ارتقاء مقام

 کارمند عزيز دون پايه ..... مي دهم پند مُفت و بي مايه

گر که خواهي رسي به پست و مقام ..... شود ايّام زندگيت به کام

اطلاعات خود بکن افزون ..... درخصوص مدير و عادت اون

اينکه او از چه مي شود خوشحال ..... يا چه جوري دهد به تو پر و بال

يک کمي هم زبان بيگانه ..... قاطي حرف هاي روزانه

گر کني کار تو درست شود ..... پاي عقل مدير سست شود

هرچه او گفت با «اوکي » تاييد ..... کن بدون دقيقه اي ترديد

بعضي وقتا جواب تو اين است: ..... واي اين گفته ها چه شيرين است 

کَس نديده چو تو مديري« گوُد» ..... واقعآً حرف هايت عالي بود

با « ديسيپلين» و با کلاسي تو ..... بين صد تا مدير آسي تو

حرف هاي قلمبه هم شايد ..... گاه گاهي تو را به کار آيد

با مديرت تو نم نمک قاطي ..... بشو اما نه حد افراطي

در دلش رخنه کن به صد ترفند ..... گاه با اخم وگاه با لبخند

از مديران قبلي آن جا ..... کن سعايت شديد و بي پروا

گاهي اوقات هم براي مدير ..... گر تواني کمي هديه بگير

چند روزي مثال حيف نان ..... چاپلوسي کن و نمک بپران

با چنين حرف هاي يک من غاز ..... مي شود راه آن ترقي باز

گر بگيري به کار پندِ مرا ..... پندهاي بسان قند مرا

ارتقاء مقام تو حتمي است ..... در اضافه حقوق شکيّ نيست

بعد چندي شوي معاون او ..... بشــکـــن آن وقــت بـــا دمــت گــردو

گفت « جاويد » هرچه لازم بود ..... کودني تو اگر شوي مردود

 محمد جاويد

 ************************************************************

ياد آن روزي كه بودم اوّلي

ناز و طنّاز و عزيز و فلفلي

شاه خانه بودم و با داد و دود

هر چه را مي خواستم آماده بود

واي از آن روزي كه آمد دومي

نق نقو و بد ادا و قم قمي

من وزير گشتم و افتادم ز جاه

دومي به جاي من گرديد شاه

 تا به خود آيم و خودداري كنم

سومي آمد و او شد خواهرم

 دختري زيبا و خوشرو مثل ماه

من و داداشم كشيديم سوز و آه

 جاي سبزي و نشاط و خرّمي

سر رسيد از گرد راه چهارمي

 ديگر آن خانه برايم تنگ شد

سبزي و گل در نگاهم سنگ شد

 داشتم مي كردم عادت ، ناگهان

پنجمي هم پا نهاد بر اين جهان

 بهر سوختن پنج تن كافي نبود

ششمي هيزم شد و ما مثل دود

 ناصر و منصور و شهناز و شهين

احمد و فرهاد و هفتم شد مهين

 خانه مان گرديد درهم برهمي

سه قلو شد هشتمي و نهمي و دهمي

 اي امان و اي امان و اي امان

اي امان از دست بابا و مامان

 مادرم شد بار ديگر حامله

اين كه آيد تيم فوتبال كامله

 ناصر و منصور و شهناز و شهين

احمد و فرهاد و عبّاس و مهين

 علي مردان گل و معصومه جان

آخري هم مي شود دروازه بان

 ************************************************************

 

دماغ!

 اين عضو حياتي

اگه مثل کلنگه

مثل لوله تفنگه

با خوشگلي‌ت مي‌جنگه

طبيعيه، قشنگه

نگو که اين يه درده

دماغ عمل نکرده

اگر که مثل فيله

و يا از اين قبيله

روي نوکش زيگيله

غصه نخور، اصيله

هي نرو پشت پرده

دماغ عمل نکرده

يکي مي‌گه درازه

خيلي ولنگ و وازه

يکي مي‌گه ترازه

غصه نخور که نازه

ببين خدا چه کرده

دماغ عمل نکرده

دماغ نگو جواهر

سوژه‌ي شعر شاعر

طويل في‌المظاهر

پديده‌ي معاصر

آهاي تخم دو زرده

دماغ عمل نکرده

با اون دماغ هميشه

عکس تو پشت شيشه

تو سينما چي مي‌شه

شکستن کليشه

کاشکي بري رو پرده

دماغ عمل نکرده

کم باباتو کچل کن

يا خودتو مچل کن

کي بت مي‌گه عمل کن

قصيده رو غزل کن

مي‌شي له و لورده

دماغ عمل نکرده

چه‌قد دماغ دماغ شد

قافيه‌مون چلاق شد

هي، يکي- چل کلاغ شد

تصنيف کوچه باغ شد

بره که برنگرده

دماغ عمل نکرده!

 ************************************************************

 خوشا !!!

 خوشا آنان که دانشجو ندارند

دوتا اینـسو دوتا آنسو ندارند

که از شهریه ها غمباد گیرند

چو پولی تا نوک پارو ندارند

 هر آن کس را که دیدی هست دلشاد

بدور از ناله و اندوه و فریاد

بدان فرزند ایشان نیست راهی

پدرجان ، سوی دانشگاه آزاد

 غذایش را بجز کوکو ندیدم

به زیر پاش یک زیلو ندیدم

درون خانه اش را هرچه گشتم

به غیر از پنـج دانشجو ندیدم

 ************************************************************

 بي تو

 بی تو Online شبی باز از آن Room گذشتم

همه تن چشم شدم . دنبال ID ی تو گشتم

شوق ديدار تو لبريز شد از Case وجودم

شدم آن User ديوانه که بودم

وسط صفحه Room , Desktop ياد تو درخشيد

Ding صد پنجره پيچيد

شکلکی زرد بخنديد

يادم آمد که شبی با هم از آن Chat بگذشتيم

Room گشوديم و در آن PM دلخواسته گشتيم

لحظه ای بی خط و پيغام نشستيم

تو و Yahoo و Ding و دنگ

همه دلداده به يک Talk بد آهنگ

Windows و Hard و Mother Board

آريا دست برآورده به Keyboard

تو همه راز جهان ريخته در طرز سلامت

من بدنبال معنای کلامت

يادم آمد که به من گفتی از اين عشق حذر کن

لحظه ای چند بر اين Room نظر کن

Chat آئينه عشق گذران است

تو که امروز نگاهت به Email ی نگران است

باش فردا که PM ات با دگران است

تا فراموش کنی چندی از اين Log Out , Room کن

باز گفتم حذر از Chat ندانم

ترک Chat کردن هرگز نتوانم نتوانم

روز اول که Email ام به تمنای تو پر زد

مثل Spam تو Inbox تو نشستم

تو Delet کردی ولی من نرميدم نه گسستم

باز گفتم که تو يک Hacker و من User مستم

تا به دام تو درافتم Room ها رو گشتم و گشتم

تو مرا Hack بنمودی . نرميدم . نگسستم

..........

Room ی از پايه فرو ريخت

Hacker ی Ignor تلخی زد و بگريخت

Hard بر مهر تو خنديد

PC از عشق تو هنگيد

..........

رفت در ظلمت شب آن شب و شبهای دگرهم

نگرفتی دگر از User آزرده خبر هم

نکنی دگر از آن Room گذر هم

بی تو اما به چه حالی من از آن Room گذشتم

 ************************************************************

مدرك ديپلم

اي نسيم سحر آرامگه يار كجاست؟

مدرك ديپلمم اينجاست ولي كار كجاست؟

هر كجايي كه من مدرك خود را بردم

پاسخ اين بود كه يك پارتي پولدار كجاست؟

روز و شب هر چه دويدم پي همسر گفتند

از براي چو تويي همسر و غمخوار كجاست؟

پدر دختره تا ديد مرا با فرياد

گفت اوٌل تو بگو درهم و دينار كجاست؟

خانه در جردن و شمران چه داري بچه؟

پست و عنوان و يا حجره و انبار كجاست؟

ست الماس و گلوبند زمرد كه به آن

بكند دختر من فخر در انظار كجاست؟

يك عدد بنز مدل 98 دو در

تا كند فيس در آن در بر اغيار كجاست؟

اعتياد ار كه نداري و سلامت هستي

برگي پاكي ژن از دكتر و بهيار كجاست؟

هر چه فرياد زدم حرف مرا كس نشنيد

كه به دادم برسد؟ گوش بدهكار كجاست؟

نيست چون بهر جوان عيب اكنون حمٌالم

توي ميدان بكنم باربري، بار كجاست؟

مدرك ديپلم خود را بفروشم به دو پول

ايهالناس بگوييد خريدار كجاست؟

 ************************************************************

 بي تو مهتاب شبي باز از آن کوچه گذشتم

در پي يک دو ريالي همه جا رفتم و گشتم

دم به دم يکسره فرياد زدم آيا هست

يک دو ريالي خدمت حضرت عالي؟

ولي هر لحظه جوابي نشنيدم

خسته ي خسته لب جوي آبي بنشستم

عابري آمد و انداخت دو سکه کف دستم

و من از کرده ايشان نرميدم نگسستم

نرم و آهسته توي باجه خزيدم

ولي از گوشي آن هيچ صدايي نشنيدم

يادم افتاد که ديريست که اين باجه خراب است

همچو آينه دق مايه و اسباب عذاب است

 ************************************************************

 اهل دانشگاهم

روزگارم خوش نيست

ژتوني دارم

خرده عقلی

سر سوزن شوقي

 اهل دانشگاهم پيشه ام گپ زدن است

گاه گاهي مي نويسم تكليف

مي سپارم به شما

تا به يك نمره ناقابل بيست

كه در آن زندانيست

دلتان زنده شود

چه خيالي چه خيالي ميدانم

گپ زدن بيهوده است

خوب ميدانم دانشم بيهوده است

اوستاد از من پرسيد

چقدر نمره ز من مي خواهي

من از او پرسيدم دل خوش سيري چند

 اهل دانشگاهم

قبله ام آموزش

جانمازم جزوه

مشق از پنجره ها ميگيرم

همه ذرات وجودم متبلور شده است

درسهايم را وقتي مي خوانم

كه خروس مي كشد خميازه

مرغ و ماهي خواب است

 خوب يادم هست

مدرسه باغ آزادي بود

درس بي كرنش مي خوانديم

نمره بي خواهش مي آورديم

تا معلم پارازيت مي انداخت

همه غش مي كرديم

كلاس چقدر زيبا بود و معلم چقدر حوصله داشت

درس خواندن آنروز

مثل يك بازي بود

كم كمك دور شدم از آنجا

بار خود را بستم

عاقبت رفتم در دانشگاه

به محيط خشن آموزش

و به دانشكده علوم سرايت كردم

رفتم از پله كامپيوتر بالا

چيزها ديدم در دانشگاه

من گدايي ديدم در آخر ترم

در به در مي گشت

يك نمره قبولي مي خواست

 من كسي را ديدم

از ديدن يك نمره ده

دم دانشگاه پشتك مي زد

شاعري ديدم

هنگام خطابه

به خرچنگ مي گفت ستاره

و اسيد نيتريك را جاي مي مي نوشيد

همه جا پيدا بود

همه جا را ديدم

بارش اشك از نمره تك

جنگ آموزش با دانشجو

حذف يك درس به فرماندهي كامپيوتر

فتح يك ترم به دست ترميم

قتل يك لبخند در آخر ترم

همه را من ديدم

من در اين دانشگاه در به در و ويرانم

من به يك نمره نا قابل ده خشنودم

من به ليسانس قناعت دارم

من نمي خندم اگر دوست من مي افتد

من نمي خندم اگر نرخ ژتون را دو برابر بكنند

و نمي خندم اگر موي سرم مي ريزد

 من در اين دانشگاه

در سراشيب كسالت هستم

خوب مي دانم استاد

كي كوئيز مي گيرد

برگه حذف كجاست

سايت و رايانه آن مال من است

تريا،نقليه و دانشكده از آن من است

ما بدانيم اگر سلف نباشد

همگي مي ميريم

و اگر حذف نباشد

همگي مشروطيم

 نپرسيم كه در قيمه چرا گوشت نبود

كار ما نيست شناسايي مسئول غذا

كار ما نيست شناسايي بي نظمي ها

كار ما شايد اينست كه در مركز پانچ

پي اصلاح خطا ها برويم

 ************************************************************

پشه و ازدواج مجدد!!!

 توجه: لطفا ( پشه را با تشدید بخوانید!!)

  

آن شنیدم پشه ء زن مرده ای!

پشه زن مرده و افسرده ای!

 چون عیالش مرد در مرگش گریست

مدتی بی همسر و بی زن بزیست!

 عاقبت گفتند اورا دوستان!

هست فیلی ( ماده) در ( هندوستان)!!  

شوهر او زد از این دنیا به چاک!!

زیر ماشین رفت ناگه شد هلاک!!

 خواستگاری کن که آید در برت!

چون که تنهایی. شود او همسرت!

 این نصیحت پشه را خوشحال کرد!!

زود از این گفتار استقبال کرد

 بال پر بگشود در روی هوا

رفت سوی فیل . با شورو نوا

 پشه او را خوشگل و زیبا بدید

عشقی از وی آمدش در دل پدید

 گفت ای فیل ملوس و عشوه گر!!

از همه خوبان عالم خوبتر!

 آن شنیدم شوهرت رفته ز دست

مانده ای تنها که این خیلی بد است

 من هم از روزی که بی زن مانده ام

پشه ای آواره و در مانده ام!

 حرف مردم را نباید کم گرفت

بایدت این آبرو محکم گرفت

 چاره این درد و هم راه علاج!!

ازدواج است ازدواج است ازدواج!!

 تو زن من باش من نان آورت!!!!

فخر کن بر شوهر نام آورت !!!

 فیل ماده چون شنید این حرف گفت:

ازدواج ما بود یک حرف مفت!

 در نظر آور کنون آینده را

کی توانی داد خرج بنده را؟؟!

 کودکی آید اگر از ما پدید ؟!

از عجایب باشد و نوع جدید!!

 مانع دیگر که اصل مطلب است!؟

باعث تشویش در روز و شب است!!

 این که تو در آسمان پر میزنی!

کی دگر روی هوا فکر (( زنی)) ؟؟

 شب نیایی گر به منزل . من کجا؟

دسترس دارم به تو ای نا قلا؟؟؟

 من چه می دانم کجا خوابیده ای ؟؟

یا برای من چه خوابی دیده ای؟؟

 روز و شب من در زمین تو در هوا

وصلتی اینسان نمی باشد روا !!

 بی تناسب چونکه باشد ازدواج

جز طلاق آنرا نباشد خود علاج!

 این طلاق و این جدایی ها همه

بین آدمها بود بی واهمه!!

 پند من بشنو تو در ختم سخن!!

بی تناسب زن مگیر ای هم وطن!!

 گل آقا

 ************************************************************ 

  از گرانی

        از گرانی آدم خــل می‌شود

                             سفت هم باشد اگر، شل می‌شود!

     از گرانی می‌پرد از کلّه هوش

                               از گرانی می‌شود هر گربه، موش!

     از گرانی چاق، لاغر می‌شود

                               اسب سرکش عینهو خر می‌شود!

     از گرانی کلّه گردد منگ منگ

                                کلّه گردد منگ، پاها لنگ لنگ!

     از گرانی جیب خالی می‌شود

                                قـــامت آدم هلالی می‌شود!

     از گرانی پیر آدم در میاد

                                چشم آدم می‌شود خیلی گشـاد!

     از گرانی خنده گریه می‌شود

                                 آمپر آمپر برق، از سر می پـرد!

    از گرانی کارمند کم حقوق

                                می‌کند هی ناله و هی نق و نوق!

     از گرانی آدمی گردد گدا

                                 می‌رود آنگه، سوی دار فنا!

 ************************************************************

خوش خيال

 خدایا به حق سر و پا وگوش ..... بده خانه ای با دواستخر توش 

 به حق دل پر زخون انار ..... کرم کن یه ماشین  ولو جاگوار

 به چشمان اشکی زبوی پیا ..... به یک گونی پول دارم نیاز

 به اشك و به آه دل بي زنان ..... عطا کن زنی با کلاس و مامان

 نخواهد زمن مِهر و پول و طلا ..... ولی خوشگل وخوب و ظالم بلا

 جهازش مهيا وشيك وگران ..... به مانند بعضي ز ما بهتران

 بُود شاغل و صاحب يك مقام ..... شوم راحت از كارو خوابم مدام

 نه کم کار وتنبل نه اینکه عجول ..... نه کم رو نه اینکه خورَد زود گول

 اگر داشت مادر نباشد خیال ..... به شرطی که باشدکر وکور و لال

 و باباش كه قربون شكلشم ..... اگر توپ بود منت اش مي كشم

 به شرطي كه سنش فزون از نود ..... چه بهتراگر بود بالاي صد

 که پاسپورت و ویزاش باشد اوکی ..... کنم راه صد ساله یک روزه طی

 وميراث توپي بيارم به دست .....  هاپولي كنم ارث او هرچه هست

 سپس بنده شهرام ديگر شوم ..... غلط گفتم حتماً از او سر شوم

 چنین گفت «جاوید» ای خوش خیال ..... که بيهوده داري چنين قيل و قال

 به اين آرزوهاي صد من یه غاز ..... نکـــن اعــتــنــا و دلــــت را نـــبــاز

 ز (گربه) دعا گر که مقبول بود ..... ز باران کویر نمک فول بود

 محمد جاويد