چهارشنبه 26 تیر 1392
 » خلاصه سخنرانی | نگاهی به قرآن «18» [سوره آل عمران «قسمت اول»]
یا لطیف
سخنرانی حجةالاسلام سید محمد انجوی‌نژاد
25 / 04 / 1392

موضوع : نگاهی به قرآن «18» [سوره آل عمران «قسمت اول»]



آیات 8 و 9 سوره آل عمران :
رَبَّنا لا تُزِغْ قُلُوبَنا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنا وَ هَبْ لَنا مِنْ لَدُنْکَ رَحْمَةً إِنَّکَ أَنْتَ الْوَهَّابُ -
رَبَّنا إِنَّکَ جامِعُ النَّاسِ لِيَوْمٍ لا رَيْبَ فيهِ إِنَّ اللَّهَ لا يُخْلِفُ الْميعادَ.


مقدمه ای راجع به آیات عذاب عرض می کنم. سوره آل عمران هم با برخی آیات عذاب شروع شده.
دلیل اینکه بعضی اوقات خداوند تبارک و تعالی در قرآن کریم اینقدر شدید و غلیظ از عذاب صحبت می کند، شدید و غلیظ بودن برخی مخاطبین آن زمان نسبت به خداوند و عنادشان است. برخی آیات مخاطب خاص دارد. مثلا می فرماید «تبّت یدا أبي لهب و تبّ»؛ دستان ابولهب بریده باد. در بعضی موارد هم اسم نمی آورد، ولی متعلق به زمان خاصی است. مثلا شأن نزول آیات اولیه سوره آل عمران به زمانی بر می گردد که عده ای نزد پیامبر (ص) آمدند و صحبتی را مطرح کردند و خداوند نکات شدید اللحنی را خطاب به این ها فرموده، ولی در انتها هم با ملاطفت و مرحمت با آن ها صحبت کرده.

دلیل تأکید زیاد قرآن روی جهنم و عذاب در بعضی موارد، این بود که اغلب مردم آن زمان جهنمی بودند! اغلب کسانی بودند که مسلمان نبودند و در جبهه ی معاند هم بودند؛ یعنی شمشیر کشیده بودند.
آیاتی که قرائت شد، در مورد اولولالباب و کسانی که صاحب خرد هستند صحبت می کند، که می گویند : خدایا دل های ما را برنگردان وقتی ما را هدایت کردی و به ما از رحمتی که در اختیار توست ببخش؛ همانا تو بسیار بسیار بخشنده ای.

اولین نکته در «لا تُزغ قلوبنا» این است که قرآن را یکی از راه های مصونیت‌بخشی در مقابل انحرافات معرفی می کند، و دعا را به عنوان مصداق.
یکی از چیزهایی که خیلی باید روی آن تکیه کنیم بحث دعاست. بسیاری از اولیای خدا معتقدند مهمترین دعا، دعای عافیت است [اقتدا به امام صادق (ع)]. ولی یکی از دعاهای خیلی جدی اغلب اولیاء خدا، «الهی لاتکلنی الی نفسي طرفة عین ابدا» است. یعنی خدایا ما را به خودمان واگذار نکن، ما را رها نکن.

یکی از دعاهای بسیار مهم، همین «ربّنا لا تُزغ قلوبنا بعد اذ هدیتنا» است؛ خدایا، حالا که هدایت شدیم و در مسیر خوبی قرار داریم، ما را منحرف نکن.
نقش دعا در جلوگیری از انحرافات اخلاقی و اجتماعی بسیار مهم است که بعضا فراموش می شود. ما نمی توانیم با علم به تنهایی، در مقابل انحراف بایستیم. برای مقابله با انحرافات، علم + دعا لازم است. در خصوصیات انسان هایی که در صراط مستقیم حرکت می کنند آمده : روزها به تعلیم و شب ها به تهجد. و اگر دو بال علم و تهجد و تهذیب نباشد، یقینا منحرف می شوند.

در مسیر انحرافات تاریخ اسلام، یک متهجد را نمی توانید پیدا کنید که منحرف شده باشد. مگر اینکه به فرموده امیرالمؤمنین (ع) متنسّک و متحجر باشد.
از طرف دیگر، بسیاری از علما بوده اند که وقتی به تهجد و عبادت پشت کردند، منحرف شدند.
در خاطرات مقام معظم رهبری نقل شده که ایشان در زمان ریاست جمهوری دو ساعت تهجد داشت، از وقتی رهبر شد، سه ساعت.

دعا نقش بسیار مهمی دارد. برخی از ما آنقدر در علوم محو می شویم که نقش تهجد و دعا و توسل را فراموش می کنیم.
لا تُزغ قلوبنا - تزغ یعنی توسل همیشگی ما برای جلوگیری از انحراف.
اصلا چقدر برایمان مهم است که در صراط مستقیم باشیم؟ برای سلامتی خیلی دعا می کنیم، برای عافیت، برای ترقی، بعضا برای قبر و قیامت‌مان. ولی واقعا برای اینکه از انحراف در دنیا مصون باشیم چقدر تهجد داریم و جدی دعا می کنیم؟

مصونیت = آگاهی + نور ؛ که نور دو قسمت است : دعا و توجه. معادله ی دینی برای جلوگیری از انحراف این است.

مولوی شعری دارد با این مضمون که شخص بسیار منحرفی دعا می کرد و خدا را شکر می کرد که خدا او را از انحراف حفظ کرده است! مولوی این نوع دعای بدون آگاهی را به سخره می گیرد؛ می گوید این شخص اصلا انحراف را نمی شناسد و در انحراف هم جلو می رود و دائم هم خدا را هم شکر می کند!

+ و هَب لنا من لدُنک رحمة.
رحمتی که اینجا می فرماید، رحمت خاص است، نه رحمت عام. تفاوت این دو را در مثالی عرض می کنیم : شما به شخصی هتاکی و بی ادبی می کنید، برای عذرخواهی نزد او می روید، انسان کریمی است و می بخشد. معطلت هم نمی کند. به این می گوییم رحمت عام.
در رحمت خاص اول تربیت می کنند، بعد می بخشند. رحمت خاص، تربیتی است. در این آیه می گوید اصلا توقع ندارم وقتی من را از انحراف حفظ می کنی، تربیتم نکنی و باز به انحراف بیفتم. برای بعدش هم حتما یک بیمه نامه به من بده.

بعضی اوقات که به در خانه ی خداوند تبارک و تعالی می رویم، می بخشد و می گوید برو. ولی گاهی اوقات، وقتی به اعترافت اشتباه کردی تو را می نشاند و گوش ات را می پیچاند. خیلی جاها وقتی خداوند برای بخشش‌مان، ما را نگه می دارد و بعضا فشار می آورد، دلیلش اتفاقا رحمت خاص خداوند است. معلوم است دوستت دارد.
یکی از اساتید می فرمود از علامت های دوست داشتن خدا این است که حتما هرچند وقت یک بار، بیمار می شوی. امام صادق (ع) فرمود بیماری، علامت دوستی خدا نسبت به مؤمن است. و حتی علامت دوستی خدا نسبت به مشرک؛ چون کفاره اش می شود. و مؤمن تربیت می شود.

تفاوت دوم رحمت عام و خاص که بسیار مهم است، این است که رحمت عام عمومیت دارد و ممکن است در یک روز، بارها اتفاق بیفتد. اما رحمت خاص ممکن است سالی یک بار، ماهی یک بار!
مگر خدای ماه شوّال با خدای ماه رمضان فرق دارد؟ خدای رمضان کریم تر است؟ نیست. خدای شوّال بخیل تر است؟ نیست. هیچ فرقی ندارد. در ماه رمضان چون تمرکز بیشتری روی خدا و عبودیت داریم، استحقاق رحمت خاصه‌مان بالاتر است. لذا این اندازه روی شب 23 تأکید می کنند، چون 23 شب منتظرش هستی و آن رحمت خاص را آنجا می دهند.

حتما و حتما توزیع و ترویج رحمت خاص در ماه رمضان بیشتر از سایر ماه هاست. حتما در دهه اول محرم بیشتر است. حتما در زمان زیارت هست. حتما در زمانی که حال خوب و متفاوتی داری، هست. چون مردم قابلیت جذب رحمت خاص را در ایام خاص دارند.

می فرماید رحمت خاص را از مبنای وهابیت خدا بخواهید؛ انک أنت الوهّاب.
وهاب یعنی بسیار بسیار هدیه دهنده. چرا می گوید از منبع وهابیت بخواهید؟ چون اگر برای رحمت خاص در خودت استحقاق ببینی، هنوز به آن نقطه ای نرسیده ای که مستوجب رحمت خاص باشی.
شب بیست و سوم منتظر باش، ولی خودت را مستحق ندان. از منشأ وهاب بخواه؛ یعنی از کسی که چشم را می بندد و می دهد.
بعضی وقت ها رحمت خاصه یک جمله است؛ در تلویزیون و رادیو یا از منبری می شنود یا در کتابی می خواند. جمله ای که هم تو را تربیت می کند، هم تو را می بخشد.
اما اگر به این چشم نگاه کنی که مستحق هستی و حتما می رسد، اتفاقا نمی رسد.

راسخون فی العلم، یعنی انبیاء و اولیاء و اهل بیت، که اولوالالباب - صاحبان عقل و خرد - هستند، اینگونه با خدا صحبت می کنند : ربّنا لا تزغ قلوبنا بعد اذ هدیتنا، إنک أنت الوهاب. [با 4 تأکید محکم] فقط چون تو بسیار بخشنده ای ما چنین توقعی داریم، نه اینکه ما استحقاق داریم.

وهاب، بخشنده ی بلاعوض است. وقتی می بخشد و تربیت می کند، حتی توقع تشکر ندارد. عوض نمی خواهد. ما تشکر می کنیم که خداوند تبارک و تعالی بداند فهمیده ایم و معرفتش را داریم.

+ نکته ی بعدی آیه این است که حتما باید مواظب روح بود. چهره، متدین است. اعمال هم متدینانه است - امیرالمؤمنین در خطبه همّام می فرماید دیانت در سیما و اعمال‌شان موج می زند - ولی ممکن است اگر به قلبش نگاه کنی از اعتمادش به خدا کم شده باشد، نگاهش با منظر خداوند زاویه پیدا کرده باشد، برخی خصوصیات منفی قلبی اش نه تنها در ماه رمضان تعدیل نشده، که تکثیر هم شده. کینه و بدبینی و بخل و حسادت در قلبش بیشتر شده. ربنا لا تزغ قلوبنا بعد اذ هدیتنا؛ مراقبت از روح.


دانلود صوت سخنرانی