|
مقدمه از حضرت آيت الله جعفر سبحاني : روح و روان انسان در روزهاي نخست بسان برگ کاغذي است که بر روي آن چيزي نقش نبسته باشد و به تعبير امير مومنان علي عليه الاسلام سرزمين بکري است که قابليت رويش هر نوع سبزه و درخت را دارد تا چه بذري در آن پاشيده شود و يا چه نهالي در آن کاشته گردد . در حالي که در نخستين آفرينش او هيچ نوع فعليت وجود ندارد ولي سراسر وجود او را استعداد و قابليت تشکيل مي دهد که مي تواند در شرايطي به فعليت برسد . در قلمرو و پرورش تواناييها و شايستگيها دو نوع معلم يا مربي مورد نياز است که اين تواناييها را به « شدنها » تبديل کند . اين دو نوع معلم عبارتند از : الف : معلم گفتار و بيان که از طريق آموزش ، درهاي معرفت و دانش را به انسان بگشايد . ب: معلم الگو و اسوه که رفتار و کردار او راه و رسم زندگي را ترسيم کند و دست اسنان را با زبان بي زباني گرفته به مراحل کمال برساند . قرآن مجيد نام اين نوع معلم را اسوه و الگو مي نهد و پيامبر را نيز براي افراد با ايمان الگو معرفي مي کند ، آنجا که مي فرمايد : « لقد کان في رسول الله اسوه حسنه لمن کان يرجو الله و اليوم الآخر و ذکر الله کثيرا » در دانشهاي اسلامي ؛ علمي است به نام « سيره » که در ان علم روي کردار و رفتار انسان والايي تکيه مي شود و زندگاني او در ابعاد مختلف بهترين سرمشق مي باشد . استاد مطهري هم استاد بيان بود و هم سرمشق زندگي از نظر رفتار و گفتار . او در بستر علم و دانش ، در جهاد قلمي و بياني ، در پاسداري از مرزهاي حق و حقيقت ، در افشاگري و چهره نمايي ، در تهجد و نيايش در دل شب ، در عزت و مناعت نفس ، در تواضع و فروتني ، در انس و مجلس آرايي ، حفظ حرمت بزرگان و دانشمندان و سرانجام در کم سخني و گزيده گويي - بدون اغراق – اسوه و سرمشق است . |