وصيت نامه حضرت امام خميني (ره)

 د ـ  از نقشه‌هاي‌ شيطانيِ قدرتهاي‌ بزرگ‌ استعمار و استثمارگر كه‌ سالهاي‌ طولاني‌ در دست‌ اجرا است‌ و در كشور ايران‌ از زمان‌ رضاخان‌ اوج‌ گرفت‌ و در زمان‌ محمدرضا با روشهاي‌ مختلف‌ دنباله‌گيري‌ شد، به‌ انزواكشاندن‌ روحانيت‌ است‌؛ كه‌ در زمان‌ رضاخان‌ با فشار و سركوبي‌ و خلع‌ لباس‌ و حبس‌ و تبعيد و هتك‌ حرمات‌ و اعدام‌ و امثال‌ آن‌، و در زمان‌ محمدرضا با نقشه‌ و روشهاي‌ ديگر كه‌ يكي‌ از آنها ايجاد عداوت‌ بين‌ دانشگاهيان‌ و روحانيان‌ بود، كه‌ تبليغات‌ وسيعي‌ در اين‌ زمينه‌ شد؛ و مع‌الاسف‌ به‌ واسطة‌ بيخبري‌ هر دو قشر از توطئة‌ شيطاني‌ ابرقدرتها نتيجة‌ چشمگيري‌ گرفته‌ شد. از يك‌ طرف‌، از دبستانها تا دانشگاهها كوشش‌ شد كه‌ معلمان‌ و دبيران‌ و اساتيد و رؤساي‌ دانشگاهها از بين‌ غربزدگان‌ يا شرقزدگان‌ و منحرفان‌ از اسلام‌ و ساير اديان‌ انتخاب‌ و به‌ كار گماشته‌ شوند و متعهدان‌ مؤمن‌ در اقليت‌ قرار گيرند كه‌ قشر مؤثر را كه‌ در آتيه‌ حكومت‌ را به‌ دست‌ مي‌گيرند، از كودكي‌ تا نوجواني‌ و تا جواني‌ طوري‌ تربيت‌ كنند كه‌ از اديان‌ مطلقاً، و اسلام‌ بخصوص‌، و از وابستگان‌ به‌ اديان‌ خصوصاً روحانيون‌ و مبلغان‌، متنفر باشند. و اينان‌ را عمال‌ انگليس‌ در آن‌ زمان‌، و طرفدار سرمايه‌داران‌ و زمينخواران‌ و طرفدار ارتجاع‌ و مخالف‌ تمدن‌ و تعالي‌ در بعد از آن‌ معرفي‌ مي‌نمودند. و از طرف‌ ديگر، با تبليغات‌ سو ء ، روحانيون‌ و مبلغان‌ و متدينان‌ را از دانشگاه‌ و دانشگاهيان‌ ترسانيده‌ و همه‌ را به‌ بي‌ديني‌ و بي‌بند و باري‌ و مخالف‌ با مظاهر اسلام‌ و اديان‌ متهم‌ مي‌نمودند. نتيجه‌ آنكه‌ دولتمردانْ مخالف‌ اديان‌ و اسلام‌ و روحانيون‌ و متدينان‌ باشند؛ و توده‌هاي‌ مردم‌ كه‌ علاقه‌ به‌ دين‌ و روحاني‌ دارند مخالف‌ دولت‌ و حكومت‌ و هر چه‌ متعلق‌ به‌ آن‌ است‌ باشند، و اختلاف‌ عميق‌ بين‌ دولت‌ و ملت‌ و دانشگاهي‌ و روحاني‌ راه‌ را براي‌ چپاولگران‌ آنچنان‌ باز كند كه‌ تمام‌ شئون‌ كشور در تحت‌ قدرت‌ آنان‌ و تمام‌ ذخاير ملت‌ در جيب‌ آنان‌ سرازير شود، چنانچه‌ ديديد به‌ سر اين‌ ملت‌ مظلوم‌ چه‌ آمد، و مي‌رفت‌ كه‌ چه‌ آيد.

      اكنون‌ كه‌ به‌ خواست‌ خداوند متعال‌ و مجاهدت‌ ملت‌ ـ از روحاني‌ و دانشگاهي‌ تا بازاري‌ و كارگر و كشاورز و ساير قشرها ـ بند اسارت‌ را پاره‌ و سد قدرت‌ ابرقدرتها را شكستند و كشور را از دست‌ آنان‌ و وابستگانشان‌ نجات‌ دادند، توصية‌ اينجانب‌ آن‌ است‌ كه‌ نسل‌ حاضر و آينده‌ غفلت‌ نكنند و دانشگاهيان‌ و جوانان‌ برومند عزيز هر چه‌ بيشتر با روحانيان‌ و طلاب‌ علوم‌ اسلامي‌ پيوند دوستي‌ و تفاهم‌ را محكمتر و استوارتر سازند و از نقشه‌ها و توطئه‌هاي‌ دشمن‌ غدار غافل‌ نباشند و به‌ مجرد آنكه‌ فرد يا افرادي‌ را ديدند كه‌ با گفتار و رفتار خود در صدد است‌ بذر نفاق‌ بين‌ آنان‌ افكند او را ارشاد و نصيحت‌ نمايند؛ و اگر تأثير نكرد از او روگردان‌ شوند و او را به‌ انزوا كشانند و نگذارند توطئه‌ ريشه‌ دواند كه‌ سرچشمه‌ را به‌ آساني‌ مي‌توان‌ گرفت‌. و مخصوصاً اگر در اساتيد كسي‌ پيدا شد كه‌ مي‌خواهد انحراف‌ ايجاد كند، او را ارشاد و اگر نشد، از خود و كلاس‌ خود طرد كنند. و اين‌ توصيه‌ بيشتر متوجه‌ روحانيون‌ و محصلين‌ علوم‌ ديني‌ است‌. و توطئه‌ها در دانشگاهها از عمق‌ ويژه‌اي‌    برخوردار است‌ و هر قشر محترم‌ كه‌ مغز متفكر جامعه‌ هستند بايد مواظب‌ توطئه‌ها باشند.

       ه ـ  از جمله‌ نقشه‌ها كه‌ مع‌الاسف‌ تأثير بزرگي‌ در كشورها و كشور عزيزمان‌ گذاشت‌ و آثار آن‌ باز تا حد زيادي‌ به‌ جا مانده‌، بيگانه‌ نمودن‌ كشورهاي‌ استعمار زده‌ از خويش‌، و غربزده‌ و شرقزده‌ نمودن‌ آنان‌ است‌ به‌ طوريكه‌ خود را و فرهنگ‌ و قدرت‌ خود را به‌ هيچ‌ گرفتند و غرب‌ و شرق‌، دو قطب‌ قدرتمند را نژاد برتر و فرهنگ‌ آنان‌ را والاتر و آن‌ دو قدرت‌ را قبله‌گاه‌ عالم‌ دانستند و وابستگي‌ به‌ يكي‌ از دو قطب‌ را از فرائض‌ غيرقابل‌ اجتناب‌ معرفي‌ نمودند! و قصة‌ اين‌ امر غم‌انگيز، طولاني‌ و ضربه‌هايي‌ كه‌ از آن‌ خورده‌ و اكنون‌ نيز مي‌خوريم‌ كشنده‌ و كوبنده‌ است‌.

   و غم‌انگيزتر اينكه‌ آنان‌ ملتهاي‌ ستمديدة‌ زير سلطه‌ را در همه‌ چيز عقب‌ نگه‌داشته‌ و كشورهايي‌ مصرفي‌ بار آوردند و به‌قدري‌ ما را از پيشرفتهاي‌ خود و قدرتهاي‌ شيطاني‌شان‌ ترسانده‌اند كه‌ جرأت‌ دست‌ زدن‌ به‌ هيچ‌ ابتكاري‌ نداريم‌ و همه‌ چيز خود را تسليم‌ آنان‌ كرده‌ و سرنوشت‌ خود و كشورهاي‌ خود را به‌ دست‌ آنان‌ سپرده‌ و چشم‌ و گوش‌ بسته‌ مطيع‌ فرمان‌ هستيم‌. و اين‌ پوچي‌ و تهي‌ مغزي‌ مصنوعي‌ موجب‌ شده‌ كه‌ در هيچ‌ امري‌ به‌ فكر و دانش‌ خود اتكا نكنيم‌ و كوركورانه‌ از شرق‌ و غرب‌ تقليد نماييم‌ بلكه‌ از فرهنگ‌ و ادب‌ و صنعت‌ و ابتكار اگر داشتيم‌، نويسندگان‌ و گويندگان‌ غرب‌ و شرقزدة‌ بي‌فرهنگ‌، آنها را به‌ باد انتقاد و مسخره‌ گرفته‌ و فكر و قدرت‌ بومي‌ ما را سركوب‌ و مأيوس‌ نموده‌ و مي‌نمايند و رسوم‌ و آداب‌ اجنبي‌ را هر چند مبتذل‌ و مفتضح‌ باشد با عمل‌ و گفتار و نوشتار ترويج‌ كرده‌ و با مداحي‌ و ثناجويي‌ آنها را به‌ خورد ملتها داده‌ و مي‌دهند. في‌المثل‌، اگر در كتاب‌ يا نوشته‌ يا گفتاري‌ چند واژة‌ فرنگي‌ باشد، بدون‌ توجه‌ به‌ محتواي‌ آن‌ با اعجاب‌ پذيرفته‌، و گوينده‌ و نويسندة‌ آن‌ را دانشمند و روشنفكر به‌ حساب‌ مي‌آورند. و از گهواره‌ تا قبر به‌ هرچه‌ بنگريم‌ اگر با واژة‌ غربي‌ و شرقي‌ اسم‌گذاري‌ شود مرغوب‌ و مورد توجه‌ و از مظاهر تمدن‌ و پيشرفتگي‌ محسوب‌، و اگر واژه‌هاي‌ بومي‌ خودي‌ به‌ كار رود مطرود و كهنه‌ و واپسزده‌ خواهد بود. كودكان‌ ما اگر نام‌ غربي‌ داشته‌ باشند مفتخر؛ و اگر نام‌ خودي‌ دارند سر به‌ زير و عقب‌ افتاده‌اند. خيابانها، كوچه‌ها، مغازه‌ها، شركتها، داروخانه‌ها، كتابخانه‌ها، پارچه‌ها، و ديگر متاعها، هرچند در داخل‌ تهيه‌ شده‌ بايد نام‌ خارجي‌ داشته‌ باشد تا مردم‌ از آن‌ راضي‌ و به‌ آن‌ اقبال‌ كنند. فرنگي‌ مآبي‌ از سر تا پا و در تمام‌ نشست‌ و برخاستها و در معاشرتها و تمام‌ شئون‌ زندگي‌ موجب‌ افتخار و سربلندي‌ و تمدن‌ و پيشرفت‌، و در مقابل‌، آداب‌ و رسوم‌ خودي‌، كهنه‌پرستي‌ و عقب‌ افتادگي‌ است‌. در هر مرض‌ و كسالتي‌ ولو جزئي‌ و قابل‌ علاج‌ در داخل‌، بايد به‌ خارج‌ رفت‌ و دكترها و اطباي‌ دانشمند خود را محكوم‌ و مأيوس‌ كرد. رفتن‌ به‌ انگلستان‌ و فرانسه‌ و امريكا و مسكو افتخاري‌ پر ارزش‌ و رفتن‌ به‌ حج‌ و ساير اماكن‌ متبركه‌ كهنه‌پرستي‌ و عقب‌ماندگي‌ است‌. بي‌اعتنايي‌ به‌ آنچه‌ مربوط‌ به‌ مذهب‌ و معنويات‌ است‌ از نشانه‌هاي‌ روشنفكري‌ و تمدن‌، و در مقابل‌، تعهد به‌ اين‌ امور نشانة‌ عقب‌ماندگي‌ و كهنه‌ پرستي‌ است‌.

      اينجانب‌ نمي‌گويم‌ ما خود همه‌ چيز داريم‌؛ معلوم‌ است‌ ما را در طول‌ تاريخِ نه‌ چندان‌ دور خصوصاً، و در سده‌هاي‌ اخير از هر پيشرفتي‌ محروم‌ كرده‌اند و دولتمردان‌ خائن‌ و دودمان‌ پهلوي‌ خصوصاً، و مراكز تبليغاتي‌ عليه‌ دستاوردهاي‌ خودي‌ و نيز خودْ كوچك‌ديدنها و يا ناچيزديدنها، ما را از هر فعاليتي‌ براي‌ پيشرفت‌ محروم‌ كرد. وارد كردن‌ كالاها از هر قماش‌ و سرگرم‌ كردن‌ بانوان‌ و مردان‌ خصوصاً طبقة‌ جوان‌، به‌ اقسام‌ اجناس‌ وارداتي‌ از قبيل‌ ابزار آرايش‌ و تزئينات‌ و تجملات‌ و بازيهاي‌ كودكانه‌ و به‌ مسابقه‌ كشاندن‌ خانواده‌ها و مصرفي‌ بار آوردن‌ هر چه‌ بيشتر، كه‌ خود داستانهاي‌ غم‌انگيز دارد، و سرگرم‌ كردن‌ و به‌ تباهي‌ كشاندن‌ جوانها كه‌ عضو فعال‌ هستند با فراهم‌ آوردن‌ مراكز فحشا و عشرتكده‌ها، و دهها از اين‌ مصائب‌ حساب‌ شده‌، براي‌ عقب‌ نگهداشتن‌ كشورهاست‌. من‌ وصيت‌ دلسوزانه‌ و خادمانه‌ مي‌كنم‌ به‌ ملت‌ عزيز كه‌ اكنون‌ كه‌ تا حدود بسيار چشمگيري‌ از بسياري‌ از اين‌ دامها نجات‌ يافته‌ و نسل‌ محروم‌ حاضر به‌ فعاليت‌ و ابتكار برخاسته‌ و ديديم‌ كه‌ بسياري‌ از كارخانه‌ها و وسايل‌ پيشرفته‌ مثل‌ هواپيماها و ديگر چيزها كه‌ گمان‌ نمي‌رفت‌ متخصصين‌ ِ ايران‌ قادر به‌ راه‌ انداختن‌ كارخانه‌ها و امثال‌ آن‌ باشند و همه‌ دستها را به‌ سوي‌ غرب‌ يا شرق‌ دراز كرده‌ بوديم‌ كه‌ متخصصين‌ آنان‌ اينها را به‌ راه‌ اندازند، در اثر محاصرة‌ اقتصادي‌ و جنگ‌ تحميلي‌، خود جوانان‌ عزيز ما قطعات‌ محل‌ احتياج‌ را ساخته‌ و با قيمتهاي‌ ارزانتر عرضه‌ كرده‌ و رفع‌ احتياج‌ نمودند و ثابت‌ كردند كه‌ اگر بخواهيم‌ مي‌توانيم‌.

       بايد هوشيار و بيدار و مراقب‌ باشيد كه‌ سياست‌بازان‌ پيوسته‌ به‌ غرب‌ و شرق‌ با وسوسه‌هاي‌ شيطاني‌ شما را به‌ سوي‌ اين‌ چپاولگران‌ بين‌المللي‌ نكشند؛ و با ارادة‌ مصمم‌ و فعاليت‌ و پشتكار خود به‌ رفع‌ وابستگيها قيام‌ كنيد.

        و بدانيد كه‌ نژاد آريا و عرب‌ از نژاد اروپا و امريكا و شوروي‌ كم‌ ندارد و اگر خوديِ خود را بيابد و يأس‌ را از خود دور كند و چشمداشت‌ به‌ غير خود نداشته‌ باشد، در درازمدت‌ قدرت‌ همه‌ كار و ساختن‌ همه‌ چيز را دارد. و آنچه‌ انسانهاي‌ شبيه‌ به‌ اينان‌ به‌ آن‌ رسيده‌اند شما هم‌ خواهيد رسيد به‌ شرط‌ اتكال‌ به‌ خداوند تعالي‌ و اتكا به‌ نفس‌، و قطع‌ وابستگي‌ به‌ ديگران‌ و تحمل‌ سختيها براي‌ رسيدن‌ به‌ زندگي‌ شرافتمندانه‌ و خارج‌ شدن‌ از تحت‌ سلطة‌ اجانب‌.

        و بر دولتها و دست‌ اندركاران‌ است‌ چه‌ در نسل‌ حاضر و چه‌ در نسلهاي‌ آينده‌ كه‌ از متخصصين‌ خود قدرداني‌ كنند و آنان‌ را با كمكهاي‌ مادي‌ و معنوي‌ تشويق‌ به‌ كار نمايند و از ورود كالاهاي‌ مصرف‌ساز و خانه‌ برانداز جلوگيري‌ نمايند و به‌ آنچه‌ دارند بسازند تا خود همه‌ چيز بسازند.

        و از جوانان‌، دختران‌ و پسران‌، مي‌خواهم‌ كه‌ استقلال‌ و آزادي‌ و ارزشهاي‌ انساني‌ را، ولو با تحمل‌ زحمت‌ و رنج‌، فداي‌ تجملات‌ و عشرتها و بي‌ بند و باريها و حضور در مراكز فحشا كه‌ از طرف‌ غرب‌ و عمال‌ بي‌وطن‌ به‌ شما عرضه‌ مي‌شود نكنند؛ كه‌ آنان‌ چنانچه‌ تجربه‌ نشان‌ داده‌ جز تباهي‌ شما و اغفالتان‌ از سرنوشت‌ كشورتان‌ و چاپيدن‌ ذخائر شما و به‌ بند استعمار و ننگ‌ وابستگي‌ كشيدنتان‌ و مصرفي‌ نمودن‌ ملت‌ و كشورتان‌ به‌ چيز ديگر فكر نمي‌كنند؛ و مي‌خواهند با اين‌ وسايل‌ و امثال‌ آن‌ شما را عقب‌مانده‌، و به‌ اصطلاح‌ آنان‌ «نيمه‌ وحشي‌» نگه‌ دارند.

      و ـ  از توطئه‌هاي‌ بزرگ‌ آنان‌، چنانچه‌ اشاره‌ شد و كراراً تذكر داده‌ام‌، به‌ دست‌ گرفتن‌ مراكز تعليم‌ و تربيت‌ خصوصاً دانشگاهها است‌ كه‌ مقدرات‌ كشورها در دست‌ محصولات‌ آنها است‌. روش‌ آنان‌ با روحانيون‌ و مدارس‌ علوم‌ اسلامي‌ فرق‌ دارد با روشي‌ كه‌ در دانشگاهها و دبيرستانها دارند. نقشة‌ آنان‌ برداشتن‌ روحانيون‌ از سر راه‌ و منزوي‌ كردن‌ آنان‌ است‌؛ يا با سركوبي‌ و خشونت‌ و هتاكي‌ كه‌ در زمان‌ رضاخان‌ عمل‌ شد ولي‌ نتيجة‌ معكوس‌ گرفته‌ شد؛ يا با تبليغات‌ و تهمتها و نقشه‌هاي‌ شيطاني‌ براي‌ جدا كردن‌ قشر تحصيلكرده‌ و به‌ اصطلاح‌ روشنفكر كه‌ اين‌ هم‌ در زمان‌ رضاخان‌ عمل‌ مي‌شد و در رديف‌ فشار و سركوبي‌ بود؛ و در زمان‌ محمدرضا ادامه‌ يافت‌ بدون‌ خشونت‌ ولي‌ موذيانه‌.

   و اما در دانشگاه‌ نقشه‌ آن‌ است‌ كه‌ جوانان‌ را از فرهنگ‌ و ادب‌ و ارزشهاي‌ خودي‌ منحرف‌ كنند و به‌ سوي‌ شرق‌ يا غرب‌ بكشانند و دولتمردان‌ را از بين‌ اينان‌ انتخاب‌ و بر سرنوشت‌ كشورها حكومت‌ دهند تا به‌ دست‌ آنها هرچه‌ مي‌خواهند انجام‌ دهند. اينان‌ كشور را به‌ غارتزدگي‌ و غربزدگي‌ بكشانند و قشر روحاني‌ با انزوا و منفوريت‌ و شكست‌ قادر بر جلوگيري‌ نباشد. و اين‌ بهترين‌ راه‌ است‌ براي‌ عقب‌ نگهداشتن‌ و غارت‌ كردن‌ كشورهاي‌ تحت‌ سلطه‌، زيرا براي‌ ابرقدرتها بي‌زحمت‌ و بي‌خرج‌ و در جوامع‌ ملي‌ بي‌سر و صدا، هر چه‌ هست‌ به‌ جيب‌ آنان‌ مي‌ريزد.

   پس‌ اكنون‌ كه‌ دانشگاهها و دانشسراها در دست‌ اصلاح‌ و پاكسازي‌ است‌، بر همة‌ ما لازم‌ است‌ با متصديان‌ كمك‌ كنيم‌ و براي‌ هميشه‌ نگذاريم‌ دانشگاهها به‌ انحراف‌ كشيده‌ شود؛ و هر جا انحرافي‌ به‌ چشم‌ خورد با اقدام‌ سريع‌ به‌ رفع‌ آن‌ كوشيم‌. و اين‌ امر حياتي‌ بايد در مرحلة‌ اول‌ با دست‌ پرتوان‌ خود جوانان‌ دانشگاهها و دانشسراها انجام‌ گيرد كه‌ نجات‌ دانشگاه‌ از انحراف‌، نجات‌ كشور و ملت‌ است‌.

    و اينجانب‌ به‌ همة‌ نوجوانان‌ و جوانان‌ در مرحلة‌ اول‌، و پدران‌ و مادران‌ و دوستان‌ آنها در مرحلة‌ دوم‌، و به‌ دولتمردان‌ و روشنفكران‌ دلسوز براي‌ كشور در مرحلة‌ بعد وصيت‌ مي‌كنم‌ كه‌ در اين‌ امر مهم‌ كه‌ كشورتان‌ را از آسيب‌ نگه‌ مي‌دارد، با جان‌ و دل‌ كوشش‌ كنيد و دانشگاهها را به‌ نسل‌ بعد بسپريد. و به‌ همة‌ نسلهاي‌ مسلسل‌ توصيه‌ مي‌كنم‌ كه‌ براي‌ نجات‌ خود و كشور عزيز و اسلامِآدم‌ ساز، دانشگاهها را از انحراف‌ و غرب‌ و شرقزدگي‌ حفظ‌ و پاسداري‌ كنيد و با اين‌ عمل‌ انساني‌ ـ اسلامي‌ خود دست‌ قدرتهاي‌ بزرگ‌ را از كشور قطع‌ و آنان‌ را نااميد نماييد. خدايتان‌ پشتيبان‌ و نگهدار باد.

  ز ـ  از مهمات‌ امور، تعهد وكلاي‌ مجلس‌ شوراي‌ اسلامي‌ است‌. ما ديديم‌ كه‌ اسلام‌ و كشور ايران‌ چه‌ صدمات‌ بسيار غم‌انگيزي‌ از مجلس‌ شوراي‌ غيرصالح‌ و منحرف‌، از بعد از مشروطه‌ تا عصر رژيم‌ جنايتكار پهلوي‌ و از هر زمان‌ بدتر و خطرناكتر در اين‌ رژيم‌ تحميلي‌ فاسد خورد؛ و چه‌ مصيبتها و خسارتهاي‌ جانفرسا از اين‌ جنايتكاران‌ بي‌ارزش‌ و نوكرمآب‌ به‌ كشور و ملت‌ وارد شد. در اين‌ پنجاه‌ سال‌ يك‌ اكثريت‌ قلابي‌ منحرف‌ در مقابل‌ يك‌ اقليت‌ مظلوم‌ موجب‌ شد كه‌ هرچه‌ انگلستان‌ و شوروي‌ و اخيراً امريكا خواستند، با دست‌ همين‌ منحرفانِ از خدا بيخبر انجام‌ دهند و كشور را به‌ تباهي‌ و نيستي‌ كشانند. از بعد از مشروطه‌، هيچ‌ گاه‌ تقريباً به‌ مواد مهم‌ قانون‌ اساسي‌ عمل‌ نشد ـ قبل‌ از رضاخان‌ با تصدي‌ غربزدگان‌ و مشتي‌ خان‌ و زمينخواران‌؛ و در زمان‌ رژيم‌ پهلوي‌ به‌ دست‌ آن‌ رژيم‌ سفاك‌ و وابستگان‌ و حلقه‌ به‌ گوشان‌ آن‌.

     اكنون‌ كه‌ با عنايت‌ پروردگار و همت‌ ملت‌ عظيم‌الشأن‌ سرنوشت‌ كشور به‌ دست‌ مردم‌ افتاد و وكلا از خود مردم‌ و با انتخاب‌ خودشان‌، بدون‌ دخالت‌ دولت‌ و خانهاي‌ ولايات‌ به‌ مجلس‌ شوراي‌ اسلامي‌ راه‌ يافتند، و اميد است‌ كه‌ با تعهد آنان‌ به‌ اسلام‌ و مصالح‌ كشور جلوگيري‌ از هر انحراف‌ بشود. وصيت‌ اينجانب‌ به‌ ملت‌ در حال‌ و آتيه‌ آن‌ است‌ كه‌ با ارادة‌ مصمم‌ خود و تعهد خود به‌ احكام‌ اسلام‌ و مصالح‌ كشور در هر دوره‌ از انتخابات‌ وكلاي‌ داراي‌ تعهد به‌ اسلام‌ و جمهوري‌ اسلامي‌ كه‌ غالباً بين‌ متوسطين‌ جامعه‌ و محرومين‌ مي‌باشند و غير منحرف‌ از صراط‌ مستقيم‌ ـ به‌ سوي‌ غرب‌ يا شرق‌ ـ و بدون‌ گرايش‌ به‌ مكتبهاي‌ انحرافي‌ و اشخاص‌ تحصيلكرده‌ و مطلع‌ بر مسائل‌ روز و سياستهاي‌ اسلامي‌، به‌ مجلس‌ بفرستند.

    و به‌ جامعة‌ محترم‌ روحانيت‌ خصوصاً مراجع‌ معظم‌، وصيت‌ مي‌كنم‌ كه‌ خود را از مسائل‌ جامعه‌ خصوصاً مثل‌ انتخاب‌ رئيس‌ جمهور و وكلاي‌ مجلس‌، كنار نكشند و بي‌تفاوت‌ نباشند. همه‌ ديديد و نسل‌ آتيه‌ خواهد شنيد كه‌ دست‌ سياست‌بازان‌ پيرو شرق‌ و غرب‌، روحانيون‌ را كه‌ اساس‌ مشروطيت‌ را با زحمات‌ و رنجها بنيان‌ گذاشتند از صحنه‌ خارج‌ كردند و روحانيون‌ نيز بازي‌ سياست‌بازان‌ را خورده‌ و دخالت‌ در امور كشور و مسلمين‌ را خارج‌ از مقام‌ خود انگاشتند و صحنه‌ را به‌ دست‌ غربزدگان‌ سپردند؛ و به‌ سر مشروطيت‌ و قانون‌ اساسي‌ و كشور و اسلام‌ آن‌ آوردند كه‌ جبرانش‌ احتياج‌ به‌ زمان‌ طولاني‌ دارد.

صفحه :    1    2    3    4    5    6    7    8

[ بازگشت ]