|
ل ـ قواي مسلح، از ارتش و سپاه
و ژاندارمري و شهرباني تا كميتهها و بسيج و عشاير ويژگي خاص
دارند. اينان كه بازوان قوي و قدرتمند جمهوري اسلامي ميباشند و
نگهبان سرحدات و راهها و شهرها و روستاها و بالاخره نگهداران
امنيت و آرامشبخشان به ملت ميباشند، ميبايست مورد توجه خاص
ملت و دولت و مجلس باشند. و لازم است توجه داشته باشند كه در
دنيا آنچه كه مورد بهرهبرداري براي قدرتهاي بزرگ و سياستهاي
مخرب، بيشتر از هر چيز و هر گروهي است، قواي مسلح است. قواي
مسلح است كه با بازيهاي سياسي، كودتاها و تغيير حكومتها و رژيمها
به دست آنان واقع ميشود؛ و سودجويان دغل بعض سران آنان را
ميخرند و با دست آنان و توطئههاي فرماندهان بازي خوردة كشورها
را به دست ميگيرند، و ملتهاي مظلوم را تحت سلطه قرار داده و
استقلال و آزادي را از كشورها سلب ميكنند. و اگر فرماندهان
پاكدامن متصدي امر باشند، هرگز براي دشمنان كشورها امكان كودتا يا
اشغال يك كشور پيش نميآيد و يا اگر احياناً پيش آيد، به دست
فرماندهان متعهد شكسته و ناكام خواهد ماند. و در ايران نيز كه
اين معجزة عصر به دست ملت انجام گرفت، قواي مسلح متعهد و
فرماندهان پاك و ميهندوست سهم بسزايي داشتند.
و امروز كه جنگ
لعنتي و تحميلي صدام تكريتي به امر و كمك امريكا و ساير قدرتها
پس از نزديك به دو سال با شكست سياسي و نظامي ارتش متجاوز بعث
و پشتيبانان قدرتمند و وابستگان به آنان روبهرو است، باز قواي
مسلح نظامي و انتظامي و سپاهي و مردمي با پشتيباني بيدريغ ملت
در جبههها و پشت جبههها اين افتخار بزرگ را آفريدند و ايران را
سرافراز نمودند؛ و نيز شرارتها و توطئههاي داخلي را كه به دست
عروسكهاي وابسته به غرب و شرق براي براندازي جمهوري اسلامي
بسيج شده بودند با دست تواناي جوانان كميتهها و پاسداران بسيج
و شهرباني و با كمك ملت غيرتمند درهم شكسته شد. و همين جوانان
فداكار عزيزند كه شبها بيدارند تا خانوادهها با آرامش استراحت
كنند. خدايشان يار و مددكار باد.
پس وصيت برادرانة
من در اين قدمهاي آخرين عمر بر قواي مسلح به طور عموم، آن
است كه اي عزيزان كه به اسلام عشق ميورزيد و با عشق لقا ء
الله به فداكاري در جبههها و در سطح كشور به كار ارزشمند خود
ادامه ميدهيد، بيدار باشيد و هوشيار كه بازيگران سياسي و
سياستمداران حرفهاي غرب و شرقزده و دستهاي مرموز جنايتكاران
پشتپرده لبة تيز سلاح خيانت و جنايتكارشان از هر سو و بيشتر از
هر گروه متوجه به شما عزيزان است؛ و ميخواهند از شما عزيزان كه
با جانفشاني خود انقلاب را پيروز نموديد و اسلام را زنده كرديد
بهرهگيري كرده و جمهوري اسلامي را براندازند؛ و شما را با اسم
اسلام و خدمت به ميهن و ملت از اسلام و ملت جدا كرده به دامن
يكي از دو قطب جهانخوار بيندازند؛ و بر زحمات و فداكاريهاي شما با
حيلههاي سياسي و ظاهرهاي به صورت اسلامي و ملي خط بطلان
بكشند.
وصيت اكيد من به قواي
مسلح آن است كه همان طور كه از مقررات نظام، عدم دخول نظامي
در احزاب و گروهها و جبههها است به آن عمل نمايند؛ و قواي مسلح
مطلقاً، چه نظامي و انتظامي و پاسدار و بسيج و غير اينها، در هيچ
حزب و گروهي وارد نشده و خود را از بازيهاي سياسي دور نگه دارند.
در اين صورت ميتوانند قدرت نظامي خود را حفظ و از اختلافات
درون گروهي مصون باشند. و بر فرماندهان لازم است كه افراد تحت
فرمان خود را از ورود در احزاب منع نمايند. و چون انقلاب از همة
ملت و حفظ آن بر همگان است، دولت و ملت و شوراي دفاع و مجلس
شوراي اسلامي وظيفة شرعي و ميهني آنان است كه اگر قواي مسلح،
چه فرماندهان و طبقات بالا و چه طبقات بعد، برخلاف مصالح اسلام
و كشور بخواهند عملي انجام دهند يا در احزاب وارد شوند كه ـ
بياشكال به تباهي كشيده ميشوند ـ و يا در بازيهاي سياسي وارد
شوند، از قدم اول با آن مخالفت كنند. و بر رهبر و شوراي رهبري
است كه با قاطعيت از اين امر جلوگيري نمايد تا كشور از آسيب در
امان باشد.
و من به همة
نيروهاي مسلح در اين پايان زندگي خاكي، وصيت مشفقانه ميكنم
كه از اسلام كه يگانه مكتب استقلال و آزاديخواهي است و خداوند
متعال همه را با نور هدايت آن به مقام والاي انساني دعوت
ميكند، چنانچه امروز وفاداريد در وفاداري استقامت كنيد كه شما را
و كشور و ملت شما را از ننگ وابستگيها و پيوستگيها به قدرتهايي كه
همة شما را جز براي بردگي خويش نميخواهند و كشور و ملت عزيزتان
را عقب مانده و بازار مصرف و زير بار ننگين ستمپذيري نگه
ميدارند نجات ميدهد. و زندگي انساني شرافتمندانه را ولو با
مشكلات بر زندگاني ننگين بردگي اجانب ولو با رفاه حيواني ترجيح
دهيد؛ و بدانيد مادام كه در احتياجات صنايع پيشرفته، دست خود را
پيش ديگران دراز كنيد و به دريوزگي عمر را بگذرانيد قدرت ابتكار و
پيشرفت در اختراعات در شما شكوفا نخواهد شد. و به خوبي و عينيت
ديديد كه در اين مدت كوتاه پس از تحريم اقتصادي همانها كه از
ساختن هرچيز خود را عاجز ميديدند و از راه انداختن كارخانهها
آنان را مأيوس مينمودند، افكار خود را به كار بستند و بسياري از
احتياجات ارتش و كارخانهها را خود رفع نمودند. و اين جنگ و
تحريم اقتصادي و اخراج كارشناسان خارجي، تحفهاي الهي بود كه
ما از آن غافل بوديم. اكنون اگر دولت و ارتش كالاهاي
جهانخواران را خود تحريم كنند و به كوشش و سعي در راه ابتكار
بيفزايند، اميد است كه كشور خودكفا شود و از دريوزگي از دشمن نجات
يابد.
و هم در اينجا بايد بيفزايم كه
احتياج ما پس از اينهمه عقبماندگي مصنوعي به صنعتهاي بزرگ
كشورهاي خارجي حقيقتي است انكارناپذير. و اين به آن معني نيست
كه ما بايد در علوم پيشرفته به يكي از دو قطب وابسته شويم.
دولت و ارتش بايد كوشش كنند كه دانشجويان متعهد را در كشورهايي
كه صنايع بزرگ پيشرفته را دارند و استعمار و استثمارگر نيستند
بفرستند؛ و از فرستادن به امريكا و شوروي و كشورهاي ديگر كه در
مسير اين دو قطب هستند احتراز كنند، مگر انشا ء الله روزي برسد كه
اين دو قدرت به اشتباه خود پيبرند و در مسير انسانيت و
انساندوستي و احترام به حقوق ديگران واقع شوند؛ يا انشا ء الله
مستضعفان جهان و ملتهاي بيدار و مسلمانان متعهد، آنان را به جاي
خود نشانند. به اميد چنين روزي.
م ـ راديو و
تلويزيون و مطبوعات و سينماها و تئأترها از ابزارهاي مؤثر تباهي و
تخدير ملتها، خصوصاً نسل جوان بوده است. در اين صد سال اخير
بويژه نيمة دوم آن، چه نقشههاي بزرگي از اين ابزار، چه در
تبليغ ضد اسلام و ضد روحانيت خدمتگزار، و چه در تبليغ
استعمارگران غرب و شرق، كشيده شد و از آنها براي درست كردن
بازار كالاها خصوصاً تجملي و تزئيني از هر قماش، از تقليد در
ساختمانها و تزئينات و تجملات آنها و تقليد در اجناس نوشيدني و
پوشيدني و در فرم آنها استفاده كردند، به طوري كه افتخار بزرگِ
فرنگي مآب بودن در تمام شئون زندگي از رفتار و گفتار و پوشش و
فرم آن بويژه در خانمهاي مرفه يا نيمه مرفه بود، و در آداب
معاشرت و كيفيت حرف زدن و به كار بردن لغات غربي در گفتار و
نوشتار به صورتي بود كه فهم آن براي بيشتر مردم غيرممكن، و
براي همرديفان نيز مشكل مينمود! فيلمهاي تلويزيون از
فرآوردههاي غرب يا شرق بود كه طبقة جوان زن و مرد را از مسير
عادي زندگي و كار و صنعت و توليد و دانش منحرف و به سوي بيخبري
از خويش و شخصيت خود و يا بدبيني و بدگماني به همه چيز خود و
كشور خود، حتي فرهنگ و ادب و مآثر پر ارزشي كه بسياري از آن با
دست خيانتكار سودجويان، به كتابخانهها و موزههاي غرب و شرق
منتقل گرديده است. مجلهها با مقالهها و عكسهاي افتضاح بار و
أسفانگيز، و روزنامهها با مسابقات در مقالات ضدفرهنگي خويش و
ضداسلامي با افتخار، مردم بويژه طبقة جوان مؤثر را به سوي غرب
يا شرق هدايت ميكردند. اضافه كنيد بر آن تبليغ دامنهدار در
ترويج مراكز فساد و عشرتكدهها و مراكز قمار و لاتار و مغازههاي
فروش كالاهاي تجملاتي و اسباب آرايش و بازيها و مشروبات الكلي
بويژه آنچه از غرب وارد ميشد. و در مقابل صدور نفت و گاز و
مخازن ديگر، عروسكها و اسباب بازيها و كالاهاي تجملي وارد ميشد؛ و
صدها چيزهايي كه امثال من از آنها بياطلاع هستيم. و اگر خداي
نخواسته عمر رژيم سرسپرده و خانمان برانداز پهلوي ادامه پيدا
ميكرد، چيزي نميگذشت كه جوانان برومند ما ـ اين فرزندان اسلام
و ميهن كه چشم اميد ملت به آنها است ـ با انواع دسيسهها و
نقشههاي شيطاني به دست رژيم فاسد و رسانههاي گروهي و
روشنفكران غرب و شرقگرا از دست ملت و دامن اسلام رخت
برميبستند: يا جواني خود را در مراكز فساد تباه ميكردند؛ و يا به
خدمت قدرتهاي جهانخوار درآمده و كشور را به تباهي ميكشاندند.
خداوند متعال به ما و آنان منت گذاشت و همه را از شر مفسدين و
غارتگران نجات داد.
اكنون وصيت من به مجلس شوراي اسلامي در
حال و آينده و رئيسجمهور و رؤساي جمهور مابعد و به شوراي نگهبان
و شوراي قضايي و دولت در هر زمان، آن است كه نگذارند اين
دستگاههاي خبري و مطبوعات و مجلهها از اسلام و مصالح كشور منحرف
شوند. و بايد همه بدانيم كه آزادي به شكل غربي آن، كه موجب
تباهي جوانان و دختران و پسران ميشود، از نظر اسلام و عقل
محكوم است. و تبليغات و مقالات و سخنرانيها و كتب و مجلات
برخلاف اسلام و عفت عمومي و مصالح كشور حرام است. و بر همة ما
و همة مسلمانان جلوگيري از آنها واجب است. و از آزاديهاي مخرب
بايد جلوگيري شود. و از آنچه در نظر شرع حرام و آنچه برخلاف مسير
ملت و كشور اسلامي و مخالف با حيثيت جمهوري اسلامي است به طور
قاطع اگر جلوگيري نشود، همه مسئول ميباشند. و مردم و جوانان
حزباللهي اگر برخورد به يكي از امور مذكور نمودند به دستگاههاي
مربوطه رجوع كنند و اگر آنان كوتاهي نمودند، خودشان مكلف به
جلوگيري هستند. خداوند تعالي مددكار همه باشد.
|