چهارشنبه 26 تیر 1392
 » خلاصه سخنرانی | نگاهی به قرآن «17» [سوره بقره «قسمت پانزدهم»]
یا لطیف
سخنرانی حجةالاسلام سید محمد انجوی‌نژاد
24 / 04 / 1392

موضوع : نگاهی به قرآن «17» [سوره بقره «قسمت پانزدهم»]



آیه 257 سوره بقره :
الله وَلِيُّ الَّذينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ وَ الَّذينَ کَفَرُوا أَوْلِياؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُماتِ أُولئِکَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فيها خالِدُونَ.

خداوند تبارک و تعالی ولی ِ کسانی است که ایمان آوردند و آن ها را از ظلمات به سمت نور خارج می کند؛ و اما کسانی که کفر ورزیدند اولیائی طاغوتی دارند که آن ها از نور به سمت ظلمات خارج می کنند. و عاقبت‌شان این است که اصحاب جهنم و آتش هستند و در آتش جاودانند.

در بحث خلود در آتش بین علمای شیعه اختلاف است.
در خصوصیات بهشت داریم کسی که وارد بهشت می شود، خالد در بهشت است و دیگر خارج نمی شود. ولی برای جهنم، عده ای از علما اعتقاد دارند کسانی که وارد جهنم می شوند، بالاخره یک زمانی خارج می شوند. و عده ای از علمای بزرگ هم معتقدند کسانی که وارد جهنم می شوند، برطبق آیه شریفه قرآن تا ابد در آنجا خواهند ماند.
ولی اگر کمی عقلانی فکر کنیم می بینیم این قول علما که بالاخره روزی در جهنم بسته خواهد شد، عقلانی تر است. عقلانی تر است که برای عذاب، یک حد یقف متصور باشیم.
پس این فیها خالدونی که برای بهشت می فرماید، یقینی است. در بهشت جایی برای خطا نیست که بخواهی دوباره به جهنم برگردی!
ولی برای جهنم از نظر ما اینگونه نیست.

+ راه حق و باطل دو راه است؛ إنّا هدیناه السبیل. دو راه را در خلقت به شما نشان دادیم. إمّا شاکرا و إمّا کفورا. دیگر راه سومی وجود ندارد. انسان ها یا در مسیر حق حرکت می کنند، یا در مسیر باطل. نقطه ی مقابل شکر، کفر است. این دو راه با هم یک میلی‌متر نقطه ی مشترک ندارند. اگر در مسیر حق باشیم، به جلو می رویم. اگر در مسیر باطل باشیم، دور زده ایم و داریم به عقب بر می گردیم. بنابراین کسی که در مسیر باطل است، نمی تواند ادعا کند که درصدی از حق هم در مسیرش هست. چون پشت به حق است.
در برخی آیات قرآن، رسما بحث پشت کردن مطرح می شود؛ آن هایی که ولایت خداوند تبارک و تعالی را قبول نکرده اند، به خدا پشت کرده اند.

کسی که در مسیر باطل است، از هرجا برگردد در مسیر حق است. کسی که 70 سال در مسیر باطل حرکت کرده، برای اینکه برگردد نیاز نیست 70 سال دنده عقب بیاید! فقط کافی‌ست دور بزند. این که حق و باطل در نقطه ی مقابل هم هستند، از مصادیق رحمت خداست.
و برعکس، کسی که 70 سال در مسیر حق بوده، چقدر طول می کشد به سمت باطل برود؟ فقط باید برگردد!

برگشت به سمت خدا، بسیار سریع و بسیار کوتاه است. در ابوحمزه می خوانیم : أنّ الراحل الیک قریب المسافة. برای اینکه بخواهم بسوی تو برگردم، فقط باید برگردم.
اینکه در قرآن می فرماید نحن أقرب الیکم من حبل الورید؛ از رگ گردن به شما نزدیک‌تریم، فقط به کسانی که در مسیر حق هستند نمی گوید، خطاب به گناهکاران حرفه ای ِ پشت به خدا کرده هم هست. فقط باید برگردی و مرا ببینی.

+ دو ولی داریم؛ یا ولی شما خداست، یا طاغوت.
تلفیقی از دو ولی هم جواب نمی دهد. نمی شود در ماه رمضان ولی خدا باشد، در ماه دیگر طاغوت! فقط یک ولی خواهی داشت.

+ خصوصیاتی که برای ولایت الهی ذکر شده :
ولایت الهی مسیری دارد : از سمت تاریکی است به سمت روشنایی ها.
رحمتی که در اینجا هست خیلی مهم است. کسی که بیش از اندازه در گناه جلو رفته، دلیل اینکه فکر می کند برگشتن به سمت خدا سخت است، این است که در ظلمات قرار دارد. هر روزی که یک قدم به سمت حق برگردد و توبه کند، می فهمد که به آن سختی که فکرش را می کرد نبود. هر روز که نور بیشتر می شود، کمتر سخت به نظر می آید.

اتفاقا در مسیر ظلمات حرکت خیلی سخت است. شخص دائم در ابهام و غبار و غم و نگرانی و اضطراب است. اصلا دور و برش را نمی بیند. مثل رانندگی در شب است. ولی وقتی در نور حرکت می کند، با اطمینان تا آخر جاده را می بیند. 
در مسیر حق، روز به روز دیدن و حرکت کردن راحت تر است، اضطراب کمتر و آرامش بیشتر است. چون کاملا میسر را می بینی و لذت می بری.
ولی ِ مؤمنان و اولیاء خدا یکی‌ست؛ خداوند تبارک و تعالی.
به این دلیل اهل ایمان خیلی راحت تر می توانند با هم متحد و یکی شوند.

+ اما خصوصیات ولایت اهل طاغوت :
مسیر از نور به سمت ظلمت است. روزی که با اولین سوءتفاهم از خدا برگشتی، روز دوم سوءتفاهم دوتا می شود، روز سوم و چهارم بیشتر و بیشتر. چون نور مسیر کم شده. روز ششم دیگر نماز هم نمی توانی بخوانی! چون در این ظلمت دیگر نماز برای تو قابل دفاع نیست. روز بعدتر انفاق هم نمی توانی بکنی، چون موضوعیت خودش را برای تو از دست داده.
بعد از مدتی تبدیل می شود به شیطان مجسمی که قابلیت دارد هر جنایتی انجام دهد، چون در ظلمت قبح جنایت دیده نمی شود.
تأکیدی که اهل بیت (ع) بر این دارند که ذکر مداوم باشد برای این است که فاصله از ذکر باعث می شود نور کم شود. نور که کم شود سوءتفاهم ها زیاد می شود و تصاعدی بالا می رود.

در آیه می فرماید الله ولی الذین... یک الله [نور] - یک ولی.
ولی می فرماید الذین کفروا اولیاؤهم الطاغوت. یک ولی نداریم.
حلقه ی اطاعت از خداوند تبارک و تعالی را دور انداختی، و حلقه ی اطاعت از دوستت، رفیقت، نفست، شهوتت، دنیا پرستی ات، لذت گرایی و صدها حلقه ی دیگر را به گردنت انداختی! اولیاؤهم الطاغوت. کسی که ولایت خداوند تبارک و تعالی را کنار می گذارد، مجبور می شود ولایت هزاران شخص و چیز بی ارزش دیگر را قبول کند.

امیرالمؤمنین (ع) در نامه به یکی از صحابه خود فرمود کسی که با دست ولی خدا بیعت نکند، مجبور است با پای ولی شیطان بیعت کند.
ما مجبوریم ولی داشته باشیم. اگر ولی، خدا بود که فبها، اگر سمت طاغوت رفتی، خیال می کنی که راحت شده ای! هزاران ولایت دیگر را باید تقبل کنی.
طاغوتیان چون اولیاءشان زیاد است، اختلافاتشان زیاد و اتحادهایشان مقطعی است.
آنجا که امیرالمؤمنین (ع) می فرماید از یاران معاویه یاد بگیرید که در باطل‌شان با هم متحدند، منافاتی با این موضوع ندارد. اولیاء طاغوت بر اساس یک هدف اولیه با هم اتحاد می کنند، مقطعی. و وقتی به هدف‌شان رسیدند باز بر سر همان باطل دعواست.

خصوصیت جامعه‌ی ایمانی این است که اگر اتحاد کنند، بعد از رسیدن به پیروزی، باید اتحادشان به اتفاق تبدیل شود. و اگر بعد از پیروزی اختلاف و تفرقه و گروه‌گرایی اتفاق افتاد، حتما باید در ایمان این جامعه شک کرد. چون در مقابله با دشمن، طاغوتی ها هم متحد می شوند!
اگر زمانی برای اتحاد در مملکتی، لازم شد دشمن حمله کند، در ایمان آن مملکت باید شک کرد. باید ایمان‌شان را بازخوانی کنند. چون حتی حیوانات هم در مقابله با دشمن، متحد می شوند.
کسانی که ولی‌شان خداست، وقتی متحد شدند دیگر متحدند. بخاطر هدف نیست، بخاطر خدا متحدند.

+ در نکته ای که در مورد راه حق و باطل گفتیم، نباید از این موضوع غافل شویم که در مسیر حق، عده ای کندتر و عده ای تندتر می روند. اگر غافل شویم در دام پلورالیسمی می افتیم که می گوید راه های رسیدن به خداوند متعدد است! در صورتی که بر طبق آیه ی شریفه ی قرآن، راه یکی‌ست و سرعت های پیمودن این مسیر متعدد است.
پلورالیسم می گوید همه دین ها می توانند حق باشند! در جلسات بعد خواهیم گفت که می توانند حق باشند به شرطی که یک کلمه ی واحد در بالا داشته باشند. نباید شرک داشته باشند.

مسیر حق یکی است؛ اهدنا الصراط المستقیم. در این مسیر ممکن است کسی شرایطش را داشته باشد و تند حرکت کند، و کسی کندتر. ممکن است کسی لنگان لنگان برود و کسی بدود. ممکن است کسی یک سال در مسیر راکد باشد، و کسی دائم در حرکت و رو به جلو باشد. اصلا ممکن است کسی از مسیر برگردد و بعد توبه کند و باز بیاید.
این ها را قبول داریم، ولی اصلا قبول نداریم که در مسیر صراط مستقیم دین موضوعیت ندارد و ما با هر دین و مکتب و روشی به خدا می رسیم! آیه شریفه قرآن می فرماید الله ولی الذین آمنوا. ولایت یک مسیر است و یک خدا داریم.

خداوند تندروی و کندروی مؤمنین در مسیر را درک می کند و تحمل و تأمل می کند. اما نسبت به برگشت و کج‌روی حساس است.


دانلود صوت سخنرانی