی که این آقا رفته اونجا کار کند و پول در بیاورد تا برای این خانه ی بهتری بخرد ولی وقتی زنگ می زند عذرخواهی می کند که تورو خدا ببخشید گرفتار بودم به خدا ببخشید نتونستم زنگ بزنم و...دائم در حال عذرخواهیه.این عذرخواهی بابت احساس گناه معشوق, به خاطر دوری از معشوق است.یعنی عاشقهای مجازی واقعی وقتی از معشوق خودشان دور می شوند عذرخواهی می کنند که ببخشید معذرت می خوام به خدا نتونستم و یک کلمه هم نمی گوید که بابا من دنبال کار تو هستم.در حالی که در عشقهای غیرواقعی مجازی: این زنگ می زنه به اون میگه کدوم گوری هستی؟؟اونم میگه سرگور بابات دارم برای تو کار می کنم!لذا عشقی درکار نیست .به روی اون میاره که دارم برای تو کار می کنم.یا میگه دارم مسافرکشی می کنم برای تو,کارد بخوره به اون شکمت!!اما در عشق واقعی مجازی زنگ می زنه میگه که سلام نگرانت شدم! جواب اونطرف هم اینه که تورو خدا ببخشید الان میام یعنی حتی یک کلمه هم نمیگه که دنبال کار تو هستم.)

اما در عشق حقیقی دور بودن از معشوق از نظر جسمی و روحی برای عاشق گناه است.لذا عاشق حقیقی میل به مرگ دارد.

امیرالمومنین می فرماید:

وبدانید ای قوم که علی میلش به مرگ بسیار شدیدتر از میل کودک گرسنه و تشنه به پستان مادر است.


تا اسم مرگ میاد یکدفعه ابروهاش رو در هم نمی کشه که این حرفهارو نزن ایشالله بعد از صدوپنجاه سال.چرا نفرینش می کنی؟؟عاشق واقعی میل به مرگ دارد.وقتی به مرگ نزدیک می شود لذت می برد.مرگ را وصال می داند

مرگ اگر مرد است گو نزد من آی

تا در آغوشش بگیرم تنگ تنگ

او به من عمری ببخشد جاودان

در عوض دلقی ستاند رنگ رنگ


از لوازم عشق میل به وصال است.انسانی که با خانه ی خودش و با خانواده و دوستان و رفقای خودش و با شهر و محل خودش آنقدر خو گرفته که سخت است از اینها جدا شود چگونه دارد دعوی محبت عشق خدا را همه جا داد می زند.


بابا طاهر:

جدا از رویت ای ماه دل افروز

نه روز از شب شناسم نه شب از روز

وصالت گر مرا گردد میسر

بود هر روز من چون عید نوروز



لذا عاشق واقعی منتظر است.هر کدام از ما که نسبت به مرگ یک دیدگاه منزجر و متوحش داریم و از مرگ وحشت می کنیم باید بدانیم که در عشقمان بایستی یک تجدید نظر کلی داشته باشیم.انسان باید به رفتن میل داشته باشد.بعد این جور عاشقان یک تکه ای از آخر عمرشون(بعضی یک هفته,بعضی سه ماهه,بعضی شش ماهه و بعضی یک ساله)که اینهارو از علماء شنیدم آخر عمرشون خداوند تبارک و تعالی روحشون رو بالا می برد و تمام افکارشون آسمانی می شود و جسمشون رو روی زمین می گذارد برای اینکه در زمین کارهایی که باقی مانده را انجام بدهند.به طوری که مثلا حضرت آیت الله عظمی اراکی مهر مرجعیتش را شکست و فرمود که من دیگه فتوا نمی دهم و من دیگه مرجع نیستم و بعد شروع کرد به زیارت کردن در مشهد و قم و اینطرف و اونطرف.به طوری که اصلا تو حال و هوای خودشون بودند نه سوال جواب می دادند و نه با کسی رابطه داشتند.این بزرگوار یک هفته اینطوری بودند.

خادم حضرت آقای علامه طباطبایی(ره)نقل می کند:که ایشان در هفته یا ماه آخر اصلا هر چی بهش می گفتیم قیامتی جواب می داد.خادم میگه ایشون اومدند تو حیات و داشتند می گشتند بعد بهشون گفتم آقا دنبال چی می گردید؟چیزی احتیاج دارید؟بعد یک نگاهی به من کرد طوری که این چشمها,چشمهای انسان نیست و یک چیز دیگری دارد من را نگاه می کند.بعد یک نگاهی کردند و گفتند بله احتیاج,خیلی احتیاج دارم.گفتم چی آقا احتیاج دارید؟امر بفرمایید.فرمود:آه آه من قلةالزاد و طول السفر.برای بالا احتیاج دارم.گفتم آقا آب جوش هست چایی دم کنم؟فرمود:بله بله کاش سماور ما در عرش هم جوش باشد!ایشان دیگر به زمین کاری نداشت.اتفاقات همه آسمانی بود.

در آخر عمر یک وقتی به عاشق می دهند تا کارهای روی زمینش رو جمع و جور کنه.طوری که حساب و کتابهاش رو می کنه که من چقدر بدهکارم چقدر طلبکارم بعد یادداشت می کند چقدر نماز و روزه بدهکاره.همه ی کارهاش رو انجام میده بعد فوت می کنه.لذا به عاشق وقت می دهند

ازآشیخ مرتضی زاهد نقل می کردند: ما چهار تا شاگرد خصوصی در خدمت آشیخ بودیم.بعد سر ساعت مثلا شش بعدازظهر کلاسمون با ایشون تموم شد بعد دیدیم ساعت دوازده شب اون زمان که دیگه همه مثل آدم خوابیده بودند ایشون می گفتند که در خونه ی مارو دارند می زنند.شاگردشون میگه در رو باز کردم دیدم آشیخ مرتضی زاهده گفتند این مطلبی که ساعت شش بعد از ظهر امروز سر کلاس گفتم این غلطه.درستش اینه.بعد سه تا دیگرو هم آدرس گرفتند که بروند به اونها هم بگویند.بعد بهشون گفتم آقا صبح می یومدین!گفتند من نمی دانم که صبح زنده هستم یا نه.من منتظرم.اینها کسانی بودند که بهجت به رفتن داشتند

مولوی:

عاشقا کمتر از پروانه نئی

کی کند پروانه ذاتش اجتناب


آشیخ رجبعلی نقل می کند که دیدم یک شب یک پروانه ای اومد دور شمع اول می گشت و گیج می شد و بعد خودش رو می زد به آتش.بعد این پروانه که این کارها رو می کرد من داشتم گریه می کردم که در مقابل با خداوند تبارک و تعالی با اینکه اون خداست و این آتشه و من آدمم و این پروانست ما کم آوردیم!!عاشق میل به وصال دارد.

غررالحکم حدیث 9734 آقا امیرالمومنین(ع):

فی الذیق والشدة یبهر حسن المودة:عاشق باید در ضیق یعنی درتنگناها زیبایی عشق را نشان بدهد.پرانتز مجازی(با هم رفیقید و همدیگر رو دوست دارید تازمانی که هیچ مشکلی با هم ندارید.مشکل اعتقادی و سیاسی و اقتصادی با هم ندارید و دو تایی با هم نشستیم گل می گوییم و گل می شنویم و تخمه می خوریم.اما زمانی که مشکل برای تو پیش میاد نیز همینطوره؟؟؟گفته می شود اتفاقا دوستانت را در مشکلات انتخاب کن.عاشق واقعی کسی است که یک گوشه ای نشسته و وقتی مشکلی پیش آمد میاد جلو.اتقافا معشوق و عاشق واقعی در مشکلات به سراغ هم می روند.چرا که در غیر مشکلات تو خوشی و عاشق دلش خوش است که تو خوشی.لذا در مشکلات است که عاشق باید خودش را نشان بدهد.روابط امروزه ی دنیای ما بالعکس شده است یعنی عاشق و معشوق در مشکلات دعوا می کنند و در خوبیها هم خوشند بعد میگویند که زندگی تلخ و شیرین دارد!درسته اما زندگی عاشقانه که اینطوری نیست.مثلا می بینی مهمون که میاد دو تایی مرتب و نظم ,بعد این به اون میگه احمد آقا زحمت می کشید اون سینی چایی رو بیارید؟بله فاطمه خانم چشم حتما.ولی کافیه که مهمون بره اون موقع رو باید دید!!!آیا این عشقه؟؟؟اگر عشق است در عشق که مشکلی وجود ندارد تازه وقتی پای عشق وسط میاد مشکلات برطرف می شود.)

آقای دولابی می فرمود:

عاشق وقتی به مشکلات می رسد میم اون رو بر می دارد می شود شکلات.

لذا از عرش و از معشوق هر آنچه می رسد شکلات است نه مشکلات

بنابراین آقا امیرالمومنین می فرماید:

عاشقی در شدت و در ذیق مشخص می شود



حالات عاشق در این زمان:

1.راضی است.مشکل و غیر مشکل خیلی براش فرقی ندارد

سیف فرقانی زیبا می گوید:

عالمی شادی دنیا و گروهی غم عشق

عاقلان نعمت و عشاق بلا می خواهند


ابونصر سراج در کتاب ابعاد عرفانی اسلام صفحه ی 240:

آنکه از ضربه ی دوست لذت نمی برد در داعیه ی محبت خویش صادق نیست.پرانتز مجازی:(در وجود من و تو همانگونه که میل به رحمت است میل به شدت هم وجود دارد.یعنی ما همانطور که لذت می بریم یک نفر به ما خوبی کند.اما اگر یک کسی دائما به ما خوبی کند حالمان بد می شود و دوست داریم یه دادی هم هر از گاهی سرمان بزند.یعنی اگر یک آدم و جوانی خیلی خوب باشد آدم حالش بد می شود.طرف بهش میگی سلام میگه سلام.میگی هووووی میگه سلام.میگی فلان فلان شده میگه سلام.بهتره بگیم یارو سیب زمینیه.لذا در روابط, ما میل به شدت داریم.بعضیها که در خانه هایشان نازپروده می شوند یعنی پدرومادرهاشون از گل به اینها نازکتر نمی گویند اینها بچه های منحرفی می شوند.اگر بچه از والدین شدت نبیند منحرف می شود.متاسفانه ما یک مریضی جنسی داریم که شخص دوست دارد ضربه بخورد سرش داد بزند فحشش بدهند .اینها کسانی هستند که پدرومادرشون می گفتند بچه ام کمبود محبت پیدا نکند برود منحرف بشود.بنابراین عاشق میل به شدت دارد)

اگر خداوند تبارک و تعالی دائم نعمت بفرستد توی عاشق دلزده می شوی.میل داری که از خدا شدت ببینی.اگر تو بیست, سی, چهل, پنجاه سال زندگی کنی و هیچ مشکلی نیاید ,اگر هوا نه سرد باشد نه گرم باشد همیشه هوا معتدل باشد اعصابت خرد می شود.دلت برای لباسهای گرمت تنگ میشه.مثلا میگی کاش هواگرم باشد بری جلوی کولرگازی خنک بشی راحت بخوابی.

در روابطی که با خداوند تبارک و تعالی داریم شدت جزو لوازم عشق است و کسی که شدت را از دوست نپسندد در دعوی عشق خود ثابت نیست.باید بعضی وقتها آدم یک ضربه ای بخورد.

آیه ی شریفه ی قرآن موید این مطلب :

کلا ان الانسان ليطغي ان راه استغني :اگر خیلی به انسان غنا و نعمت بدهیم شورش می کند

گزینه ی بعدی از لوازم عشق:

د. عاشق زحمات خود را در برابر معشوق فراموش می کند

یادت نیست که پانزده سال پیش کی بود که صبح تا شب جون می کند که بتوانی دَرسِت رو بخونی؟لیسانس بگیری بری اداره استخدام بشی؟یادت نیست کی بود فلان کار رو می کرد شصت و هفت سال پیش.در حالی که عاشق زحمات خود را فراموش می کند.اصلا یادش می رود که این کارهارو کرده.

یکی مثل حضرت امام به مملکت وارد می شود بعد ملت که جمع شدند حضرت امام می فرماید شلوغش نکنید تنها یک طلبه دارد وارد می شود.ما که کاری نکردیم!!


در رابطه با آیت الله عظمی بروجردی: آقای فلسفی می گوید که فرستادند دنبال ما که آقا بروجردی از صبح دارند گریه می کنند بیاین ببینید چی شده.ایشون شما رو راه میدن.گفتم آقا چیه؟؟آقا فرمودند فلانی هشتاد سال عمرم هست اما هر چی فکر می کنم می بینم یک ثانیه برای خدا کاری نکردم!!!

و بعضی از ماها چه ادعایی داریم که اگر ما نبودیم چی می شد؟؟چکارا که نکردیم ما جوانان رو هدایت کردیم.ما فلان ما.....!در صورتی که عاشق زحمات خود را فراموش می کند.فراموش نه اینکه صبر می کند.مثلا معشوق به عاشق میگه که تو برای من چکار کردی؟عاشق میگه هیچ کاری نکردم.تو ذهنش میگه خیلی کارها براش کردم اما نمیگم دوسش دارم.این شخص دوسش داره عاشق نیست.عاشق می گوید هیچکاری نکردم ببخشید.عاشق حتی عذرخواهی می کند.لذا توبه های اهل بیت عذرخواهی در برابر عظمت خداوند است

در روابط مجازی آن کس که به رخ تو می کشد که من اله و بله کردم و من همان بودم که فلان عاشقت نیست ولی آنکس که به رخ تو نمی کشد ولی در ذهنش هست دوست خوبی برای توست اما عاشق در ذهنش هم نمی ماند.اما امروزه بازار به رخ کشیدنهاست که کوفتت شود آنهمه محبتی که به تو کردم.الهی اون النگویی که برایت خریدم دور دستت عقرب شود و....!متاسفانه موسیقیهایی که دارد عشق شیطانی را در کشور ترویج می دهد چه در ایران پر شود,چه در خارج پر شود,چه در زیر زمین و چه در بالای برج پر شود فرقی نمی کند.اینها حرام مطلق است.برای اینکه تو را دارد از مکتب عشق دور می کند.ادبیاتی مسخره ای که به جوانان ما یاد می دهند.اینها از علائم ابتذال در محبت است

جمله:بلاکش ترین مردم در طول خلقت پیامبران و اولیاء و اوصیاء الهی هستند.
عاشق ترین ها,بلاکش ترینها هستند.عاشق ترینها,کم ادعا ترینهایند,عاشق ترینها کم پیله کن ترینهایند,عاشق ترین ها کم حاجت ترینهایند,عاشقان ترینها کسانی هستند که کمتر در دیدند.عاشق که اهل جنجال نیست عاشق در دلش حرف می زند اهل شلوغ کردن نیست .عاشق در پیشگاه خداوند آرام است جنجال نمی کند

در آیه ی شریفه ی قرآن داریم:
الست بربکم قالوا بلی.


حکیم سنایی یکی از عرفای شیعه:

ایشان می گفتند قالوا بلی یعنی من در ازل رب شما بشوم؟؟؟ما هم بله گفتیم و قبول کردیم

ایشان یک ایهام قشنگی بکار برده و بلا و بلی رو با همدیگر هم معنا کرده

از برای یک بلی کاندر ازل گفته است جان

تا ابد اندر دهد مرد بلی تن در بلا

 


» دانلود صوت سخنرانی مکتب عشق «9»

http://www.rahpouyan.com/pageSound.asp?tid=657


کانال تلگرام رهپویان
* نام شما : 
پست الکترونيک : 
وب سايت : 
* نظر شما : 
 
تبليغات