جمعه 4 بهمن 1398
 » متن سخنرانی - رزمندگان بدون مرز - قسمت اول - 98/10/28
یا انیس
متن سخنرانی
سید محمد انجوی نژاد
موضوع: رزمندگان بدون مرز – قسمت اول
تاریخ: 98/10/28



عناوین اصلی سخنرانی:
» اعتماد عمومی منجر به پیروزی انفلاب اسلامی شد.
» اولین انحرافات در اندیشه امام چه بود؟
» فواید وجود "رزمندگان بدون مرز" چیست؟
» فلسفه "بدون مرز" چیست؟
» "رزمندگان بدون مرز" چه خصوصیاتی دارند؟
» از نظر رزمندگان بدون مرز، شیعه به عنوان یک دین نیست بلکه به عنوان یک مرام عدالت خواهانه مبارزه با ظلم است.
» افرادی چون سردار همدانی، شهید چمران و امام موسی صدر از اصلی ترین شخصیت های گفتمانی ما بودند!
» سپاه بدون مرز نیازمند حمایت ملت هاست.
» مردم باید بدانند که فعالیت های سپاهِ بدون مرز، سود داخلی دارد!

» اعتماد عمومی منجر به پیروزی انفلاب اسلامی شد.
مقام معظم رهبری دیروز در خطبه های نماز جمعه عبارتی داشتند تحت عنوان "رزمندگان بدون مرز" که بنده به نظرم رسید در بحث امشب تأملی بر آن داشته باشیم. بنده تقریبا همین بحث را برای امشب آماده کرده بودم که با فرمایشات حضرت آقا تیتر این بحث تکمیل شد.

سال 57 زمانی که انقلاب اسلامی  پیروز شد، چشم و گوش مردم به دهان فردی به نام امام خمینی(ره) بود و هر چه می گفت، می پذیرفتند. بله در همان زمان انقلابیون دیگری نیز بودند به نام مجاهدین خلق، کمونیسم ها، ملی گرایان و... اما مجموع همه آن ها عِده و عّده زیادی نداشتند. توده خلق در حقیقت به واسطه کاریزما امام(ره) به صحنه آمدند و مردم به امام(ره) اعتماد کردند. امام(ره) پیشینه این انقلاب را از سال 1330 در صحبت ها و کتاب هایشان آورده بودند و از سال 1342 تحت عنوان "حکومت اسلامی" جدی تر به آن پرداخته شد؛ مباحثی چون چگونگی اداره کشور، ولایت فقیه و...! امام(ره) راجع به این مسائل در مصاحبه ها و بیانیه ها بسیار صحبت کردند اما مردمی که در سال 1358 به جمهوری اسلامی 98درصد و با مشارکتی بی نظیر رأی "آری" دادند، به این دلیل رأی دادند که امام(ره) گفتند "جمهوری اسلامی" و آن ها نیز پذیرفتند! حتی بسیاری از مردم نمی دانستند منظور امام(ره) از جمهوری اسلامی چیست! آن ها بر این باور بودند که چون امام(ره) می گویند "جمهوری اسلامی" پس حتما بهترین گزینه همین است و ما را از تسلط چنین دیکتاتوری نجات خواهد داد. سپس موضوع "حکومت اسلامی" مطرح شد.

بحث بنده راجع به تاریخ انقلاب نبود؛ درحقیقت می خواستم بگویم مردمی که سال 1358 نود و هشت درصد به جمهوری اسلامی رأی مثبت دادند، با افکار امام(ره) آشنا نبودند بلکه اعتماد کردند. امروز نیز کسانی که از امام(ره) بسیار سخن می گویند، اگر بعضی از فرمایشات ایشان را بشنوند، تعجب می کنند. صحبتی که اخیرا یکی از مجری های تلویزیون داشت و همه به او اعتراض کردند، در حقیقیت صحبت امام خمینی(ره) است که فرمودند: "کسانی که جمهوری اسلامی و ایران را دوست ندارید، بروید همان آمریکا و اروپا خودتان زندگی کنید". جالب این جاست که هیئت دولت مرحوم بازرگان روبه روی امام(ه) نشسته بودند و چهره هایشان دیدنی بود! امام(ره) اصلا آن ها را تحویل نمی گرفت.

در بدو انقلاب همه به دیدگاه و نظرات امام(ره) چشم می گفتند حتی کسانی که سواد نداشتند. اهدافی که امام(ره) برای انقلاب اسلامی در ذهنشان داشتند، بر اساس این چشم انداز بود که به ایران به عنوان شروع کننده انقلاب جهانی حضرت مهدی(عج) نگاه می کردند و دائما همین مطلب را تکرار می کنند. مثلا در کلیپی که در دهه فجر از امام(ره) راجع به "مجانی کردن آب و برق" پخش می شود، درحقیقت این سخنرانی امام در زمانی بود که روز  قبل سخن گوی دولت در رابطه با این موضوع صحبت کرده بود و امام(ره) نیز سخن آن ها را نقد می کنند: "آقایان می گویند ما می خواهیم آب و برق و گاز را مجانی کنیم! مگر مردم ما برای چنین چیزهایی انقلاب کردند؟ آن ها برای بر پا داشتن آرمان های حکومت مهدوی و رسیدن به نقطه تسلط مستضعفین بر کل کره زمین انقلاب کرده اند". حتی چنین مواردی که امام(ره) از قول مردم بیان می کنند، خود مردم نیز نمی دانستند که برای چنین اهدافی انقلاب کرده اند. مردم انقلاب کردند که از سلطه شاه نجات پیدا کنند و در دامن امام(ره) قرار بگیرند اما پشت آن انقلاب، اندیشه ای بود که تنها درصدی از مردم با این اندیشه همراه شدند. همان درصدی که با شروع جنگ تحمیلی به جبهه رفتند و همان درصد تا به امروز پای نظام و انقلاب ایستاده اند. مگر چند درصد از مردم در دهه شصت برای جنگیدن رفتند و از میان آن تعدادی که به جبهه رفتند، چند نفر واقعا جنگیدند؟! به هر جا که اعزام می شدیم، می گفتند جبهه! به ستاد، عقبه، آشپزخانه و... نیز جبهه می گفتند اما تنها در یک بخش از آن جنگ بود و حدود 10 درصد از اعزامی ها جانشان را کف دستانشان می گذاشتند و واقعا می جنگیدند.

» اولین انحرافات در اندیشه امام چه بود؟
در سال 67 زمانی که پذیرش قطعنامه اعلام شد و جنگ پایان گرفت، قیمت کالا ناگهان به شدت افت کرد، یعنی سرمایه داران و ملک داران و... به شدت متضرر شدند. به گونه ای که در آن شرایط ما می توانستیم با پول تو جیبی هایمان یک ماشین بخریم! چیزی که می گویم شوخی نیست، بنده هشت هزار تومان پول داشتم، اگر چهار هزار تومان دیگر وام می گرفتم، می توانستم یک موتور هیوندا بخرم! اگر به آرشیو روزنامه های آن زمان مراجعه کنید کنار برج ها و ساختمان های بلند تهران و شهرهای دیگر مأمور گذاشته بودند چون سرمایه داران و دلارداران و املاک داران یکی یکی خود را از بالا به پایین پرتاب می کردند. در اینترنت جستجو کنید تعداد خودکشی ثروتمندان و سرمایه داران بعد از قبول قطعنامه 598، بالای هزار نفر بود چون از هستی ساقط شدند.

پیامی که این اتفاق برای مردم داشت این بود که جنگ تمام شده است و ما می خواهیم به شما رسیدگی کنیم. در فاصله بسیار کمی پس از اتمام جنگ، امام(ره) فوت کردند و آقا رفسنجانی رئیس جمهور شد و بر موج این پیام سوار شد. اولین سخنرانی که کرد همین بود؛ جنگ تمام شده است و دیگر این انقلابی گری ها را باید کنار بگذاریم، وقت آن است که به مردم برسیم. به سمت اقتصاد بروید و حق مردم ما فلان است و ...! بنده اصلا نمی گویم که این روش خوب است یا بد، این فقط یک تحلیل است. ناگهان پس از قبول قطعنامه و فوت امام(ره) و ریاست جمهوری آقای رفسنجانی، مسیر انقلاب اسلامی به سمتی پیش رفت که مردم دوست دارند در آن راحت زندگی کنند. دعوای امام(ره) و مرحوم بازرگان نیز بر سر همین موضوع بود. بازرگان می گفت من اسلام را برای ایران می خواهم اما امام(ره) می خواهد ایران را برای اسلام فدا کند. این تفکر هنوز هم وجود دارد که ما اگر اسلام را پذیرفتیم به این دلیل است که ایرانی ها زیر سایه اسلام دارند بهتر زندگی می کنند.

تا اوایل سال 1369 دائماً صحبت ها حول مردم ما، ایران ما و ... بود. در بازه زمانی هفته دفاع مقدس، مخصوصا در صدا و سیما شهدای دهه شصت را شهدای وطن می نامند. هنوز صد الی دویست هزار رزمنده داریم که زنده هستند و همچنین چند صد هزار وصیت نامه وجود دارد! کدام یک از آن ها گفته اند ما شهید راه وطن هستیم؟! همه می گویند شهید اسلام هستیم. ممکن است از اقلیت های مذهبی و یا اصلا قریب به صد نفر چنین چیزی گفته باشند؛ اما ما آنجا بودیم، اکثر کسانی که شهید شدند برای اسلام و امام(ره) رفتند. برخی معتقدند که در این برهه زمانی مردم عنوان "شهید وطن" را می پسندند، شهید راه اسلام چه معنایی دارد؟! از اولین قدم های کمرنگ شدن آرمان های امام(ره)، تعویض پسوند شهید در دهه هفتاد بود! شهید وطن، شهید راه وطن، شهیدان این خاک، ما سال ها جنگیدیم و یک وجب خاک ندادیم! معتقدند که "شهید راه اسلام" در دهه نود برای عموم مردم بی معناست. درحال حاضر درست یا نادرست بودن این نظر را بررسی نمی کنیم، نتیجه را آخر بحث می-گویم.

ایران چه وظیفه ای نسبت به اسلام دارد؟ امام(ره) فرمودند: "این انقلاب مقدمه انقلاب جهانی مهدی(عج)، نابودی لشکر صهیونیسم، تسلط بر جهان و زمینه ساز نجات مستضعفان جهان از دست مستکبران است و راه قدس از کربلا می-گذرد". مردم این صحبت ها را در دهه شصت می شنیدند. در آن زمان رسانه ها بسیار محدود بودند و ما صدای مردم را نمی شنیدیم؛ اینترنت، اینستا، وبلاگ و... وجود نداشت و تنها دو شبکه تلوزیونی و یک رادیو ایران داشتیم و اگر مردم می خواستند صحبت کنند، باید با این شبکه ها مصاحبه می کردند. در دهه شصت در مقابل عباراتی مثل "ایران فدای اسلام" و "جهان بدون ظلم" صدای مخالفتی شنیده نمی شد اما امروزه دنیا، دنیای رسانه است.

در سیصد سال اخیر، داعش اولین گروهی است که پرچم انقلاب جهانی مسلمین را بلند کرده است. طالبان در این حد جهانی فکر نمی کرد، القائده کمی بیشتر جهانی می اندیشید اما داعش اولین پرچم بود. مثلا اعضا جبهة النصره سوری یا عربستانی و یا عراقی هستند اما به داعش که نگاه می کنید، می بینید از آمریکای شمالی و جنوبی تا نیوزلند، هند، چین و در یک کلام از همه جای جهان نیرو گرفته است. در زمان افتتاح داعش کودکانی بودند که کلت به دست گرفته بودند و سر می بریدند. در آن زمان که وبلاگ مرسوم بود، بنده مطلبی تحت عنوان "سلام عزیزک داعشیم" نوشتم و با این کودکان صحبت کردم: "ببخشید که آقای رفسنجانی پس از جنگ، مسیر انقلاب جهانی را به سمت انقلاب ایرانی برد و اگر بنا بود پرچمی برای خونخواهی مستمندان و مستضعفان جهان بلند شود، ما باید بلند می کردیم اما او این اجازه را نداد! امروز آمریکا این پرچم را بلند کرده و تو را فریب داده است. تو را از اروپا شرقی به اینجا کشانده و تبدیل به یک جانی کرده است". اگر ما این پرچم را بلند کرده بودیم، انقدر مردم از اقصی نقاط جهان فریب نمی خوردند؛ فقط ده هزار مسلمان چینی و فعال در داعش حضور داشتند که نمی توانستند حتی کمترین ارتباطی با متون عربی و فارسی برقرار کنند!

» فواید وجود "رزمندگان بدون مرز" چیست؟
به لطف خدا و به برکت سپاه قدس و خود شخصیت سردار سلیمانی، توانسته ایم تا حد کمی پرچم جهانی را بلند کنیم. اسمش سپاه قدس و ایران است اما اگر به خطوط مقدم عراق و سوریه نگاه کنید متوجه می شوید که تقریبا رزمنده ها جهانی هستند؛ البته محدوده آن بسیار محدودتر از داعش است. اگر ما رزمندگان بدون مرز را تشکیل داده بودیم، امروز نه این اتفاقات در یمن افتاده بود، نه عربستان شاخ و شانه کشیده بود، نه در افغانستان و پاکستان با مشکل مواجه شده بودیم و مسئله هند و کشمیر را نیز خودمان حل می کردیم.

عبارت "رزمندگان بدون مرز" که رهبری به آن اشاره کردند، یک عبارت وحشتناکی بود که به حاشیه رفت. از خطبه های دیروز مقام معظم رهبری که غالبا صحبت های عادی و آرامش بخش بود، مهمترین قسمت بحث "رزمندگان بدون مرز" بود. شاید عموم مردم متوجه نشدند اما شاخک های استکباری جهان مطلب را کاملا گرفتند و اتفاقا در خصوص آن صحبتی نکردند؛ گفتند اگر ما حساسیت نشان دهیم، شاید پررنگ تر شود.

» فلسفه "بدون مرز" چیست؟
فلسفه بدون مرز چیست؟ کسانی که مرز نمی شناسند و به دنبال اهدافی که برای آن منظور شده است می روند، خصوصیات خاصی دارند؛ مثل پزشکان بدون مرز و پرستاران بدون مرز! مثلا در دهه هشتاد زمانی که زلزله بم اتفاق افتاد و ایران از نظر امداد و هلال احمر ضعیف بود، اولین گروهی که برای امداد رسانی رسید یکی از گروه های بدون مرز آلمان بود که با همه تجهزات و سگ های جسد یاب و زنده یاب و... آمده بودند. حتی قبل از اینکه ما مطلع شویم، آن ها مطلع شده بودند و هواپیما را راه انداخته و در ایران نشسته بودند. این در حالی است که در زلزله و سیل های اخیر اولین گروه ها از بسیج و سپاه ایران بودند. پزشکان بدون مرز، افراد بسیار خاصی هستند، اگرچه ممکن است دولت ها و یا سیستم های جاسوسی نیرو میان آن ها بفرستند اما عموما انسان های بسیار خوبی هستند و تنها هدف خود را در نظر می گیرند! در زمان وقوع زلزله، سیل، بیماری ها، مشکلات اقتصادی، آسیب های کودکان و... هر جا نیاز به کمک داشته باشد، سراغشان می روند.

همچنین در آمریکا نیز گروهک های نظامی بدون مرز وجود دارد که از کشورهای مختلف جهان مزدور جمع می کنند و ثبت نام می کنند! در حقیقت نظامیان بدون مرز پول می گیرند و برای آن ها می جنگند؛ هدف اصلی آن ها پول است. در مصاحبه ای با یکی از همین نظامیان بدون مرز گفتند: تو داری جان خود را به کار می گیری! می گفت: "همه بالاخره یک روز می میرند؛ این جا پول خوبی می دهند و با این پول بهتر می توانیم زندگی می کنیم. بیست روز می جنگیم و یک سال در هر کجا جهان که بخواهیم، می گردیم". گروه های بدون مرز در جهان زیاد هستند اما ما قصد داریم عَلَم "رزمندگان بدون مرز" را بلند کنیم! بگوییم سپاه قدس دیگر سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیست، رزمندگان بدون مرز هستند. این رزمنده ها در هر کجای عالم، هر ظلمی اتفاق بیفتد، احساس مسئولیت می کنند و به میدان می آیند! این همان آرمانی است که امام(ره) داشتند. این عَلَم از دیروز بلند شد.

بنده این مقدمه را گفتم که به این مطلب برسیم که آیا تشکیل چنین گروهی خوب است یا نه؟ اگر این گروه تشکیل شود، چه سود و زیان هایی خواهد داشت؟ در زمانه ای که امروز به سر می بریم آیا چنین کاری جواب می دهد؟ نقش ایران و ملت ایران در تشکیل چنین گروهی چیست؟ موانع و بواعث آن چیست؟ تا این جا مقدمه بحث گفته شد.

» "رزمندگان بدون مرز" چه خصوصیاتی دارند؟
"رزمندگان بدون مرز" چه خصوصیاتی دارند؟ خصوصیاتی که گفته می شود را یکی یکی با مصادیق و داستان هایی که از حاج قاسم شنیده اید تطبیق دهید.

1. رزمندگان بدون مرز نباید مصرف داخلی داشته باشند.
مثلا در آمریکا اگر آشوب داخلی وجود داشته باشد، مشکلی سیاسی باشد، در موقعیتی نیاز به برخورد باشد یا نیاز به کسی باشد که  زندان ها را بچرخاند و به طور کلی هر کس که با مردم داخل سر و کار دارند، در میان مردم به شدت منفور هستند! مردم آمریکا عموما از پلیس و FBI بدشان می آید. اما به نیروهای بدون مرز گفته می شود که تو با مردم داخل هیچ کاری نداری، تنها خود را در کشورهای دیگر سپر مردم می کنی. هالیوود نمی تواند در فیلم های خود پلیس را محبوب کند، پلیس ذاتا منفور است چون با مردم برخورد می کند و آن ها از پلیس خاطره بد دارند. اما می تواند نیروهای خارج از مرز خود را اسطوره کند! لذا زمانی که آرنولد از خارج از مرز باز می گردد، با پلیس درگیر می شود. یعنی نه تنها به مردم القا می کنند که این رزمندگان با خوب و بد شما کاری ندارند و فقط خارج از مرزها قهرمان هستند، بلکه اگر به کشور بازگردند با همین پلیس هایی که منفور شماست، درگیر می شوند.

بیانیه حشدالشعبی را در وقایع اخیر عراق مرور کنید: "مردم عراق ما هیچ کاری به اختلافات داخلی شما نداریم، هرکس به شما می گوید حشدالشعبی در خیابان هدایت می کند که داد بزنید یا نزنید، دروغ می گوید! ما در مرز مواظبت می کنیم و حواسمان به مرزهاست اما شما هم حواستان باشد که دشمن به خیابان نیاید، ما در آنجا حضور نداریم". نیروی قدس و رزمندگان بدون مرز نباید مصرف داخلی داشته باشند. در همین کانون خودمان انتظامات فحش زیاد می خورد چون سر و کار انتظامات با مردم است. دائم باید بگوید آن طرف نشین، این طرف بشین، حرف نزن و...! مردم ظاهرا از نبود نیروی انتظامی احساس راحتی بیشتری می کنند، اگرچه در باطن اینگونه نیست. در رابطه با قوه قضاییه نیز همین طور است؛ از هر صد نفری که از دادگاه بیرون می آیند، پنجاه نفر ناراضی هستند چون حکمی که صادر می شود به ضرر اوست.

یکی از مواردی که حاج قاسم مثلا در بحث عراق و سوریه بسیار دقت می کرد این بود که حتی اجازه کار فرهنگی نیز به بچه های ما نمی داد. می گفت شما با ادبیات ایران می خواهید کار کنید درحالی که ادبیات اینجا فرق دارد. برخی از افرادی که امروز در خصوص حاج قاسم دارند صحبت می کنند، حاج قاسم آن ها را به عراق و سوریه راه نمی داد و اسمشان در لیست سیاه بود. حاج قاسم اصلا در چنین مواقعی تعارف نداشت؛ شخصیت مهربانی داشت اما در کار خود بسیار جدی بود.

2. رزمندگان بدون مرز، پیرو شیعه گفتمانی هستند!
ما سه نوع شیعه داریم: 1- شیعه اعتقادی 2- شیعه انقلابی 3- شیعه گفتمانی! سپاه قدس و رزمندگان بدون مرز از ایران شکل گرفته است و ایران کشوری شیعی است. اعتقاد ما این است که تفکر مبارزه با ظلم در بالاترین حد خود در شیعه امامیه است چون یکی از اصول مذهبی ما "عدل" است. این ادعای ماست، شاید یک نفر بخواهد راجع به این ادعا بحث کند، ایرادی ندارد بحث می کنیم. اما تفکر رزمندگان بدون مرز این است که ما به دنبال شیعه اعتقادی نیستیم!

شیعه اعتقادی کیست؟ کسی که چهارده معصوم را قبول دارد، نماز می خواند، به زیارت معصومین می رود، دهه محرم عزاداری به پا می کند و...! اما رزمندگان بدون مرز برگرفته از شیعیان اعتقادی نیستند چون ممکن است برخی از شیعیان اعتقادی پیرو امام و مکتب روح الله نباشد که به گروه رزمندگان بدون مرز بپیوندند. این دسته از شیعیان هیئت می روند، نماز می خوانند و... یعنی آداب شیعیان را رعایت می کنند.

نوع دوم، شیعیان انقلابی هستند. شیعه انقلابی کسی است که علاوه بر اعتقادات شیعیان اعتقادی، مقلد حضرت امام(ره) یا رهبری و انقلابی و حزب الهی نیز هست و اصلا پاسدار است؛ یعنی حاضر است در صحنه حضور داشته باشد اما ما به دنبال این گروه نیز نیستیم! یکی از مرزهایی که در رزمندگان بدون مرز برداشته می شود، همین مرز است.

نوع سوم، شیعیان گفتمانی هستند. ما به دنبال کسانی هستیم که گفتمان عدالت خواهی  شیعه را بپسندد ولو آتِئیسم یا بی خدا باشد؛ اصلا چه گوارا باشد. حاج قاسم سلیمانی و سپاه قدس به دنبال چنین افرادی هستند، اگرچه علوی، سنی، زرتشتی، مسیحی یا ... باشد. در حال حاضر موقعیت جنگ است، هیچ اهمیتی ندارد که پیرو چه دینی باشید.

» از نظر رزمندگان بدون مرز، شیعه به عنوان یک دین نیست بلکه به عنوان یک مرام عدالت خواهانه مبارزه با ظلم است.
از نظر رزمندگان بدون مرز، شیعه به عنوان یک دین نیست بلکه به عنوان یک مرام عدالت خواهانه مبارزه با ظلم است؛ مبنای اعتقادیِ شیعه گفتمانی نیز همین است. هر کسی می تواند در این گفتمان وارد شود. تو در آداب، از من شیعه تر و در ولایت، حزب الهی تر و انقلابی تر هستی؛ اما زمانی می توانی وارد این گروه شوی که شیعه  گفتمانی باشی. یعنی اولا خارج از بحث ولایت و حزب الله وامام حسین(ع)، آیا اهل جنگیدن با ظلم نیز هستی؟ ثانیا زمانی که وارد سپاه جنگ با ظلم شدی، آیا می توانی آداب و اعتقادات دیگران را چک نکنی؟ ما در عصر آخرالزمان هستیم!

 » افرادی چون سردار همدانی، شهید چمران و امام موسی صدر از اصلی ترین شخصیت های گفتمانی ما بودند!
زمانی در حرم شاهچراغ(ع) جوانی را دیدم که خالکوبی داشت. آمد سلام کرد و گفت من زیاد اهل هیئت رفتن و نماز خواندن نیستم اما هر زمان خواستی کف خیابان یا علی بگویی، من پشت شما خواهم ایستاد! منظور این جوان در موضع مبارزه با فساد و بی عدالتی و... بود. چنین افرادی پیرو شیعه گفتمانی هستند! یکی از کارهایی که سردار همدانی انجام داد و امروزه برخی طعنه می زنند این بود که لات های شهرهای مختلف کشور را جمع کرد، افرادی که گفتمانی بودند را کشف کرد و آن ها را جزو رزمندگان آورد. اغلب لات ها اهل ظلم و زورگویی هستند اما برخی از آن ها برعکس هستند، عَیاری هستند. اگر جایی صحبت از ظلم و ناموس شد، رگ می دهند. سردار همدانی چنین افرادی را کشف کرد. نمونه این کار دوبار در تاریخ انقلاب اتفاق افتاده است؛ یکبار سردار همدانی انجام داد که بعد از ایشان تقریبا عقیم شد؛ زمانی هم شهید چمران این کار را کرد که باز هم عقیم شد اما وقت زیادی بابت آن صرف کرد. حدود ده الی بیست سال مشغول این کار بود و تعداد زیادی از جوامع کشورهای مختلف را متحول کرد. شهید چمران یکی از سرداران قطعی سپاه بدون مرز بود. مرز برای او هیچ اهمیتی نداشت که الان در سوریه هست یا لبنان یا فلسطین و آمریکا و ونزوئلا و...! چمران نیز شخصیتی کاملا گفتمانی داشت.

یکی دیگر از شخصیت های گفتمانی که من به خواهران و برادران توصیه می کنم حتما آثار و کتاب ها و دست نوشته های ایشان را مطالعه کنند، "امام موسی صدر" بود. ایشان خدای شیعه گفتمانی بود! یعنی شیعه است اما مرز را باز کرده است. چنین شخصیت هایی معتقدند، من درحال حاضر مقابل صهیونیست ایستاده ام، نمی توانم وقت بگذارم و دیگران را قانع کنم که آدابشان را همانند من به جا آورند. همه ی ما می خواهیم در برابر ظالم بجنگیم و فعلا تا همین حد کافی است.

3. سیاسی نیستند.
با یکی از بزرگان استراتژیست حزب الهی سیاسی، سه یا چهارسال قبل صحبت می کردیم؛ گفت ما تحقیق و بررسی کردیم و برآورد کرده ایم، می خواهیم با قاسم سلیمانی صحبت کنیم که برای انتخابات سال 96 کاندیدا شود. گفتم دو نکته وجود دارد؛ اول اینکه محبوبیت قاسم سلیمانی به این دلیل است که در مرز ما نیست، اگر وارد این کار شود در یکی از جناح ها قرار می گیرد. دوم اینکه قاسم سلیمانی شخصیت سیاسی ندارد، با این کار او را خراب می کنید. چند روز بعد حاج قاسم اطلاعیه داد که "من یک سرباز هستم و همیشه سرباز باقی خواهم ماند؛ به این مدل کارهای شما نیز هیچ علاقه ای ندارم". چنین شخصیتی اگر سیاسی شود، به اسم می گوییم سیاسی، تفسیرش این است که باید جناحی شود. نمی شود سیاسی باشد اما جناحی نشود! یا باید همانند ما وسط بایستد و از دو طرف فحش بخورد و یا یک طرف بایستد. در چنین شرایطی محبوبیتش را از دست می دهد و مردم دیگر پشت او نمی ایستند. رزمندگان بدون مرز نباید وارد مباحث سیاسی شوند.

4. به این اعتقاد رسیده باشیم که قرآن، انقلاب، اسلام، دین، معرفت، خدا و انسانیت از ما انسان ها خواسته است که قوه قهریه و نظامی داشته باشیم و اگر ظلمی در هر کجای جهان اتفاق افتاد، برویم و خود را سپر مظلومان کنیم.

«مَنْ سَمِعَ رجلا ینادی یا لَلْمُسْلِمینَ فَلَمْ یجِبْهُ فَلَیسَ بِمُسْلِمٍ» اگر انسانی صدای یک مسلمان را بشنود که در هر کجای عالم می گوید "مسلمانان به فریادم برسید" و جواب ندهد، مسلمان نیست. رزمندگان بدون مرز باید به این اعتقاد قرآنی و نهج البلاغه ای رسیده باشند که زمانی نیاز نشود ساعت ها توضیح دهیم و او را توجیه کنیم که جایگاه این کار چیست و چه سودی برای کشورت دارد اگرچه پاکستانی، افغانستانی، عراقی، ایرانی، عربستانی یا ... باشی! نیازی نباشد ادله بیاوریم که این کار چه سودی برای خاکت خواهد داشت، اصلا رزمنده بدون مرز "خاک" قبول ندارد.

حاج قاسم سلیمانی با سخنرانی ها و ارشاداتی که راجع به این قضایا برای نیروهایش داشت، آن ها را نیز همینطور تربیت کرده بود. مثلا شما اگر یک اتوبوس زائر جمع کنید و به سمت حرم امام رضا(ع) بروید، در مسیر صد مورد بحث سیاسی و اعتقادی مطرح می کنید؛ میان این رزمنده هایی که علوی، بی دین، بادین، شیعه، حزب الهی، دموکرات یا کرد بودند، حتی یک بحث عقیدتی یا ملی اتفاق نمی افتاد. اختلاف در رزمندگان بدون مرز باید به صفر برسد. موسی به دین خود عیسی به دین خود! دقیقا مثل این است که پزشکان بدون مرز در یک منطقه زلزله زده حاضر شده باشند، چنین موقعیتی زمان مناسب برای کار عقیدتی است؟ حاج قاسم اینگونه بود و از شهید چمران و امام موسی صدر یاد گرفته بود. کسانی که اصلا اعتقادات دیگران را چک نمی کردند.

» سپاه بدون مرز نیازمند حمایت ملت هاست.
سپاه بدون مرز نیازمند حمایت ملت هاست و این سپاه از ایران شکل گرفته است. مردم ما، مردم دهه شصت نیستند. مردم ما ده ها میلیونی برای تشییع حاضر می شوند اما اگر جنگ شود، نمی دانم به همین تعداد حاضر خواهند شد یا نه! امروز رسانه با سایه جنگ دارد مردم ما را فریب می دهد، وای به روزی که جنگ شود! رسانه قدرت زیادی دارد. مردم ما یک ساعت خطبه های نماز جمعه گوش می دهند، یک ساعت هیئت می آیند، در مقابل روزانه 15ـ16 ساعت تحت تاثیر موبایل هایشان هستند و حقیقتا  تاثیرگذار است. اعتبار رسانه های خارجی به دلایل مختلف برای مردم صفر نیست و به آن اعتماد می کنند. مردم ما تحت تاثیر وقایع جهانی هستند. درست است که اگر اتفاقی بیفتد همه حاضر می شوند، عاشورا و شب های قدر نیز همه حاضر می شوند. سال هاست که حاضرند و هرسال نیز بیشتر می شوند اما این مردم شیعه عقیدتی هستند. اگر در راهپیمایی نیز شرکت کنند، تازه شیعه انقلابی شده اند! هنوز با شیعه گفتمانی که حاضر است رزمندگان بدون مرز را ساپورت کند، فاصله دارند.

باید برای اینکه اطمینان مردم جلب شود که "سپاه بدون مرز" به نفع خودشان است، راهکار ارائه داد. چون جهان، جهان منفعت طلبی است. در آمریکا چه راهکارهایی را پیاده کرده اند که مردم سرباز های خارج از مرزهایشان را اسطوره و قهرمان می کنند و آن ها را می پرستند؟! حداقل می توانیم از آن ها یاد بگیریم. نقش مردم در بحث رزمندگان بدون مرز باید تعریف شود. برخی از دوستان ایراد می گرفتند که چرا موضوع سپاه قدس را به مجلس بردند و رای دادند و بودجه تصویب کردند! گفتم اتفاقا چه کار خوبی کرده اند! اگر رزمندگان بدون مرز می خواهند عملیاتی انجام دهند، مردم احساس کنند که در رای شان لحاظ شده و دیده شده اند. اتفاقا مانع از توطئه دشمن می شوند که نتوانند بگویند: مردم بدون نظر شما هرکاری دوست دارند، انجام می دهند. آمریکا نیز در مجلس به تصویب رسانده است. اگر نتوانستیم به تصویب برسانیم باید به عقب تر نگاه کنیم. بجای اینکه بگوییم از مردم صرف نظر کنید چون تصویب نمی شود، ببینیم آیا می توانیم مردم را قانع کنیم که تصویب کنند؟ به نظر من با همین راهکارهایی که ارائه می دهیم، می توانیم! ممکن است برای فردا نتیجه ندهد اما طی شش ماه می توانیم. مردم باید احساس کنند که سپاه بدون مرز از همه نظر به نفعشان است. یعنی کار به جایی نرسد که بچه شیعه های اعتقادی و انقلابی ما لباس سپاه بپوشند و الله اکبر بگویند اما زمانی که ببینند جنگ جدی شده است، خود را کنار بکشند و بگویند ما تا همین حد می توانستیم همراهی کنیم، جنگ به نفع ما نیست.

مردم برای جنگیدن قانع نیستند. قبول کنید که اگر در ایران اتفاقی بیفتد، پیراهن عثمان می شود و چنان فشار رسانه ای وارد می شود که ما مجبور به عقب نشینی می شویم. سوالی که امروزه پرسیده می شود این است که چرا جوانان ایران باید برای آرمان های فلسطین کشته شوند؟ ما تا کی باید هزینه شعارهای علیه استکبار جهانی را از جیب مردم بدهیم؟! روحانیون و شیعیان انقلابی مقلد امام و رهبری دارند این سوال ها را مطرح می کنند! فلسطین و یمن به ما چه ارتباطی دارند؟ به داخل بپردازید!

» مردم باید بدانند که فعالیت های سپاهِ بدون مرز، سود داخلی دارد!
حقیقت ماجرا این است که فعالیت های سپاهِ بدون مرز، سود داخلی دارد اما اولا مردم ما در رأی دادن به این کار سهیم نیستند، ثانیا ما نتوانستیم آن ها را قانع کنیم که این کار سود داخلی دارد. مثلا آمریکا 7 ترلیارد دلار در خاورمیانه خرج کرد و هیچ عایدش نشد، درمقابل ما 300 میلیون دلار خرج کردیم و سود بردیم. این سود چه بود؟ مثلا پس از اتمام جنگ با داعش، بندر"لاذقیه" سوریه را کاملا در اختیار ایران قرار دادند اما هیچ کس خبر ندارد! چرا به مردم نمی گوییم و روی آن مانور نمی دهیم؟ چون فکر می کنیم اگر مطرح شود، ایران در چشم جهانیان منفعت طلب جلوه خواهد کرد! جهان، جهان منفعت طلبی است. مردم ما نیز به همین شیوه قانع می شوند، چاره دیگری نداریم! نمی توانیم با تکرار عباراتی مثل "آرمان های امام" رو بازی کنیم! باید به مردم بگوییم که به سود شماست، هر یک دلاری که آنجا خرج می شود، سه دلار سود می برید. ثالثا مسیر سه دلاری که به جیب ما بازمی گردد را نیز باید نشان بدهیم! پس از اینکه سوریه بندر لاذقیه را به ما داد، فلان شرکت از سیرجان، خراسان جنوبی، کهگیلویه و بویراحمد به لاذقیه رفته اند و تعداد زیادی نیروی کار به آنجا فرستادیم و حقوق هایشان انقدر است و ...! فلان معدن ما با سنگی که از لاذقیه فرستاده می شد احیا شد و...! بروید در اینترنت تحقیق کنید، برایتان مشخص می شود! درمقابل رئیس جمهوری مثل روحانی 6 سال به کشورهای اروپایی و آمریکا آویزان بوده است درحالیکه فرصت های منطقه ای خود در عراق و سوریه و ترکیه و قزاقستان و ترکمنستان و تاجیکستان و افغانستان و عمارات و قطر و کشورهای همسایه خود را نمی بینیم! و جالب است که ما هنوز در کشور چین سفیر نداریم!

مردم ما نمی دانند محبت مردم عراق به سپاه قدس و حاج قاسم سلیمانی چقدر در صادرات ما تاثیر داشته است؛ نمی دانند این مدافعان حرم چقدر در ارتباطات اقتصادی ما با کشور سوریه تاثیر داشته است؛ نمی دانند که اگر کمی جسارت در مقابل رئیس جمهور لاییک آذربایجان نشان داده بودیم، 90درصد مردم آذربایجان که شیعه هستند چه اقبالی به بازار اقتصادی ایران نشان می دادند!

امروز آقای روحانی می گوید: کار و تدبیر ما درست بود، دشمن پل های روبرو را خراب کرد! متوجه نیست که مسیرش اشتباه بوده است! حتی اگر پلی هم خراب نمی شد باز هم به جایی نمی رسیدید. مردم باید قانع شوند که نقش سپاه قدس و رزمندگان بدون مرز در اقتصاد ایران چه بوده است؟ امروزه سود مالی در روابط صحیح نظامی است. سردار سلیمانی 4 سال در افغانستان تلاش کرد تا توانست فاطمیون را سامان دهی کند. رزمندگان بدون مرز تعداد اقلیتی هستند و زود قانع می شوند. مردم شریف ایران باور کنید از اینکه اقلیت رزمندگان بدون مرز پیرو خط امام باشند، هیچ ضرری به شما نخواهد رسید. مخالفت نکنید بلکه حمایت کنید. باید مردم را نقداً قانع کنیم که رزمندگان بدون مرز دقیقا به چه معنا هستند! قبول دارید که صحبت های رهبری هر روز دارد ذبح می شود. رزمندگان بدون مرز یک کلید است و باید کار عملی بر مبنای آن انجام شود. کلیدی است که زیربنای آماده ای دارد، یعنی سپاه قدس کاملا قابلیت این را دارد که به سرعت به رزمندگان بدون مرز تبدیل شود!

آمریکا هرجا بخواهد مشکلی به وجود بیاورد گروه های تروریستی بدون مرز را جمع می کند و وارد یک منطقه می کند، مثلا درحال حاضر در یمن حضور پیدا کرده اند و ما نمی دانیم کدام کشور را باید محکوم کنیم! چون از سودان و عمارات و افغانستان و عربستان و.... نیرو دارند!