بسم الله الرحمن الرحيم
يكي از علائم ظهور آن حضرت كه در بعضي روايات از نشانه هاي حتمي شمرده شده، خروج شخصي به نام دجال است. وي يك طاغوت پر تزوير و حيله گر است كه عده بسياري را به دنيال خود مي كشد.
ما در اينجا به همان روشي كه به معرفي سفياني پرداختيم، دجال و خصوصيات و ويژگيهايش را مورد بررسي قرار مي دهيم. در روايات براي او صفات گوناگون و عجيبي ذكر شده است كه با هم مي خوانيم:
حتمي بودن خروج او: اميرالمومنين ع از پيامبر اكرم ص نقل مي كند كه فرمود: پيش از قيامت ده امر حتمي واقع مي شود: خروج سفيانب، دجال، دود، دابه الارض، خروج قائم، طلوع خورشيد از مغرب، نزول عيسي، فرو رفتن در مشرق جزيره العرب،
بيرون آمدن آتشي از قعر يمن كه مردم را به محشر برد.
اثبات الهدايه، شيخ حر عاملي، ج7، ص405
نام و نسب او: عده اي گويند كه نام دجال صائد بن صيد يا ابن صياد است، و برخي مخالف راي ايشان را گفته اند. در كتابهاي لغت، دجال، به معني كذاب است، و فعل آن را به معني آب طلا و آب نقره دادن نوشته اند. دجال را در زبانهاي فرانسه و انگليسي، آنتي كريست ناميده اند كه به معني دشمن و ضد مسيح است.
مهدي موعود، ترجمه و نگارش علي دواني، ص972
خصوصيات فردي او: حضرت امير المومنين ع مي فرمايد: او چشم راست ندارد، و چشم ديگرش در پيشاني اوست، و مانند ستاره صبح مي درخشد، چيزي در چشم اوست كه گويي آميخته به خون است. وي در يك قحطي سختي مي آيد، و بر الاغ سفيدي سوار است...
همان ماخذ، ص965
و در صحيح مسلم در كلام رسول خدا ص دجال چنين توصيف شده است: او مردي چاق، سرخ رو، با موي سر مجعد، و اعور است، چشمش همچون دانه انگوري است كه بر روي آب قرار گرفته باشد.
صحيح بخاري، ج9، باب 1094، ح1947
عقيده او: امير المومنين مي فرمايد: او با صداي بلندي فرياد مي زند كه بين مشرق و مغرب، صدايش را جن و انس و شياطين مي شنوند (به فرض صحت روايت، ممكن است اين عمل به وسيله راديو و تلويزيون صورت بگيرد) و مي گويد: اي دوستان من! به سوي من آييد. من هستم كسي كه آفريده است، پس استوار ساخته و مقرر كرده و هدايت نموده است. من پروردگار برتر شما هستم.
مهدي موعود، ترجه و نگارش علي دواني، ص 965
مكان خروج: امير المومنين ع مي فرمايد: او از شهري كه آ» را اصفهان مي گويند و قريه اي كه معروف به يهوديه است بيرون مي آيد.
همان ماخذ
مرگ او: رسول خدا ص مي فرمايد: دجا در امت من بيرون مي شود در چهل روز، پس خداوند عيسي بن مريم را مامور مي كند و او را طلب مي كند و از بين مي برد.
صحيح مسلم، با شرح نووي، ج18، ص65
و اميرالمومنين ع ضمن يك خطبه طولاني فرمود: مهدي ع با يارانش از مكه به بيت المقدس مي آيند، و در آن مكان بين آن حضرت با دجال و ارتش او، جنگ واقع مي شود، دجال و ارتش او مفتضحانه شكست مي خورند، به طوري كه از اول تا آخر آنها به هلاكت مي رسند و دنيا آباد مي شود و حضرت مهدي عج عدالت و قسط را در جهان به پا مي دارد، و طبق روايتي آن حضرت دجال را در كناسه كوفه دار مي زند.
اثبات الهدايه، شيخ حر عاملي، ج7، ص336
بعضي از علما چون شيخ صدوق رحمه الله عليه با استناد به پاره اي از روايات از جمله روايت امير المومنين ع معتقدند كه غرض و هدف الهي، بر اين تعلق گرفته است كه دجال زنده باشد و كسي نتواند او را بكشد تا دجال آينده باشد.
كمال الدين و تمام النعمه، شيخ صدوق، ص529
محدث قمي ره گويد: در روايت ابوامامه است كه رسول خدا ص فرمودند: هر مومني كه دجال را ببيند آب دهان خود را بر روي او بيندازد و سوره مباركه حمد را بخواند، تا سحر آن ملعون دفع شود و در او اثر نكند. چون او ظاهر شود، عالم را پر از فتنه و آشوب نمايد، و ميان او و لشگر قائم عج جنگ واقع شود، بالاخره آن ملعون به دست مبارك حضرت حجت ع يا به دست عيسي بن مريم ع كشته شود.
منتهي الامال، شيخ عباس قمي، ج2، ص 336
البته عقيده شيعه بر اين است كه امام مهدي عج است كه دجال را مي كشد، نه عيسي.
با توجه به خصوصياتي كه ذكر شد و در بعضي موارد با هم اختلاف دارند، بعضي معتقدند: همان گونه كه از ريشه لغت دجال از يك سو و از منابع حديث از سوي ديگر استفاده مي شود، دجال منحصر به فرد معيني نيست، بلكه عنواني است كلي براي افراد پر تزوير و حيله گر كه براي كشيدن توده هاي مردم به دنبال خود از هر وسيله اي استفاده مي كنند، چنانكه پيامبر ص فرموده است: هر پيامبري بعد از نوح قوم خود را از فتنه دجال بر حذر داشت و من نيز شما را بر حذر مي دارم.
صحيح ترمذي، باب ما جاء في الدجال، ص 42
ممكن است اين نظر درست باشد، چون اگر از مفاهيم رمزي و كفايي روايات مورد بحث صرف نظر كنيم، بيشتر آنها از نظر ضوابط سندي، اخبار واحدي مي باشند كه چندان معتبر نيست.