|
كنون كه بحمدالله تعالي موانع رفع
گرديده و فضاي آزاد براي دخالت همة طبقات پيش آمده است، هيچ
عذري باقي نمانده و از گناهان بزرگ نابخشودني، مسامحه در امر
مسلمين است. هركس به مقدار توانش و حيطة نفوذش لازم است در
خدمت اسلام و ميهن باشد؛ و با جديت از نفوذ وابستگان به دو قطب
استعمارگر و غرب يا شرقزدگان و منحرفان از مكتب بزرگ اسلام
جلوگيري نمايند، و بدانند كه مخالفين اسلام و كشورهاي اسلامي كه
همان ابرقدرتان چپاولگر بين المللي هستند، با تدريج و ظرافت در
كشور ما و كشورهاي اسلامي ديگر رخنه، و با دست افراد خودِ ملتها،
كشورها را به دام استثمار ميكشانند. بايد با هوشياري مراقب باشيد
و با احساس اولين قدمِ نفوذي به مقابله برخيزيد و به آنان مهلت
ندهيد. خدايتان يار و نگهدار باشد.
و از نمايندگان مجلس شوراي
اسلامي در اين عصر و عصرهاي آينده ميخواهم كه اگر خداي
نخواسته عناصر منحرفي با دسيسه و بازي سياسي وكالت خود را به
مردم تحميل نمودند، مجلس اعتبارنامة آنان را رد كنند و نگذارند
حتي يك عنصر خرابكار وابسته به مجلس راه يابد. و به اقليتهاي مذهبي رسمي وصيت ميكنم كه از دورههاي رژيم
پهلوي عبرت بگيرند و وكلاي خود را از اشخاص متعهد به مذهب خود و
جمهوري اسلامي و غيروابسته به قدرتهاي جهانخوار و بدون گرايش
به مكتبهاي الحادي و انحرافي و التقاطي انتخاب نمايند.
و از همة نمايندگان
خواستارم كه با كمال حسن نيت و برادري با هم مجلسان خود رفتار،
و همه كوشا باشند كه قوانين خداي نخواسته از اسلام منحرف نباشد
و همه به اسلام و احكام آسماني آن وفادار باشيد تا به سعادت
دنيا و آخرت نايل آييد.
و از شوراي محترم
نگهبان ميخواهم و توصيه ميكنم، چه در نسل حاضر و چه در
نسلهاي آينده، كه با كمال دقت و قدرت وظايف اسلامي و ملي خود
را ايفا و تحت تأثير هيچ قدرتي واقع نشوند و از قوانين مخالف با
شرع مطهر و قانون اساسي بدون هيچ ملاحظه جلوگيري نمايند و با
ملاحظة ضرورات كشور كه گاهي با احكام ثانويه و گاهي به ولايت
فقيه بايد اجرا شود توجه نمايند.
و وصيت من به ملت
شريف آن است كه در تمام انتخابات، چه انتخاب رئيس جمهور و چه
نمايندگان مجلس شوراي اسلامي و چه انتخاب خبرگان براي تعيين
شوراي رهبري يا رهبر، در صحنه باشند و اشخاصي كه انتخاب ميكنند
روي ضوابطي باشد كه اعتبار ميشود مثلاً در انتخاب خبرگان براي
تعيين شوراي رهبري يا رهبر، توجه كنند كه اگر مسامحه نمايند و
خبرگان را روي موازين شرعيه و قانون انتخاب نكنند، چه بسا كه
خساراتي به اسلام و كشور وارد شود كه جبرانپذير نباشد. و در اين
صورت همه در پيشگاه خداوند متعال مسئول ميباشند.
از اين قرار، عدم
دخالت ملت از مراجع و علماي بزرگ تا طبقة بازاري و كشاورز و
كارگر و كارمند، همه و همه مسئول سرنوشت كشور و اسلام ميباشند؛
چه در نسل حاضر و چه در نسلهاي آتيه؛ و چه بسا كه در بعض
مقاطع، عدم حضور و مسامحه، گناهي باشد كه در رأس گناهان كبيره
است. پس علاج واقعه را قبل از وقوع بايد كرد، و الاّ كار از
دست همه خارج خواهد شد. و اين حقيقتي است كه بعد از مشروطه
لمس نمودهايد و نمودهايم. چه هيچ علاجي بالاتر و والاتر از آن
نيست كه ملت در سرتاسر كشور در كارهايي كه محول به اوست برطبق
ضوابط اسلامي و قانون اساسي انجام دهد؛ و در تعيين رئيس جمهور و
وكلاي مجلس با طبقة تحصيلكردة متعهد و روشنفكر با اطلاع از مجاري
امور و غيروابسته به كشورهاي قدرتمند استثمارگر و اشتهار به تقوا و
تعهد به اسلام و جمهوري اسلامي مشورت كرده، و با علما و
روحانيون با تقوا و متعهد به جمهوري اسلامي نيز مشورت نموده؛ و
توجه داشته باشند رئيس جمهور و وكلاي مجلس از طبقهاي باشند؛ كه
محروميت و مظلوميت مستضعفان و محرومان جامعه را لمس نموده و در
فكر رفاه آنان باشند، نه از سرمايهداران و زمينخواران و
صدرنشينان مرفه و غرق در لذات و شهوات كه تلخي محروميت و رنج
گرسنگان و پابرهنگان را نميتوانند بفهمند.
و بايد بدانيم كه
اگر رئيس جمهور و نمايندگان مجلس، شايسته و متعهد به اسلام و
دلسوز براي كشور و ملت باشند، بسياري از مشكلات پيش نميآيد؛ و
مشكلاتي اگر باشد رفع ميشود. و همين معني در انتخاب خبرگان
براي تعيين شوراي رهبري يا رهبر با ويژگي خاص بايد در نظر گرفته
شود؛ كه اگر خبرگان كه با انتخاب ملت تعيين ميشوند از روي
كمال دقت و با مشورت با مراجع عظام هر عصر و علماي بزرگ سرتاسر
كشور و متدينين و دانشمندان متعهد، به مجلس خبرگان بروند، بسياري
از مهمات و مشكلات به واسطة تعيين شايستهترين و متعهدترين
شخصيتها براي رهبري يا شوراي رهبري پيش نخواهد آمد، يا با
شايستگي رفع خواهد شد. و با نظر به اصل يكصد و نهم و يكصد و دهم
قانون اساسي، وظيفة سنگين ملت در تعيين خبرگان و نمايندگان در
تعيين رهبر يا شوراي رهبري روشن خواهد شد، كه اندك مسامحه در
انتخاب، چه آسيبي به اسلام و كشور و جمهوري اسلامي وارد خواهد
كرد كه احتمال آن، كه در سطح بالاي از اهميت است براي آنان
تكليف الهي ايجاد ميكند.
و وصيت اينجانب به رهبر و
شوراي رهبري در اين عصر كه عصر تهاجم ابرقدرتها و وابستگان به
آنان در داخل و خارج كشور به جمهوري اسلامي و در حقيقت به
اسلام است در پوشش جمهوري اسلامي و در عصرهاي آينده، آن است
كه خود را وقف در خدمت به اسلام و جمهوري اسلامي و محرومان و
مستضعفان بنمايند؛ و گمان ننمايند كه رهبري فينفسه براي آنان
تحفهاي است و مقام والايي، بلكه وظيفة سنگين و خطرناكي است
كه لغزش در آن اگر خداي نخواسته با هواي نفس باشد، ننگ ابدي
در اين دنيا و آتش غضب خداي قهار در جهان ديگر در پي دارد.
از خداوند منان
هادي با تضرع و ابتهال ميخواهم كه ما و شما را از اين امتحان
خطرناك با روي سفيد در حضرت خود بپذيرد و نجات دهد و اين خطر
قدري خفيفتر براي رؤساي جمهور حال و آينده و دولتها و
دستاندركاران، به حسب درجات در مسئوليتها نيز هست كه بايد خداي
متعال را حاضر و ناظر و خود را در محضر مبارك او بدانند. خداوند
متعال راهگشاي آنان باشد.
ح ـ از مهمات امور مسألة
قضاوت است كه سر و كار آن با جان و مال و ناموس مردم است.
وصيت اينجانب به رهبر و شوراي رهبري آن است كه در تعيين
عاليترين مقام قضايي كه در عهده دارند، كوشش كنند كه اشخاص
متعهد سابقهدار و صاحبنظر در امور شرعي و اسلامي و در سياست را
نصب نمايند.
و از شورايعالي قضايي
ميخواهم امر قضاوت را كه در رژيم سابق به وضع أسفناك و
غمانگيزي درآمده بود با جديت سر و سامان دهند؛ و دست كساني كه
با جان و مال مردم بازي ميكنند و آنچه نزد آنان مطرح نيست
عدالت اسلامي است از اين كرسي پراهميت كوتاه كنند، و با پشتكار
و جديت بتدريج دادگستري را متحول نمايند؛ و قضات داراي شرايطي
كه، انشا ء الله با جديت حوزههاي علميه مخصوصاً حوزة مباركة
علمية قم تربيت و تعليم ميشوند و معرفي ميگردند، به جاي
قضاتي كه شرايط مقررة اسلامي را ندارند نصب گردند، كه انشا ء
الله تعالي بزودي قضاوت اسلامي در سراسر كشور جريان پيدا كند.
و به قضات محترم
در عصر حاضر و اعصار آينده وصيت ميكنم كه با درنظر گرفتن
احاديثي كه از معصومين ـ صلواتالله عليهم ـ در اهميت قضا و خطر
عظيمي كه قضاوت دارد و توجه و نظر به آنچه دربارة قضاوت به
غير حق وارد شده است، اين امر خطير را تصدي نمايند و نگذارند اين
مقام به غير اهلش سپرده شود. و كساني كه اهل هستند از تصدي
اين امر سرباز نزنند و به اشخاص غير اهل ميدان ندهند؛ و بدانند
كه همان طور كه خطر اين مقامْ بزرگ است اجر و فضل و ثواب آن
نيز بزرگ است. و ميدانند كه تصدي قضا براي اهلش واجب كفايي
است.
ط ـ وصيت اينجانب
به حوزههاي مقدسة علميه آن است كه كراراً عرض نمودهام كه
در اين زمان كه مخالفين اسلام و جمهوري اسلامي كمر به
براندازي اسلام بستهاند و از هر راه ممكن براي اين مقصد شيطاني
كوشش مينمايند، و يكي از راههاي با اهميت براي مقصد شوم آنان و
خطرناك براي اسلام و حوزههاي اسلامي نفوذ دادن افراد منحرف و
تبهكار در حوزههاي علميه است، كه خطر بزرگ كوتاه مدت آن
بدنام نمودن حوزهها با اعمال ناشايسته و اخلاق و روش انحرافي
است و خطر بسيار عظيم آن در درازمدت به مقامات بالا رسيدن يك
يا چند نفر شياد كه با آگاهي بر علوم اسلامي و جا زدن خود را در
بين تودهها و قشرهاي مردم پاكدل و علاقهمند نمودن آنان را به
خويش و ضربة مهلك زدن به حوزههاي اسلامي و اسلام عزيز و كشور
در موقع مناسب ميباشد. و ميدانيم كه قدرتهاي بزرگ چپاولگر در
ميان جامعهها افرادي به صورتهاي مختلف از مليگراها و روشنفكران
مصنوعي و روحاني نمايان كه اگر مجال يابند از همه پرخطرتر و
آسيبرسانترند ذخيره دارند كه گاهي سي ـ چهل سال با مشي اسلامي
و مقدس مآبي يا «پانايرانيسم» و وطنپرستي و حيلههاي ديگر، با
صبر و بردباري در ميان ملتها زيست ميكنند و در موقع مناسب
مأموريت خود را انجام ميدهند. و ملت عزيز ما در اين مدت كوتاه
پس از پيروزي انقلاب نمونههايي از قبيل «مجاهد خلق» و «فدايي
خلق» و «تودهاي»ها و ديگر عناوين ديدهاند، و لازم است همه
با هوشياري اين قسم توطئه را خنثي نمايند و از همه لازمتر
حوزههاي علميه است كه تنظيم و تصفية آن با مدرسين محترم و
افاضل سابقهدار است با تأييد مراجع وقت. و شايد تز «نظم در
بينظمي» است از القائات شوم همين نقشهريزان و توطئهگران
باشد.
در هر صورت وصيت اينجانب
آن است كه در همة اعصار خصوصاً در عصر حاضر كه نقشهها و توطئهها
سرعت و قوّت گرفته است، قيام براي نظام دادن به حوزهها لازم
و ضروري است؛ كه علما و مدرسين و افاضل عظيمالشأن صرف وقت
نموده و با برنامة دقيق صحيح حوزهها را و خصوصاً حوزة علمية قم
و ساير حوزههاي بزرگ و با اهميت را در اين مقطع از زمان از
آسيب حفظ نمايند.
و لازم است علما و
مدرسين محترم نگذارند در درسهايي كه مربوط به فقاهت است و
حوزههاي فقهي و اصولي از طريقة مشايخ معظم كه تنها راه براي
حفظ فقه اسلامي است منحرف شوند، و كوشش نمايند كه هر روز بر
دقتها و بحث و نظرها و ابتكار و تحقيقها افزوده شود؛ و فقه سنتي
كه ارث سلف صالح است و انحراف از آن سست شدن اركان تحقيق و
تدقيق است، محفوظ بماند و تحقيقات بر تحقيقات اضافه گردد. و
البته در رشتههاي ديگر علوم به مناسبت احتياجات كشور و اسلام
برنامههايي تهيه خواهد شد و رجالي در آن رشته تربيت بايد شود. و
از بالاترين و والاترين حوزههايي كه لازم است به طور همگاني
مورد تعليم و تعلم قرار گيرد، علوم معنوي اسلامي ] است [ ،
از قبيل علم اخلاق و تهذيب نفس و سير و سلوك الي الله ـ رزقنا
الله و اياكم ـ كه جهاد اكبر ميباشد.
ي ـ از اموري كه
اصلاح و تصفيه و مراقبت از آن لازم است قوة اجراييه است.
گاهي ممكن است كه قوانين مترقي و مفيد به حال جامعه از مجلس
بگذرد و شوراي نگهبان آن را تنفيذ كند و وزير مسئول هم ابلاغ
نمايد، لكن به دست مجريان غير صالح كه افتاد آن را مسخ كنند و
برخلاف مقررات يا با كاغذبازيها يا پيچ و خمها كه به آن عادت
كردهاند يا عمداً براي نگران نمودن مردم عمل كنند، كه بتدريج و
مسامحه غائله ايجاد ميكند.
وصيت اينجانب به وزراي
مسئول در عصر حاضر و در عصرهاي ديگر آن است كه علاوه بر آنكه
شماها و كارمندان وزارتخانهها بودجهاي كه از آن ارتزاق ميكنيد
مال ملت، و بايد همه خدمتگزار ملت و خصوصاً مستضعفان باشيد، و
ايجاد زحمت براي مردم و مخالف وظيفه عمل كردن حرام و خداي
نخواسته گاهي موجب غضب الهي ميشود، همة شما به پشتيباني ملت
احتياج داريد. با پشتيباني مردم خصوصاً طبقات محروم بود كه
پيروزي حاصل شد و دست ستمشاهي از كشور و ذخائر آن كوتاه گرديد. و
اگر روزي از پشتيباني آنان محروم شويد، شماها كنار گذاشته ميشويد
و همچون رژيم شاهنشاهي ستمكار به جاي شما ستم پيشگان پستها را
اشغال مينمايند. بنابر اين حقيقت ملموس، بايد كوشش در جلب نظر
ملت بنماييد و از رفتار غير اسلامي ـ انساني احتراز نماييد.
و در همين انگيزه
به وزراي كشور در طول تاريخ آينده توصيه ميكنم كه در انتخاب
استاندارها دقت كنند اشخاص لايق، متدين، متعهد، عاقل و سازگار با
مردم انتخاب نمايند، تا آرامش در كشور هرچه بيشتر حكمفرما باشد. و
بايد دانست كه گرچه تمام وزيران وزارتخانهها مسئوليت در اسلامي
كردن و تنظيم امور محل مسئوليت خود دارند لكن بعضي از آنها
ويژگي خاص دارند؛ مثل وزارت خارجه كه مسئوليت سفارتخانهها را
در خارج از كشور دارند. اينجانب از ابتداي پيروزي به وزراي
خارجه راجع به طاغوتزدگي سفارتخانهها و تحول آنها به
سفارتخانههاي مناسب با جمهوري اسلامي توصيههايي نمودم، لكن
بعض آنان يا نخواستند يا نتوانستند عمل مثبتي انجام دهند. و
اكنون كه سه سال از پيروزي ميگذرد اگرچه وزير خارجة كنوني
اقدام به اين امر نموده است و اميد است با پشتكار و صرف وقت
اين امر مهم انجام گيرد.
و
وصيت من به وزراي خارجه در اين زمان و زمانهاي بعد آن است
كه مسئوليت شما بسيار زياد است، چه در اصلاح و تحول وزارتخانه و
سفارتخانهها؛ و چه در سياست خارجيِ حفظ استقلال و منافع كشور و
روابط حسنه با دولتهايي كه قصد دخالت در امور كشور ما را ندارند.
و از هر امري كه شائبة وابستگي با همة ابعادي كه دارد به طور
قاطع احتراز نماييد. و بايد بدانيد كه وابستگي در بعض امور هر چند
ممكن است ظاهر فريبندهاي داشته باشد يا منفعت و فايدهاي در
حال داشته باشد، لكن در نتيجه، ريشة كشور را به تباهي خواهد
كشيد. و كوشش داشته باشيد در بهتر كردن روابط با كشورهاي اسلامي
و در بيدار كردن دولتمردان و دعوت به وحدت و اتحاد كنيد كه
خداوند با شماست
و وصيت من به ملتهاي كشورهاي
اسلامي است كه انتظار نداشته باشيد كه از خارج كسي به شما در
رسيدن به هدف كه آن اسلام و پياده كردن احكام اسلام است
كمك كند؛ خود بايد به اين امر حياتي كه آزادي و استقلال را
تحقق ميبخشد قيام كنيد. و علماي اعلام و خطباي محترم
كشورهاي اسلامي دولتها را دعوت كنند كه از وابستگي به قدرتهاي
بزرگ خارجي خود را رها كنند و با ملت خود تفاهم كنند؛ در اين
صورت پيروزي را در آغوش خواهند كشيد. و نيز ملتها را دعوت به
وحدت كنند؛ و از نژادپرستي كه مخالف دستور اسلام است بپرهيزند؛ و
با برادران ايماني خود در هر كشوري و با هر نژادي كه هستند دست
برادري دهند كه اسلام بزرگ آنان را برادر خوانده. و اگر اين
برادري ايماني با همت دولتها و ملتها و با تأييد خداوند متعال
روزي تحقق يابد، خواهيد ديد كه بزرگترين قدرت جهان را مسلمين
تشكيل ميدهند. به اميد روزي كه با خواست پروردگار عالم اين
برادري و برابري حاصل شود.
و وصيت اينجانب به
وزارت ارشاد در همة اعصار خصوصاً عصر حاضر كه ويژگي خاصي دارد،
آن است كه براي تبليغ حق مقابل باطل و ارائة چهرة حقيقي
جمهوري اسلامي كوشش كنند. ما اكنون، در اين زمان كه دست
ابرقدرتها را از كشور خود كوتاه كرديم، مورد تهاجم تبليغاتي تمام
رسانههاي گروهي وابسته به قدرتهاي بزرگ هستيم. چه دروغها و
تهمتها كه گويندگان و نويسندگان وابسته به ابرقدرتها به اين
جمهوري اسلامي نوپا نزده و نميزنند.
معالاسف اكثر
دولتهاي منطقة اسلامي كه به حكم اسلام بايد دست اخوت به ما
دهند، به عداوت با ما و اسلام برخاستهاند و همه در خدمت
جهانخواران از هر طرف به ما هجوم آوردهاند. و قدرت تبليغاتي ما
بسيار ضعيف و ناتوان است و ميدانيد كه امروز جهان روي تبليغات
ميچرخد. و با كمال تأسف، نويسندگان به اصطلاح روشنفكر كه به
سوي يكي از دو قطب گرايش دارند، به جاي آنكه در فكر استقلال و
آزادي كشور و ملت خود باشند، خودخواهيها و فرصتطلبيها و
انحصارجوييها به آنان مجال نميدهد كه لحظهاي تفكر نمايند و
مصالح كشور و ملت خود را در نظر بگيرند، و مقايسة بين آزادي و
استقلال را در اين جمهوري با رژيم ستمگر سابق نمايند و زندگي
شرافتمندانة ارزنده را توأم با بعض آنچه را كه از دست دادهاند،
كه رفاه و عيشزدگي است، با آنچه از رژيم ستمشاهي دريافت
ميكردند توأم با وابستگي و نوكرمآبي و ثناجويي و مداحي از
جرثومههاي فساد و معادن ظلم و فحشا بسنجند؛ و از تهمتها و نارواها
به اين جمهوري تازه تولد يافته دست بكشند و با ملت و دولت در
صف واحد بر ضد طاغوتيان و ستمپيشگان زبانها و قلمها را به كار
بگيرند.
و
مسئلة تبليغ تنها به عهدة وزارت ارشاد نيست بلكه وظيفة همة
دانشمندان و گويندگان و نويسندگان و هنرمندان است. بايد وزارت
خارجه كوشش كند تا سفارتخانهها نشريات تبليغي داشته باشند و
چهرة نوراني اسلام را براي جهانيان روشن نمايند؛ كه اگر اين
چهره با آن جمال جميل كه قرآن و سنت در همة ابعاد به آن
دعوت كرده از زير نقاب مخالفان اسلام و كجفهميهاي دوستان
خودنمايي نمايد، اسلامْ جهانگير خواهد شد و پرچم پرافتخار آن در
همه جا به اهتزاز خواهد آمد. چه مصيبت بار و غمانگيز است كه
مسلمانان متاعي دارند كه از صدر عالم تا نهايت آن نظير ندارد،
نتوانستهاند اين گوهر گرانبها را كه هر انساني به فطرت آزاد خود
طالب آن است عرضه كنند؛ بلكه خود نيز از آن غافل و به آن
جاهلند و گاهي از آن فرارياند
ك ـ از امور
بسيار با اهميت و سرنوشتساز مسئلة مراكز تعليم و تربيت از
كودكستانها تا دانشگاهها است كه به واسطة اهميت فوقالعادهاش
تكرار نموده و با اشاره ميگذرم. بايد ملت غارت شده بدانند كه
در نيم قرن اخير آنچه به ايران و اسلام ضربة مهلك زده است
قسمت عمدهاش از دانشگاهها بوده است. اگر دانشگاهها و مراكز تعليم
و تربيتِ ديگر با برنامههاي اسلامي و ملي در راه منافع كشور به
تعليم و تهذيب و تربيت كودكان و نوجوانان و جوانان جريان
داشتند، هرگز ميهن ما در حلقوم انگلستان و پس از آن امريكا و
شوروي فرو نميرفت و هرگز قراردادهاي خانه خرابكن بر ملت محروم
غارتزده تحميل نميشد و هرگز پاي مستشاران خارجي به ايران باز
نميشد و هرگز ذخائر ايران و طلاي سياه اين ملت رنجديده در جيب
قدرتهاي شيطاني ريخته نميشد و هرگز دودمان پهلوي و وابستههاي
به آن اموال ملت را نميتوانستند به غارت ببرند و در خارج و
داخل پاركها و ويلاها بر روي اجساد مظلومان بنا كنند و بانكهاي
خارج را از دسترنج اين مظلومان پر كنند و صرف عياشي و هرزگي خود
و بستگان خود نمايند. اگر مجلس و دولت و قوة قضاييه و ساير
ارگانها از دانشگاههاي اسلامي و ملي سرچشمه ميگرفت ملت ما امروز
گرفتار مشكلات خانهبرانداز نبود. و اگر شخصيتهاي پاكدامن با گرايش
اسلامي و ملي به معناي صحيحش، نه آنچه امروز در مقابل اسلام
عرض اندام ميكند، از دانشگاهها به مراكز قواي سهگانه راه
مييافت، امروز ما غير امروز، و ميهن ما غير اين ميهن، و محرومان
ما از قيد محروميت رها، و بساط ظلم و ستمشاهي و مراكز فحشا و
اعتياد و عشرتكدهها كه هر يك براي تباه نمودن نسل جوان فعال
ارزنده كافي بود، در هم پيچيده و اين ارث كشور بر باد ده و
انسان برانداز به ملت نرسيده بود. و دانشگاهها اگر اسلامي ـ
انساني ـ ملي بود، ميتوانست صدها و هزارها مدرس به جامعه تحويل
دهد؛ لكن چه غمانگيز و اسفبار است كه دانشگاهها و دبيرستانها به
دست كساني اداره ميشد و عزيزان ما به دست كساني تعليم و
تربيت ميديدند كه جز اقليت مظلوم محرومي همه از غربزدگان و
شرقزدگان با برنامه و نقشة ديكته شده در دانشگاهها كرسي داشتند؛
و ناچار جوانان عزيز و مظلوم ما در دامن اين گرگان وابسته به
ابرقدرتها بزرگ شده و به كرسيهاي قانونگذاري و حكومت و قضاوت
تكيه ميكردند، و بر وفق دستور آنان، يعني رژيم ستمگر پهلوي عمل
ميكردند.
اكنون بحمدالله تعالي
دانشگاه از چنگال جنايتكاران خارج شده. و بر ملت و دولت جمهوري
اسلامي است در همة اعصار، كه نگذارند عناصر فاسد داراي مكتبهاي
انحرافي يا گرايش به غرب و شرق در دانشسراها و دانشگاهها و ساير
مراكز تعليم و تربيت نفوذ كنند و از قدم اول جلوگيري نمايند تا
مشكلي پيش نيايد و اختيار از دست نرود.
و وصيت اينجانب به
جوانان عزيز دانشسراها و دبيرستانها و دانشگاهها آن است كه خودشان
شجاعانه در مقابل انحرافات قيام نمايند تا استقلال و آزادي خود و
كشور و ملت خودشان مصون باشد.
|